نقد و بررسی
نقد جهان زیرین (Underworld) | 1927
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در تاریخ سینمای جنایی «Underworld» ساختهٔ Josef von Sternberg، از آن فیلمهایی است که پیش از آنکه قواعد ژانری را به کمال برساند، در شکلدادن به آن سهمی تعیینکننده دارد. این اثر صامتِ سال ۱۹۲۷، با جهانی از تبهکاران شهری، رقابت بر سر قلمرو و پیوندهای عاطفیِ درهمتنیده، یکی از نمونههای آغازین سینمای گنگستری به شمار میرود.
بااینحال، ارزشش تنها در تقدم تاریخی خلاصه نمیشود: فیلم هنوز میتواند با انرژی روایی و زبان تصویریاش مخاطب را درگیر کند، حتی اگر برخی قراردادهای داستانیاش برای تماشاگر امروز آشنا و تکرارشده باشند. داستانی ساده با تعارضی ماندگار هستهٔ درام بر رابطهٔ سه شخصیت استوار است: بول وید، سردستهای پرهیاهو؛ رولز رویس ونسل، وکیل پیشینی که در الکل و درماندگی فرو رفته؛ و فِذِرز مککوی، زنی که در مدار عاطفی بول قرار دارد.
بول رولز رویس را از فرودستی بیرون میکشد و به محرم اسرار خود بدل میکند، اما علاقهٔ تازهٔ رولز رویس به فِذِرز، این پیوند را با پرسشی دشوار روبهرو میسازد: وفاداری تا کجا میتواند بر میل و دلبستگی شخصی غلبه کند؟ فیلم در کنار این مثلث عاطفی، رقابت میان گروههای تبهکار را نیز پیش میبرد؛ اما نیروی اصلیاش نه پیچیدگی معما، بلکه فشار اخلاقیِ انتخابهاست.
قصه از نظر طرح کلی چندان بدیع نیست و بعضی مسیرهایش را میتوان پیشبینی کرد. بااینهمه، تقابل میان رفاقت، مالکیت عاطفی و عشق همچنان ظرفیت دراماتیک دارد. فیلم بهجای آنکه شخصیتهایش را صرفاً مهرههای یک ماجرای جنایی بداند، آنها را در موقعیتی قرار میدهد که هر انتخاب، بهای انسانی خود را دارد.
« قصه از نظر طرح کلی چندان بدیع نیست و بعضی مسیرهایش را میتوان پیشبینی کرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بول وید؛ نیروی مرکزی فیلم حضور George Bancroft در نقش بول وید، یکی از مهمترین دلایل زندهماندن فیلم است. بازی او بزرگ، پرتحرک و گاه عامدانه اغراقآمیز است؛ اما این شیوه با شخصیت خشن و نمایشی بول تناسب دارد. او میتواند در یک لحظه تهدیدکننده باشد و لحظهای بعد، با حرکتی ناگهانی یا واکنشی کودکانه، وجهی آسیبپذیر از خود نشان دهد.
Bancroft شخصیت را به یک تیپ گنگستریِ یکبعدی تقلیل نمیدهد؛ در پس خشونت و خودنماییاش، نیاز به وفاداری و میل به دیدهشدن نیز احساس میشود. Clive Brook در نقش رولز رویس، نقطهٔ مقابل پرجنبوجوش اوست. بازیاش کنترلشدهتر و درونگراتر است و همین تضاد، رابطهٔ دو مرد را باورپذیرتر میکند.
رولز رویس با وقار و هوش خود، چیزی بیش از دستیار بول است: او امکان بازگشت به زندگیِ پیشین را در خود دارد، اما همزمان به جهانی وابسته میشود که از آن گریخته بود. Evelyn Brent نیز فِذِرز را با نوعی خونسردی و استقلال میسازد. او صرفاً موضوع رقابت مردان نیست؛ حضور و واکنشهایش نشان میدهد که در این جهان، زنان نیز ناچارند در محدودهای تنگ و پرخطر تصمیم بگیرند.
زبان سینمای صامت و قدرت بیان برای تماشاگر امروز، یکی از جذابیتهای «Underworld» تماشای شیوهای است که فیلم بدون گفتوگوی شنیداری، معنا را منتقل میکند. نگاهها، مکثها، ژستها و فاصلهٔ میان بدنها در قاب، بار مهمی از روایت را بر دوش دارند. میاننوشتهها اطلاعات لازم را میدهند، اما معمولاً بازیگران و تصویرند که عاطفه و تنش را شکل میدهند.
« بول وید؛ نیروی مرکزی فیلم حضور George Bancroft در نقش بول وید، یکی از مهمترین دلایل زندهماندن فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
همین ویژگی باعث میشود فیلم در بهترین لحظاتش بهجای توضیحدادن، نشاندادن را انتخاب کند. البته بازیگریِ سینمای صامت گاه به سوی بیانِ پررنگتر و حرکات نمایشی میرود؛ این خصوصیت ممکن است برای برخی تماشاگران امروز فاصلهساز باشد. بااینحال، در این فیلم اغراق همواره مانع انتقال احساس نیست.
انرژی بدنی بازیگران، بهویژه Bancroft، به صحنهها ضرباهنگ میدهد و کمک میکند روابط حتی بدون صدای بازیگران روشن بماند. اینجا سکوت فقدانِ بیان نیست؛ نوع دیگری از بیان است که بر تصویر، حرکت و ترکیببندی تکیه میکند. سایه، نور و ساختن جهان شهری فضاسازی از برجستهترین وجوه اثر است. شب، خیابانهای خلوت، فضاهای بسته و سایههای سنگین، شهری میسازند که در آن خطر همیشگی به نظر میرسد.
