نقد و بررسی
نقد Vikram Vedha | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قصهای که از تعقیب فراتر میرود «ویکرام و وِدا» در ظاهر از الگوی آشنای فیلمهای پلیسی و گانگستری پیروی میکند: مأموری قانونمدار در پی خلافکاری خطرناک است و شهر به میدان تعقیب و گریز بدل میشود. اما فیلم خیلی زود این چارچوب را به بستری برای پرسشی پیچیدهتر تبدیل میکند. وِدا خود را تسلیم میکند و بهجای آنکه صرفاً هدف بازجویی باشد، با روایت داستانهایی از گذشته، ویکرام را به مواجهه با برداشت خودش از حقیقت و عدالت وامیدارد.
از اینجا به بعد، کشمکش اصلی فقط بر سر دستگیری یک مجرم نیست؛ مسئله این است که چه کسی حق دارد درباره درست و نادرست حکم صادر کند. ساختار فیلم بر همین جابهجایی تکیه دارد. هر داستان تازه، اطلاعاتی به معما میافزاید و همزمان داوری پیشین را نامطمئنتر میکند. فیلم، بدون آنکه همهچیز را به یک پاسخ ساده تقلیل دهد، از تماشاگر میخواهد میان آنچه میداند و آنچه گمان میکند میداند فاصله بگذارد.
نیروی دراماتیک اثر از همین فاصله میآید: هر بار که به نظر میرسد حقیقت روشن شده، زاویهای دیگر پیش روی ما قرار میگیرد. عدالت در منطقه خاکستری ویکرام خود را افسر منصفی میداند که وظیفهاش اجرای قانون و مقابله با تبهکاری است. این باور در آغاز برای او نه فقط یک اصل حرفهای، بلکه بخشی از هویت شخصیاش به شمار میرود.
« اما فیلم خیلی زود این چارچوب را به بستری برای پرسشی پیچیدهتر تبدیل میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در سوی دیگر، وِدا شخصیتی است که قانون را به چالش میکشد و با روایتهایش نشان میدهد مرز میان مجرم و قربانی، یا مأمور قانون و عامل خشونت، همیشه به روشنی تعریف نشده است. اهمیت این تقابل در آن است که فیلم وِدا را بیگناه معرفی نمیکند و ویکرام را نیز یکسره فاسد یا شرور نمیسازد؛ هر دو در فضایی اخلاقی حرکت میکنند که پاسخهای آسان در آن دوام نمیآورند.
عنوان فیلم یادآور افسانهای کهن است که در آن پرسش و پاسخ، بخشی از بازی قدرت و خرد به شمار میرود. این پیوند در ساختار روایت هم بازتاب مییابد: وِدا پرسشگر است و ویکرام، با هر روایت، ناچار میشود بار دیگر جایگاه خود را بسنجد. بااینحال، فیلم گاهی مضمونش را بیش از اندازه توضیح میدهد.
برخی گفتوگوها بهجای آنکه به کنایه و سکوت اعتماد کنند، معنای اخلاقی صحنه را آشکارا بیان میکنند. این تأکید ممکن است از ظرافت بحث بکاهد، اما محور فکری اثر را روشن نگه میدارد: عدالت فقط به نیت فرد وابسته نیست؛ نتیجه اعمال و سازوکارهایی که فرد در آنها کار میکند نیز اهمیت دارد. رویارویی دو بازیگر هریتیک روشن در نقش وِدا حضوری مغناطیسی دارد.
« عنوان فیلم یادآور افسانهای کهن است که در آن پرسش و پاسخ، بخشی از بازی قدرت و خرد به شمار میرود. »
شخصیتها و اجرا
او شخصیت را با ترکیبی از شوخطبعی، تهدید و آرامش کنترلشده میسازد؛ گویی حتی هنگام گفتن یک داستان، بیش از آنکه در حال اعتراف باشد، مشغول سنجیدن شنونده است. این بازی، رازآلودگی وِدا را حفظ میکند و به او اجازه میدهد در عین خطرناکبودن، جذاب و پیچیده بماند. روشن بر کاریزمای ستارهای خود تکیه میکند، اما نقش را صرفاً به نمایش قدرت بدنی یا هیبت ظاهری محدود نمیسازد.
سیف علی خان در برابر او، ویکرامی بستهتر و درونگراتر ارائه میدهد. بازیاش بر انضباط، تمرکز و اعتمادبهنفسی استوار است که در طول داستان بارها آزموده میشود. تغییرات ویکرام نه با دگرگونی ناگهانی، بلکه از خلال مکثها، تردیدها و واکنشهای کوتاهش شکل میگیرد. همین تفاوت در شیوه بازی دو بازیگر، تقابلشان را زنده میکند: وِدا با کلام و بازی ذهنی پیش میرود، در حالی که ویکرام میکوشد با اتکا به نظم و قطعیت، موقعیت را مهار کند.
کشش میان آن دو موتور اصلی فیلم است؛ حتی صحنههای آرام بازجویی به سبب حضورشان بار تنش پیدا میکنند. روایت، تعلیق و ضرباهنگ فیلم از داستانهای تودرتو برای ساختن تعلیق بهره میگیرد. هر روایت، هم بخشی از گذشته را روشن میکند و هم برداشت تازهای از آدمهای حاضر در ماجرا پیش میکشد. این روش، مخاطب را از تماشاگر منفعل به مشارکتکنندهای در داوری بدل میکند: باید نشانهها را کنار هم بگذارد، انگیزهها را بسنجد و احتمالهای متفاوت را در ذهن نگه دارد.
