نقد و بررسی
نقد ونگارد (Vanguard) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به قلمرو اکشنِ بیوقفه «Vanguard» محصول ۲۰۲۰، فیلمی است که از همان آغاز قصد ندارد تماشاگر را در سکوت و تأمل نگه دارد. روایت، گروهی از مأموران یک شرکت امنیتی بینالمللی را دنبال میکند که برای حفاظت از یک حسابدار و خانوادهاش وارد زنجیرهای از عملیات خطرناک میشوند. تعقیب، فرار، درگیری و جابهجایی میان موقعیتهای پرتنش، موتور اصلی فیلم است؛ داستان بیش از آنکه مسیری برای کشف شخصیتها باشد، بهانهای برای رساندن قهرمانان از یک صحنهٔ اکشن به صحنهٔ بعدی است.
این انتخاب هم بزرگترین امتیاز فیلم به شمار میرود و هم محدودیت اساسی آن را شکل میدهد. «Vanguard» بهندرت میخواهد از تماشاگر تمرکز یا صبر طولانی بخواهد؛ بااینحال، وقتی رخدادها پشت سر هم انباشته میشوند، فرصت کافی برای پرداخت عاطفی یا منطق روایی باقی نمیماند. حاصل، اثری پرتحرک است که سرگرمی را بر انسجام و عمق مقدم میگذارد.
قصهای برای به حرکت درآوردن صحنهها طرح کلی فیلم بهسادگی قابلفهم است: مردی که اطلاعات مالی خطرناکی در اختیار دارد، هدف گروهی مزدور قرار میگیرد و سازمان «پیشگام» مأمور میشود او و نزدیکانش را حفظ کند. این چهارچوب آشنا، امکان میدهد فیلم مدام مکان عوض کند و شخصیتها را در موقعیتهای تازهای قرار دهد.
در ظاهر، قصه ظرفیت یک تریلر جاسوسیِ بینالمللی را دارد؛ اما «Vanguard» بیشتر به استفاده از این ظرفیت برای تولید حادثه علاقهمند است تا ساختن روایتی دقیق و بههمپیوسته. در برخی بخشها، پیوند میان اتفاقها شتابزده به نظر میرسد و انگیزهها یا تصمیمهای شخصیتها بهاندازهٔ کافی جا نمیافتند.
« این انتخاب هم بزرگترین امتیاز فیلم به شمار میرود و هم محدودیت اساسی آن را شکل میدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم اطلاعاتی را که برای پیشبرد صحنهٔ بعد لازم دارد عرضه میکند، اما همیشه زمان نمیگذارد تا پیامدهای همان اطلاعات را بررسی کند. به همین دلیل، تماشاگر ممکن است در لحظه با ماجرا همراه شود، ولی پس از پایان هر بخش، احساس کند داستان از روی پلههایی عبور کرده که درست به هم متصل نشدهاند.
خوشبختانه برای دنبالکردن خط اصلی به دشواری زیادی نیاز نیست؛ مشکل بیشتر در باورپذیری و انسجام است، نه در فهم کلی ماجرا. اکشن؛ جاذبهٔ اصلی و سرچشمهٔ خستگی فیلم از نظر میزان تحرک دستودلباز است. تعقیبوگریزها، فرارهای پرخطر و درگیریهای گروهی بهسرعت پشت سر هم میآیند و در بخشهایی، انرژی بصری قابلتوجهی دارند.
دوربین بهجای آنکه در همهٔ صحنهها بر مشتزنیِ نزدیک تکیه کند، از خودروها، محیطهای شلوغ و جابهجایی سریع میان فضاها بهره میگیرد. همین رویکرد به بعضی صحنهها حس بازیگوشی و جنبوجوش میدهد و فیلم را برای تماشای تفریحی مناسب میسازد. اما وفور اکشن همیشه به معنای هیجان بیشتر نیست.
وقتی هر موقعیت با سروصدا، انفجار، حرکتهای پرشتاب و تهدیدی تازه همراه میشود، تفاوت میان اوج و فرود از بین میرود. تماشاگر فرصت نمیکند برای صحنهای نگران شود، زیرا صحنهٔ بعدی بیدرنگ از راه میرسد. این یکنواختیِ شدت، بهتدریج اثر معکوس میگذارد و آنچه قرار است نفسگیر باشد، گاه خستهکننده میشود.
