نقد و بررسی
نقد زیر آفتاب ریتچونه (Under the Riccione Sun) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تابستانی که بیش از آنکه روایت کند، حالوهوا میسازد «Under the Riccione Sun» بیش از آنکه بر یک داستان مرکزی و پرپیچوخم تکیه کند، از کنار هم قرار دادن چند تجربه عاطفی در یک تعطیلات ساحلی نیرو میگیرد. گروهی از جوانان در ریتچونه با دوستیها، دلبستگیها و آشفتگیهای رابطه دستوپنجه نرم میکنند؛ روایتی چندشاخه که قرار است حس یک تابستان شلوغ و زودگذر را بازآفرینی کند، نه اینکه معمایی بزرگ را پیش ببرد.
فیلم ایتالیاییِ سال ۲۰۲۰، با بازی لورنزو زورزولو و گروهی از بازیگران جوان، در همین قلمرو کمدی و عاشقانه حرکت میکند. این انتخاب هم امتیاز اثر است و هم محدودیتش. هنگامی که فیلم به فضای تعطیلات، معاشرتهای تازه و شور بیقراری جوانی نزدیک میشود، سرزنده و تماشایی است؛ اما وقتی میخواهد از این لحظات، درامی منسجم و عمیق بسازد، پیوند میان قصهها همیشه به اندازه کافی محکم نیست.
نتیجه، فیلمی است که بیش از آنکه با ساختار رواییاش در ذهن بماند، با رنگوبوی تابستانیاش شناخته میشود. ریتچونه؛ پسزمینهای زنده و وسوسهانگیز ساحل شلوغ، آفتاب تند، رفتوآمد آدمها و جنبوجوش شبانه، تنها تزئینات قاب نیستند؛ آنها بخشی از منطق احساسی فیلماند. تعطیلات، بهطور طبیعی فرصتی کوتاه برای رهایی از روزمرگی فراهم میکند و شخصیتها را در موقعیتی قرار میدهد که آشناییها سریع شکل بگیرند و احساسات بیدرنگ شدت پیدا کنند.
« این انتخاب هم امتیاز اثر است و هم محدودیتش. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
ریتچونه در فیلم، مکانی برای تجربه کردن است: جایی که آدمها میتوانند خود را اندکی آزادتر، جسورتر و بیپرواتر از زندگی معمول نشان دهند. فیلم در بازآفرینی این حالوهوا موفق است. تماشاگر بهسادگی درمییابد چرا چنین محیطی برای قصهای درباره دلبستگیهای ناگهانی و تصمیمهای شتابزده مناسب است.
بااینحال، جغرافیای جذاب گاهی جای پرداخت دراماتیک را میگیرد. چشمانداز ساحلی و شور جمعی، به فیلم انرژی میدهد، اما نمیتواند بهتنهایی جای شخصیتپردازی دقیق یا تحول معنادار را پر کند. فضای تابستانی چنان دلنشین است که گاه میتوان ضعفهای داستان را از یاد برد؛ ولی این دلپذیری بیشتر کیفیتی حسی دارد تا روایی.
روایت چندشاخه و ضرباهنگ نابرابر اثر میکوشد چندین مسیر عاطفی را در کنار هم پیش ببرد و از برخورد شخصیتها، مجموعهای از موقعیتهای عاشقانه و کمدی بسازد. چنین ساختاری امکان تنوع میآورد: تماشاگر از یک رابطه به رابطهای دیگر میرود و هر خط داستانی میتواند وجهی متفاوت از جوانی، خواستن یا سردرگمی را نمایش دهد.
« فیلم در بازآفرینی این حالوهوا موفق است. »
شخصیتها و اجرا
همین تعدد ماجراها به روایت تحرک میبخشد و اجازه نمیدهد فیلم به یک قصه واحد و یکنواخت محدود بماند. اما این پراکندگی بهایی دارد. بعضی مسیرها فرصت کافی برای شکلگیری پیدا نمیکنند و بعضی دیگر بیش از اندازه ادامه مییابند. فیلم میان پیش بردن قصهها و مکث در فضای تعطیلات تعادل کاملی نمییابد؛ از همین رو، بخشهایی کشدار به نظر میرسند و گاه احساس میشود صحنهها برای رسیدن به نقطه بعدی، دور خود میچرخند.
ریتم در لحظات پرتحرک و جمعی جان میگیرد، ولی در گذار میان خردهروایتها افت میکند. حاصل، تجربهای است که سرگرمکنندگیاش بیشتر به موجهای متناوب وابسته است تا به کششی پیوسته. عاشقانههایی میان هیجان و کلیشه هسته احساسی فیلم بر کششهای زودهنگام، سوءتفاهمها، حسادتها و بیثباتی رابطهها بنا شده است.