« این بازی، رازآلودگی وِدا را حفظ میکند و به او اجازه میدهد در عین خطرناکبودن، جذاب و پیچیده بماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
معما تنها این نیست که چه اتفاقی افتاده؛ پرسش مهمتر آن است که روایت هر شخصیت تا چه اندازه قابل اعتماد است و چه چیزی از چشم ما پنهان مانده است. با وجود این، زمان نسبتاً طولانی فیلم گاهی به زیان آن تمام میشود. بعضی بخشها بیش از آنچه برای حفظ ابهام لازم است ادامه مییابند و توضیحهای مکرر، ریتم روایت را کند میکنند.
فیلم در لحظههایی که به تماشاگر فرصت استنباط میدهد، مؤثرتر است؛ اما هرگاه معنای صحنه را دوباره و دوباره صورتبندی میکند، از نیروی رازآلود خود میکاهد. این نوسان میان روایت پرکشش و شرحدادنِ بیش از اندازه، از مهمترین محدودیتهای اثر است. اکشن، تصویر و صدا صحنههای اکشن پرانرژی و از نظر اجرایی خوشساختاند.
خشونت در این فیلم فقط چاشنی سرگرمی نیست؛ بخشی از جهان تلخ و بیثباتی است که شخصیتها در آن زندگی میکنند. برخوردها ناگهانی و خشناند و به مخاطب یادآوری میکنند که گفتوگوهای فلسفی فیلم از واقعیتی جسمانی و خطرناک جدا نیستند. بااینحال، تداوم خشونت ممکن است برای برخی تماشاگران فرساینده باشد، بهخصوص هنگامی که چند صحنه پرتنش پشت سر هم قرار میگیرند و مجال چندانی برای تغییر حالوهوا باقی نمیماند.
« با وجود این، زمان نسبتاً طولانی فیلم گاهی به زیان آن تمام میشود. »
قوتها و کاستیها
فضای بصری تیره، خیابانها و فضاهای شهری لکهنو را به پسزمینهای مناسب برای داستان بدل میکند؛ شهری که در آن قدرت، فساد و ترس در کنار زندگی روزمره حضور دارند. قاببندیها و نورپردازی، بر ابهام و ناامنی محیط میافزایند و اجازه نمیدهند شهر تنها محل وقوع حادثه باشد؛ خود شهر نیز بخشی از حالوهوای اخلاقی فیلم میشود.
موسیقی متن با تقویت ضرباهنگ و تنش، به صحنهها نیروی بیشتری میدهد، هرچند در بعضی لحظات گفتوگوهای دو شخصیت اصلی همچنان از هر جلوه پرطمطراقی گیراترند. بازسازی و هویت مستقل نسخه هندی را همان زوج فیلمساز، پوشکار و گایاتری، ساختهاند؛ بنابراین فیلم از یک سو بر طرح و سازوکار آشنای اثر پیشین تکیه دارد و از سوی دیگر میکوشد آن را در فضای زبانی و شهری تازهای بازآفرینی کند.
آشنایی با نسخه پیشین میتواند بخشی از تازگی معما را کاهش دهد، زیرا جذابیت نخستینِ کشف مسیر روایت دیگر به همان اندازه در دسترس نیست. اما اجرای تازه، بهویژه در انتخاب بازیگران و سازماندهی فضای بصری، به فیلم امکان میدهد تجربهای مستقل از تکرار صرف باشد. نقطه قوت بازسازی در آن است که از ماده اصلی خود فاصلهای حسابشده میگیرد، بیآنکه هسته تقابل را کنار بگذارد.
« نقطه قوت بازسازی در آن است که از ماده اصلی خود فاصلهای حسابشده میگیرد، بیآنکه هسته تقابل را کنار بگذارد. »
جمعبندی
فیلم برای مخاطبی که نسخه پیشین را ندیده، قصهای پرتعلیق و سرراست فراهم میکند؛ برای مخاطب آشنا نیز، تفاوت در لحن و بازیها زمینهای برای مقایسه میسازد. البته همین وفاداری به ساختار آشنا، گاهی حس تازگی را محدود میکند و برخی بخشها را قابل پیشبینیتر جلوه میدهد. جمعبندی «ویکرام وِدا» بیش از آنکه صرفاً فیلمی درباره تعقیب یک گانگستر باشد، جدالی درباره حق داوری است؛ جدالی که در آن قانون، نیت خیر و تصور شخصی از عدالت بارها زیر پرسش میروند.
مهمترین دستاورد فیلم، تقابل پرکشش ویکرام و وِدا و استفاده از روایتهای تودرتو برای لرزاندن یقینهای قهرمان است. بازی قدرتمند هریتیک روشن و سیف علی خان، فضای تیره و صحنههای اکشن، این ایده را به تجربهای سرگرمکننده و در عین حال فکری بدل میکنند. در مقابل، طول زیاد، توضیحهای افزوده و خشونت مداوم گاه از چالاکی فیلم میکاهند.
بااینهمه، اثر در لحظههایی که اجازه میدهد پرسشها بیپاسخ بمانند، بیشترین تأثیر را دارد. تماشاگر پس از پایان هر رویارویی، نه فقط درباره انگیزههای دو مرد، بلکه درباره معنای انصاف و مسئولیت نیز میاندیشد؛ و همین پرسشهای باقیمانده است که فیلم را از یک سرگرمی جنایی معمولی فراتر میبرد.
« در مقابل، طول زیاد، توضیحهای افزوده و خشونت مداوم گاه از چالاکی فیلم میکاهند. »



ثبت دیدگاه