« اکشن؛ جاذبهٔ اصلی و سرچشمهٔ خستگی فیلم از نظر میزان تحرک دستودلباز است. »
شخصیتها و اجرا
فیلم کمتر از سکوت و مکث بهعنوان ابزار تعلیق استفاده میکند؛ در نتیجه، هیجانش بیشتر از جنس تداوم است تا افزایش تدریجی تنش. جکی چان و فاصله از انتظار حضور جکی چان بهطور طبیعی انتظاری ویژه ایجاد میکند: ترکیبی از مهارت رزمی، بدلکاریهای خلاقانه و شوخطبعیِ بدنی که در آثار مشهور او به امضایی شخصی بدل شده است.
«Vanguard» از نام و جایگاه او بهره میبرد، اما نقش چان بیشتر در جایگاه راهبر و چهرهٔ ارشد گروه قرار میگیرد تا نیروی مرکزیِ همهٔ درگیریها. بخش مهمی از بار عملیاتی فیلم بر دوش بازیگران جوانتر است و چان مجال کمتری برای نمایش آن نوع مبارزهٔ طولانی و ابتکاری پیدا میکند که بسیاری از مخاطبان از او انتظار دارند.
این تصمیم میتواند به معنای واگذاری فضا به گروهی تازه باشد، ولی فیلم همیشه این جابهجایی را به فرصتی دراماتیک تبدیل نمیکند. رابطهٔ میان نسل باتجربه و مأموران جوان، ظرفیت شکلدادن به کشمکش یا پیوندی عاطفی را دارد؛ بااینحال، بیشتر در سطح تقسیم وظایف باقی میماند. برای مخاطبی که صرفاً به دنبال حضور چان در یک فیلم اکشن است، همین حضور میتواند جذاب باشد؛ اما دوستداران هنر رزمی و بدلکاریهای شاخص او ممکن است سهم کمرنگترش را ناامیدکننده بیابند.
جلوههای بصری و جهانِ ساختهشده «Vanguard» میخواهد در مقیاسی بزرگ و بینالمللی حرکت کند و از همین رو به مکانها و موقعیتهای متنوع روی میآورد. این تنوع، چشمانداز فیلم را گستردهتر میکند و به روایت حس سفر و مأموریتی فرامرزی میدهد. بااینحال، جلوههای رایانهای در چند صحنه کیفیتی یکدست ندارند و مصنوعیبودن برخی تصاویر از فضای فیلم بیرون میزند.
« این تنوع، چشمانداز فیلم را گستردهتر میکند و به روایت حس سفر و مأموریتی فرامرزی میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
هنگامی که مخاطب بهجای توجه به خطر موجود در قاب، متوجه ساختگیبودن آن میشود، تأثیر صحنه کاهش مییابد. مشکل تنها به واقعنمایی محدود نیست؛ ناهماهنگی میان جلوههای کامپیوتری و عناصر واقعیِ صحنه نیز گاهی محسوس است. اکشنی که به تحرک فیزیکی و خطر ملموس وابسته است، بهویژه از این ناهماهنگی آسیب میبیند.
در مقابل، تعقیبوگریزهایی که بر حرکت و موقعیتپردازی تکیه دارند، حتی بدون تکیهٔ کامل بر تصویرسازی دیجیتال، خوشتماشا از آب درمیآیند. فیلم در بهترین لحظههایش از ریتم و طراحی صحنه نیرو میگیرد؛ در ضعیفترین لحظهها، جلوههای ناپخته اجازه نمیدهند خطر باورپذیر شود. بازیها، دیالوگها و لحن بازیگران در چهارچوب فیلمی که پیوسته در حرکت است، عموماً وظیفهٔ مشخصی دارند: مأموریت را پیش ببرند، واکنش نشان دهند و برای صحنهٔ بعدی آماده شوند.
