نقد و بررسی
نقد Vegas Vacation | 1997
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به جاده، این بار به لاسوگاس «Vegas Vacation» که در سال ۱۹۹۷ ساخته شد، فصل دیگری از ماجراهای خانوادهٔ گریسولد است؛ خانوادهای که سفر برایش نه استراحت، بلکه آزمونی پیدرپی برای صبر و توانایی سازگاری است. کلارک، با همان خوشبینی لجوجانه و میل همیشگی به ساختن خاطرهای بینقص، خانوادهاش را به لاسوگاس میبرد.
شهری که در آن پول، نمایش و وعدهٔ بختآزمایی از هر سو چشمک میزنند، برای چنین پدری هم فرصتی است تا رؤیای سفری باشکوه را دنبال کند و هم بستری مناسب برای آشفتگیهایی که دیر یا زود از راه میرسند. فیلم بهخوبی میداند که تماشاگر از این مجموعه چه انتظاری دارد: برنامهای ساده که بهتدریج از کنترل خارج میشود، تصمیمهایی که با نیت خیر گرفته میشوند اما پیامدهای پیشبینیناپذیر دارند، و خانوادهای که هر یک در برابر موقعیتی تازه واکنش خاص خود را نشان میدهد.
«Vegas Vacation» در ایدهٔ مرکزی خود تازهکاری نمیکند؛ تازگیاش را بیشتر از جابهجایی میدان بازی میگیرد. این بار مسیر جاده جای خود را به شهر قمار داده است، اما منطق آشنای بدبیاری همچنان پابرجاست. لاسوگاس بهمثابه ماشین هجو شهر در این فیلم صرفاً پسزمینهای پرنور نیست. لاسوگاس با نمایشهای پرزرقوبرق، کازینوها و وعدهٔ ثروت فوری، جهانی میسازد که در آن میل به خوششانسی تقریباً به نیرویی جادویی بدل میشود.
در برابر این جهان، خانوادهٔ گریسولد قرار دارد: بیتکلف، ناهماهنگ و گاه ناتوان از فهم قواعد نانوشتهٔ محیط. همین تقابل، موتور بخش مهمی از طنز فیلم است. هجو فیلم بیش از آنکه متوجه خودِ قمار باشد، به خیال خامِ کنترلکردن بخت و تبدیل یک سفر معمولی به تجربهای خارقالعاده نظر دارد. لاسوگاس مدام وعده میدهد که میتوان با انتخابی درست، در لحظهای کوتاه همهچیز را دگرگون کرد؛ کلارک نیز، با خوشبینی خاص خود، گمان میکند اگر برنامه را درست بچیند، سفر سرانجام مطابق میلش پیش خواهد رفت.
« کلارک، با همان خوشبینی لجوجانه و میل همیشگی به ساختن خاطرهای بینقص، خانوادهاش را به لاسوگاس میبرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
نتیجهٔ این برخورد، موقعیتهایی است که خندهشان از فاصلهٔ میان نیت و پیامد پدید میآید. بااینحال، فیلم در بهرهبرداری از این زمینه همیشه به یک اندازه دقیق نیست. گاهی محیط پرهیاهو به شوخیها انرژی میبخشد و گاهی فقط آنها را در فضایی شلوغ رها میکند. لاسوگاس ظرفیت طنزآمیزی فراوانی دارد، اما فیلم همهٔ این ظرفیت را به زنجیرهای منسجم از ایدهها تبدیل نمیکند.
کلارک و خانواده؛ تداوم یک فرمول در مرکز ماجرا، کلارک گریسولد قرار دارد؛ پدری که اصرار دارد برای خانوادهاش تجربهای بهیادماندنی بسازد، حتی وقتی روشن است که اوضاع از دستش خارج شده است. جذابیت شخصیت در همین تضاد نهفته است: او هم میتواند منشأ آشوب باشد و هم قربانی آن. کلارک بهسختی میپذیرد که برنامهاش شکست خورده، و همین مقاومت کودکانه در برابر واقعیت، زمینهٔ بسیاری از لحظههای کمیک را فراهم میکند.
اِلِن در برابر این انرژی بیقرار، حضوری آرامتر و متعادلکننده دارد. رابطهٔ این دو، هرچند بهتنهایی کانون درام عمیقی نمیشود، یادآور آن است که ماجرا فقط مجموعهای از اتفاقهای عجیب نیست؛ خانواده باید در میان این بینظمی همچنان کنار هم بماند. فرزندان نیز در پیگیری مسیر خود، به فیلم امکان میدهند که خانواده را به گروهی از افراد با خواستهها و واکنشهای متفاوت تبدیل کند، نه صرفاً همراهان کلارک در حاشیهٔ ماجرا.
