نقد و بررسی
نقد (Un)lucky Sisters | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای آشنا با گنجی مشکوک فیلم «(Un)lucky Sisters» ساختهٔ فابیانا تیسکورنیا، کمدیـدرامی آرژانتینی دربارهٔ دو خواهر ناتنی است که پس از مرگ پدرشان، مردی که هر دو از او فاصله داشتهاند، دوباره روبهروی یکدیگر قرار میگیرند. در آپارتمان او با انبوهی پول نقد پنهانشده مواجه میشوند؛ ثروتی که بهجای آنکه مسئلهای ساده برای حلوفصل مالی باشد، به آزمونی اخلاقی و عاطفی بدل میشود.
در یک سوی ماجرا، وسوسهٔ رهایی از تنگنای مادی قرار دارد و در سوی دیگر، ترس از پیامدهای تصمیمی که منشأ پول را مبهم میگذارد. این موقعیت، ظرفیت یک کمدی جنایی پرتحرک و نیز داستانی دربارهٔ سوگ، طبقه و پیوند خانوادگی را در خود دارد. فیلم از همان آغاز نشان میدهد که قصدش بیش از آنکه کندوکاوی عمیق در این مسائل باشد، ساختن روایتی سبک و سرگرمکننده است؛ انتخابی که هم سرچشمهٔ جذابیت آن است و هم حد و مرزش.
دو خواهر، دو واکنش به یک بحران هستهٔ انسانی فیلم، تفاوت میان جسیکا و آنخلا است. جسیکا با شتاب و بیپروایی به امکان تغییر زندگیاش فکر میکند؛ آنخلا محتاطتر است و پیش از هر تصمیمی، پیامدهای قانونی و اخلاقی آن را میسنجد. این تضاد، موتور بسیاری از صحنههاست: هر یک دیگری را به بیمسئولیتی یا سادهلوحی متهم میکند و هر دو در عین حال میکوشند از موقعیت خود دفاع کنند.
فیلم بهدرستی رابطهٔ خواهرانه را نه با صمیمیتی فوری، بلکه با فاصله، سوءظن و برخوردهای کوچک میسازد. نزدیکی آنان تدریجی است و لحظههای دلنشین از همین ناسازگاری برمیآیند؛ از آنجا که این دو هنوز زبان مشترکی پیدا نکردهاند، حتی گفتوگوهای روزمره میتواند رنگی از کشمکش داشته باشد. بااینحال، این تضاد شخصیتی بیش از آنکه به تحول پیچیدهای برسد، عمدتاً در قالب تقابل «شتاب» و «احتیاط» باقی میماند.
« این موقعیت، ظرفیت یک کمدی جنایی پرتحرک و نیز داستانی دربارهٔ سوگ، طبقه و پیوند خانوادگی را در خود دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم نشانههایی از زخمها و کمبودهای هر دو خواهر ارائه میدهد، اما کمتر درنگ میکند تا نشان دهد این ویژگیها چگونه شکل گرفتهاند یا چه چیزی زیر ظاهر متضادشان پنهان است. رابطهٔ آنها برای روایت اهمیت محوری دارد، ولی شخصیتپردازی بهاندازهای گسترش نمییابد که نزدیکیشان وزن عاطفی عمیقی پیدا کند.
بازیها؛ سرچشمهٔ انرژی فیلم سوفیا موراندی و لتیسیا سیسیلیانی به نقشهای جسیکا و آنخلا جان میبخشند و از هماهنگی میانشان میتوان مهمترین عامل جذابیت فیلم دانست. بازی هر دو بازیگر پرتحرک است، اما تفاوت در ریتم و منش شخصیتها را نیز حفظ میکند: یکی با تکانشگری و واکنشهای بیواسطه پیش میرود و دیگری با خویشتنداری و نگرانی.
این تفاوت باعث میشود صحنههایی که روی کاغذ ممکن است معمولی به نظر برسند، گاه سرزندگی پیدا کنند. حتی هنگامی که شوخیها بهتنهایی غافلگیرکننده نیستند، واکنشهای دو بازیگر و نحوهٔ برخوردشان با یکدیگر بخشی از نیروی طنز را تأمین میکند. با وجود این، اجرای خوب نمیتواند جای خالی ظرافت نوشتاری را بهطور کامل پر کند.