نورپردازیِ سایهروشن صرفاً برای زیباترکردن قابها به کار نمیرود؛ با پنهانکردن بخشی از فضا و برجستهکردن بخشی دیگر، حس ناامنی و ابهام را به روایت میافزاید. فیلمبرداری Bert Glennon و هدایت بصری Sternberg به اثر نوعی کیفیت نمایشی میدهد که با جهان زیرزمینی داستان پیوند خورده است.
منتقدان و تاریخنگاران نیز از این فیلم بهعنوان اثری شاخص در شکلگیری فضای بصری سینمای جنایی یاد کردهاند. در بعضی لحظات، فیلم از واقعنماییِ ساده فاصله میگیرد و به تصویرسازیِ پرقدرت و حسابشده روی میآورد. قابها گاهی شخصیتها را در میان اشیا، سایهها و خطوط معماری محصور میکنند؛ گویی محیط نیز بخشی از فشار روانی بر آنهاست.
« همین ویژگی باعث میشود فیلم در بهترین لحظاتش بهجای توضیحدادن، نشاندادن را انتخاب کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این شیوه امروز ممکن است یادآور آثاری باشد که سالها بعد در ژانر نوآر به شهرت رسیدند. بااینحال، ارزش این تصاویر فقط در تأثیر تاریخیشان نیست: آنها هنوز به فیلم هویت بصریِ متمایزی میبخشند. ریتم، تعلیق و لحظههای کند «Underworld» در بخشهایی با سرعتی چشمگیر پیش میرود. موقعیتها بهسرعت شکل میگیرند و تقابل میان بول، رولز رویس و رقیبانشان انرژی روایی فیلم را بالا نگه میدارد.
صحنههای پرتنش و حرکتهای ناگهانی، در برابر لحظات عاطفی قرار میگیرند و به اثر ضرباهنگی متنوع میدهند. فیلم در مجموع نشان میدهد سینمای صامت میتواند نهتنها تماشاگر را با تصویر جذب کند، بلکه تعلیق و هیجان را نیز با دقتی مؤثر سازمان دهد. بااینحال، این شتاب در سراسر فیلم یکدست نیست.
برخی بخشها مکثی بیش از اندازه دارند و کشمکش عاطفی گاه در موقعیتهایی تکرار میشود که پیشتر معنای اصلی خود را رساندهاند. در این لحظات، فیلم از نیروی بصری و بازیهایش کمتر بهره میگیرد و به ملودرامی مستقیمتر نزدیک میشود. همین افتوخیز ریتم میتواند تجربهٔ تماشاگر را دوپاره کند: لحظاتی بسیار گیرنده در کنار بخشهایی که از تأثیرشان کاسته میشود.
احساسات و محدودیتهای روایت فیلم از احساسات پرهیز نمیکند؛ برعکس، بهتدریج نشان میدهد که روابط میان شخصیتها بیش از آنکه با منطق سرد جهان تبهکاری اداره شوند، با وابستگی و دلبستگی گره خوردهاند. این انتخاب به اثر گرما میبخشد، اما گاهی به احساساتیشدنِ بیش از حد نیز میانجامد. برخی لحظههای همدلی یا فداکاری چنان صریح طراحی شدهاند که پیچیدگی شخصیتها را اندکی ساده میکنند.
« این شیوه امروز ممکن است یادآور آثاری باشد که سالها بعد در ژانر نوآر به شهرت رسیدند. »
قوتها و کاستیها
بهویژه هنگامی که فیلم میکوشد وجه انسانی بول را برجسته سازد، نتیجه همیشه به یک اندازه طبیعی از کار درنمیآید. از سوی دیگر، تازگی داستان برای تماشاگر معاصر محدود است. مثلث عشقی، رفاقتِ آزمودهشده و رقابت جنایی از الگوهاییاند که بارها در سینما بازگشتهاند. بنابراین، آنچه فیلم را به یادماندنی میکند الزاماً غافلگیریِ قصه نیست؛ بیشتر، کیفیت حضور بازیگران، طراحی فضا و شکلگیری زودهنگام برخی قراردادهای ژانر است.
اثر ممکن است در ذهن بهعنوان مجموعهای از قابها و بازیهای نیرومند بماند، نه داستانی با پیچشهایی که مدتها پس از تماشا ذهن را مشغول کنند. جمعبندی «Underworld» اثری جذاب از دورهای است که سینمای گنگستری هنوز در حال یافتن زبان و قراردادهای خود بود. داستانش ساده و گاه آشناست، ریتمش همیشه یکدست نمیماند و برخی لحظههای عاطفیاش بیش از اندازه بر احساس مستقیم تکیه میکنند.
در مقابل، بازی پرقدرت George Bancroft، تعادل آرامتر Clive Brook، حضور متمایز Evelyn Brent و فضاسازیِ سایهروشن فیلم، به آن نیرویی پایدار میبخشند. این فیلم را بهتر است هم بهعنوان درامی دربارهٔ عشق و وفاداری دید و هم بهعنوان تجربهای بصری از سینمای صامت. ارزشش در بینقصبودن روایت نیست، بلکه در تواناییاش برای زندهکردن جهانی پرتنش با تصویر، حرکت و نگاه است.
برای دوستداران سینمای کلاسیک، تماشایش فرصتی است تا ببینند چگونه یک قصهٔ جناییِ نسبتاً ساده میتواند با بازیهای پرانرژی و فضایی دقیق، هنوز هم گیرایی خود را حفظ کند.
« بهویژه هنگامی که فیلم میکوشد وجه انسانی بول را برجسته سازد، نتیجه همیشه به یک اندازه طبیعی از کار درنمیآید. »
ثبت دیدگاه