نقد و بررسی
نقد ماورای ویاچاس (V/H/S/Beyond) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت نوار، گسترش کابوس «V/H/S/Beyond» فیلمی آنتولوژیک از جنس وحشت علمیتخیلی است که چند روایت مستقل را در قالب فیلمبرداریهای پیداشده کنار هم میچیند. هر بخش نوار تازهای میگشاید و مخاطب را وارد موقعیتی میکند که در آن امر ناممکن ناگهان ملموس میشود: خانهای تسخیرشده با خشونتی هولناک، ستارهای که تعقیب دوربینها را به کابوس بدل میکند، سقوطی میان آسمان و زمین، و مواجهههایی با ناشناختهای که راه گریزی از آن نیست.
فیلم در امتداد سنت مجموعه حرکت میکند، اما با تأکید پررنگتر بر موجودات و تهدیدهای فرازمینی میکوشد دامنهٔ ترس خود را گستردهتر سازد. این انتخاب ظرفیت جذابی دارد. علمیتخیلی به سازندگان اجازه میدهد از چارچوب آشنای خانهٔ جنزده و قاتل نقابدار فاصله بگیرند و ترس را به قلمروهایی ناشناخته ببرند.
بااینحال، «فراتر» رفتن همیشه به معنای پیوستگی بیشتر نیست؛ گاهی فیلم میان ایدههای پراکنده در رفتوآمد است و همهٔ نوارهایش به یک اندازه در ساختن جهانی مشترک موفق نمیشوند. نوارهای ناهمسطح، لذتهای ناگهانی نقطهٔ قوت اصلی فیلم در قالب آنتولوژی نهفته است: هر داستان فرصتی تازه برای تغییر فضا، ریتم و نوع ترس فراهم میکند.
بخش «جا مانده» با موقعیتی ساده اما مؤثر آغاز میشود و با افزایش تدریجی آشفتگی، اضطرابی ملموس میسازد. کابین محدود، خطر بیرون از قاب و ناتوانی شخصیتها در فهم آنچه رخ میدهد، همگی به تعلیقی کمک میکنند که بدون نیاز به توضیحهای طولانی شکل میگیرد. «شیرجه» نیز از انرژی حرکتی بالایی برخوردار است؛ سقوط، برخورد با امر ناشناخته و تلاش برای بقا، روایت را با شتابی چشمگیر پیش میبرند.
« بخش «جا مانده» با موقعیتی ساده اما مؤثر آغاز میشود و با افزایش تدریجی آشفتگی، اضطرابی ملموس میسازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در سوی دیگر، بعضی قطعات در همان ایدهٔ مرکزی خود متوقف میمانند. طرح اولیه شاید کنجکاویبرانگیز باشد، اما شخصیتپردازی یا گسترش موقعیت برای حفظ علاقهٔ مخاطب کفایت نمیکند. این نوسان، از ویژگیهای دیرپای مجموعه است: یک نوار میتواند بهسرعت به تجربهای نفسگیر بدل شود و نوار بعدی تنها مجموعهای از لحظات عجیب و شوکآور باقی بماند.
همین نابرابری گاه بخشی از لذت تماشاست، اما در این فیلم بیش از آنکه تنوعی حسابشده باشد، به ناهماهنگی میانجامد. وحشت جسمانی و هیولاهای بهیادماندنی «V/H/S/Beyond» در طراحی موجودات و جلوههای عملیاش جسور است. هیولاها صرفاً وسیلهای برای جهاندن مخاطب نیستند؛ شکل و بافتشان گاه چنان نامأنوس است که خودِ تماشای آنها حس ناخوشایندی برمیانگیزد.
موجود پرندهگون و چهرههای دگرگونشده، از آن تصاویرهایی هستند که پس از پایان صحنه نیز در ذهن میمانند. برخی طراحیها عمداً زمخت و ناآراستهاند و همین ناتمیزی به فضای فیلم کمک میکند: اینجا با کابوسی صیقلی و کنترلشده روبهرو نیستیم، بلکه با تصاویری مواجهیم که گویی بهتصادف از دل یک ضبط مخدوش بیرون آمدهاند.