بازیگران بارها به آستانهٔ لحظهای بامزه یا افشاگر نزدیک میشوند، اما فیلمنامه معمولاً بهجای پیگیری آن لحظه، سریع از کنارش میگذرد. در نتیجه، برخی شوخیها پیش از آنکه به شخصیتها عمق بدهند، مصرف میشوند و گفتوگوها کمتر از آنچه ظرفیت موقعیت اجازه میدهد در ذهن میمانند. بازیها فیلم را از سردی نجات میدهند، اما نمیتوانند به تنهایی بار یک کمدی خانوادگی و یک ماجرای جنایی را همزمان حمل کنند.
« این تفاوت باعث میشود صحنههایی که روی کاغذ ممکن است معمولی به نظر برسند، گاه سرزندگی پیدا کنند. »
شخصیتها و اجرا
بوئنوسآیرس بهمثابهٔ پسزمینهٔ زنده یکی از امتیازهای دیداری فیلم، استفاده از بوئنوسآیرس است؛ شهری که فضای پرزرقوبرق و ثروتمندانهٔ بخشهایی از آن در کنار زندگی دشوار خواهران قرار میگیرد. این فاصلهٔ مکانی و طبقاتی، به ماجرای پول معنایی فراتر از یک کشف هیجانانگیز میدهد: ثروتی که در آپارتمانی مجلل پنهان شده، برای دو زنی که با محدودیتهای روزمره دستوپنجه نرم میکنند، تنها چند اسکناس نیست؛ تصویری از زندگیای است که شاید همیشه دور از دسترسشان بوده است.
قاببندیهای چشمنواز و نماهای شهری، به فیلم جنبوجوش میدهند و رفتوآمد شخصیتها در فضاهای گوناگون را از یکنواختی نجات میدهند. بااینهمه، شهر بیشتر به نیرویی بصری بدل میشود تا عنصری که در ساختار روایی یا معنایی فیلم نقش تعیینکننده داشته باشد. تضاد میان محلهها و سبکهای زندگی قابلمشاهده است، اما فیلمنامه کمتر از آن برای پرداخت دقیقتر مسئلهٔ نابرابری یا فشار اقتصادی بهره میگیرد.
بوئنوسآیرس فیلم را خوشتماشا و سرزنده میکند، اما در بیشتر لحظات به جای آنکه با زندگی خواهران درهم تنیده شود، پسزمینهای جذاب برای ماجرا باقی میماند. کمدی و تنش؛ میان موقعیت و پرداخت فرض مرکزی داستان بهخودیخود ظرفیت طنز و تعلیق دارد: دو خواهر با گذشتهای مشترک اما رابطهای کمرنگ، ناگهان در برابر پولی قرار میگیرند که معلوم نیست حق دارند آن را بردارند یا نه.
از این موقعیت میتوان هم شوخیهایی دربارهٔ طمع و احتیاط ساخت و هم تنشی واقعی دربارهٔ پیامدهای انتخاب. فیلم گاهی در برخورد شخصیتها با موقعیتهای روزمره به لحظههایی شیرین میرسد، اما بسیاری از شوخیها کمرمقاند و گفتوگوها بهندرت واجد تازگی یا دقتی میشوند که پس از پایان صحنه در خاطر بمانند.
« از این موقعیت میتوان هم شوخیهایی دربارهٔ طمع و احتیاط ساخت و هم تنشی واقعی دربارهٔ پیامدهای انتخاب. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ماجرا نیز هرگاه میتواند از انتخاب خواهران تنش عمیقتری بسازد، اغلب به حرکت بعدی داستان پناه میبرد. این نابرابری در پرداخت، بر لحن اثر هم تأثیر میگذارد. فیلم میان کمدی خانوادگی و قصهای با سایههای جنایی رفتوآمد میکند، ولی این دو وجه همیشه بهخوبی به هم متصل نمیشوند. گاهی تهدیدها جدی به نظر میرسند و گاهی روایت چنان سبک از کنارشان میگذرد که خطرشان کمرنگ میشود.
