نقد و بررسی
نقد پیروزی 2024 (Victory) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به سالهای نوجوانی «پیروزی» مخاطب را به سال ۱۹۹۹ و شهر ساحلی گئوجه میبرد؛ به مدرسهای که شور و شوق نوجوانی در آن با محدودیتهای روزمره، رقابتهای ورزشی و رؤیاهای کوچک و بزرگ درهمتنیده است. محور روایت، دو دوست رقصندهاند که با همراهی یکی از تشویقگران مدرسه باشگاهی برای تشویق راه میاندازند و گروهی به نام «دختران هزاره» تشکیل میدهند.
هدف آنها حمایت از تیم فوتبال دبیرستانی است که به شکستهای پیاپی عادت کرده و امید چندانی به تغییر ندارد. این طرح، از همان ابتدا مسیر آشنایی پیش میگیرد: گروهی از جوانان با انگیزه و همدلی وارد میدانی میشوند که دیگران در آن امیدی نمیبینند و با انرژی خود، حالوهوای محیط را دگرگون میکنند.
«پیروزی» نیز قصد ندارد این الگو را پنهان کند؛ جذابیتش نه در غافلگیریهای داستانی، بلکه در تماشای شکلگیری گروهی تازه و نیرویی است که اعضای آن از کنار هم بودن به دست میآورند. فیلم در سال ۲۰۲۴ ساخته شده و داستانش در فضای روستایی و مدرسهای گئوجه در ۱۹۹۹ میگذرد. رفاقت؛ نیروی اصلی روایت مهمترین سرمایه فیلم، رابطه میان دختران گروه است.
« هدف آنها حمایت از تیم فوتبال دبیرستانی است که به شکستهای پیاپی عادت کرده و امید چندانی به تغییر ندارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
رفاقت در اینجا صرفاً وسیلهای برای پیشبرد ماجرا نیست؛ به منبعی برای شوخی، حمایت، رقابت دوستانه و لحظههای عاطفی تبدیل میشود. انرژی جمعی اعضا باعث میشود حتی موقعیتهای سادهای مانند تمرین، هماهنگی یا آمادهشدن برای اجرا، رنگی از سرزندگی پیدا کنند. تماشای گروهی که هنوز در آغاز راه است و بهتدریج زبان مشترک خود را پیدا میکند، از دلنشینترین وجوه فیلم به شمار میآید.
فیلم میکوشد شخصیتها را تنها در جایگاه اعضای یک گروه تشویق نگه ندارد؛ هرکدام به شکلی در این جمع حضور دارند و پیوند میان آنها از تفاوتهایشان نیرو میگیرد. البته با توجه به تعداد زیاد شخصیتها، فرصت پرداخت عمیق و برابر به همه فراهم نمیشود. برخی چهرهها بیشتر در قالب واکنشها و لحظههای کوتاه شناخته میشوند تا از راه مسیری مستقل و کامل.
بااینحال، تمرکز بر رابطههای گروهی چنان گرم و زنده است که این محدودیت را تا اندازهای جبران میکند. حرکت، موسیقی و شور صحنهها تشویقگری در فیلم فقط مجموعهای از حرکات هماهنگ نیست؛ به شکلی از حضور اجتماعی و ابراز وجود تبدیل میشود. دختران با اجراهایشان میخواهند به تیمی کمامید روحیه بدهند، اما خودشان نیز در همین مسیر جایی برای دیدهشدن و تجربهکردن پیدا میکنند.
« البته با توجه به تعداد زیاد شخصیتها، فرصت پرداخت عمیق و برابر به همه فراهم نمیشود. »
شخصیتها و اجرا
این دو سویه به داستان جان میدهد: گروه، هم برای دیگران انرژی میآفریند و هم از راه تمرین و اجرا، هویت خودش را میسازد. موسیقی و فضای نوستالژیک مدرسه در شکلگیری این حس نقشی اساسی دارند. آهنگها و نشانههای دوران، خاطرهانگیزند بیآنکه الزاماً به تنهایی بار عاطفی فیلم را بر دوش بکشند.
آنها به روایت ضرباهنگ میدهند و فضای نوجوانی را ملموستر میکنند؛ فضایی که در آن یک اجرا، یک جمع دوستانه یا حتی یک روز مدرسه میتواند اهمیت بزرگی پیدا کند. صحنههای گروهی، هرگاه فیلم به انرژی اجراها تکیه میکند، از زندهترین لحظههای آن هستند و سرگرمکنندگی اثر را به بهترین شکل نشان میدهند.
کمدی و احساس در کنار هم «پیروزی» میان لحظههای بانمک و صحنههای عاطفی تعادلی قابلقبول برقرار میکند. طنز آن بیشتر از رفتار شخصیتها، اختلافنظرها و شور گاه بیمحابای گروه میآید؛ بنابراین در بسیاری از لحظهها به فضای داستان تعلق دارد و از بیرون به آن تحمیل نمیشود. در سوی دیگر، فیلم برای برانگیختن احساسات به جدایی از حالوهوای سبک و شادش نیاز ندارد.