خونریزی و خشونت نیز با خویشتنداری همراه نیستند. فیلم به بدن بهمثابه عرصهٔ دگرگونی و آسیب نگاه میکند و از لحظات چندشآور برای تثبیت حس تهدید بهره میبرد. این رویکرد برای علاقهمندان وحشت جسمانی و نمایش صریح خشونت جذاب است، اما گاهی شدتِ تصویر جای تأثیر عاطفی یا تعلیق را میگیرد.
« در سوی دیگر، بعضی قطعات در همان ایدهٔ مرکزی خود متوقف میمانند. »
شخصیتها و اجرا
شوک، اگر پیدرپی و بیوقفه عرضه شود، بهتدریج نیروی خود را از دست میدهد؛ تماشاگر بهجای ترسیدن، منتظر صحنهٔ افراطی بعدی میماند. دوربین پیداشده؛ مزیت و محدودیت کیفیت تصویری دانهدانه، افتوخیز نور و قابهای ناپایدار از عناصر سازندهٔ هویت فیلماند. دوربینهای در دست شخصیتها، حس نزدیکی و بیواسطگی ایجاد میکنند: گویی تماشاگر نه از فاصلهای امن، بلکه از جایگاه کسی رویداد را میبیند که ممکن است لحظهای بعد قربانی شود.
این شیوه بهویژه در صحنههایی که تهدید هنوز آشکار نشده، کارکردی مؤثر دارد. صدای محیط، تصویر ناقص و قابهایی که بخشی از واقعه را پنهان میکنند، تخیل مخاطب را به مشارکت وامیدارند. اما همان ابزار در بعضی لحظات به مانع بدل میشود. لرزش مداوم دوربین و برشهای شتابزده گاهی خوانایی صحنه را مختل میکنند؛ نه از آن رو که پنهانکاری سینمایی الزاماً ترسناک است، بلکه چون تماشاگر نمیتواند جای آدمها، خطر یا مسیر حرکت را بهدرستی تشخیص دهد.
میان «ندیدن»ِ هدفمند و سردرگمیِ ناخواسته تفاوتی هست و فیلم همیشه این مرز را حفظ نمیکند. هرگاه تصویر بیش از اندازه آشفته میشود، ضربهٔ عاطفی صحنه نیز کمرنگ میماند. قاب روایی و مسئلهٔ انسجام روایت قاببندیشده قرار است داستانکها را در یک ساختار واحد جای دهد و برای مجموعه هویتی مشترک بسازد.
پیوند میان نوارها و موضوعات علمیتخیلی، در آغاز وعدهٔ نظمی فراتر از کنار هم گذاشتن چند فیلم کوتاه را میدهد. بااینحال، قاب اصلی به اندازهٔ بخشهای موفق، فوریت و کشش ندارد. توضیحها و مکثهای آن گاه از نیروی روایی میکاهند و انتقال از یک موقعیت به موقعیت دیگر بیشتر کارکردی فنی پیدا میکند تا دراماتیک.
« این شیوه بهویژه در صحنههایی که تهدید هنوز آشکار نشده، کارکردی مؤثر دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ناهمخوانی برخی داستانها با محور فرازمینی نیز این گسست را برجستهتر میسازد. تنوع در آنتولوژی فینفسه عیب نیست؛ حتی میتواند به غافلگیری کمک کند. مشکل زمانی پدید میآید که تفاوتها حاصل انتخابی آگاهانه و وحدتبخش به نظر نرسند. در اینجا، بعضی بخشها از نظر لحن و مضمون چنان از هم فاصله میگیرند که قاب اصلی توان پیوند دادنشان را ندارد.
