نقد و بررسی
نقد فراموششده (Unforgotten) | 2015
«Unforgotten» در ظاهر یک معمای جنایی درباره پروندهای قدیمی است؛ اما ارزش واقعی آن در جایی شکل میگیرد که از سؤال ساده «چه کسی این کار را کرده است؟» عبور میکند و به پرسش دشوارتری میرسد: آدمها با رازهایی که سالها دفن کردهاند، چگونه زندگی میکنند؟ سریال با تکیه بر فضایی سرد، روایتی آرام و گروهی از شخصیتهای چندلایه، یک پرونده جنایی را به مطالعهای درباره حافظه، گناه، طبقه اجتماعی و پیامدهای دیرهنگام گذشته تبدیل میکند.
T
The Guardian
+1
وعده ژانری؛ وقتی یک پرونده قدیمی فقط درباره گذشته نیست
«Unforgotten» از همان ابتدا خود را در قلمرو آشنای تریلرهای جنایی بریتانیایی قرار میدهد: کشف بقایای انسانی که سالها از مرگ صاحب آن گذشته و تشکیل دوباره پروندهای که ظاهراً باید مدتها پیش به دست فراموشی سپرده شده باشد. این نقطه شروع، بهخودیخود ایده تازهای نیست و ادبیات و تلویزیون جنایی بارها از الگوی «پرونده سرد» استفاده کردهاند؛ بنابراین چالش اصلی برای سازندگان، پیدا کردن چیزی فراتر از هویت قاتل و انگیزه قتل بوده است. «Unforgotten» دقیقاً در همین نقطه مسیر خود را از بسیاری از نمونههای صرفاً معمایی جدا میکند و اهمیت پرونده را نه فقط در گذشته، بلکه در زندگی اکنونِ آدمهایی جستوجو میکند که با آن گذشته پیوند داشتهاند. T The Independent +1 فیلمنامه کریس لنگ به جای آنکه پلیس را وارد یک مسابقه پرشتاب با زمان کند، زمان را به خودِ موضوع تحقیق تبدیل میکند. فاصله چندینساله میان واقعه و تحقیقات جدید باعث شده است همهچیز تغییر کرده باشد: آدمها پیر شدهاند، روابط عوض شدهاند، خانوادهها شکل دیگری پیدا کردهاند و بعضی شخصیتها در موقعیت اجتماعی کاملاً متفاوتی قرار گرفتهاند. در نتیجه، تحقیقات درباره گذشته دائماً با حال برخورد میکند. پرونده فقط نمیپرسد چه اتفاقی افتاده است؛ میپرسد آن اتفاق پس از گذشت سالها چه چیزی از خود باقی گذاشته است. یکی از جذابترین ویژگیهای سریال همین تغییر زاویه نگاه است. «Unforgotten» علاقه چندانی ندارد قهرمانان پلیسی خود را به ابرکارآگاهانی تبدیل کند که با نبوغ خارقالعاده، قطعات معما را کنار هم میگذارند. تمرکز اصلی روی روند فرسایشی تحقیق، گفتوگوها، بررسی روابط و کنار زدن لایههای زندگی شخصیتهاست. این انتخاب باعث میشود سریال بیشتر از آنکه نمایش قدرت ذهنی کارآگاه باشد، داستانی درباره انسانهایی باشد که ناگهان مجبور میشوند با چیزی مواجه شوند که تصور میکردند برای همیشه دفن شده است. گذشته در «Unforgotten» یک مکان دوردست نیست؛ چیزی است که هنوز در زندگی آدمها نفس میکشد.