بازگشت شخصیتهای آشنا، از جمله ادی و کاترین، حس پیوستگی با قسمتهای پیشین را تقویت میکند. حضورشان بهویژه برای تماشاگرانی که از پیش با جهان گریسولدها آشنا هستند خوشایند است؛ اما این آشنایی بهایی هم دارد. فیلم گاهی بیش از اندازه به این تکیه میکند که مخاطب همان الگوهای قبلی را دوباره بپذیرد.
« نتیجهٔ این برخورد، موقعیتهایی است که خندهشان از فاصلهٔ میان نیت و پیامد پدید میآید. »
شخصیتها و اجرا
در نتیجه، بخشی از موقعیتها بهجای آنکه غافلگیرکننده باشند، یادآور چیزی هستند که پیشتر دیدهایم. طنزی متکی بر موقعیت و شخصیت طنز «Vegas Vacation» عمدتاً از رفتار آدمها در شرایط نامناسب سرچشمه میگیرد، نه از شوخیهای کلامی پیچیده یا طراحی ظریفِ یک کمدی موقعیت. شخصیتها تصمیمهایی عجولانه میگیرند، نشانههای خطر را نادیده میگیرند و با اعتمادبهنفسی بیش از تواناییشان وارد ماجرا میشوند.
همین سادگی در بهترین لحظهها به سود فیلم عمل میکند؛ شوخی، بیواسطه و قابلفهم است و از دلِ رفتار شخصیت بیرون میآید. فیلم چند لحظهٔ واقعاً بامزه دارد؛ لحظههایی که بر پایهٔ سوءتفاهم، بداقبالی یا برخورد آدمهای عادی با سازوکارهای اغراقآمیز شهر شکل میگیرند. این صحنهها نشان میدهند که شخصیت کلارک هنوز توانایی ایجاد آشوبی سرگرمکننده را دارد.
بااینحال، شوخیها از نظر کیفیت و ضرباهنگ یکدست نیستند. بعضی ایدهها پیش از آنکه به نقطهٔ اوج برسند کش پیدا میکنند و برخی دیگر با چنان شتابی کنار هم قرار میگیرند که فرصت اثرگذاری کامل نمییابند. این نوسان، یکی از محدودیتهای اصلی فیلم است. تماشاگر ممکن است در فاصلهای کوتاه از یک موقعیت موفق به صحنهای برسد که بیشتر بر تکرار یا اغراق بیثمر متکی است.
فیلم بهندرت کاملاً بیرمق میشود، اما فاصلهٔ میان لحظات درخشان و شوخیهای کماثر، تجربهٔ تماشای آن را نابرابر میکند. روایت پراکنده و ضرباهنگ ناپایدار ساختار داستانی فیلم بیشتر شبیه رشتهای از ماجراهاست تا روایتی که هر بخش آن بهروشنی بخش بعد را آماده کند. خانواده به موقعیتهای گوناگون کشیده میشود و هر موقعیت فرصتی برای شوخی تازه فراهم میآورد؛ اما این آزادیِ اپیزودیک گاهی به پراکندگی میانجامد.
« در نتیجه، بخشی از موقعیتها بهجای آنکه غافلگیرکننده باشند، یادآور چیزی هستند که پیشتر دیدهایم. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
سفر خانوادگی و شوخیهای مستقل از یکدیگر همیشه در مسیری واحد حرکت نمیکنند. این پراکندگی در ضرباهنگ نیز دیده میشود. برخی بخشها با سرعت و انرژی پیش میروند، در حالی که بخشهایی دیگر بیش از اندازه مکث میکنند یا برای رسیدن به خنده، موقعیتی را تکرار میکنند که پیشتر معنای خود را رسانده است.
از سوی دیگر، چند رخداد داستانی چنان سریع به هم پیوند میخورند که نتیجه بیشتر تصادفی به نظر میرسد تا حاصل تحول طبیعی شخصیتها و شرایط. با این همه، روایت برای کمدی سبکوزنی از این دست الزاماً نیازمند پیچیدگی فراوان نیست. مشکل زمانی پدیدار میشود که پراکندگی، نه به تنوعی دلپذیر، بلکه به کاهش انسجام بینجامد.
