نقد و بررسی
نقد نقطه برتری (Vantage Point) | 2008
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی که از نو آغاز میشود «Vantage Point» فیلمی مهیج است که ایدهاش را از همان لحظههای نخست به نمایش میگذارد: سوءقصدی علیه رئیسجمهور آمریکا در جریان نشستی بینالمللی در سالامانکا، و مجموعهای از شاهدان که هرکدام فقط بخشی از واقعه را دیدهاند. فیلم بهجای آنکه ماجرا را در خطی مستقیم پیش ببرد، بارها به دقایق پیش از تیراندازی بازمیگردد و رویدادها را از منظر شخصیتهای گوناگون بازمینمایاند.
این انتخاب، تماشاگر را همزمان در جایگاه شاهد و کارآگاه مینشاند؛ باید جزئیات پراکنده را کنار هم بگذارد و درباره معنای هر تصویر تازه داوری کند. جذابیت اولیهی فیلم از همین بازی با دانستهها سرچشمه میگیرد. هر بازگشت، دستکم در ظاهر، دریچهای تازه میگشاید: تصویری که پیشتر پسزمینهای بیاهمیت به نظر میرسید، ممکن است در روایت بعدی به نشانهای معنادار بدل شود.
بنابراین، فیلم نه فقط درباره یک سوءقصد، بلکه درباره محدودیت دیدن و اعتماد کردن نیز هست. بااینحال، این ظرفیت روایی همیشه بهیکسان به کار گرفته نمیشود؛ گاهی تغییر زاویه دید اطلاعات تازه میدهد و گاهی همان دانستهها را با آرایشی متفاوت تکرار میکند. چند نگاه، یک واقعه بنیاد فیلم بر این تصور استوار است که هیچ شاهدی بهتنهایی قادر نیست تمام حقیقت را دریابد.
مأموران امنیتی، خبرنگاران، گردشگران و افرادی که بهطور اتفاقی در میدان حضور دارند، هرکدام از جایگاهی محدود به رویداد مینگرند. این تفاوت در جایگاه، تنها به محل ایستادن آنان مربوط نیست؛ هر شخصیت با دغدغه، ترس و برداشت خود وارد صحنه میشود. در نتیجه، یک کنش واحد میتواند در نگاه یکی تهدیدآمیز، در نگاه دیگری تصادفی و برای سومی کاملاً نامرئی باشد.
« جذابیت اولیهی فیلم از همین بازی با دانستهها سرچشمه میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم در این زمینه یادآور روایتهای چندصدایی و بازی با زاویه دید است، اما هدفش بیش از آنکه تردید فلسفی درباره امکان شناخت حقیقت باشد، ساختن تعلیق و افشای تدریجی اطلاعات است. تماشاگر از یک روایت به روایت دیگر منتقل میشود تا شکافهای تصویر پیشین را پر کند و سرنخها را بازتفسیر کند.
این رویکرد برای سرگرمی مؤثر است، اما گاهی شخصیتها بیشتر به ابزارهایی برای انتقال قطعههای معما شباهت پیدا میکنند تا انسانهایی با زندگی درونی مستقل. فیلم از ظرفیت ایده برای پرسشگری بهره میگیرد، ولی کمتر مکث میکند تا پیامدهای اخلاقی و روانی آن را بکاود. تعلیق و ریتم شروع فیلم پرشتاب است و حادثهای مرکزی را بیدرنگ پیش روی تماشاگر میگذارد.
آشفتگی جمعیت، واکنش نیروهای امنیتی و گسست ناگهانی نظم عمومی، فضایی میسازند که در آن فرصت چندانی برای آسودگی نیست. تدوین تند و رفتوبرگشت زمانی، حس فوریت را تقویت میکند؛ هر بار که روایت از نو آغاز میشود، مخاطب انتظار دارد سرنخی تازه بیابد یا تصویری را که پیشتر دیده، از معنایی دیگر سرشار کند.
این شتاب در بخشهایی به نقطهضعف بدل میشود. تکرار همان لحظات، هرچند در آغاز کنجکاویبرانگیز است، بهتدریج بخشی از نیروی خود را از دست میدهد. اگر بازگشت به صحنهای آشنا اطلاعاتی محدود یا کماهمیت اضافه کند، ریتم از تعلیق فاصله میگیرد و به مکثی طولانی در مسیر داستان تبدیل میشود.
« تماشاگر از یک روایت به روایت دیگر منتقل میشود تا شکافهای تصویر پیشین را پر کند و سرنخها را بازتفسیر کند. »
شخصیتها و اجرا
فیلم گاه بهجای آنکه از تکرار برای تعمیق معنا بهره ببرد، آن را وسیلهای برای نگهداشتن مخاطب در انتظار پاسخ قرار میدهد. از همین رو، کشش آغازین در همه بخشها یکدست باقی نمیماند. شخصیتها و بازیها گروه بازیگران نامآشنای فیلم، از Dennis Quaid و Matthew Fox تا Forest Whitaker و Sigourney Weaver، به داستانی پرحادثه وزن اجرایی میبخشند.
Dennis Quaid در نقش مأمور امنیتیای که با تهدیدی ناگهانی و مسئولیتی سنگین روبهرو میشود، ترکیبی از هوشیاری و فشار درونی را عرضه میکند. Forest Whitaker نیز در نقش گردشگری که دوربینش او را به شاهدی مهم بدل میسازد، وجهی انسانیتر به فضای سرد و امنیتی ماجرا میدهد. بازی او به شخصیت اجازه میدهد که صرفاً وسیلهای برای ثبت تصاویر نباشد؛ در حضورش، آشفتگی فرد عادی در دل بحرانی بزرگ نیز احساس میشود.