« موسیقی و فضای نوستالژیک مدرسه در شکلگیری این حس نقشی اساسی دارند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
رفاقتها و امیدهای شخصیتها زمینهای فراهم میکنند که لحظههای بغضآلود، پیوندی طبیعی با آنچه پیشتر دیدهایم داشته باشند. بااینحال، اثر گاهی به احساسات آشنا و مطمئن تکیه میکند و برای رسیدن به تأثیرگذاری، مسیرهای کمخطر را برمیگزیند. همین آشنایی میتواند واکنش عاطفی تماشاگر را آسانتر کند، اما گاهی از عمق یا تازگی آن میکاهد.
فیلم در بهترین لحظههایش با جزئیات کوچک رابطهها تأثیر میگذارد؛ در لحظههای کمرمقتر، بیشتر به سازوکارهای متعارف درام متوسل میشود. نوستالژی؛ فضاسازی یا میانبر؟ بازسازی حالوهوای اواخر دههٔ نود، یکی از دلایل اصلی جذابیت فیلم است. مدرسه، گروه دوستان و موسیقی، تصویری آشنا از نوجوانی میسازند؛ تصویری که هم میتواند برای مخاطب یادآور تجربههای شخصی باشد و هم برای دیگران همچون پنجرهای به دورهای متفاوت عمل کند.
این نوستالژی صرفاً به ظاهر صحنهها محدود نمیماند: آرزوی پذیرفتهشدن، نیاز به تعلق و اشتیاق به ساختن چیزی مشترک، از همان جنس احساسهایی هستند که با گذشت زمان کهنه نمیشوند. در عین حال، نوستالژی همیشه میتواند به میانبری برای ایجاد جذابیت تبدیل شود. آهنگهای دلنشین و فضای مدرسهای بهخودیخود تضمین نمیکنند که هر بخش روایت به همان اندازه گیرا باشد.
« همین آشنایی میتواند واکنش عاطفی تماشاگر را آسانتر کند، اما گاهی از عمق یا تازگی آن میکاهد. »
قوتها و کاستیها
گاه فیلم چنان از حالوهوای شیرین و خاطرهانگیز خود بهره میبرد که کمتر به پیچیدگیهای موقعیتها مکث میکند. نتیجه، تجربهای خوشایند است، اما نه لزوماً اثری که در همهٔ اجزایش تصویری تازه یا فراموشنشدنی ارائه دهد. کلیشهها و لغزشهای روایی ضعف اصلی فیلم در آشنا بودن مسیر قصه است. از طرح اولیه میتوان حدس زد که دختران چگونه برای حمایت از تیم تلاش میکنند، رابطههایشان چه آزمونهایی را از سر میگذرانند و روایت به سوی چه نوع فرجامی حرکت میکند.
این پیشبینیپذیری بهتنهایی اثر را بیارزش نمیکند؛ بسیاری از داستانهای ورزشی و گروهی بر نتیجهای آشنا تکیه دارند و قرار است لذتشان از مسیر و همراهی شخصیتها حاصل شود. اما «پیروزی» همیشه در تبدیل این آشنایی به تجربهای تازه موفق نیست. خط عاشقانه نیز از بخشهایی است که طبیعی به نظر نمیرسد.
بهجای آنکه از دل شخصیتپردازی و رشد رابطهها شکل بگیرد، گاه چنین مینماید که برای افزودن یک لایهٔ داستانی دیگر در روایت جای داده شده است. در کنار این مسئله، ریتم فیلم در بعضی بخشها افت میکند و ماجرا بیش از اندازه کش میآید. پس از آنکه چارچوب اصلی گروه و هدفش روشن شده، بعضی صحنهها بهجای افزودن شناختی تازه یا پیشبردن رابطهها، بر حسوحال موجود تأکید میکنند.
« گاه فیلم چنان از حالوهوای شیرین و خاطرهانگیز خود بهره میبرد که کمتر به پیچیدگیهای موقعیتها مکث میکند. »
جمعبندی
این مکثها ممکن است برای تماشاگرانی که به فضای نوستالژیک علاقه دارند خوشایند باشد، اما برای دیگران کندی روایت را برجستهتر میکند. جمعبندی «پیروزی» فیلمی گرم و سرگرمکننده درباره رفاقت، شور گروهی و امیدی است که از همراهی دیگران نیرو میگیرد. نقطهٔ قوتش در انرژی دختران، فضای مدرسهای دلنشین، موسیقی و تواناییاش در پیوند دادن لحظههای خندهدار با عاطفه نهفته است.
در مقابل، داستان گاه به الگوهایی بسیار آشنا تکیه میکند، رابطهٔ عاشقانهاش به اندازهٔ کافی باورپذیر نیست و افتوخیزهای ریتمی از یکدستی تجربه میکاهند. بااینهمه، فیلم در انتقال حس سرزندگی موفق است و رابطههای گروهیاش میتوانند بیش از خودِ کشمکش داستانی در ذهن بمانند. «پیروزی» برای تماشاگرانی که از روایتهای پرانرژی دربارهٔ دوستی و نوجوانی لذت میبرند، اثری خوشقلب و دلگرمکننده است؛ فیلمی که شاید چندان غافلگیر نکند، اما در لحظههای جمعی و عاطفیاش گرمایی صادقانه دارد.
ثبت دیدگاه