نقد و بررسی
نقد ولاتی 2023 (Valatty) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای دلنشین با ظرفیتهایی فراتر از قصهٔ حیوانات «Valatty» فیلمی مالایالمزبان و محصول ۲۰۲۳ به کارگردانی دوان جایاکومار است؛ ماجرای عاشقانهٔ تامی و آمالو، دو سگ از نژادهای متفاوت، که مخالفت صاحبانشان آنان را به فرار و سفری پرمخاطره میکشاند. فیلم از همان آغاز بر جذابیت ساده و بیواسطهٔ حیوانات تکیه میکند، اما میکوشد این جذابیت را به قصهای دربارهٔ عشق، آزادی و آسیبپذیری موجودات بیزبان پیوند بزند.
حاصل، اثری است که در لحظههایی صمیمی و سرگرمکننده میشود، اما همیشه نمیتواند میان قصهگویی خانوادگی و درام اجتماعی تعادلی سنجیده برقرار کند. عشق، فرار و برخورد با جهان انسانها رابطهٔ تامی و آمالو بهانهای برای آغاز ماجرایی جادهای است: دو سگ که خواست صاحبانشان را پس میزنند و به راه میافتند، در مسیر با موجودات و آدمهایی روبهرو میشوند که هر یک بخشی از جهان فیلم را نمایندگی میکنند.
پیوند عاطفی این دو، بهجای آنکه بر گفتوگوهای پیچیده یا روانشناسی مفصل بنا شود، عمدتاً از رفتارها، نگاهها و موقعیتهای دیداری شکل میگیرد. این انتخاب با ماهیت قصه تناسب دارد و به فیلم امکان میدهد از زبان ساده و قابلفهمی بهره ببرد؛ زبانی که برای مخاطبان کمسنوسال نیز دسترسپذیر است.
بااینحال، سادگیِ روایت گاه به سادهانگاری نزدیک میشود. مسیر عاطفی شخصیتها چندان غافلگیرکننده نیست و بسیاری از کشمکشها از همان ابتدا قابلحدساند. فیلم ایدههایی چون مخالفت صاحبان، رهایی از قیدهای تحمیلی و وفاداری را مطرح میکند، اما بهندرت آنها را با پیچیدگی تازهای میپروراند.
« بااینحال، سادگیِ روایت گاه به سادهانگاری نزدیک میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بنابراین، جذابیت قصه بیشتر از موقعیتهای بامزه و حضور حیوانات نیرو میگیرد تا از تحولهای روایی یا کشفهای معنایی. سگها؛ مرکز واقعی جذابیت فیلم مهمترین امتیاز «Valatty» حضور سگها در مرکز قاب و روایت است. حرکات، واکنشها و بازیگوشیهای آنان نیرویی طبیعی به فیلم میبخشد؛ نیرویی که بازیگران انسانی بهسختی میتوانستند جایگزینش شوند.
تامی و آمالو، و سپس همراهان حیوانیشان، شخصیتهاییاند که حتی پیش از آنکه قصه از آنان انتظار کنشهای بزرگ داشته باشد، با حرکات کوچک توجه مخاطب را جلب میکنند. تماشای ارتباط میان آنها، گاه خود به هدفی کافی برای دنبالکردن فیلم بدل میشود. در کنار بازی فیزیکی سگها، صداپیشگان نیز به شخصیتپردازی کمک میکنند.
صداها به حیوانات هویت و خلقوخو میدهند و در برخی لحظات، بهویژه هنگامی که فیلم بر شوخی و رفاقت تکیه دارد، نتیجه دلنشین است. بااینهمه، پیوند میان رفتار واقعی حیوانات و شخصیتهایی که از زبان انسانی سخن میگویند همیشه بیدردسر نیست. گاهی صداگذاری و کنش تصویری در یک ریتم واحد قرار نمیگیرند و فاصلهای میان آنچه میبینیم و آنچه میشنویم پدید میآید.
