نقد و بررسی
نقد چشماندازها (Visions) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت گذشته به زندگی منظم «Visions» ساختهٔ Yann Gozlan، تریلری روانشناختی است که از وضعیتی ظاهراً ساده، اما سرشار از امکانهای دراماتیک، آغاز میشود: استل، خلبانی کارآزموده، زندگیای منظم و باثبات دارد؛ میان پروازهای دوربرد و خانهای که با گیومِ مهربان و پشتیبان شریک است، همهچیز در جای خود به نظر میرسد.
اما دیدار اتفاقی با آنا، معشوقهٔ پیشین او، این تعادل را برهم میزند و گذشتهای را بازمیگرداند که گویی هرگز بهتمامی سپری نشده است. فیلم با تکیه بر همین شکاف میان نظم بیرونی و آشفتگی درونی، پرسشی مرکزی میسازد: وقتی ادراک آدمی دیگر تکیهگاه مطمئنی نیست، چگونه میتوان واقعیت را از هراس، خاطره یا میل تشخیص داد؟
جذابیت آغازین فیلم در آن است که رابطهٔ قدیمی استل و آنا را نه صرفاً به شکل یک خاطرهٔ عاشقانه، بلکه همچون نیرویی فعال در اکنون تصویر میکند. بازگشت آنا قرار نیست فقط زندگی زناشویی استل را با بحرانی عاطفی روبهرو کند؛ این دیدار دروازهای است به سوی وضعیتی ناپایدار که مرز میان گذشته و حال را کدر میسازد.
روایت از همان ابتدا مخاطب را به جستوجوی نشانهها وادار میکند، بیآنکه بلافاصله پاسخ روشنی در اختیارش بگذارد. این تعلیق، موتور اصلی فیلم است؛ موتور جذابی که گاه با نیروی کافی پیش میرود و گاه در پیچیدگیهای خود گرفتار میشود. استل و شکاف میان کنترل و فروپاشی استل شخصیتی است که کار و زندگیاش بر دقت و تسلط استوار شدهاند.
« روایت از همان ابتدا مخاطب را به جستوجوی نشانهها وادار میکند، بیآنکه بلافاصله پاسخ روشنی در اختیارش بگذارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او در کابین خلبان مسئولیت جان دیگران را برعهده دارد و باید در موقعیتهای پیچیده تصمیمهای سنجیده بگیرد. همین حرفه، استعارهای مناسب برای وضعیت روانی او فراهم میکند: زنی که ظاهراً مسیر را میشناسد، اما کمکم درمییابد که ابزارهای معمولش برای فهم موقعیت تازه کارایی ندارند. فیلم تضاد میان اقتدار حرفهای و ناتوانی شخصی او را دستمایهٔ تعلیق میکند و از این راه نشان میدهد که فروپاشی روانی همیشه با آشفتگی ظاهری آغاز نمیشود؛ گاهی از دل زندگیای سر برمیآورد که بیش از اندازه مرتب و کنترلشده به نظر میرسد.
Diane Kruger در مرکز این کشمکش، نقشآفرینیای خویشتندار و مؤثر ارائه میدهد. بازی او بهجای آنکه همهچیز را به واکنشهای آشکار و اغراقآمیز بسپارد، بر تغییرهای ظریف در نگاه، مکث و لحن تکیه دارد؛ نشانههایی که تردید و اضطراب را پیش از آنکه به بحرانی آشکار بدل شوند، در چهرهٔ استل مینشانند.
همین خویشتنداری به تماشاگر امکان میدهد در تجربهٔ ذهنی شخصیت شریک شود و در عین حال دربارهٔ آنچه واقعاً میبیند، مطمئن نباشد. بااینهمه، فیلمنامه همیشه به این ظرافت مجال نمیدهد: در بعضی لحظات، تحول شخصیت شتابزده است و ایدهای که ظرفیت پرداخت عمیقتری دارد، زود از کنارمان میگذرد.
رابطهها؛ میان کشش، اعتماد و سوءظن رابطهٔ استل و آنا در فیلم صرفاً نیروی محرک یک مثلث عاطفی نیست. این پیوند، بهواسطهٔ فاصلهٔ زمانی طولانی و بار عاطفی باقیمانده، حالتی دوگانه پیدا میکند: هم یادآور شور و صمیمیت است و هم تهدیدی برای امنیتی که استل در زمان حال ساخته است. Marta Nieto در نقش آنا حضوری میآفریند که هم جاذبه دارد و هم ابهام؛ شخصیتی که نمیتوان بهسادگی او را در جایگاه معشوقهای آرمانی یا چهرهای کاملاً خطرناک قرار داد.