نتیجه، تجربهای است که لحظات مستقل نیرومندی دارد، اما بهسختی به کلیتی یکپارچه تبدیل میشود. ریتم، اغراق و فرسودگی فیلم در بهترین لحظاتش با شتاب مناسب به سراغ اصل موقعیت میرود و فرصت چندانی برای عادیشدن ترس باقی نمیگذارد. این فشردگی از امتیازهای روایت کوتاه است: ایدهای روشن، بحران رو به گسترش و پایانی که بهجای توضیح کامل، اثر تصویر را باقی میگذارد.
اما وقتی مجموعهای از بخشهای مستقل در کنار قاب روایی قرار میگیرد، طول کلی اثر اهمیت بیشتری پیدا میکند. تکرار الگوی «مواجهه، آشفتگی، خشونت» پس از مدتی قابلپیشبینی میشود و برخی انتقالها حس میدهند فیلم بیش از اندازه ادامه یافته است. این فرسودگی بهخصوص وقتی پدیدار میشود که هر داستان بخواهد با تصویر غریبتر یا صحنهٔ خونینتری از قبلی پیشی بگیرد.
افراط، امضای جذاب این مجموعه است، اما افراطِ بیوقفه به یکنواختی میرسد. فیلم زمانی اثرگذارتر است که میان سکون و انفجار، ابهام و نمایش، یا شوخی سیاه و خشونت فاصله بگذارد؛ در صحنههایی که چنین مکثهایی وجود دارد، ضربهٔ بعدی سنگینتر فرود میآید. تجربهای برای دوستداران وحشت بیپروا «V/H/S/Beyond» بیش از آنکه بر ترس روانشناختی آرام و تدریجی تکیه کند، به آشوب تصویری، هیولاهای نامعمول و شوکهای ناگهانی دل میبندد.
« ناهمخوانی برخی داستانها با محور فرازمینی نیز این گسست را برجستهتر میسازد. »
قوتها و کاستیها
اگر انتظار فیلمی با روایت منسجم، شخصیتهای عمیق یا منطق داستانی سختگیرانه وجود داشته باشد، حاصل احتمالاً ناامیدکننده خواهد بود. اما تماشاگرانی که از ساختار تکهتکهٔ آنتولوژی، تصویر خام، خشونت غلیظ و ایدههای عجیب لذت میبرند، در میان نوارها لحظات پرهیجان و چند تصویر ماندگار پیدا خواهند کرد.
فیلم همچنین نشان میدهد که قالب فیلمبرداری پیداشده هنوز ظرفیت دارد، مشروط بر آنکه محدودیتهایش جدی گرفته شوند. دوربین لرزان بهتنهایی ترس نمیآفریند و حضور موجودی عجیب بهتنهایی یک داستان کامل نمیسازد. مؤثرترین بخشها آنهاییاند که فرم، موقعیت و تهدید را در خدمت یکدیگر قرار میدهند؛ جایی که تماشاگر نهفقط چیزی هولناک میبیند، بلکه درمییابد چرا دیدن آن از این زاویه هولناک است.
جمعبندی «V/H/S/Beyond» مجموعهای نابرابر اما سرزنده از کابوسهای علمیتخیلی است؛ اثری که در طراحی موجودات، انرژی برخی بخشها و بهرهگیری از بافت خام تصویر موفق میشود، اما در انسجام روایی و کنترل ریتم لغزش دارد. «جا مانده» و «شیرجه» از برجستهترین تجربههای آناند و هیولاهای خلاقانهاش به فیلم هویتی دیداری میبخشند.
در مقابل، قاب روایی کمجان، تفاوت کیفیت داستانکها و آشفتگی گاه آزاردهندهٔ دوربین مانع شکلگیری تجربهای یکدست میشوند. حاصل، فیلمی نیست که همهٔ اجزایش به یک اندازه کار کنند؛ اما برای مخاطبی که از وحشت خونین، موجودات نامتعارف و روایتهای کوتاهِ بیپروا استقبال میکند، چند نوارش بهراستی ارزش بازکردن دارند.
« دوربین لرزان بهتنهایی ترس نمیآفریند و حضور موجودی عجیب بهتنهایی یک داستان کامل نمیسازد. »



ثبت دیدگاه