این ناهماهنگی از جذابیت ایده کم نمیکند، اما یادآور میشود که فیلم برای جانبخشیدن به شخصیتهای حیوانی با محدودیتهای اجرایی ویژهای روبهرو است. تجربهٔ فنی و دشواری ساخت ساخت فیلمی که حیوانات را نه در حاشیه، بلکه در مرکز قصه قرار میدهد، به برنامهریزی و صبر فراوان نیاز دارد. گروه سازنده برای آمادهسازی و آموزش سگها زمان قابلتوجهی صرف کرده است و این زحمت در بسیاری از لحظههای فیلم به چشم میآید.
« سگها؛ مرکز واقعی جذابیت فیلم مهمترین امتیاز «Valatty» حضور سگها در مرکز قاب و روایت است. »
شخصیتها و اجرا
قاببندیها و میزانسنها میکوشند رفتار طبیعی حیوانات را ثبت کنند و از همین رو، بخشی از جذابیت اثر از حس زندهبودن و تصنعنداشتن کنشها حاصل میشود. ایدهٔ استفاده از سگهای واقعی نیز به فیلم شخصیتی متمایز میدهد و آن را از تجربههای رایجتر سینمای عامهپسند جدا میکند. اما دشواری تولید، بهتنهایی جایگزین انسجام سینمایی نمیشود.
تدوین باید از میان لحظههای متعدد و واکنشهای پیشبینیناپذیر حیوانات، ریتمی روشن و روایتی پیوسته بسازد؛ کاری که فیلم در همهٔ بخشها به یک اندازه از عهدهاش برنمیآید. برخی گذارها ناگهانیاند و بعضی موقعیتها بیش از اندازه کش پیدا میکنند. از اینرو، «Valatty» در مقام تجربهای اجرایی تحسینبرانگیزتر از آن است که در مقام روایتی کاملاً پرداختشده ظاهر میشود.
نوسان میان کمدی و درام لحن فیلم از ابتدا بر آمیزهای از کمدی، ماجراجویی و احساسات خانوادگی بنا شده است. حضور حیوانات زمینهای طبیعی برای شوخی و لحظات گرم فراهم میکند؛ در عین حال، داستان میخواهد به موضوعهایی جدیتر، از جمله بهرهکشی از حیوانات و خطرهایی که در جهان انسانها تهدیدشان میکند، بپردازد.
این دو مسیر بالقوه میتوانند یکدیگر را غنی کنند: طنز، مخاطب را به شخصیتها نزدیک سازد و درام، معنای عاطفی ماجرا را عمیقتر کند. مشکل زمانی پدید میآید که تغییر لحن، نه بهصورت تدریجی، بلکه با جابهجاییهایی محسوس رخ میدهد. فیلم گاهی از فضای سبک و بازیگوشانه به موقعیتهایی تلخ میرسد، بیآنکه برای این گذار زمینهٔ کافی فراهم کرده باشد.
« اما دشواری تولید، بهتنهایی جایگزین انسجام سینمایی نمیشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در نتیجه، مخاطب ممکن است احساس کند با دو فیلم متفاوت روبهرو است: یکی قصهای خانوادگی و شیرین دربارهٔ حیوانات، و دیگری درامی جدی دربارهٔ خشونت و آسیبپذیری. هر دو وجه بهخودیخود امکان اثرگذاری دارند، اما پیوند میانشان به اندازهٔ کافی محکم نیست. ضعفهای فیلمنامه و وزن نیمهٔ دوم فیلمنامه بیش از آنکه بر غافلگیری یا تحولهای چندلایه تکیه کند، از الگوهای آشنای ماجراجویی بهره میبرد.