این تقسیم کار برای یک اکشنِ گروهمحور مناسب است، اما فرصت چندانی برای شخصیتپردازی پیچیده فراهم نمیآورد. در نتیجه، اعضای تیم بیشتر با نقش عملیاتیشان به یاد میمانند تا با کشمکشهای درونی یا ویژگیهای متمایز شخصیتی. دیالوگها نیز گاه به همان اندازه ابزاریاند. بعضی از آنها اطلاعات لازم را منتقل میکنند، اما طبیعی یا بهیادماندنی نیستند و در لحظاتی، توضیحهای مستقیم جای گفتوگویی زنده را میگیرند.
از سوی دیگر، فیلم میکوشد در کنار خطر و خشونت، حالوهوایی سبک و سرگرمکننده حفظ کند؛ اما این تغییر لحن همیشه روان نیست. شوخی یا جملهای سبک ممکن است در دل موقعیتی پرتنش بنشیند، بیآنکه به آن عمق یا ظرافت ببخشد. این ناهمواری، بیش از آنکه فیلم را از مسیرش خارج کند، کیفیت تجربه را نامتعادل میسازد.
« هنگامی که مخاطب بهجای توجه به خطر موجود در قاب، متوجه ساختگیبودن آن میشود، تأثیر صحنه کاهش مییابد. »
قوتها و کاستیها
ریتم و مخاطب مناسب ریتم «Vanguard» از نوعی است که برای تماشای بیدغدغه طراحی شده: فیلم معمولاً اجازه نمیدهد فضا برای مدتی طولانی آرام بماند و با تهدید یا تعقیبی تازه، توجه را دوباره به خود جلب میکند. برای شبی که مقصود از تماشای فیلم صرفاً سرگرمشدن باشد، این ویژگی میتواند مزیت مهمی باشد.
تعقیبوگریزها بهویژه لحظاتی فراهم میکنند که بدون نیاز به درگیری با لایههای پیچیدهٔ داستانی، میتوان از حرکت و انرژی تصویر لذت برد. اما اگر مخاطب به دنبال روایتی منسجم، شخصیتهایی چندلایه یا اکشنی مبتنی بر بدلکاریهای دقیق و نبردهای رزمی طولانی باشد، فیلم احتمالاً خواستهٔ او را برآورده نمیکند.
شلوغیِ بیش از اندازه، دیالوگهای کمجان و جلوههای بصری ناهماهنگ، مانع میشوند که سرگرمیِ فیلم به تجربهای کاملاً رضایتبخش بدل شود. «Vanguard» بیش از هر چیز برای تماشاگرانی مناسب است که با انتظار واقعگرایی یا ظرافت روایی وارد فیلم نمیشوند و ریتم تند را بر پرداخت دقیق ترجیح میدهند.
جمعبندی «Vanguard» اثری پرتحرک و پرهزینهنماست که نقطهٔ قوتش را در تعقیبوگریزها و جریان بیوقفهٔ رخدادها پیدا میکند. فیلم میتواند در یک شبِ سبک، سرگرمیِ قابلقبولی فراهم آورد؛ اما داستانش گاه انسجام لازم را از دست میدهد، جلوههای کامپیوتری بعضی صحنهها را مصنوعی میکنند و انباشت اکشن بهجای حفظ هیجان، گاهی خستگی میآورد.
« برای شبی که مقصود از تماشای فیلم صرفاً سرگرمشدن باشد، این ویژگی میتواند مزیت مهمی باشد. »
جمعبندی
جکی چان همچنان حضوری آشنا و جذاب دارد، ولی فرصت چندانی برای نمایش آنچه هوادارانش از او میخواهند پیدا نمیکند. حاصل، فیلمی است که بیش از آنکه به یادِ ظرافت یا تازگیاش بماند، با سروصدا و شتابش شناخته میشود: انتخابی مناسب برای سرگرمیِ گذرا، نه اثری که ادعای فراتررفتن از قالب معمول اکشن را بهخوبی محقق کند.
« جکی چان همچنان حضوری آشنا و جذاب دارد، ولی فرصت چندانی برای نمایش آنچه هوادارانش از او میخواهند پیدا نمیکند. »



ثبت دیدگاه