نقد و بررسی
نقد Under the Tuscan Sun | 2003
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازسازی خانه، بازسازی خویشتن «Under the Tuscan Sun» ساختهٔ آدری ولز، در ظاهر قصهٔ زنی است که پس از طلاقی فرساینده به توسکانی میرود و ویلایی فرسوده میخرد؛ اما نیروی اصلی فیلم نه در ماجرای خرید خانه، بلکه در استعارهای نهفته است که این خانه بهتدریج میسازد. فرانسس مایز، نویسندهای که از ضربهٔ عاطفی و بنبست خلاقانه آسیب دیده، در جایی تازه با زندگیای روبهرو میشود که هنوز شکل نگرفته است.
بنا به تعبیر فیلم، بازسازی دیوارها و اتاقها تنها کاری عملی نیست؛ تلاشی است برای فراهمکردن فضایی که بتوان در آن دوباره امید داشت. فیلم از این استعاره با صراحتی دلنشین بهره میبرد، هرچند گاه بیش از اندازه بر آن تأکید میکند. هر تغییر در خانه، گویی نشانهای از حرکت درونی فرانسس است؛ هر پیشرفت کوچک، دعوتی برای پذیرفتن امکانهای تازه.
در بهترین لحظات، این پیوند میان فضای فیزیکی و وضعیت روانی شخصیت طبیعی و اثرگذار است. در لحظاتی دیگر، پیام فیلم چنان روشن بیان میشود که جایی برای کشف و تأویل مخاطب باقی نمیماند. قصهٔ شروع دوباره فیلمنامهٔ ولز از یک نقطهٔ آشنای سینمایی آغاز میشود: فروپاشی زندگیای که ظاهراً استوار بوده است.
« فیلم از این استعاره با صراحتی دلنشین بهره میبرد، هرچند گاه بیش از اندازه بر آن تأکید میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فرانسس پس از جدایی، نه فقط رابطهای را از دست میدهد، بلکه اعتمادش به خود و تصویری را که از آینده داشته متزلزل میبیند. سفر به ایتالیا در ابتدا راهی برای فاصلهگرفتن از اندوه است؛ اما تصمیم ناگهانی برای خرید خانه، او را از تماشاگر منفعلِ زندگی دیگران به کسی بدل میکند که باید مسئولیت انتخابی بزرگ را بپذیرد.
این جابهجایی، هستهٔ امیدوارکنندهٔ فیلم را شکل میدهد: آغاز دوباره لزوماً با برنامهای کامل و اطمینانبخش همراه نیست. گاهی آدمی پیش از آنکه بداند چه میخواهد، کاری میکند که او را در برابر امکان تغییر قرار میدهد. فیلم از این منظر، قصهٔ یافتن یک مقصد قطعی نیست؛ روایت حرکتکردن در دل نادانی و پذیرفتن آن است.
بااینحال، مسیر فرانسس بیش از اندازه هموار طراحی شده است. مشکلاتی که میتوانستند به کشمکشهای طولانی و پیچیده بینجامند، اغلب راهحلهایی زودهنگام مییابند و فیلم از هزینههای واقعیِ شروع تازه فاصله میگیرد. دایان لین و ظرافت بازی دایان لین مهمترین دلیل باورپذیری عاطفی فیلم است. او فرانسس را نه بهصورت قهرمانی بینقص، بلکه زنی آسیبپذیر و گاه مردد بازی میکند که هنوز نمیداند اندوهش چه زمانی به پایان میرسد.
« گاهی آدمی پیش از آنکه بداند چه میخواهد، کاری میکند که او را در برابر امکان تغییر قرار میدهد. »
شخصیتها و اجرا
گرمای بازی او با لحظههایی از انزوا و درماندگی همراه است و همین تضاد، شخصیت را از تبدیلشدن به تصویری صرفاً الهامبخش نجات میدهد. لین بهجای آنکه تحول فرانسس را ناگهان و با اغراق نمایش دهد، آن را در مکثها، نگاهها و واکنشهای کوچک مینشاند. بازیگران پیرامونی نیز به جهان فیلم رنگ میبخشند.
ساندرا اوه در نقش پتی حضوری عاطفی و صمیمی دارد و دوستی میان او و فرانسس یادآور میشود که خانواده همیشه از پیوندهای خونی یا عاشقانه ساخته نمیشود. لیندزی دانکن نیز با حضوری نمایشیتر، نیرویی تازه به فیلم میآورد؛ شخصیتی که نوعی جسارتِ زیستن را به فرانسس پیشنهاد میکند. در سوی دیگر، رابطهٔ عاشقانهٔ فیلم به اندازهٔ بازی لین غنی و چندلایه نیست و گاه بیشتر به یکی از ایستگاههای متعارف قصههای رمانتیک شباهت دارد.
توسکانی بهمثابه جهان عاطفی توسکانی در این فیلم فقط پسزمینهای زیبا نیست؛ بخشی از زبان روایی آن است. خانههای سنگی، جادههای روستایی، باغها و نور گرم چشماندازها، حالوهوایی میسازند که با فضای سرد و بستهٔ زندگی پیشین فرانسس تقابل دارد. فیلم میخواهد تماشاگر نهفقط مکان را ببیند، بلکه حس کند در آن میتوان آهستهتر نفس کشید و دوباره به جهان اعتماد کرد.