« او در کابین خلبان مسئولیت جان دیگران را برعهده دارد و باید در موقعیتهای پیچیده تصمیمهای سنجیده بگیرد. »
شخصیتها و اجرا
از همین رو، رابطهٔ دو زن بیش از آنکه پاسخمحور باشد، بر احساسات ناتمام و انگیزههایی متغیر استوار است. در سوی دیگر، Guillaume با بازی Mathieu Kassovitz، نمایندهٔ ثبات و اعتماد در زندگی استل به نظر میرسد؛ اما فیلم بهدرستی اجازه نمیدهد این نقش فقط به تصویر همسری مطمئن و بیمسئله محدود شود.
نزدیکی عاطفی، حمایت و مراقبت در این جهان بهتدریج با تردید درهم میآمیزند. این دگرگونی، بخشی از فضای بدگمانانهٔ اثر را میسازد، هرچند گاهی فیلمنامه برای حفظ تعلیق، بیش از آنکه شخصیتها را از راه رفتارهای پیچیده بپروراند، از سوءظن و ابهام بهره میگیرد. نتیجه این است که رابطهها در بهترین لحظات پرتنش و باورپذیرند، اما در برخی بخشها از پرداختی که میتوانست آنها را از قالبهای آشنای تریلر فراتر ببرد، محروم میمانند.
فضا و زبان بصری؛ تعلیق در دل روزمرگی یکی از امتیازهای «Visions» ساختن فضایی است که در آن امر عادی بهآرامی رنگ تهدید میگیرد. فرودگاه، خانه و محیطهای مرتبط با کار استل، بهخودیخود مکانهایی آشنا هستند؛ بااینحال، فیلم آنها را چنان به تصویر میکشد که گویی هر گوشه میتواند حامل نشانهای نگرانکننده باشد.
بدینترتیب، دلهره نه فقط از رویدادهای بزرگ، بلکه از تغییر در شیوهٔ نگاهکردن به محیط سرچشمه میگیرد. تماشاگر همراه استل از دل مکانهای روزمره عبور میکند، اما دیگر نمیتواند با اطمینان آنها را امن یا خنثی بداند. این کیفیت وهمآلود به فضاسازی و ضرباهنگ روایت نیز وابسته است. فیلم در بخشهایی با تأخیر در ارائهٔ اطلاعات، مکث و تکرار حس تعلیق را نگه میدارد؛ انگار مخاطب باید همراه شخصیت، میان تصویرهای پراکنده دنبال نظمی پنهان بگردد.
« از همین رو، رابطهٔ دو زن بیش از آنکه پاسخمحور باشد، بر احساسات ناتمام و انگیزههایی متغیر استوار است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این روش وقتی موفق است که ابهام، حاصل تجربهٔ ذهنی استل باشد و تماشاگر را به بازنگری در برداشتهایش وادارد. اما هرگاه نشانهها صرفاً برای طولانیکردن پرسشها کنار هم قرار بگیرند، تعلیق به تعویقانداختن پاسخ تبدیل میشود. فیلم در این مرز باریک حرکت میکند و همهٔ انتخابهایش به یک اندازه قانعکننده نیستند.
معمای روانشناختی و محدودیتهای فیلمنامه طرح معمایی فیلم در ابتدا کنجکاویبرانگیز است، زیرا همزمان چند امکان را پیش چشم میگذارد: آیا استل در حال مواجهه با خطری بیرونی است، یا ذهن و حافظهٔ خودش تصویری مخدوش از موقعیت ساختهاند؟ این پرسش، ظرفیت آن را دارد که تریلر را به کاوشی دربارهٔ ادراک، میل و خودفریبی بدل کند.
فیلم همچنین از حرفهٔ استل برای تشدید خطر بهره میبرد: از دسترفتن تمرکز برای او فقط بحرانی شخصی نیست و میتواند پیامدهایی فراتر از زندگی خصوصیاش داشته باشد. پیوند میان فشار روانی و مسئولیت حرفهای، به تعلیق وزن ملموسی میدهد. بااینحال، انسجام داستانی در تمام مسیر یکدست نمیماند.