روایت و ریتم؛ کند، حسابشده و متکی بر جزئیات انسانی
مهمترین ویژگی روایی سریال، ریتم آهسته و تدریجی آن است. «Unforgotten» از آن دسته آثار جنایی نیست که در هر قسمت چندین سرنخ تازه رو میکند تا مخاطب را با مجموعهای از غافلگیریهای پیدرپی سرگرم کند. اطلاعات بهآرامی توزیع میشوند و بخش مهمی از زمان سریال صرف شناختن شخصیتهایی میشود که در نگاه نخست حتی ارتباط مشخصی با یکدیگر ندارند. این ساختار برای مخاطبی که انتظار یک تریلر پرشتاب دارد، ممکن است در ابتدا کند یا بیش از اندازه محتاطانه به نظر برسد. برخی نقدهای منتشرشده نیز دقیقاً به همین مسئله اشاره کردهاند و شروع تدریجی اثر را یکی از نقاط قابل بحث آن دانستهاند. T
The Independent
اما همین ریتم، بعداً به یکی از ابزارهای اصلی تعلیق تبدیل میشود. سریال به جای اینکه فقط از «چه اتفاقی خواهد افتاد؟» استفاده کند، از «این آدم واقعاً چه گذشتهای دارد؟» بهره میگیرد. هر شخصیت به تدریج از یک چهره روزمره به انسانی با تاریخچهای پیچیدهتر تبدیل میشود. این روند باعث میشود تماشاگر نه صرفاً برای کشف جواب نهایی، بلکه برای بازتعریف برداشت خود از شخصیتها به تماشای ادامه داستان بنشیند. البته این روش بدون هزینه نیست. گاهی تعداد شخصیتها و خطوط داستانی موازی میتواند تمرکز روایت را کاهش دهد. سریال عمداً چند زندگی متفاوت را همزمان دنبال میکند و همین مسئله ممکن است در بخشهایی احساس پراکندگی ایجاد کند. با این حال، این پراکندگی کاملاً بیهدف نیست؛ ساختار چندشاخه اثر برای ایجاد تصویری اجتماعیتر از جرم طراحی شده است. یک حادثه قدیمی در خلأ رخ نداده و پیامدهای آن نیز محدود به یک نفر نیست. خانواده، شغل، طبقه اجتماعی، روابط عاطفی و آبرو همگی به شکلهای مختلف وارد میدان میشوند. نکته مهم دیگر این است که سریال از ترفندهای بیش از حد نمایشی برای ایجاد تعلیق پرهیز میکند. خبری از انفجار مداوم اتفاقات، تعقیبوگریزهای بیوقفه یا وابستگی افراطی به پیچشهای ناگهانی نیست. «Unforgotten» بیشتر به انباشته شدن جزئیات متکی است؛ جزئیاتی که بهتنهایی شاید اهمیت چندانی نداشته باشند، اما در کنار یکدیگر تصویری نگرانکنندهتر میسازند.
کارآگاهان؛ قهرمانانی معمولی برای پروندهای غیرمعمول
یکی از مهمترین نقاط قوت سریال، رابطه میان Cassie Stuart با بازی Nicola Walker و Sunny Khan با بازی Sanjeev Bhaskar است. این دو شخصیت آگاهانه از کلیشه کارآگاهان تلویزیونی فاصله میگیرند. آنها شخصیتهایی نیستند که زندگی خصوصیشان به شکلی افراطی به رازآلودگی یا آشفتگی تبدیل شده باشد تا جذابیت مصنوعی ایجاد کند. در عوض، سریال روی حرفهای بودن، همدلی و رفتار روزمره آنها تمرکز میکند. همین «عادی بودن» باعث میشود حضورشان در پرونده باورپذیرتر شود. T
The Independent
Nicola Walker در نقش Cassie یکی از ستونهای اصلی سریال است. بازی او بر ظرافت و کنترل بنا شده و به جای نمایش بیرونی احساسات، بیشتر از مکث، نگاه، تغییر لحن و واکنشهای کوچک استفاده میکند. Cassie شخصیتی است که در مواجهه با قربانیان و خانوادههای آنان صرفاً به پرونده به چشم یک وظیفه اداری نگاه نمیکند. در عین حال، سریال تلاش نمیکند او را قدیس یا قهرمانی بیخطا معرفی کند. این تعادل، شخصیت را انسانیتر میکند و اجازه میدهد حرفهای بودن او در کنار حساسیت عاطفیاش قرار بگیرد. Sanjeev Bhaskar نیز در نقش Sunny مکمل بسیار مناسبی برای Walker است. تضاد میان انرژی و شخصیتپردازی این دو، بدون آنکه به الگوی کلیشهای «دو پلیس کاملاً متضاد» تبدیل شود، فضای انسانیتری به روند تحقیق میدهد. رابطه آنها بیش از آنکه بر شوخیهای پررنگ یا رقابت استوار باشد، بر همکاری حرفهای و احترام متقابل شکل گرفته است. برخی نقدها نیز تأکید کردهاند که جذابیت زوج اصلی در همین پرهیز از ویژگیهای اغراقآمیز و تمرکز بر خود پرونده است. T
The Independent
اهمیت دیگر بازیگران در این است که سریال به شخصیتهای مظنون اجازه میدهد صرفاً «مظنون» باقی نمانند. گروه بازیگران باسابقه بریتانیایی، از جمله Tom Courtenay، Gemma Jones، Bernard Hill و Hannah Gordon، به زندگی این آدمها وزن و پیشینه میدهند. در نتیجه، هر بار که دوربین از تیم تحقیق فاصله میگیرد، وارد یک درام خانوادگی مستقل میشود؛ درامی که بهتدریج با پرونده اصلی پیوند پیدا میکند. همین پیوند میان جنایی و خانوادگی، یکی از مهمترین ویژگیهای هویتی سریال است. T
The Guardian
قدرت «Unforgotten» در این نیست که کارآگاهانش خارقالعادهاند؛ در این است که آدمهای معمولی را در موقعیتی غیرعادی قرار میدهد.