« بازیگران پیرامونی نیز به جهان فیلم رنگ میبخشند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این کیفیت، همان چیزی است که اثر را برای بسیاری از مخاطبان به فیلمی آرامشبخش و آشنا بدل میکند. البته زیبایی بصری گاه بیش از اندازه بیدردسر و آرمانی است. توسکانی در اینجا بیشتر رؤیایی دلپذیر است تا جامعهای پیچیده با واقعیتهای روزمره و تضادهای اجتماعی. آدمهای محلی و برخوردهای اتفاقی نیز عموماً در خدمت سفر درونی فرانسس قرار میگیرند.
ازاینرو، فیلم کمتر به زندگی واقعی در ایتالیا میپردازد و بیشتر تصویری خیالانگیز از جایی میسازد که قهرمان میتواند در آن از نو آغاز کند. این انتخاب، هم سرچشمهٔ جذابیت اثر است و هم محدودیت آن. ریتم آرام و لذتِ ماندن ریتم فیلم بهجای شتابگرفتن بهسوی گرهگشاییهای بزرگ، بر تجربهٔ تدریجی مکان و روزمرگی تکیه دارد.
بازسازی خانه، آشنایی با همسایهها و خوگرفتن به محیط تازه، به قصه وقفههایی میدهد که با مضمون آن هماهنگاند: زندگی همیشه در لحظههای بزرگ تغییر نمیکند؛ گاه در کارهای تکراری و رابطههای کوچک، مسیر تازهای شکل میگیرد. این آرامش برای مخاطبی که به دنبال درامی پرتنش است ممکن است کندی به نظر برسد، اما برای کسی که میخواهد در حالوهوای فیلم بماند، بخشی از لذت تماشاست.
« این کیفیت، همان چیزی است که اثر را برای بسیاری از مخاطبان به فیلمی آرامشبخش و آشنا بدل میکند. »
قوتها و کاستیها
در عین حال، ملایمت ریتم گاهی به سطحیبودن میانجامد. فیلم از نزدیکشدن به برخی تناقضهای عاطفی و دشواریهای اقتصادی یا اجتماعی پرهیز میکند تا فضای دلگرمکنندهاش حفظ شود. نتیجه اثری است که بیشتر به مخاطب آرامش میدهد تا آنکه او را با پرسشهای دشوار روبهرو سازد. چنین رویکردی را نمیتوان صرفاً نقص دانست؛ اما باید آن را انتخابی آگاهانه به شمار آورد که دامنهٔ واقعگرایی فیلم را محدود میکند.
عشق، استقلال و کلیشههای زمانه بخش عاشقانهٔ فیلم در نسبت با مضمون اصلیاش جایگاهی دوگانه دارد. از یک سو، فرانسس پس از شکست عاطفی حق دارد دوباره به صمیمیت و میل نزدیک شود؛ فیلم نیز میکوشد این امکان را نه بهعنوان درمانی جادویی، بلکه یکی از تجربههای زندگی تازه نشان دهد. از سوی دیگر، شخصیتپردازی رابطهٔ عاشقانه به اندازهٔ مسیر شخصی فرانسس پرداخت نشده و بعضی الگوهای آشنای کمدیـدرام رمانتیک در آن دیده میشود.
به همین دلیل، این بخش گاه تاریخگذشته یا قابلپیشبینی به نظر میرسد. نکتهٔ مهمتر آن است که فیلم در بهترین لحظههایش، ارزش فرانسس را به پیداکردن شریک عاطفی وابسته نمیکند. خانه، دوستیها، کار و حس تعلق نیز در ساختن زندگی تازه سهم دارند. همین گستردگی، مضمون «شروع دوباره» را از یک قصهٔ سادهٔ یافتن عشق فراتر میبرد؛ هرچند فیلم همیشه به اندازهٔ کافی به این ظرفیت وفادار نمیماند و گاهی دوباره به نشانههای متعارف عاشقانه تکیه میکند.
« در عین حال، ملایمت ریتم گاهی به سطحیبودن میانجامد. »
جمعبندی
جمعبندی «Under the Tuscan Sun» فیلمی است که بیش از پیچیدگی روایی، بر حالوهوا و نیروی عاطفی تکیه دارد. آدری ولز قصهٔ زنی را روایت میکند که پس از فروپاشی، در محیطی تازه فرصت مییابد رابطهاش را با خانه، دوستی و خویشتن از نو تعریف کند. دایان لین با بازی گرم و مهارشدهاش، فیلم را از یک کارتپستال زیبا فراتر میبرد و به اندوه فرانسس کیفیتی انسانی میبخشد.
سادگی بیش از اندازه، راهحلهای آسان و رمانسی کهنهشونده مانع از آن میشوند که فیلم به تصویری کاملاً واقعگرا یا عمیق از بازسازی زندگی بدل شود. بااینحال، اثر در هدف اصلی خود موفق است: ساختن تجربهای آرام و دلگرمکننده دربارهٔ امکانِ آغاز دوباره، حتی وقتی هنوز نمیدانیم این آغاز ما را به کجا خواهد برد.
جذابیت فیلم نه در پاسخدادن به همهٔ پرسشها، بلکه در یادآوری این نکته است که گاهی خانه را نخست میسازیم و بعد، بهتدریج، میآموزیم چگونه در آن زندگی کنیم.
« جمعبندی «Under the Tuscan Sun» فیلمی است که بیش از پیچیدگی روایی، بر حالوهوا و نیروی عاطفی تکیه دارد. »
ثبت دیدگاه