مخالفت صاحبان، فرار، پیدا کردن همراهان و ضرورت نجات، مسیرهایی شناختهشدهاند و فیلم کمتر میکوشد آنها را به شکلی تازه بازآفرینی کند. دیالوگها نیز در بخشهایی کارکردی و توضیحی باقی میمانند؛ گویی وظیفهشان رساندن اطلاعات به مخاطب است، نه آشکارکردن لایههای پنهان شخصیتها. این ضعف هنگامی پررنگتر میشود که حیوانات با زبانی انسانی سخن میگویند و فیلم باید میان گفتار و رفتارشان هماهنگی ایجاد کند.
نیمهٔ دوم بیش از اندازه بر تلخی و خطر تکیه میکند و در نتیجه، از نشاطی که بخشهای آغازین ساختهاند فاصله میگیرد. افزایش تنش بهخودیخود ایرادی ندارد؛ مسئله آن است که این افزایش با طولانیشدن برخی موقعیتها همراه میشود و ریتم را سنگین میکند. فیلم گاه بهجای آنکه پیامدهای عاطفی ماجرا را با ایجاز و دقت نشان دهد، بر شدت موقعیتها میافزاید.
چنین رویکردی میتواند احساس برانگیزد، اما چون زمینهسازی روایی همیشه بهاندازهٔ کافی نیست، اثر عاطفی آن یکدست و پایدار نمیماند. مخاطب و جایگاه فیلم «Valatty» بیش از هر چیز برای تماشاگرانی مناسب است که از دیدن حیوانات در نقشهای اصلی لذت میبرند و با قصههای خانوادگیِ ساده ارتباط برقرار میکنند.
« هر دو وجه بهخودیخود امکان اثرگذاری دارند، اما پیوند میانشان به اندازهٔ کافی محکم نیست. »
قوتها و کاستیها
کودکان احتمالاً از حرکتها و شخصیتهای دوستداشتنی سگها بهره خواهند برد؛ مخاطب بزرگسال نیز میتواند در ایدهٔ مرکزی و تلاش اجرایی فیلم نکتهای تازه بیابد. بااینحال، کسانی که از فیلمنامهای فشرده، طنزی پیوسته یا درامی کاملاً سنجیده انتظار دارند، ممکن است از قابلپیشبینیبودن ماجرا و نوسان لحن آن فاصله بگیرند.
ارزش فیلم فقط به میزان موفقیتش در روایت یک داستان عاشقانه محدود نیست؛ تجربهٔ ساخت آن نیز اهمیت دارد. «Valatty» نشان میدهد که چگونه میتوان حیوانات را به محور یک فیلم بلند تجاری بدل کرد و برای آنان جهانی داستانی ساخت. اما همین بلندپروازی، نیاز به نگارشی منسجمتر را نیز برجسته میکند.
ایدهای که بهتنهایی نگاهها را به سوی خود میکشاند، برای ماندگاری به شخصیتپردازی دقیق، ریتم حسابشده و لحنی یکپارچه نیاز دارد. جمعبندی «Valatty» فیلمی دوستداشتنی اما نابرابر است: حضوری چشمگیر از سگها، موقعیتهایی شیرین و لحظاتی صمیمی دارد، ولی قصهاش اغلب در محدودهٔ الگوهای آشنا حرکت میکند.
جذابیت بصری حیوانات و تلاش اجرایی سازندگان، کاستیهای روایت را تا اندازهای میپوشاند؛ بااینحال، دیالوگهای کمرمق، تغییرهای ناگهانی لحن و سنگینی نیمهٔ دوم مانع از آن میشوند که فیلم به اثری کاملاً متوازن بدل شود. بهترین لحظههایش از سادگی و حضور زندهٔ حیوانات میآیند؛ ضعفهایش نیز زمانی آشکار میشوند که میکوشد این سادگی را به درامی تلختر و گستردهتر تبدیل کند.
« ارزش فیلم فقط به میزان موفقیتش در روایت یک داستان عاشقانه محدود نیست؛ تجربهٔ ساخت آن نیز اهمیت دارد. »
ثبت دیدگاه