فضا و فرم؛ سرمایی که بیشتر روانی است تا بصری
از منظر بصری، «Unforgotten» به سنت تریلرهای جنایی معاصر بریتانیا نزدیک است، اما قصد ندارد با نمایشهای افراطی از تاریکی و خشونت، مخاطب را تحت تأثیر قرار دهد. فضای سرد، نورپردازی کنترلشده و حالوهوای گرفته، بیش از آنکه برای ساختن وحشت استفاده شوند، حس فرسودگی و سنگینی گذشته را تقویت میکنند. برخی نقدهای اولیه نیز به همین فضای تیره و سرد اشاره کردهاند و آن را در امتداد گرایش رایج آثار جنایی اروپایی و بریتانیایی قرار دادهاند. T
The Independent
با این حال، فرم تصویری سریال همیشه به اندازه فیلمنامهاش منحصربهفرد نیست. «Unforgotten» بیشتر به کارکرد روایی تصویر اهمیت میدهد تا نمایش تکنیکی آن. دوربین معمولاً در خدمت شخصیتهاست و کمتر تلاش میکند با حرکات پیچیده یا قاببندیهای نمایشی، توجه را به خودش جلب کند. برای برخی مخاطبان این رویکرد میتواند محافظهکارانه به نظر برسد، اما از سوی دیگر با ماهیت اثر هماهنگ است: اینجا قرار نیست زیباییشناسی بر داستان غلبه کند. موسیقی و طراحی فضای صوتی نیز بیشتر نقش تقویتکننده دارند تا محرک اصلی تعلیق. سریال به جای اینکه هر لحظه با موسیقی به مخاطب بگوید «اکنون باید بترسی»، اجازه میدهد بخش زیادی از اضطراب از سکوت، مکث و موقعیتهای روزمره شکل بگیرد. این انتخاب اهمیت زیادی دارد، زیرا یکی از اهداف اصلی سریال آن است که امر هولناک را در دل زندگی عادی قرار دهد. ترس واقعی الزاماً در یک زیرزمین تاریک یا صحنهای خشونتآمیز حضور ندارد؛ گاهی در یک گفتوگوی خانوادگی کاملاً معمولی پنهان شده است. در نهایت، فرم بصری «Unforgotten» بیش از آنکه بخواهد امضای تکنیکی کارگردان را به رخ بکشد، فضایی برای بازیگران و روایت فراهم میکند. این تصمیم شاید برای مخاطبی که به دنبال تصاویر چشمگیر است جذابیت کمتری داشته باشد، اما برای درامی که بر شخصیتپردازی و جزئیات رفتاری بنا شده، انتخابی منطقی است.
