نقد و بررسی
نقد وال (Val) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
خودزندگینگاری با دوربین «وال» بیش از آنکه مستندی متعارف دربارهٔ فرازونشیبهای یک ستارهٔ سینما باشد، تلاشی است برای دیدن جهانی که خودِ وال کیلمر سالها با دوربینش ثبت کرده است. فیلم از میان انبوهی از تصاویر شخصی و پشتصحنه شکل میگیرد: از فیلمهای خانوادگی کودکی تا لحظاتی در میانهٔ ساخت آثار شناختهشدهاش.
این آرشیو فقط گنجینهای از خاطرات نیست؛ زبان اصلی مستند است. دوربین برای کیلمر وسیلهای برای ثبت زندگی و نیز راهی برای نزدیکشدن به آن بوده؛ وسیلهای که به او اجازه میدهد هم بازیگر باشد و هم ناظرِ بازیگری خویش. (مستند به بیش از چهل سال تصویر ثبتشده از زندگی و کار کیلمر تکیه دارد.) از همینجا فیلم فاصلهاش را با روایتهای زندگینامهای معمول روشن میکند.
بهجای آنکه مجموعهای از مصاحبهها و داوریهای دیگران را کنار هم بچیند، ما را به درون نگاه خود کیلمر میبرد. نتیجه، روایتی است که گاه شورمند، گاه بازیگوش و گاه بیقرار به نظر میرسد؛ همانقدر نامنظم و پرتناقض که موضوعش. چهرهای فراتر از شهرت کیلمر در حافظهٔ سینمایی تماشاگران با نقشها و تصویرهای گوناگون گره خورده است؛ اما «وال» نمیخواهد صرفاً دفترچهای تصویری از کارنامهٔ او باشد.
فیلم نشان میدهد که پشت چهرهٔ ستارهای، هنرمندی قرار دارد که به فرایند ساختن، آزمودن و بازآفرینی خود دلبسته است. او فقط در برابر دوربین بازی نمیکند؛ دوربین را به زندگی روزمرهاش میبرد و از تجربههای کوچک نیز مادهای برای روایت میسازد. این خودنگری همیشه به خودشناسی آرام و منظم نمیانجامد.
« این آرشیو فقط گنجینهای از خاطرات نیست؛ زبان اصلی مستند است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
کیلمر گاهی پرشور و مطمئن است و گاهی در برابر گذشته و تصمیمهایش مکث میکند. همین تضادها به شخصیت او بُعد میدهند و مانع میشوند که مستند او را به قهرمانی بینقص یا قربانی صرف بدل کند. فیلم بیش از آنکه حکم نهایی صادر کند، اجازه میدهد تماشاگر با پیچیدگیهای او روبهرو شود. آرشیو؛ خاطرهای زنده و ناتمام یکی از امتیازهای اصلی فیلم، شیوهای است که مواد آرشیوی را از حالت سندهای خام بیرون میآورد و به تجربهای زنده بدل میکند.
تصاویر خانوادگی و لحظههای پشتصحنه، گذشته را صرفاً یادآوری نمیکنند؛ آن را در برابر چشم ما دوباره به جریان میاندازند. حضور دوربین در دست خود کیلمر نیز معنای ویژهای دارد: این تصاویر فقط از او نیستند، بلکه از نگاه او به جهان حکایت میکنند. بااینحال، ارزش آرشیو تنها در نادر یا تماشاییبودنش خلاصه نمیشود.
این تصاویر رابطهٔ میان هنر و زندگی را ملموس میکنند: چگونه تمرین، بازی، خانواده و خاطره در ذهن هنرمند به هم میپیوندند. گاهی شور ثبتکردن چنان فراگیر است که گویی هر لحظه میتواند روزی بخشی از یک روایت بزرگتر شود. این ویژگی فیلم را صمیمی میکند، اما در جاهایی هم ممکن است تراکم خاطرهها و رفتوآمد میان دورههای مختلف، ریتم را کند سازد.
صدا، خانواده و پیوند عاطفی با دشوارشدن سخنگفتن کیلمر، پسرش جک روایت فیلم را بر عهده میگیرد. این انتخاب صرفاً راهحلی اجرایی نیست؛ پیوند پدر و پسر را وارد ساختار روایت میکند و به تصاویر خانوادگی گرمایی تازه میبخشد. صدای جک در مقام راوی، فاصلهای اندک میان گذشته و اکنون ایجاد میکند: گویی یکی از نزدیکترین آدمهای زندگی کیلمر خاطرات او را از دل آرشیو بیرون میکشد و دوباره به زبان میآورد.
« کیلمر گاهی پرشور و مطمئن است و گاهی در برابر گذشته و تصمیمهایش مکث میکند. »
شخصیتها و اجرا
در عین حال، حضور خود کیلمر در زمان حال اهمیت ویژهای دارد. فیلم از دشواریهای جسمانی او روی برنمیگرداند و محدودیتهایش را به تصویری تزئینی یا صرفاً عاطفی تقلیل نمیدهد. آنچه اثر را تأثیرگذار میکند، تقابل میان ذهنی پر از روایت و بدنی است که بیان آن روایت را دشوار کرده است. این شکاف، اندوهبار است، اما مستند در آن متوقف نمیماند؛ شوخطبعی و نیروی خلاق کیلمر نیز در تصویر باقی میماند.
