نقد و بررسی
نقد V.I.P. | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تعقیب عدالت در سایهٔ قدرت «V.I.P.»، ساختهٔ Park Hoon-jung، تریلری جنایی است که پروندهٔ یک مظنون به قتلهای زنجیرهای را به میدان برخورد چند دستگاه امنیتی بدل میکند. پسر یکی از مقامهای بلندپایهٔ کرهٔ شمالی، پس از پناهآوردن به کرهٔ جنوبی، زیر حمایت مصلحتهایی قرار میگیرد که از مرزهای ملی فراتر میروند.
در سوی دیگر، مأموران و پلیسی ایستادهاند که میکوشند او را به پاسخگویی وادارند؛ اما هرچه پرونده پیش میرود، روشنتر میشود که تعقیب مجرم تنها بخشی از مسئله است و خودِ سازوکار قدرت نیز در برابر عدالت مانع میتراشد. فیلم را میتوان در ژانر تریلر جنایی و اکشن جای داد؛ اثری که بهجای قهرمانی بینقص، مجموعهای از شخصیتهای خاکستری و منافع متعارض را پیش روی تماشاگر میگذارد.
روایتی دربارهٔ مصونیت هستهٔ دراماتیک فیلم بر یک پرسش بنا شده است: وقتی مظنونی پشتوانهٔ سیاسی و امنیتی دارد، اجرای قانون تا کجا امکانپذیر است؟ «V.I.P.» این پرسش را بهسادگی به تقابل خیر و شر فرو نمیکاهد. پلیس، دستگاه اطلاعاتی، نیروهای خارجی و مأمور کرهٔ شمالی هرکدام انگیزهها و محدودیتهای خود را دارند؛ گاه هدفی مشابه را دنبال میکنند، اما نه با یک تعریف از عدالت و نه با یک میزان از صداقت.
این چندصدایی به جهان فیلم بُعد سیاسی میدهد و عنوان آن را نیز معنادار میکند: امتیاز ویژه فقط جایگاه اجتماعی نیست، بلکه سپری است که میتواند رفتار فرد را از پیامدهایش جدا کند. بااینحال، فیلم در پرداخت این ایده همیشه به همان اندازه که در طرح آن جاهطلب است، دقیق عمل نمیکند. انبوه بازیگران و مناسبات امنیتی، در بخشهایی روایت را پُرتراکم و فهم مسیر پرونده را دشوار میسازد.
« V.I.P.» این پرسش را بهسادگی به تقابل خیر و شر فرو نمیکاهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
وقتی اطلاعات با شتاب عرضه میشود، پیچیدگی بهجای آنکه همواره کنجکاوی بیافریند، گاه به سردرگمی میانجامد. تعلیق، خشونت و ضرباهنگ فضای «V.I.P.» تیره، سرد و بیقرار است. فیلم از همان ابتدا لحن خشن خود را تثبیت میکند و با تهدیدی پیوسته پیش میرود؛ تماشاگر میداند که حتی بازداشت یا تغییر موقعیت یک شخصیت لزوماً به معنای پایان خطر نیست.
همین بیثباتی به تعقیبوگریزها و رویاروییها نیرویی میدهد که تا اندازهای بر نوسانهای روایت غلبه میکند. خشونت در اینجا صرفاً چاشنی صحنههای اکشن نیست؛ قرار است نفرت از متهم و ناکامی نهادها را ملموس کند. اما فیلم در انتخاب و میزان نمایش آن، بهویژه در مواجهه با خشونت علیه زنان، مسئلهساز میشود.
نمایش صریح آزار و آسیبدیدن زنان میتواند واکنشی شدید و حتی دلزدگی برانگیزد، بیآنکه همیشه به شناختی عمیقتر از شخصیتها یا پیامدهای خشونت بینجامد. از این رو، آنچه برای ساختن خشم و تعلیق به کار گرفته شده، گاه به بهرهبرداری نمایشی از رنج قربانیان نزدیک میشود. این نقد، حاشیهای بر فیلم نیست؛ بخشی از ارزیابی شیوهٔ روایت آن است.
شخصیتهایی میان وظیفه و وجدان یکی از امتیازهای فیلم، پرهیز نسبی از ساختن قهرمانانی پاک و بیتناقض است. مأمور اطلاعاتی، کارآگاه سرسخت و مأمور کرهٔ شمالی هرکدام در موقعیتی قرار دارند که میان وظیفه، مصلحت و داوری اخلاقی گرفتار میشوند. تقابل آنان با یکدیگر، صرفاً اختلاف روش نیست؛ اختلاف بر سر این است که برای رسیدن به عدالت چه چیزی را میتوان قربانی کرد و چه کسی حق دارد چنین تصمیمی بگیرد.
« وقتی اطلاعات با شتاب عرضه میشود، پیچیدگی بهجای آنکه همواره کنجکاوی بیافریند، گاه به سردرگمی میانجامد. »
شخصیتها و اجرا
بااینحال، برخی شخصیتها بیشتر به کارکردهای روایی یا الگوهای آشنای ژانر نزدیک میمانند تا انسانهایی با زندگی درونیِ کامل. فیلم فرصت دارد کشمکشهای درونی آنان را بسط دهد، اما گاه آن فرصت را صرف گرهافکنی تازه یا جابهجایی قدرت میکند. در نتیجه، بازیگران توانمند به صحنههایی اثرگذار جان میدهند، ولی همهٔ شخصیتها به یک اندازه مجال نمییابند از قالب مأمور، کارآگاه یا قربانی فراتر بروند.