قوتها و ضعفها؛ جایی میان تریلر جنایی و درام انسانی
بزرگترین قوت «Unforgotten» در نحوه ترکیب ژانر جنایی با درام انسانی است. بسیاری از آثار جنایی در نهایت شخصیتها را به ابزارهایی برای پیشبرد معما تبدیل میکنند؛ مظنون چیزی برای پنهان کردن دارد، کارآگاه باید آن را کشف کند و مخاطب نیز باید حدس بزند حقیقت چیست. اما «Unforgotten» تلاش میکند پیش از آنکه شخصیتها را در نقش مظنون یا شاهد قرار دهد، به آنها زندگی بدهد. به همین دلیل، مسائل خانوادگی، موقعیت شغلی، روابط عاطفی و اضطرابهای روزمره به اندازه خود پرونده اهمیت پیدا میکنند. منتقدان نیز بارها به همین وجه انسانی و همدلانه اثر اشاره کردهاند. R
+1 یکی دیگر از نقاط قوت، خویشتنداری سریال است. اثر علاقه ندارد برای رسیدن به تعلیق، همهچیز را به بحران تبدیل کند. بسیاری از لحظات مهم از طریق گفتوگوهای نسبتاً ساده شکل میگیرند و همین مسئله باعث میشود کشف حقیقت، نتیجه فشار تدریجی باشد نه یک رشته اتفاقات تصادفی. حتی وقتی فیلمنامه به سمت اطلاعات حساس حرکت میکند، معمولاً تلاش دارد آن اطلاعات را از دل شخصیت و شرایط بیرون بکشد. این نوع روایت باعث شده برخی تحلیلها، ساختار فیلمنامه را منضبط و ارگانیک توصیف کنند. R
در سوی مقابل، ضعف اصلی سریال دقیقاً از همان جایی میآید که نقطه قوت آن نیز شکل گرفته است. ریتم آرام، تعداد زیاد شخصیتها و تمرکز قابل توجه بر زندگی خصوصی مظنونان ممکن است برای مخاطبی که صرفاً یک معمای جنایی فشرده میخواهد، خستهکننده شود. برخی دیالوگها نیز همیشه به اندازه بازی بازیگران طبیعی نیستند و گاهی حس میشود شخصیتها اطلاعاتی را بیان میکنند که بیشتر برای مخاطب نوشته شده تا برای طرف مقابلشان در صحنه. این انتقاد درباره دیالوگهای بعضی بخشهای سریال در نقدهای اولیه نیز مطرح شده است.
T
The Guardian
از سوی دیگر، برخی خطوط داستانی ممکن است برای گروهی از مخاطبان بیش از اندازه ملودراماتیک یا آشنا به نظر برسند. «Unforgotten» در لحظاتی به ساختار درام خانوادگی تلویزیونی نزدیک میشود و همیشه از مرز میان واقعگرایی تلخ و احساسگرایی عبور نمیکند. با وجود این، همین وجه خانوادگی بخشی از DNA سریال است و حذف آن، اثر را به یک معمای جنایی معمولیتر تبدیل میکرد. «Unforgotten» بیش از آنکه درباره پیدا کردن یک مجرم باشد، درباره هزینهای است که پنهان کردن حقیقت به زندگی انسانها تحمیل میکند.
مضمون؛ حافظه، گناه و توهم پایان یافتن گذشته
عنوان «Unforgotten» شاید بهترین کلید برای فهم مضمون سریال باشد. مسئله اصلی این نیست که یک پرونده فراموش شده است؛ مسئله این است که آیا میتوان واقعاً چیزی را فراموش کرد فقط به این دلیل که درباره آن صحبت نمیشود. گذشت زمان در جهان سریال مانند پاککن عمل نمیکند. برعکس، زمان گاهی فقط حقیقت را عمیقتر زیر لایههای زندگی روزمره پنهان میکند. یکی از مضمونهای مهم اثر، رابطه میان قانون و اخلاق است. از نظر حقوقی، یک جنایت قدیمی ممکن است پروندهای دشوار و فرسوده باشد؛ اما از نظر انسانی، سن جرم چیزی از اهمیت رنج قربانی کم نمیکند. این پرسش که آیا گذشت زمان از شدت یک خطا میکاهد یا خیر، از ایدههای مرکزی سریال است و انگیزه Cassie برای جدی گرفتن پرونده نیز با همین نگاه انسانی پیوند دارد. T The Guardian +1 سریال در عین حال از ارائه تصویری ساده از گناه نیز پرهیز میکند. آدمهای آن فقط «خوب» یا «بد» نیستند؛ بسیاری از آنها سالها با تصمیمها و اشتباههای گذشته زندگی کردهاند و هویت امروزشان حاصل همان تجربههاست. این مسئله به داستان اجازه میدهد درباره مفهوم مسئولیت نیز پرسشهایی مطرح کند: آیا تغییر انسان در طول زمان باید قضاوت ما درباره گذشته او را تغییر دهد؟ آیا زندگی تازه میتواند گذشته را بیاثر کند؟ و آیا سکوت طولانیمدت، خود نوعی انتخاب اخلاقی است؟ همین رویکرد انسانی باعث میشود تعلیق سریال صرفاً از ترس گرفتار شدن یک شخصیت ناشی نشود. گاهی اضطراب از این پرسش سرچشمه میگیرد که اگر حقیقت آشکار شود، چه چیزهایی در زندگی آدمهای مختلف فرو خواهد ریخت. خانوادهها، روابط، جایگاه اجتماعی و تصویر افراد از خودشان همگی در معرض تهدید قرار میگیرند. در نتیجه، پروندهای که از یک جسد آغاز شده، به تدریج تبدیل به مطالعهای درباره تأثیر زنجیرهای یک راز بر زندگی چندین انسان میشود.
