نقد و بررسی
نقد ویوو (Vivo) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
نغمهای برای عبور از فاصلهها «ویوو» در ظاهر ماجرایی ساده و خوشریتم دربارهٔ یک کینکاجوی موسیقیدوست است که میکوشد ترانهای عاشقانه را به مقصد برساند؛ اما در لایهٔ زیرین، فیلم دربارهٔ پیوندهایی است که با گذر زمان و فاصله از میان نمیروند. موسیقی در اینجا صرفاً چاشنی سرگرمی یا وسیلهای برای پیشبرد ماجرا نیست، بلکه زبان مشترک شخصیتهایی است که گاه فرصت بیان مستقیم احساساتشان را از دست دادهاند.
همین ایده به فیلم مرکز عاطفی روشنی میدهد، هرچند روایت در ادامه همیشه به اندازهٔ آغازش منسجم و متمرکز نمیماند. «ویوو» انیمیشنی موزیکال به کارگردانی Kirk DeMicco و Brandon Jeffords است و Lin-Manuel Miranda ترانهها را نوشته و به شخصیت اصلی صدا داده است. آغاز پرشور و ریشههای عاطفی فیلم با فضایی زنده و آفتابی آغاز میشود: موسیقی خیابانی، همراهی ویوو با Andrés و شور جمعیتی که به اجرای آنها گوش میسپارد.
این بخش از اثر، جهان قصه را نه با توضیحهای طولانی، بلکه با ضرباهنگ و تصویر معرفی میکند. رابطهٔ میان نوازندهٔ سالخورده و همراه کوچک و وفادارش، از همان ابتدا گرم و باورپذیر به نظر میرسد؛ رابطهای که بیش از آنکه به گفتوگو وابسته باشد، در عادتهای مشترک، نگاهها و اجرای موسیقی شکل گرفته است.
خبر و رخدادهای بعدی، داستان را از این فضای آرام به سوی سفری پرمخاطره میبرند. فیلم انگیزهای عاطفی برای حرکت شخصیت اصلی فراهم میکند و به همین دلیل، ماجراجوییاش صرفاً زنجیرهای از اتفاقهای تصادفی نیست. با این حال، نقطهٔ قوت آغازین فیلم در ادامه گاهی زیر بار انحرافهای روایی قرار میگیرد: قصهای که میتوانست پیوسته بر نیروی موسیقی و رابطههای انسانی تکیه کند، در بخشهایی به مجموعهای از برخوردها و گرفتاریهای فرعی تبدیل میشود.
« این بخش از اثر، جهان قصه را نه با توضیحهای طولانی، بلکه با ضرباهنگ و تصویر معرفی میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
موسیقی؛ نیروی محرک و گاه عامل حواسپرتی موسیقی مهمترین دارایی «ویوو» است. ترانهها به فیلم انرژی میبخشند، شخصیتها را از راهی غیرمستقیم معرفی میکنند و در لحظههایی، احساساتی را بیان میکنند که روایت کلامی بهتنهایی از انتقالشان ناتوان است. آهنگ آغازین بهخوبی فضای پرتحرک فیلم را بنا میکند و ترکیب ریتمهای لاتین با بازیگوشی کلام، حالوهوایی سرزنده میآفریند.
در برخی قطعات نیز موسیقی و تصویر چنان هماهنگ میشوند که صحنه از یک اجرای تزئینی فراتر میرود و به بخشی از بیان سینمایی اثر بدل میشود. اما کیفیت ترانهها یکدست نیست. گاهی آهنگها در خدمت شخصیت و موقعیت قرار میگیرند؛ گاهی نیز چنان به چشم میآیند که انگار فیلم برای رسیدن به قطعهٔ بعدی مکث کرده است.
حضور خلاقانه و پررنگ Lin-Manuel Miranda برای طرفداران کارنامهٔ او جذاب خواهد بود، ولی همین حضور ممکن است در بعضی لحظهها بیش از اندازه محسوس شود. برخی قطعات یادآور توانایی او در بازی با وزن و قافیهاند، اما ترانهای که قرار است در مرکز عاطفی ماجرا قرار گیرد، لزوماً به همان اندازه در ذهن نمیماند.
بنابراین، موسیقی هم موتور اصلی جذابیت فیلم است و هم یکی از منابع نوسان آن. تصویر و طراحی جهان از نظر بصری، «ویوو» جهان رنگینی میسازد که بهسادگی میتوان در آن غرق شد. رنگها، حرکتها و جزئیات محیطی به فضای فیلم حس زندهبودن میدهند و تفاوت میان مکانها به تجربهٔ سفر شخصیتها شکل میبخشد.
« موسیقی؛ نیروی محرک و گاه عامل حواسپرتی موسیقی مهمترین دارایی «ویوو» است. »
شخصیتها و اجرا
طراحی ویوو نیز با اندازهٔ کوچک، چهرهٔ کنجکاو و تحرک دائمیاش، برای یک قهرمان انیمیشنی مناسب است؛ شخصیتی که حتی در سکوت هم از انرژی و کنجکاوی خالی نیست. یکی از انتخابهای مؤثر فیلم، تغییر حالوهوای بصری در بخشهایی از خاطره و خیال است. این تفاوت سبکی، تجربهٔ گذشته را از زمان حال جدا میکند و به لحظههای عاشقانه یا نوستالژیک کیفیتی لطیفتر میبخشد.
در برابر این لحظههای چشمنواز، برخی بخشهای سفر بیش از حد شلوغ یا کشدار به نظر میرسند. فیلم گاهی محیطهای تازه را با جذابیت بصری معرفی میکند، اما فرصت کافی برای تبدیل آنها به بخشی معنادار از مسیر درونی شخصیتها نمییابد. شخصیتها و شیمی میان آنها ویوو در مقام قهرمان، ترکیبی دوستداشتنی از وفاداری، اضطراب و عزم است.
