نقد و بررسی
نقد شرور (Villain) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به زندگیای که دیگر وجود ندارد فیلم «Villain» ساختهٔ فیلیپ بارانتینی، با موقعیتی آشنا اما دراماتیک آغاز میشود: ادی فرانکس پس از ده سال زندان آزاد میشود و میخواهد از گذشته فاصله بگیرد. او نه با جهان تازهای روبهروست و نه با فرصتی پاک و بیدردسر؛ بازگشتش بیشتر شبیه ورود دوباره به مکانی است که در غیابش فرسوده شده، اما همچنان قواعد خشونتآمیز پیشین را بر او تحمیل میکند.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
برادرش شان گرفتار بدهی به خلافکاران است و ادی، بهجای آنکه فقط ناظر این بحران باشد، برای نجات او قدم به میدان میگذارد. همین انتخاب، موتور اصلی روایت را به حرکت درمیآورد: آیا کسی که سالها در جرم زیسته، میتواند تنها با تصمیمی تازه از آن جدا شود؟ فیلم از همان ابتدا میکوشد مسئلهٔ رستگاری را نه در قالب خطابه، بلکه از راه موقعیتهای ملموس طرح کند.
« فیلم از همان ابتدا میکوشد مسئلهٔ رستگاری را نه در قالب خطابه، بلکه از راه موقعیتهای ملموس طرح کند. »
شخصیتها و اجرا
ادی میخواهد رابطهاش را با دخترش، کلویی، ترمیم کند، دوباره در زندگی خانوادگی جایی بیابد و میخانهٔ قدیمیاش را سرپا کند. این خواستهها در ظاهر سادهاند، اما گذشتهٔ او همچون نیرویی پنهان در هر تصمیم حضور دارد. حتی نیت خیرخواهانهاش برای کمک به برادر، او را به شبکهای از بدهی، تهدید و خشونت پیوند میزند.
« این خواستهها در ظاهر سادهاند، اما گذشتهٔ او همچون نیرویی پنهان در هر تصمیم حضور دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم در این زمینه پرسشی تلخ پیش میکشد: آیا نیت تازه برای گسستن از گذشته کافی است، وقتی ابزارهای رسیدن به آن هنوز از همان جهان پیشین میآیند؟ 〈>



ثبت دیدگاه