نقد و بررسی
نقد Untraceable | 2008
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای تماشایی و هراسانگیز «Untraceable» از فرضی ساده اما بهطرزی مؤثر ناآرامکننده آغاز میشود: جنایتکاری صحنههای شکنجه را زنده در اینترنت پخش میکند و شمار بازدیدکنندگان، مرگ قربانی را شتاب میبخشد. جنیفر مارش، مأمور واحد جرایم سایبری افبیآی، باید در کنار همکارانش سرنخهای این پرونده را دنبال کند، بیآنکه بداند هر کلیک تازه چه اندازه فرصت را از قربانی میگیرد.
این سازوکار، از همان ابتدا تعلیقی فوری پدید میآورد؛ مخاطب نهفقط منتظر کشف هویت مجرم، بلکه نگران پیامد افزایش کنجکاوی تماشاگران درون فیلم است. اثر بهدرستی میفهمد که در این داستان، اینترنت صرفاً پسزمینهای فناورانه نیست: بخشی از ماشین جنایت است. بااینحال، ایدهی مرکزی از آن دست تمهیدهایی است که بیش از یک بار میتوانند شگفتانگیز باشند، اما برای حفظ تازگی به شخصیتپردازی و داستانگویی دقیق نیاز دارند.
فیلم در فصلهای آغازین بهخوبی از تازگیِ این موقعیت بهره میگیرد، ولی هرچه پیش میرود، تکیهاش بر تکرار صحنههای تهدید و واکنشهای مأموران بیشتر میشود. در نتیجه، پرسش جذاب «این سازوکار چگونه ممکن است؟» بهتدریج جای خود را به پرسشی آشناتر میدهد: «مأموران چه زمانی به مجرم خواهند رسید؟» تعلیق میان صفحهنمایش و جهان واقعی کارگردانی Gregory Hoblit برای خلق فضایی سرد، حسابشده و بیقرار تلاش میکند.
« اثر بهدرستی میفهمد که در این داستان، اینترنت صرفاً پسزمینهای فناورانه نیست: بخشی از ماشین جنایت است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تصویرهای نمایشگرها، محیط کاری مأموران و قابهای نظارتی، پیوسته یادآوری میکنند که در جهان فیلم، فاصلهی میان تماشا و مداخله چقدر باریک است؛ بااینهمه، تماشاگران اینترنتیِ داستان اغلب از راه دور نظارهگرند و حضورشان بیشتر به شکل عدد و واکنش جمعی جلوه میکند. فیلم از همین تضاد، تعلیق میسازد: یک سوی تصویر، قربانی گرفتار است و سوی دیگر، انبوهی از بینندگان که با دیدن میتوانند در وخامت وضع او سهم داشته باشند.
در بهترین لحظات، این شیوه مخاطب را با پرسشی اخلاقی روبهرو میکند: آیا تماشای رنج، اگر با ناتوانی یا بیتفاوتی همراه باشد، واقعاً کنشی خنثی است؟ اما اثر بهجای آنکه پرسش را از راه موقعیتها و انتخابهای پیچیدهتر بپرورد، گاهی پاسخ را بیش از اندازه آشکار میکند. پیام اخلاقی بهروشنی در مرکز داستان قرار دارد، ولی بیان مستقیم آن سبب میشود فیلم کمتر به ابهام و تأمل مجال بدهد.
سازوکار بازدید و تشدید خطر، با وجود کارآمدی در ایجاد اضطراب، در طول روایت آنقدر تکرار میشود که بخشی از نیروی نخستینش را از دست میدهد. جنیفر مارش و تکیهگاه بازیگری Diane Lane مهمترین دارایی انسانی فیلم است. جنیفر مارش در ظاهر مأموری کارآزموده و مسلط به کارش است، اما فیلم او را در کنار مسئولیت حرفهای، درگیر زندگی خانوادگی نیز نشان میدهد.
« جنیفر مارش و تکیهگاه بازیگری Diane Lane مهمترین دارایی انسانی فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
لین این دو سوی شخصیت را با وقاری باورپذیر به هم پیوند میزند: او نه قهرمانی شکستناپذیر است و نه صرفاً مادری که قصه برای افزودن خطر از خانوادهاش استفاده کند. در لحظاتی که جنیفر باید همزمان فشار پرونده و نگرانی شخصی را تحمل کند، بازی لین به فیلم وزن و تمرکز میبخشد. Colin Hanks در نقش همکار جنیفر حضور مناسبی دارد و Billy Burke نیز به فضای پلیسی داستان کمک میکند؛ بااینحال، فیلمنامه به شخصیتهای پیرامونی فرصت چندانی برای تبدیلشدن به آدمهایی مستقل نمیدهد.
بسیاری از آنها بیش از آنکه تاریخچه، خواسته یا تناقض درونی داشته باشند، وظیفهای داستانی بر عهده دارند: ارائهی اطلاعات، پیشبرد تحقیق یا ایجاد تنش. از همین رو، بازی خوب بازیگران همیشه به عمق نقشها بدل نمیشود. فیلم بهویژه از ظرفیت روابط کاری و خانوادگی جنیفر کمتر از آنچه میتوانست بهره میگیرد.
معما و محدودیتهای فیلمنامه هستهی پلیسی داستان در آغاز وعدهی معمایی پرکشش میدهد. تیم افبیآی باید از ردهای دیجیتال و سرنخهای پراکنده برای نزدیکشدن به مجرمی استفاده کند که میکوشد شناساییناپذیر بماند. این بخش میتوانست بستری برای نمایش استدلال جمعی، خطاهای تحقیق و پیچیدگی تعقیب در فضای مجازی باشد.