بازیها و نیروی ضدقهرمان Lee Jong-suk در نقش کیم گوانگایل حضوری سرد و آزارنده دارد. جذابیت ظاهری بازیگر در تضاد با رفتار هولناک شخصیت قرار میگیرد و همین فاصله، بخشی از تأثیر ضدقهرمان را میسازد: او میتواند آرام و مطمئن به نظر برسد، بیآنکه از تهدیدی که حضورش القا میکند کاسته شود.
این بازی نه با فوران دائمی احساسات، بلکه با خویشتنداری و نوعی بیاعتنایی حسابشده عمل میکند؛ کیفیتی که شخصیت را بهیادماندنی میسازد، هرچند فیلم گاهی خطر آن را میپذیرد که تماشاگر بیش از اندازه مجذوب هیبت او شود. در سوی دیگر، Kim Myung-min به نقش کارآگاه سرسخت، نیرویی خشن و فرسوده میدهد؛ شخصیتی که سرپیچیاش از قواعد، هم نشانهٔ سماجت است و هم سرچشمهٔ خطر.
Jang Dong-gun و Park Hee-soon نیز به جهان فیلم وزن میبخشند، هرچند سهم روایی شخصیتهایشان در بخشهایی نابرابر است. حاصل، گروهی از بازیهاست که بیش از آنکه بر صمیمیت و همدلی تکیه کند، بر اصطکاک، تهدید و برخورد ارادهها استوار است. تصویر و لحن فیلم از نظر حسی، به تریلری زمخت و کمتزیین نزدیک میشود.
« بازیها و نیروی ضدقهرمان Lee Jong-suk در نقش کیم گوانگایل حضوری سرد و آزارنده دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فضاهای سرد، قاببندیهای حسابشده و استفاده از سکوت یا مکث، به تهدید زیرپوستی داستان کمک میکنند. میزانسنها اغلب بهجای آنکه جهان را دلپذیر یا آراسته نشان دهند، بر سنگینی محیط و احساس گرفتارشدن تأکید میکنند. این انتخاب بصری با محتوای سیاسی و جنایی فیلم همخوان است: آدمها در ساختاری حرکت میکنند که از آنان بزرگتر است و راه خروج از آن بهآسانی پیدا نمیشود.
از سوی دیگر، فیلم در ژستپردازی و تصویرسازیِ ضدقهرمان نیز گاه به جلوهگری نزدیک میشود. خونسردی، سیگار و مکثهای نمایشی، به ساختن هالهای از خطر کمک میکنند، اما در برخی لحظات ممکن است از عمق شخصیت بکاهند و او را به تصویری خوشساخت از شر بدل کنند. این دوگانگی بخشی از جذابیت فیلم است، اما نشان میدهد که لحن بصری آن همیشه در خدمت تحلیل شخصیت قرار نمیگیرد.
پیچوخمها و ضعف انسجام یکی از دلایل کشش «V.I.P.»، تغییر مسیرهای داستانی و بازآرایی پیدرپی رابطهٔ میان شکارچیان و شکار است. فیلم میکوشد با آشکارکردن اطلاعات تازه، پیشبینی تماشاگر را مختل کند و نشان دهد که هیچکس کنترل کاملی بر پرونده ندارد. این پیچوخمها در بهترین لحظات، تعلیق را تقویت میکنند و اجازه نمیدهند داستان به یک تعقیب ساده تقلیل یابد.
اما انباشت گرهها همیشه به انسجام بیشتر منجر نمیشود. بعضی بخشها بیش از حد توضیحمحورند؛ شخصیتها دربارهٔ انگیزهها و مناسبات حرف میزنند، بیآنکه گفتوگوها به همان اندازه کنش دراماتیک یا معنای تازه تولید کنند. ریتم نیز در میانهٔ فیلم گاه افت میکند و زمان طولانی اثر در بعضی مقاطع به جای تعمیق روایت، احساس کشآمدن میسازد.
« فضاهای سرد، قاببندیهای حسابشده و استفاده از سکوت یا مکث، به تهدید زیرپوستی داستان کمک میکنند. »
قوتها و کاستیها
پایانبندی هم، بیآنکه لازم باشد جزئیاتی از آن گفته شود، ممکن است برای بخشی از مخاطبان به اندازهٔ مسیر پرتنش فیلم قانعکننده و جمعوجور نباشد. جمعبندی «V.I.P.» تریلری خشن و پرتنش است که در بهترین لحظاتش، از تعقیب یک مظنون فراتر میرود و مصونیت سیاسی، مصلحت امنیتی و شکنندگی عدالت را به موضوعی دراماتیک بدل میکند.
بازی سرد و بهیادماندنی Lee Jong-suk، فضای سنگین و چند تقابل پرقدرت، فیلم را از اثری بیاثر در ژانر جنایی جدا میکنند. در مقابل، روایت گاه میان شخصیتها و پیچوخمهای متعدد پراکنده میشود، ضرباهنگش افت میکند و نمایش خشونت علیه زنان پرسشی جدی دربارهٔ نگاه فیلم به قربانیان برمیانگیزد.
حاصل، اثری ناهموار اما بحثبرانگیز است: برای تماشاگرِ علاقهمند به تریلرهای سیاسی و تلخ، تجربهای نفسگیر؛ برای کسی که به انسجام روایی و پرداخت مسئولانهٔ خشونت اهمیت میدهد، فیلمی که جذابیتهایش را با کاستیهای محسوس همراه میکند.
ثبت دیدگاه