نقد و بررسی
نقد ویاچاس ۹۹ (V/H/S/99) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به انتهای هزاره «V/H/S/99» اثری گروهی از پنج فیلم کوتاه وحشت است که سال ۲۰۲۲ ساخته شد و فضای پایانی دههٔ نود میلادی را به میدان بازی خود بدل میکند. عنوان، وعدهٔ بازگشت به دورانی را میدهد که نوار ویدئویی هنوز رسانهای روزمره بود و هراس از نزدیکشدن سال ۲۰۰۰ با شایعات و پیشگوییهای آخرالزمانی درآمیخته بود.
فیلم از این حالوهوا نه برای ساختن روایتی تاریخی، بلکه برای رنگآمیزی کابوسهایی پرهیاهو، خشن و گاه مضحک بهره میگیرد. در این مجموعه، پیوند میان بخشها به روایت قابگونهٔ معمول متکی نیست؛ میانپردههای کوتاهِ پویانماییِ سربازان اسباببازی جای آن را گرفتهاند. این انتخاب، فیلم را از ساختن داستانی واحد بینیاز میکند و به هر اپیزود مجال میدهد جهان و لحن خودش را داشته باشد.
البته همین آزادی، شمشیری دولبه است: تفاوت کیفیت و انسجام میان داستانها آشکار میماند و فیلم در مجموع بیشتر به مجموعهای از تجربههای جداگانه شباهت دارد تا اثری با قوس دراماتیک پیوسته. نوستالژیِ نوارهای فرسوده یکی از امتیازهای فیلم، بازآفرینی حس تصویری آن دوران است. لرزش دوربین، وضوح ناپایدار، رنگهای گرفته و قاببندیهای خام، تنها تزئیناتی برای یادآوری نوارهای قدیمی نیستند؛ این ویژگیها در خدمت تصورِ تماشای تصاویریاند که شاید نباید ثبت میشدند.
« نوستالژیِ نوارهای فرسوده یکی از امتیازهای فیلم، بازآفرینی حس تصویری آن دوران است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
دوربین دستی در بیشتر لحظات، مخاطب را به جای تماشاگر بیرونی، در موقعیت شاهدی گرفتار مینشاند که نمیتواند از صحنه فاصله بگیرد یا آنچه را میبیند مهار کند. همزمان، فیلم به نشانههای فرهنگی اواخر دههٔ نود نیز چشم دارد: موسیقی پانک، دورهمیهای نوجوانانه، تلویزیون سرگرمی و شورِ بیپروای ثبتکردن هر اتفاقی.
این جزئیات غالباً بهجای آنکه در پسزمینه بمانند، در ساختار اپیزودها اثر میگذارند. با این حال، نوستالژی گاهی بیش از آنکه به جزئیات رفتاری و اجتماعی عمق ببخشد، به مجموعهای از نشانههای آشنا و سریعالتأثیر محدود میشود. فیلم حالوهوای زمانه را بهتر از پیچیدگیهای آن بازسازی میکند.
اپیزودها؛ از شوخی تلخ تا کابوس «Shredding» با گروهی از جوانان آغاز میشود که برای ثبت ماجراجوییهایشان به مکانی متروک قدم میگذارند؛ جایی که گذشتهای خونین دارد. ایدهٔ برخورد میان خودنمایی نسل تازه و پیامدهای خشونتِ گذشته، با جهان تصویری پرتحرک فیلم جور درمیآید، اما این بخش در پرداخت شخصیتها و بالا بردن تدریجی تنش چندان موفق نیست.
« این جزئیات غالباً بهجای آنکه در پسزمینه بمانند، در ساختار اپیزودها اثر میگذارند. »
شخصیتها و اجرا
انرژیِ آغازینش گاه جای تعلیق را میگیرد و نتیجه، بیش از آنکه واقعاً هراسانگیز باشد، به شوکی کوتاه و پرسروصدا میماند. «Suicide Bid» از بخشهایی است که ظرفیت ژانری فیلم را بهتر آشکار میکند. ماجرای عضویت در انجمنی دانشجویی و آزمونی که به شکلی هولناک از کنترل خارج میشود، ابتدا از موقعیتی اجتماعی و نسبتاً آشنا نیرو میگیرد و سپس به کابوسی جسمانی بدل میشود.
این اپیزود از انتظار و محدودیت فضا بهرهٔ مؤثری میبرد؛ تنگنا، تاریکی و ناتوانی از فهم آنچه در اطراف رخ میدهد، ترسی ملموستر از بسیاری از شوکهای ناگهانی میسازند. طراحی موجودات و تغییر مسیر داستان نیز به آن هویتی متمایز میدهد. «Ozzy’s Dungeon» با مسابقهای تلویزیونی و خشن، طنز سیاه را به مرکز صحنه میآورد.
ایدهٔ برنامهای کودکانه که منطق رقابت و سرگرمی را تا مرز آزار پیش میبرد، بالقوه تیز و ناراحتکننده است. بخش مسابقه از نظر ظاهر و حالوهوا یادآور سرگرمیهای تلویزیونی پرتحرک آن دوره است، اما روایت در ادامه پراکنده میشود و میان هجو، خشونت و عناصر خیالپردازانه تعادل پایداری پیدا نمیکند.