«Vegas Vacation» در بخشهایی از فیلم موفق میشود از هرجومرج ریتم بسازد؛ در بخشهای دیگر، خودِ فیلم به همان اندازه آشفته به نظر میرسد که خانوادهٔ گریسولد. بازیها و حضورهای مکمل Chevy Chase با آشنایی کامل به نقش کلارک بازمیگردد و بخش مهمی از بار کمدی را بر دوش میکشد. بازی او بر غروری شکننده و خوشبینی تسلیمناپذیر بنا شده است؛ کلارک میخواهد در چشم خانواده مدیری موفق باشد، حتی وقتی وضعیت آشکارا خلاف آن را نشان میدهد.
این فاصله میان تصویری که از خود دارد و واقعیتی که پیش روی اوست، همچنان یکی از منابع اصلی طنز است. Beverly D’Angelo نیز به شخصیت اِلِن ثبات و گرمایی میبخشد که در میان رفتارهای بیقرار دیگران اهمیت دارد. Randy Quaid در نقش ادی، با شیوهٔ بازی اغراقآمیز و ظاهر نامتعارف شخصیت، به فضای کمدی فیلم رنگی متفاوت میدهد.
« سفر خانوادگی و شوخیهای مستقل از یکدیگر همیشه در مسیری واحد حرکت نمیکنند. »
قوتها و کاستیها
حضور او ممکن است برای برخی تماشاگران جذابترین بخش جهان گریسولدها باشد، هرچند فیلم همیشه نمیتواند از این ظرفیت به شکلی تازه استفاده کند. بازیگران جوان و چهرههای مهمان نیز به ساختن فضای لاسوگاس کمک میکنند. از جمله، حضور Wayne Newton در قالب نسخهای داستانی از خود، به فیلم پیوندی مستقیم با فرهنگ نمایشی شهر میدهد.
این انتخاب در بهترین حالت مرز میان شهرت، نمایش و واقعیت را به بازی میگیرد؛ بااینحال، بخشهای مکمل بیشتر در خدمت موقعیتهای کمیکاند تا گسترش عمیق شخصیتها. جایگاه فیلم در مجموعه «Vegas Vacation» ادامهٔ همان الگوی آشنای مجموعه است: کلارک میخواهد خانوادهاش را به مقصدی تازه ببرد، اما میل او به ساختن تعطیلاتی بینقص در عمل به آشفتگی میانجامد.
این بار تغییر مکان بهتنهایی برای ساختن فیلمی تازه کافی نیست، ولی به اثر امکان میدهد موضوعهایی مانند طمع، خطرپذیری و افسونِ ثروت ناگهانی را به کمدی خانوادگی پیوند بزند. از این منظر، لاسوگاس انتخابی مناسب برای آزمودن دوبارهٔ فرمول است. در عین حال، فیلم نسبت به بهترین لحظههای مجموعه کمتر متکی بر تصاعدی سنجیده از بحرانهاست و بیشتر به شوخیهای پراکنده و بازگشت شخصیتهای محبوب اعتماد میکند.
به همین دلیل، میزان رضایت از آن تا حدی به انتظار تماشاگر وابسته است. اگر هدف، دیدار دوباره با خانوادهای آشنا در موقعیتهایی تازه باشد، فیلم لحظات سرگرمکنندهای عرضه میکند؛ اگر انسجام روایی و طنزی پیوسته انتظار رود، کاستیهایش آشکارتر میشود. جمعبندی «Vegas Vacation» کمدیای است که نیروی اصلیاش را از برخورد دو جهان میگیرد: لاسوگاسِ پرزرقوبرق و خانوادهٔ گریسولدِ ساده و آشفته.
« بازیگران جوان و چهرههای مهمان نیز به ساختن فضای لاسوگاس کمک میکنند. »
جمعبندی
این تضاد چند موقعیت کمیک مؤثر میسازد و بدبیاریهای کلارک همچنان توان خنداندن دارند. بازیهای آشنا، فضای پرتحرک و نگاه هجوآمیز به وعدهٔ خوششانسی، فیلم را به تجربهای سبک و گاه دلنشین تبدیل میکنند. اما اثر از پراکندگی روایت، ناهماهنگی شوخیها و تکرار بخشی از فرمول پیشین رنج میبرد.
همهٔ موقعیتها به یک اندازه جان نمیگیرند و بعضی ماجراها بیش از آنکه در خدمت حرکتی منسجم باشند، بهانهای برای شوخی بعدیاند. بااینحال، فیلم در لحظههای موفق خود یادآوری میکند که سرچشمهٔ طنز گریسولدها نه صرفاً بداقبالی، بلکه فاصلهٔ همیشگی میان نیتهای بزرگ کلارک و واقعیتی است که از هر سو نقشههایش را بههم میریز
« این تضاد چند موقعیت کمیک مؤثر میسازد و بدبیاریهای کلارک همچنان توان خنداندن دارند. »



ثبت دیدگاه