برخی خطهای روایی کمرمقتر از آن هستند که بار معنایی یا عاطفی لازم را تحمل کنند و بعضی ایدهها پیش از آنکه بهدرستی گسترش یابند، کنار گذاشته میشوند. در نتیجه، فیلم گاهی بهجای آنکه پیچیدگی را از دل شخصیتپردازی بیرون بکشد، بر انباشت موقعیتهای مبهم تکیه میکند. این انتخاب ممکن است برای حفظ حس رازآلودگی سودمند باشد، اما به بهای کاهش استحکام دراماتیک تمام میشود.
« این روش وقتی موفق است که ابهام، حاصل تجربهٔ ذهنی استل باشد و تماشاگر را به بازنگری در برداشتهایش وادارد. »
قوتها و کاستیها
تماشاگرِ علاقهمند به تریلرهای ذهنمحور احتمالاً از بازیدادن مرز واقعیت و ادراک لذت میبرد؛ در مقابل، کسی که انتظار دارد همهٔ سرنخها با نظمی دقیق به هم متصل شوند، ممکن است در بخشهایی احساس کند روایت بیش از اندازه به ابهام متکی است. بازیها و میزانسن؛ ستونهای استوارتر اثر بازیهای اصلی از عواملی هستند که به فیلم امکان میدهند در برابر نوسانهای رواییاش مقاومت کند.
Kruger فشار تدریجی بر شخصیت را به شکلی قابللمس منتقل میکند و میان اقتدار خلبانی و شکنندگی عاطفی استل تعادل برقرار میسازد. Nieto در برابر او حضوری زنده و چندپهلو دارد و Kassovitz نیز به رابطهٔ محوری فیلم وجهی از آرامش و در عین حال نگرانی میبخشد. اهمیت این نقشآفرینیها در آن است که تنش فیلم فقط از رخدادها تغذیه نمیکند؛ از فاصلهٔ میان آنچه شخصیتها میگویند و آنچه تماشاگر احتمال میدهد در درونشان میگذرد نیز نیرو میگیرد.
میزانسن نیز در خدمت همین حس بیثباتی است. بهجای آنکه فضای وهم را به جلوهگری آشکار تبدیل کند، فیلم اغلب تلاش میکند اضطراب را در نظم تصویر و سکون ظاهری محیطها پنهان سازد. این خویشتنداری، با جهان استل سازگار است: جهانی که ابتدا قابلکنترل به نظر میرسد، اما بهتدریج نشانههایی از اختلال در آن پدیدار میشود.
البته همین الگو گاه بیش از اندازه تکرار میشود و برخی لحظات، بهجای افزودن لایهای تازه، تنها همان حس آشنای ناامنی را بازتولید میکنند. اثر از نظر بصری جذاب و سنجیده است، اما همواره به اندازهٔ تصاویرش در اندیشه و روایت پیشرو نیست. جمعبندی «Visions» تریلری روانشناختی است که بر پایهٔ بازگشت گذشته، ناپایداری حافظه و فروریختن نظم ظاهری زندگی شکل میگیرد.
« میزانسن نیز در خدمت همین حس بیثباتی است. »
جمعبندی
ایدهٔ مرکزی آن از آغاز کشش دارد و بازیهای اصلی، بهویژه نقشآفرینی Diane Kruger، به رابطهها تنش و باورپذیری میبخشند. فضاسازی وهمآلود نیز حس دلهره را بهخوبی حفظ میکند و پیوند بحران روانی استل با مسئولیت حرفهایاش به قصه بُعدی فراتر از یک آشفتگی عاشقانه میدهد. بااینهمه، فیلم در پرداخت همهٔ ایدههایش موفق نیست.
روایت گاه کمرمق یا ناپخته میشود و ابهام، در بعضی لحظات، جای رشد شخصیت و انسجام داستانی را میگیرد. حاصل، اثری نابرابر اما تماشایی است: تریلری که بیش از پاسخهای نهایی، با حس سردرگمی و بیاعتمادیای که در مخاطب میسازد در ذهن میماند. «Visions» برای کسانی جذابتر خواهد بود که از داستانهای معمایی با فضای ذهنی و رابطههای پرتنش استقبال میکنند و میپذیرند که همهٔ اجزای چنین تجربهای الزاماً به یک اندازه صیقلی نیستند.
« بااینهمه، فیلم در پرداخت همهٔ ایدههایش موفق نیست. »



ثبت دیدگاه