« Suicide Bid» از بخشهایی است که ظرفیت ژانری فیلم را بهتر آشکار میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این همان اپیزودی است که آشفتگی ساختاریاش بیش از بقیه به چشم میآید. در «The Gawkers»، کنجکاوی مزاحم چند نوجوان دربارهٔ همسایهای تازه، به نقطهٔ آغاز ماجرایی هراسناک تبدیل میشود. این بخش از فضاسازی حومهنشینی و رفتارهای نوجوانانه برای ساختن موقعیتی آشنا استفاده میکند، اما طنز ناخوشایندش همیشه به اندازهٔ ایدهٔ اصلی مؤثر نیست.
«To Hell and Back» در سوی دیگر، با دو فیلمساز که بهجای آنکه موجودی فراطبیعی را به جهان خود بیاورند، خودشان سر از مکانی جهنمی درمیآورند، پرتحرکترین و بازیگوشترین پایانبندی مجموعه را رقم میزند. کمدی، خشونت اغراقشده و طراحی صحنههای عجیب در این بخش چنان در هم میآمیزند که فیلم برای مدتی از الگوی معمولِ داستانهای ضبطشده فاصله میگیرد، بیآنکه لحن آشفته و خودسرانهاش را پنهان کند.
ترس، طنز و خشونت فیلم پیوسته میان ترس و خنده رفتوآمد میکند. در بهترین لحظات، طنز نه نیروی هراس را خنثی میکند و نه به آن الصاق شده است؛ بلکه از همان بیاحتیاطی و خودخواهی شخصیتها سرچشمه میگیرد که زمینهٔ فاجعه را میسازد. این پیوند در «To Hell and Back» سرخوشانه و در «Ozzy’s Dungeon» تلختر است.
« این همان اپیزودی است که آشفتگی ساختاریاش بیش از بقیه به چشم میآید. »
قوتها و کاستیها
در بخشهای دیگر، اما شوخیها گاه زودتر از آنکه تنش شکل بگیرد، فضا را سبک میکنند و مانع ماندگاری ترس میشوند. از همین رو، «V/H/S/99» بیش از آنکه فیلمی وحشتآفرین به معنای دقیق کلمه باشد، اثری سرگرمکننده و پُرایده است. خشونت تصویری و موقعیتهای عجیب فراواناند، اما کمتر پیش میآید که ترس روانی بهتدریج در ذهن تهنشین شود.
فیلم معمولاً از شوک، اغراق و ضرباهنگ تند کمک میگیرد و بهجای سکوت و انتظار طولانی، مخاطب را با حادثهای تازه روبهرو میکند. فرمِ یافتشده و محدودیتهایش فرمِ تصاویر پیداشده برای چنین مجموعهای انتخابی طبیعی است؛ دوربینهای داخل داستان، بهانهای برای قابهای ناپایدار و تدوینی پرشدار فراهم میکنند.
در لحظات موفق، محدودیت دید به افزایش اضطراب میانجامد: تصویر بخشی از صحنه را پنهان میکند و مخاطب ناچار است تهدید را از خلال صدا، حرکت و واکنش شخصیتها حدس بزند. در لحظات ضعیفتر، همین توجیه فرمی به پوششی برای آشفتگی بدل میشود و لرزش دوربین جای میزانسن دقیق را میگیرد. نبودِ روایت قاببندیشدهٔ مفصل، تصمیمی قابلدفاع است.
« در بخشهای دیگر، اما شوخیها گاه زودتر از آنکه تنش شکل بگیرد، فضا را سبک میکنند و مانع ماندگاری ترس میشوند. »
جمعبندی
فیلم بهجای آنکه زمانش را صرف توضیح چرایی کنار هم قرارگرفتن نوارها کند، به سراغ بخش بعدی میرود؛ اما میانپردههای کوتاه نیز نمیتوانند انسجام کامل ایجاد کنند. سربازان اسباببازی پیوندی بصری فراهم میآورند، ولی بیش از آنکه چارچوبی روایی بسازند، نقش فاصلهگذاری میان کابوسها را دارند.
جمعبندی «V/H/S/99» مجموعهای ناهمگون است که بهترین بخشهایش از جسارت ایده، اجرای پرانرژی و آمیزش موفق طنز با وحشت نیرو میگیرند. نوستالژیِ اواخر دههٔ نود، بافت تصویری نوارهای قدیمی و آزادیِ فیلم کوتاه، به اثر شخصیت میبخشند؛ اما ضعف بعضی اپیزودها و پراکندگیِ بخش مسابقهٔ تلویزیونی، مانع از آن میشود که این ویژگیها به تجربهای یکدست تبدیل شوند.
تماشاگرانی که از داستانهای کوتاهِ وحشت، شوخیهای سیاه و تغییر ناگهانی لحن لذت میبرند، احتمالاً در میان این اپیزودها چند لحظهٔ بهیادماندنی خواهند یافت. کسانی که بهدنبال تعلیق پیوسته، ترس ماندگار یا روایتی منسجماند، ممکن است با اثری کماثرتر روبهرو شوند. در نهایت، فیلم نه بازگشتی بینقص به کابوسهای نوارهای ویدئویی، بلکه مجموعهای پرنوسان و سرگرمکننده است که گاه در اوج خلاقیت قرار میگیرد و گاه درست پیش از رسیدن به آن، از مسیر خارج میشود.
« کسانی که بهدنبال تعلیق پیوسته، ترس ماندگار یا روایتی منسجماند، ممکن است با اثری کماثرتر روبهرو شوند. »



ثبت دیدگاه