او قرار نیست با پیچیدگی روانشناختی فراوان مخاطب را شگفتزده کند، اما انگیزهاش روشن است و پیوندش با موسیقی به او هویت میدهد. شخصیت گبی، همراه انسانی او در بخشهایی از سفر، نیرویی کاملاً متفاوت وارد قصه میکند: پرصدا، سرزنده و مصمم به داشتن راه و ریتم خودش. تضاد میان خویشتنداری ویوو و سرکشی گبی به فیلم امکان میدهد رابطهای تازه بسازد، هرچند این رابطه همیشه به تعادل نمیرسد.
گبی ممکن است برای برخی تماشاگران بانشاط و سرزنده باشد و برای برخی دیگر بیش از اندازه پرهیاهو یا خودمحور به نظر برسد. مسئله فقط میزان بلندی صدای شخصیت نیست؛ مهمتر آن است که رفتارهای او گاهی بیش از آنکه از تحول تدریجی برآیند، با اقتضای لحظه تغییر میکنند. در کنار او، شخصیتهای فرعی متعددی وارد ماجرا میشوند، اما همه به یک اندازه در خدمت داستان نیستند.
« یکی از انتخابهای مؤثر فیلم، تغییر حالوهوای بصری در بخشهایی از خاطره و خیال است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بعضی لحظهها خنده یا تنوع میآفرینند، ولی برخی دیگر حس توقفی موقت در مسیری را دارند که باید پیوسته به سوی هدف عاطفیاش حرکت کند. عاطفه، فقدان و خطر احساساتگرایی فیلم در پرداختن به فقدان و حسرت، صریح و بیپرده عمل میکند. او بهجای آنکه اندوه را پنهان کند، آن را به محرکی برای حرکت بدل میسازد: شخصیتها باید با آنچه ناگفته مانده روبهرو شوند و راهی برای رساندن احساسشان پیدا کنند.
این مضمون برای مخاطب کودک قابلفهم است و برای بزرگسالان نیز خاطرهٔ فرصتهای ازدسترفته را تداعی میکند. در بهترین لحظهها، فیلم بهجای تأکید کلامی، از موسیقی و تصویر کمک میگیرد و اجازه میدهد احساس بهآرامی شکل بگیرد. بااینحال، «ویوو» گاهی به جای اعتماد به نیروی موقعیت، مستقیماً بر عاطفه فشار میآورد.
برخی لحظهها چنان طراحی شدهاند که واکنش احساسی تماشاگر را بیدرنگ برانگیزند؛ این رویکرد برای گروهی از مخاطبان اثرگذار است، اما برای برخی دیگر ممکن است بیش از اندازه اشکانگیز یا حسابشده به نظر برسد. فیلم در نهایت میان لطافت صادقانه و احساساتگرایی پررنگ در نوسان است. این نوسان از ارزش عاطفی اثر نمیکاهد، اما مانع میشود همهٔ لحظههای احساسی به یک اندازه طبیعی جلوه کنند.
ریتم و انسجام روایت ساختار سفر، چارچوبی آشنا برای داستان فراهم میکند: قهرمان هدفی دارد، مسیر با مانع روبهرو میشود و همراهان تازهای در میانهٔ راه شکل میگیرند. این الگو برای یک انیمیشن خانوادگی مناسب است و امکان میدهد فیلم میان شوخی، موسیقی و تعلیق حرکت کند. مشکل آنجاست که هر برخورد فرعی به اندازهٔ کافی به هدف اصلی یا تحول شخصیتها گره نمیخورد.
« عاطفه، فقدان و خطر احساساتگرایی فیلم در پرداختن به فقدان و حسرت، صریح و بیپرده عمل میکند. »
قوتها و کاستیها
در نتیجه، بخشی از میانهٔ فیلم ریتمی پراکنده پیدا میکند و فوریت مأموریت اصلی کمرنگ میشود. این افت انسجام بهویژه از آن رو محسوس است که آغاز اثر وعدهٔ داستانی متمرکزتر را میدهد: رابطهای عاطفی، ترانهای ناگفته و سفری برای رساندن آن. هرچه فیلم از این محور فاصله میگیرد، بعضی صحنهها بیشتر به توقفگاههایی سرگرمکننده بدل میشوند تا گامهایی ضروری در مسیر قصه.
در مقابل، هنگامی که روایت دوباره به موسیقی و پیوند شخصیتها بازمیگردد، فیلم نیروی خود را بازیابی میکند. جمعبندی «ویوو» انیمیشنی گرم، رنگارنگ و موسیقیمحور است که جذابیت اصلیاش را از فضای پرتحرک، چند ترانهٔ گیراتر و هستهٔ عاطفی روشن خود میگیرد. فیلم با پرداختن به پیوندهای دیرپا و حرفهای ناگفته، فراتر از یک ماجرای سادهٔ خانوادگی میرود؛ اما پراکندگی بخشهایی از سفر، تفاوت کیفیت آهنگها و گرایش گاهبهگاه به احساساتگرایی، مانع یکپارچگی کامل آن میشود.
با وجود این کاستیها، اثر برای تماشای خانوادگی تجربهای دلنشین فراهم میکند: سفری که بهترین لحظههایش هنگامی پدید میآیند که موسیقی نه فقط شنیده، بلکه به زبان احساس و یادآوری تبدیل میشود.
« در نتیجه، بخشی از میانهٔ فیلم ریتمی پراکنده پیدا میکند و فوریت مأموریت اصلی کمرنگ میشود. »



ثبت دیدگاه