طنز در کنار سنگینی «وال» میداند که صمیمیتِ بیپرده الزاماً به معنای تلخیِ بیوقفه نیست. در میان لحظههای دشوار، شوخیها و رفتارهای بازیگوشانه مجال تنفس ایجاد میکنند. همین نوسان میان خنده و اندوه باعث میشود فیلم به مرثیهای یکدست تبدیل نشود. تماشاگر هم به تماشای انسانی زنده و شوخطبع مینشیند و هم با محدودیتها، فقدانها و دشواریهای او روبهرو میشود.
بااینهمه، بار احساسی اثر در بخشهایی سنگین است. برخی لحظهها چنان بر آسیبپذیری و رنج مکث میکنند که فاصلهگرفتن و اندیشیدن به معنای آن دشوار میشود. این سنگینی، بخشی از صداقت فیلم است، اما در بعضی صحنهها ممکن است احساس کند که بار عاطفی بیش از اندازه بر دوش تماشاگر گذاشته شده است.
فیلم در بهترین لحظههایش میان تلخی و طنز تعادل مییابد؛ در لحظههای کماثرتر، این تعادل کمی از دست میرود. ریتم و ساختار روایی ساختار فیلم بهطور کلی بر مسیر زندگی و کار کیلمر تکیه دارد، اما نیروی اصلی آن نه در نظم زمانیِ صرف، بلکه در برخوردِ گذشته با اکنون است. تصاویر قدیمی هنگامی معنا مییابند که کنار وضعیت امروز او قرار میگیرند؛ هر خاطره، علاوه بر روایت واقعهای گذشته، پرسشی دربارهٔ هویت و تداوم شخصیت نیز پیش میکشد.
« در عین حال، حضور خود کیلمر در زمان حال اهمیت ویژهای دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
آیا آدمی همان کسی است که در فیلمهای قدیمی میبینیم؟ یا معنای آن تصویرها با تغییر بدن و شرایط زندگی دگرگون میشود؟ ریتم در نیمههایی از فیلم اندکی کش میآید؛ انبوه لحظهها و خاطرهها گاهی بیش از آنکه روایت را پیش ببرند، پیرامون یک احساس یا مضمون میچرخند. پایانبندی نیز میتوانست فشردهتر باشد تا اثر با ضرباهنگی متمرکزتر به فرود برسد.
با وجود این، کندیهای محدود، پیوند عاطفی مستند با موضوعش را از میان نمیبرد؛ بلکه گاه به آن مجال میدهد تا در خاطرهای مکث کند، هرچند همهٔ مکثها به یک اندازه ضروری نیستند. هنرمند و حق روایت خویش وجه تأملبرانگیز «وال» در این است که موضوعش هم شخصیت اصلی است و هم صاحب بخش بزرگی از مواد تصویری روایت.
فیلم از این امتیاز بهره میگیرد، اما در برابر آن محدودیتی هم دارد: وقتی زندگی از دریچهٔ آرشیو و نگاه خود فرد بازخوانی میشود، برخی زوایا ممکن است کمرنگ بمانند. مستند بیشتر به تجربهٔ درونی کیلمر علاقه دارد تا داوری بیرونی دربارهٔ او؛ ازاینرو، برای تماشاگرانی که انتظار واکاوی جامعِ رفتار حرفهای یا قضاوت دیگران را دارند، این انتخاب شاید ناکافی باشد.
اما همین محدودبودن، بخشی از صورت هنری اثر است. «وال» ادعا نمیکند که همهٔ حقیقت یک زندگی را در اختیار دارد؛ در عوض، تجربهٔ شخصیِ روایتکردن را پیش میگذارد. فیلم نشان میدهد که گاه ثبتکردن، راهی برای بازپسگیری اختیار است: هنرمند میکوشد نه فقط بهواسطهٔ نقشهای مشهورش، بلکه با صدای خودش در یادها بماند.
« آیا آدمی همان کسی است که در فیلمهای قدیمی میبینیم؟ »
قوتها و کاستیها
این کشاکش میان تصویر عمومی و خودِ شخصی، به مستند عمقی فراتر از مرور یک کارنامه میبخشد. جمعبندی «وال» مستندی گرم، صادقانه و گاه دردناک است که ارزشش را از دسترسی کمنظیر به آرشیو شخصی کیلمر و از نزدیکیاش به تجربهٔ انسانی او میگیرد. فیلم تصویری پیچیده از هنرمندی میسازد که گذشتهاش را با دوربین ثبت کرده و اکنون، در مواجهه با محدودیتهای تازه، میکوشد معنای آن گذشته را دوباره دریابد.
شوخطبعی و اندوه، خاطره و اکنون، شهرت و زندگی خصوصی در کنار هم قرار میگیرند و اجازه نمیدهند شخصیت او به یک برچسب ساده فروکاسته شود. کاستیهای ریتم و طولانیشدن بعضی بخشها واقعیاند، و فضای سنگین برخی لحظهها ممکن است تماشاگر را خسته کند. بااینحال، صمیمیت فیلم و کیفیت تصاویر شخصیاش این ضعفها را تا حد زیادی جبران میکند.
حاصل، نه فقط مستندی دربارهٔ یک بازیگر، بلکه تأملی دربارهٔ حافظه، هنر و میل انسان به روایتکردن خویش است؛ اثری که پس از پایان نیز چند تصویر و چند احساس ماندگار در ذهن باقی میگذارد.
« این کشاکش میان تصویر عمومی و خودِ شخصی، به مستند عمقی فراتر از مرور یک کارنامه میبخشد. »



ثبت دیدگاه