در نتیجه، بیننده نه همواره بهاندازهٔ کافی نگران سرنوشت شخصیتهاست و نه همواره از شوخیها خندهای پررنگ میگیرد. مشکل در خودِ ترکیب ژانرها نیست؛ مسئله آن است که فیلم برای پیوند دادنشان به لحن و ریتمی استوارتر نیاز دارد. فیلمنامه، ریتم و فرصتهای ازدسترفته فیلمنامهٔ ماریانو ورا داستان را با سرعتی قابلدسترس پیش میبرد و از پیچیدهکردن بیجهت طرح پرهیز میکند؛ امتیازی برای تماشاگرانی که به دنبال سرگرمی سبکاند.
اما سادگی روایت در بخشهایی به سطحیماندن آن میانجامد. انگیزهها گاهی روشن و مستقیم بیان میشوند، بیآنکه تضادهای درونی شخصیتها فرصت کافی برای بروز پیدا کنند. بعضی گرهها نیز ناگهانی و کماقناع حل میشوند؛ گویی داستان برای رسیدن به صحنهٔ بعدی، از پیامدهای طبیعی تصمیمهای پیشین چشم میپوشد.
این شتاب، بهویژه در بخشهایی که باید پیوند خواهران را باورپذیرتر کند، اثرگذار است. ریتم فیلم نیز با وجود مدتزمان کوتاهش، همیشه چابک نیست. کوتاهی بهتنهایی مانع کشآمدن یا کمرمقشدن روایت نمیشود؛ بهخصوص وقتی صحنهها به جای انباشتن جزئیات شخصیتها، صرفاً به پیشبرد ماجرا مشغولاند.
« ماجرا نیز هرگاه میتواند از انتخاب خواهران تنش عمیقتری بسازد، اغلب به حرکت بعدی داستان پناه میبرد. »
قوتها و کاستیها
پایانبندی هم، بیآنکه جزئیاتش آشکار شود، از همان محدودیت کلی رنج میبرد: جمعبندی بیشتر به بستهشدن مسیر داستان شباهت دارد تا نتیجهٔ ناگزیر و عاطفیِ تحول شخصیتها. این ضعف، حس فرود نهایی را کاهش میدهد و باعث میشود بخشی از وعدهٔ آغازین فیلم بیپاسخ بماند. جمعبندی «(Un)lucky Sisters» فیلمی خوشتماشا و سبکوزن است که جذابیت اصلیاش را از همراهی دو بازیگر نقش اصلی، تضاد میان دو خواهر و جلوهٔ زندهٔ بوئنوسآیرس میگیرد.
ایدهٔ پول پنهان، بستری مناسب برای سنجش اعتماد، طمع و مسئولیت فراهم میکند و رابطهٔ دو خواهر نیز به روایت گرمایی انسانی میبخشد. اما اثر کمتر از ظرفیت همین عناصر استفاده میکند: شخصیتها عمق محدودی مییابند، شوخیها اغلب گذرا هستند و پرداخت بعضی گرهها و پایانبندی از استحکام لازم برخوردار نیست.
بهترین راه تماشای فیلم، انتظار یک کمدی جنایی پرمایه یا کاوشی جدی در اندوه و شکاف طبقاتی نیست. این اثر بیشتر تجربهای کوتاه و سبک است که در لحظات خوشریتم خود از انرژی بازیگران و تفاوت شخصیتها بهره میگیرد، اما در لحظات ضعیفتر زیر بار فیلمنامهای کمعمق و حلوفصلهای شتابزده قرار میگیرد.
اگرچه فیلم در ساختن پیوندی بهیادماندنی میان دو خواهر بهتمامی موفق نیست، تقابل و همنشینی آنان همچنان نیرویی دارد که تماشای ماجرا را تا پایان دلپذیر نگه میدارد.
« این ضعف، حس فرود نهایی را کاهش میدهد و باعث میشود بخشی از وعدهٔ آغازین فیلم بیپاسخ بماند. »
ثبت دیدگاه