« در لحظاتی که جنیفر باید همزمان فشار پرونده و نگرانی شخصی را تحمل کند، بازی لین به فیلم وزن و تمرکز میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما فیلم غالباً از جزئیات فنی بهعنوان چاشنی استفاده میکند، نه نیرویی که منطق پرونده را بهطور کامل شکل دهد. اصطلاحات و ابزارهای رایانهای گاهی حالوهوای موضوع را تقویت میکنند، ولی در بسیاری از لحظات نمیتوانند جای زنجیرهی استدلالی روشن را بگیرند. معما نیز آنقدر که ایدهی آغازین نوید میدهد پیچیده نیست.
سرنخها بهتدریج مسیر آشنایی را آشکار میکنند و برخی انتخابهای داستانی بیش از آنکه از ضرورت شخصیتها برآیند، برای رساندن روایت به صحنهی بعدی به نظر میرسند. همین امر از غافلگیری میکاهد و بخشهایی از تعقیب را قابل پیشبینی میکند. وقتی فیلم بهجای ساختن فشار از دل تصمیمهای سنجیده، برای پیشبرد ماجرا به رفتارهای کممنطق متوسل میشود، مخاطب ممکن است از شخصیتها جلو بیفتد و دیگر نتواند باور کند که خطر فقط بهسبب زیرکی مجرم ادامه دارد.
خشونت؛ ابزار تعلیق یا جایگزین آن؟ «Untraceable» فیلمی خشن است و برخی صحنههایش عمداً برای برانگیختن انزجار و اضطراب ساخته شدهاند. این تصاویر ممکن است تأثیر فوری داشته باشند، اما شدت بصری بهتنهایی تعلیق نمیسازد. ترس ماندگارتر زمانی شکل میگیرد که تماشاگر برای قربانی، برای نتیجهی تصمیمها یا برای معنای موقعیت اهمیت قائل باشد؛ در این فیلم، گاه سازوکارهای شکنجه چنان به کانون توجه بدل میشوند که شخصیت و داستان به حاشیه میروند.
« اما فیلم غالباً از جزئیات فنی بهعنوان چاشنی استفاده میکند، نه نیرویی که منطق پرونده را بهطور کامل شکل دهد. »
قوتها و کاستیها
صحنههای خشن، در عوض آنکه همیشه در خدمت گسترش ترس روانی باشند، بعضاً به جاذبهی اصلی بدل میشوند. اینجا تناقض اخلاقی فیلم آشکارتر میشود. داستان، میل عمومی به تماشای خشونت را نکوهش میکند، اما همزمان از همان میل برای جذب و نگهداشتن مخاطب بهره میگیرد. این تناقض میتوانست نقطهی قوت اثر باشد، اگر فیلم آن را به مسئلهای آگاهانه و چندوجهی تبدیل میکرد؛ اما گاهی چنان به نمایش جزئیات آزارنده دل میبندد که فاصلهی میان نقد خشونت و بازتولید آن مبهم میشود.
در نتیجه، پیام فیلم لزوماً با تجربهی تماشای آن هماهنگ نمیماند. اوجگیری و فرجام روایت در بخش پایانی، روایت میکوشد پروندهی پلیسی را به خطری شخصیتر برای جنیفر پیوند بزند. این تغییر میتواند ضرباهنگ را بالا ببرد و قهرمان را از جایگاه ناظر و تحلیلگر به دل بحران ببرد؛ اما تکیهی فیلم بر موقعیتهای آشنا و تصمیمهایی که گاه سنجیده به نظر نمیرسند، اثر این اوجگیری را محدود میکند.
بدون ورود به جزئیات پایان، میتوان گفت جمعبندی داستان به اندازهی ایدهی مرکزی استوار نیست: تعلیق در لحظاتی کار میکند، اما حلوفصل ماجرا از همان ظرافت و انسجامی برخوردار نیست که فیلم برای آغاز خود وعده داده بود. این ناهماهنگی سبب میشود فیلم میان دو خواسته معلق بماند: از یک سو میخواهد تریلری دربارهی تعقیب دیجیتال و مسئولیت تماشاگران باشد و از سوی دیگر به هیجان و خشونتِ یک اثر دلهرهآور متکی است.
« صحنههای خشن، در عوض آنکه همیشه در خدمت گسترش ترس روانی باشند، بعضاً به جاذبهی اصلی بدل میشوند. »
جمعبندی
اگر شخصیتپردازی دقیقتر و منطق روایی محکمتر بود، این دو مسیر میتوانستند یکدیگر را غنی کنند؛ در شکل موجود، گاهی به جای تقویت هم، از تمرکز یکدیگر میکاهند. جمعبندی «Untraceable» با ایدهای بهیادماندنی آغاز میشود و از فضای دیجیتال برای ساختن تعلیقی سرد و ناآرامکننده بهره میگیرد.
بازی Diane Lane، حضور جدی او در مرکز داستان و حالوهوای تیرهی فیلم، نقاط قوتی هستند که اثر را قابلتماشا نگه میدارند. در مقابل، فیلمنامه به کلیشههای تریلرهای پلیسی نزدیک میشود، معما آنقدر که باید پیچیده نیست و خشونت گاه جای پرداخت روایی را میگیرد. تناقض میان محکومکردن تماشای رنج و نمایش پررنگ آن نیز مانع از آن میشود که پیام اخلاقی فیلم کاملاً قانعکننده باشد.
حاصل، اثری نابرابر است: نه بیاثر، نه کاملاً کامیاب؛ تریلری که ایدهاش از اجرای آن نیرومندتر است و بازیگر اصلیاش بیش از فیلمنامه در ذهن میماند.
ثبت دیدگاه