نقد و بررسی
نقد Visiting Hours | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتِ دو زن در حاشیهی زندان «Visiting Hours» ساختهی Patricia Mazuy، از برخوردی ساده در اتاق انتظار زندان آغاز میشود؛ جایی که Alma، زنی مرفه و تنها، با Mina، مادری از طبقهی کارگر که برای دیدار همسر زندانیاش آمده، روبهرو میشود. هر دو به زندان پیوند دارند، اما بیرون از آن در جهانهایی متفاوت زندگی میکنند: یکی در خانهای بزرگ و کمجمعیت، دیگری درگیر تأمین معاش و مراقبت از فرزندانش است.
پیشنهاد Alma برای پناهدادن به Mina، بهظاهر حرکتی از سر مهربانی است؛ اما فیلم از همان ابتدا میفهماند که این رابطه را نمیتوان با واژههایی چون بخشش یا نیکوکاری توضیح داد. قدرت آغاز فیلم در همین خویشتنداری است. آشنایی دو زن نه با حادثهای پرهیاهو، بلکه با مکثها، نگاهها و گفتوگوهای کوتاه شکل میگیرد.
تماشاگر نیز همچون شخصیتها نمیداند این نزدیکی دقیقاً از کجا میآید و هر یک چه چیزی در دیگری یافته است. این ابهام، رابطه را از الگوی آشنای «زن ثروتمند به یاری زن فقیر میشتابد» دور میکند و به آن حسی ناپایدار و انسانی میبخشد. دو بازیگر، دو شیوهی حضور Isabelle Huppert در نقش Alma، زنی را میسازد که تسلطش بر محیط با تنهاییاش همزمان است.
او آرام، حسابشده و گاه غافل از امتیازهایی است که زندگی در اختیارش گذاشته. این ویژگی در بازی Huppert به نمایش مستقیم بدل نمیشود؛ در شیوهی نگاهکردن، در آسودگی حرکت و در اطمینانی که با آن برای دیگران تصمیم میگیرد، آشکار میشود. Alma لزوماً قصد سلطه ندارد، اما توانِ انتخاب و کمککردنش از موقعیتی میآید که Mina از آن برخوردار نیست.
« آشنایی دو زن نه با حادثهای پرهیاهو، بلکه با مکثها، نگاهها و گفتوگوهای کوتاه شکل میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
Hafsia Herzi در نقش Mina، در برابر این آسودگی، حضوری زمینیتر و محتاطتر دارد. او زنی است که ناچار است پیوسته میان نیازهای فوری، مسئولیت مادری و حفظ شأن شخصی خود تعادل برقرار کند. Herzi از تبدیل Mina به نماد رنج یا فقر پرهیز میکند؛ شخصیتش میتواند هم پذیرای کمک باشد و هم از جایگاهی که آن کمک برایش میسازد دلخور شود.
همین دوگانگی، رابطهی دو زن را باورپذیر میکند. گرمای میان آنها نه از هماهنگی کامل، بلکه از تواناییشان برای ماندن در کنار اختلافها پدید میآید. زندان بهمثابه فضای عاطفی زندان در فیلم صرفاً پسزمینهای برای ملاقات با همسران زندانی نیست. اتاق انتظار و قواعد دیدار، زمان و زندگی زنان را اندازهگیری میکنند: رسیدن، منتظرماندن، اجازهگرفتن و بازگشتن.
در چنین فضایی، پیوند عاطفی آنان نیز از ابتدا با محدودیت شکل میگیرد. زندانیان در مرکز داستان حضور ندارند، اما غیبتشان بر تصمیمها و روزمرگی شخصیتها سایه میاندازد. این مکان، تنهایی را به شکلی ملموس درمیآورد. زنان برای دیدار مردانی میآیند که حضورشان در زندگی بیرونی محدود شده است؛ بااینحال، خودشان نیز در حصاری نامرئی از انتظار، وفاداری و عادت گرفتارند.
فیلم از توضیحهای جامعهشناختی طولانی پرهیز میکند و بهجای آن، از تکرار مسیرها و موقعیتها بهره میگیرد. ملاقات زندان به عادتی بدل شده که زندگی را پیش میبرد، اما همزمان آن را در مدار بستهای نگه میدارد. شکاف طبقاتی و مسئلهی کمک خانهی بزرگ Alma در برابر جهان فشرده و پرمسئولیت Mina، تضادی تصویری میسازد که بدون تأکیدهای خطابی، تفاوت دو زن را آشکار میکند.
« Hafsia Herzi در نقش Mina، در برابر این آسودگی، حضوری زمینیتر و محتاطتر دارد. »
شخصیتها و اجرا
فضای خانه امکان میدهد Alma بیدرنگ اتاقی در اختیار دیگری بگذارد، کاری پیدا کند یا برای خانوادهی Mina راهی باز کند. برای Mina، همین پیشنهادها میتوانند فرصتهایی واقعی باشند؛ اما هر کمک، رابطهای از قدرت نیز در خود دارد. کسی که امکانات را فراهم میکند، ناخواسته بر شکل و حدود آن رابطه اثر میگذارد.