جایگاه اثر و مخاطب هدف؛ جنایی برای کسانی که عجله ندارند
«Unforgotten» در میان آثار جنایی تلویزیونی جایگاه خود را نه با پیچیدهتر کردن معما، بلکه با انسانیتر کردن آن پیدا میکند. سریال نه در پی هوشبازی افراطی آثار معمایی است و نه قصد دارد با خشونت و بدبینی مداوم، تصویری بیرحم از جامعه ارائه کند. مسیر آن میان پلیسیبودن و درام خانوادگی قرار میگیرد؛ مسیری که در ادامه نیز به الگوی اصلی مجموعه تبدیل شد و هر فصل پروندهای قدیمی را در کنار زندگی شخصیتهای مرتبط با آن قرار داد. T
The Independent
این اثر بیش از همه مناسب مخاطبی است که از معماهای جنایی آهستهسوز لذت میبرد؛ مخاطبی که حاضر است برای شناختن شخصیتها زمان بگذارد و از اینکه یک سریال همیشه در حال ارائه شوک جدید نیست، احساس کمبود نکند. اگر جذابیت اصلی یک اثر برای تماشاگر در تعقیبوگریز، خشونت، عملیات پلیسی یا پیچشهای پیدرپی باشد، «Unforgotten» احتمالاً تجربهای متفاوت و گاه صبورانه خواهد بود. اما برای تماشاگر علاقهمند به شخصیتپردازی، رازهای خانوادگی، تحقیقات تدریجی و اخلاقیات مبهم، ساختار سریال فرصت بیشتری برای درگیر شدن فراهم میکند. نکته قابل توجه این است که سریال با وجود فضای جدی، به دام تلخی مطلق نمیافتد. Cassie و Sunny به عنوان انسانهایی عادی، بخشی از وزن داستان را قابل تحمل میکنند و رابطه حرفهای آنها اجازه میدهد اثر از غرق شدن کامل در فضای تاریک پرونده فاصله بگیرد. این تعادل میان تاریکی موضوع و عادی بودن شخصیتهای اصلی، از عناصر مهمی است که به سریال هویت مستقل میدهد. T The Guardian +1 در مجموع، «Unforgotten» نمونهای از تریلر جنایی است که ارزش خود را بیش از آنکه از پاسخ معما بگیرد، از مسیر رسیدن به پاسخ به دست میآورد. ضعفهای آن، از ریتم محتاطانه گرفته تا برخی دیالوگهای توضیحی و پراکندگی خطوط داستانی، واقعیاند؛ اما در برابر آن، بازیهای قدرتمند، شخصیتپردازی چندلایه، فضای سرد و مهمتر از همه نگاه انسانی به جرم و پیامدهای آن قرار میگیرند. سریال از مخاطب نمیخواهد فقط حدس بزند چه اتفاقی افتاده است؛ از او میخواهد به آدمهایی نگاه کند که سالها با آن اتفاق زندگی کردهاند. و همین تغییر تمرکز، «Unforgotten» را از یک معمای قتل معمولی به اثری درباره حافظه، مسئولیت و ناتوانی انسان در دفن کامل گذشته تبدیل میکند. T T R Sources



ثبت دیدگاه