بااینهمه، ساختار متراکم فیلم فرصت چندانی برای پرورش همه شخصیتها فراهم نمیکند. هر روایت باید وظیفهای مشخص در پیشبرد معما داشته باشد و همین امر گاه مجال گسترش روابط، انگیزهها و تناقضهای درونی را محدود میسازد. بعضی چهرهها بهسرعت معرفی میشوند و پیش از آنکه پیوندی عمیق با تماشاگر برقرار کنند، به بخش دیگری از داستان واگذار میشوند.
بازیها در مجموع به حفظ باورپذیری و شتاب فیلم کمک میکنند، اما فیلمنامه همیشه به اندازه کافی شخصیتمحور نیست تا استعداد بازیگران را به درامی ماندگار تبدیل کند. اکشن و زبان بصری فیلم از میدان عمومی و خیابانهای پیرامون آن، بستری مناسب برای آشفتگی و تعقیب میسازد. فضای باز، جمعیت متراکم و مسیرهای متعدد، امکان نمایش همزمان چند کنش را فراهم میکنند و با منطق روایت چندزاویهای هماهنگاند.
« از همین رو، کشش آغازین در همه بخشها یکدست باقی نمیماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
دوربین و تدوین، تماشاگر را میان مکانها و اشخاص جابهجا میکنند تا حس کند واقعه از جهات گوناگون در حال گسترش است. این بیقراری تصویری، بهویژه در آغاز، به فضای اضطراب و بینظمی نیرو میبخشد. در مقابل، برخی صحنههای تعقیب و گریز بیش از آنکه بر واقعگرایی تکیه کنند، به منطق فیلمهای اکشن پرشتاب نزدیک میشوند.
فاصلهها، زمانبندی برخوردها و همزمانی بعضی اتفاقها گاه چنان با دقت نمایشی کنار هم قرار میگیرند که تصادفی یا بیشازحد حسابشده به نظر میرسند. فیلم در این لحظات از تعلیق واقعگرایانه فاصله میگیرد و به نمایش زنجیرهای از رخدادهای پرهیجان بسنده میکند. این انتخاب میتواند برای تماشاگر علاقهمند به سرگرمی پرتحرک پذیرفتنی باشد، اما برای مخاطبی که انسجام علّی و باورپذیری را جدی میگیرد، دشواریهایی پدید میآورد.
پیچیدگی، انسجام و محدودیتها معمای فیلم بر انباشت اطلاعات بنا شده است. هر بخش، قطعهای تازه به تصویر کلی میافزاید، اما افزایش تعداد قطعات لزوماً به معنای افزایش عمق نیست. گاهی داستان چنان مشتاق است که غافلگیری دیگری عرضه کند که پیوند میان حوادث را بیش از اندازه پیچیده میسازد. در چنین لحظاتی، تماشاگر ممکن است بهجای آنکه از کنار هم گذاشتن سرنخها لذت ببرد، مشغول بازسازی این پرسش شود که چه کسی، در چه زمانی و با چه انگیزهای در کجای ماجرا قرار داشته است.
این مسئله به رابطه میان پیچش و اعتبار داستانی بازمیگردد. پیچش زمانی رضایتبخش است که پس از آشکارشدن، بتوان نشانههای پیشین را دوباره مرور کرد و دریافت که نتیجه از دل همان نشانهها برآمده است. «Vantage Point» در پارهای از لحظات چنین لذتی ایجاد میکند، اما در بخشهایی دیگر بر تصادف، هماهنگیهای بسیار دقیق یا پیچیدگیهای انباشته تکیه دارد.
« این بیقراری تصویری، بهویژه در آغاز، به فضای اضطراب و بینظمی نیرو میبخشد. »
قوتها و کاستیها
در نتیجه، اثر میان دو میل متعارض گرفتار میشود: ساده و روشن نگهداشتن تعلیق، و افزودن مداوم لایههای تازه برای حفظ غافلگیری. حاصل، فیلمی است که ایدهی رواییاش از انسجام اجراییاش قویتر مینماید. جمعبندی «Vantage Point» تجربهای سرگرمکننده و پرشتاب است که ایدهی تماشای یک واقعه از چند زاویه را به موتور اصلی تعلیق تبدیل میکند.
فیلم در آغاز با کنجکاویبرانگیزی، تدوین پرتحرک و حضور بازیگرانی توانمند مخاطب را جذب میکند و برای مدتی این پرسش را زنده نگه میدارد که هر شاهد چه چیزی را دیده و چه چیزی از نگاهش پنهان مانده است. اما تکرار صحنهها، محدودماندن پرداخت شخصیتها و پیچیدگیهایی که گاه بیش از اندازه به تصادف وابستهاند، از نیروی اثر میکاهند.
ارزش اصلی فیلم را باید در ایده و شیوهی سازماندهی روایت جستوجو کرد، نه در ظرافتی بینقص در پرداخت یا واقعگرایی کامل رخدادها. «Vantage Point» بیش از آنکه اثری ماندگار درباره حقیقت و حافظه باشد، یک تریلر خوشساخت برای تماشای پرهیجان است؛ اثری که در بهترین لحظاتش تماشاگر را وادار میکند دوباره به همان تصویر نگاه کند و در لحظات ضعیفتر، او را میان بازگشتهای مکرر و سازوکارهای پرزحمت معما سرگردان میسازد.
« حاصل، فیلمی است که ایدهی رواییاش از انسجام اجراییاش قویتر مینماید. »



ثبت دیدگاه