فیلم در این زمینه هوشمندانه است، زیرا کمک را نه کاملاً بیغرضانه نشان میدهد و نه آن را صرفاً نوعی تحقیر میخواند. Alma به حضور Mina و فرزندانش نیاز دارد؛ Mina نیز از امکانات او بهره میگیرد، بیآنکه الزاماً همهی نگاهها و قضاوتهای میزبانش را بپذیرد. در این بدهبستان، پرسش مهم آن نیست که کدامیک «حق» دارد، بلکه این است که دوستی تا چه اندازه میتواند در برابر نابرابری دوام بیاورد، بیآنکه به وابستگی یا معامله فروکاسته شود.
بااینهمه، پرداخت فشارهای اقتصادی همیشه به ژرفای ایدهی مرکزی نمیرسد. دشواریهای Mina گاه بیشتر نقشی روایی دارند تا آنکه با جزئیات کافی در زندگی روزمرهاش ریشه بدوانند. فیلم تفاوت طبقاتی را در رفتار و فضا بهتر میبیند تا در سازوکارهای مادیای که این تفاوت را میسازند. به همین دلیل، برخی لحظهها از نظر عاطفی اثرگذارند، اما تصویر کاملتری از محدودیتهای اقتصادی به دست نمیدهند.
مهربانی، نیاز و مرزهای رابطه یکی از امتیازهای فیلم آن است که دوستی Alma و Mina را از پاسخهای آسان دور نگه میدارد. نزدیکیشان میتواند از همدلی برخیزد، اما در آن میل به مفیدبودن، نیاز به همراهی و خواستِ رهایی از تنهایی نیز حضور دارد. Alma در خانهی خود خلأیی دارد که آمدن Mina و کودکانش موقتاً پر میکند.
« برای Mina، همین پیشنهادها میتوانند فرصتهایی واقعی باشند؛ اما هر کمک، رابطهای از قدرت نیز در خود دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
Mina نیز به یاری او نیازمند است، ولی این نیاز به معنای نادیدهگرفتن استقلال یا رنجشهایش نیست. فیلم در لحظههای کوچک مراقبت، بیش از گفتوگوهای توضیحی موفق میشود. همراهی در کارهای روزانه، حضور در کنار کودکان و پذیرفتن بخشی از بار دیگری، تصویر روشنی از پیوندی میسازند که هنوز نام قطعی ندارد.
البته همین رابطه در جاهایی به سمت حلوفصل سریع تعارضها میرود. بعضی تنشها آنقدر که ظرفیت شخصیتها اجازه میدهد مجال پیچیدهشدن پیدا نمیکنند؛ گویی روایت برای رسیدن به مرحلهی بعد، زودتر از موعد از کنارشان عبور میکند. ریتم و زبان سینمایی کارگردانی Patricia Mazuy بر فضاهای روزمره و برخوردهای نامتعارف تکیه دارد.
خانهی آرام و گستردهی Alma، مسیرهای رفتوآمد و فضای رسمی زندان، هر یک کیفیتی متفاوت به روایت میدهند. محدودیت مکانها به فیلم کمک میکند جهان عاطفی شخصیتها را فشرده و متمرکز نگه دارد؛ از سوی دیگر، تکرار برخی موقعیتها در میانهی داستان میتواند ضرباهنگ را کند کند. این کندی همیشه به تعمق نمیانجامد و گاه صحنهها حسی تکراری پیدا میکنند.
لحن فیلم نیز میان درام اجتماعی، ملودرام و نوعی تعلیق آرام حرکت میکند. Mazuy از تبدیل داستان به موعظهای دربارهی طبقه یا اخلاق پرهیز میکند، اما همین پرهیز گاهی باعث میشود بعضی مسائل در سطح اشاره باقی بمانند. در برابر، فیلم در ثبت تناقضهای رابطهی انسانی قوت دارد: مهربانی میتواند با منفعت همراه شود، صمیمیت با رنجش، و استقلال با نیاز به دیگری.
« Mina نیز به یاری او نیازمند است، ولی این نیاز به معنای نادیدهگرفتن استقلال یا رنجشهایش نیست. »
قوتها و کاستیها
این ترکیب، فضای اثر را زندهتر از پیرنگ سادهی آن میسازد. جمعبندی «Visiting Hours» بیش از آنکه دربارهی زندانیان باشد، دربارهی زنانی است که زندگیشان پیرامون زندان و غیبت همسرانشان سازمان یافته است. فیلم با اتکا به بازیهای سنجیدهی Huppert و Herzi، دوستی نامنتظری را ترسیم میکند که نه آرمانی است و نه کاملاً آسوده.
تفاوت طبقاتی، خلأ عاطفی و نیازهای عملی، در هر گام به رابطه شکل میدهند و آن را در معرض سوءتفاهم و دگرگونی قرار میدهند. اثر در خلق فضا، مشاهدهی رفتارهای کوچک و پرهیز از داوریهای ساده موفق است؛ در پرداخت فراگیر فشار اقتصادی، حفظ ریتم میانه و پرورش برخی تعارضها به اندازهی ظرفیت ایدهاش کامیاب نیست.
بااینحال، ارزش فیلم در این است که دوستی را راهحلی جادویی برای تنهایی یا نابرابری نمیپندارد. پیوند Alma و Mina شکننده و ناهموار باقی میماند، اما همین شکنندگی است که آن را انسانی میکند.
« این ترکیب، فضای اثر را زندهتر از پیرنگ سادهی آن میسازد. »



ثبت دیدگاه