این عناصر برای قصهای درباره عشقهای تابستانی آشنا و حتی مناسباند؛ زیرا تعطیلات کوتاه، خود با فوریت و ناپایداری همراه است. احساسات در چنین فضایی ممکن است پرشور باشند، اما لزوماً فرصت نمییابند به شناختی عمیق از دیگری تبدیل شوند. فیلم این شتاب را بهخوبی در فضای کلی خود جا میدهد.
« همین تعدد ماجراها به روایت تحرک میبخشد و اجازه نمیدهد فیلم به یک قصه واحد و یکنواخت محدود بماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
مشکل آنجاست که آشنایی این الگوها گاهی به قابلپیشبینیشدن نتیجهها میانجامد. بسیاری از موقعیتها چنان به قواعد شناختهشده کمدیهای عاشقانه نوجوانانه نزدیکاند که کمتر غافلگیر میکنند. افزون بر آن، رفتارهای ناسازگارانه و خیانتهایی که در میان شخصیتها رخ میدهد، همدلی با زوجها را دشوار میسازد.
تماشاگر ممکن است از آشفتگی رابطهها سرگرم شود، اما همیشه دلیلی نمییابد که از شکلگیری یا دوام یک پیوند عاطفی حمایت کند. فیلم این تناقض را تا حدی به سود جنبه سرگرمکنندهاش به کار میگیرد، ولی از آن برای کاوشی جدیتر در مسئولیت و اعتماد بهره چندانی نمیبرد. بازیها و حضور لورنزو زورزولو در میان بازیگران، لورنزو زورزولو حضوری بهیادماندنی دارد.
جذابیت ظاهری او بیتردید بخشی از گیرایی نقش است، اما بازیاش صرفاً به حضور تصویری محدود نمیماند؛ او در لحظات آرامتر نیز میتواند توجه را به خود جلب کند و درونمایهای انسانیتر به شخصیت ببخشد. نقش او برای بسیاری از تماشاگران نقطه اتکای فیلم میشود، بهویژه زمانی که روایت میان چند شخصیت و ماجرا تقسیم شده و تمرکز یکدست خود را از دست میدهد.
« مشکل آنجاست که آشنایی این الگوها گاهی به قابلپیشبینیشدن نتیجهها میانجامد. »
قوتها و کاستیها
بازیگران دیگر نیز در شکلدادن به انرژی جمعی فیلم سهم دارند. حس رفاقت و معاشرت گروهی، در لحظاتی که شخصیتها کنار هم قرار میگیرند، باورپذیرتر از برخی پیوندهای عاشقانه از کار درمیآید. بااینحال، تعدد نقشها مجال برابر برای همه فراهم نمیکند. برخی شخصیتها بیشتر کارکرد روایی دارند تا زندگی مستقل؛ آنها برای ایجاد سوءتفاهم، رقابت یا چرخش عاطفی وارد قصه میشوند و سپس کنار میروند.
این نابرابری در پرداخت، باعث میشود بعضی بازیها و شخصیتها در ذهن بمانند و برخی دیگر به اجزای گذرای فضای شلوغ فیلم تبدیل شوند. کمدی، شرمندگی و لحن اثر طنز فیلم از موقعیتهای اجتماعی، لغزشهای عاطفی و دستپاچگی شخصیتها نیرو میگیرد. گاهی همین شرمندگیهای کوچک و رفتارهای نسنجیده، با روح بیپروای تعطیلات تناسب پیدا میکنند و فیلم را سبک و خوشتماشا نگه میدارند.
اما مرز میان شوخیِ عامدانه و لحظهای که صرفاً کلیشهای یا ناخوشایند جلوه میکند، همیشه روشن نیست. برخی صحنهها بیش از آنکه از شناخت شخصیتها برخاسته باشند، برای گرفتن واکنش فوری طراحی شدهاند. این نوسان در لحن، بخشی از جذابیت ساده و بخشی از محدودیت اثر است. فیلم میخواهد هم رمانتیک باشد، هم کمدی، و هم تصویری از بینظمی جوانی ارائه دهد؛ اما همه این وجهها را با عمق یکسان پرورش نمیدهد.
« بازیگران دیگر نیز در شکلدادن به انرژی جمعی فیلم سهم دارند. »
جمعبندی
در بهترین لحظات، سبکبودن فیلم با موضوعش هماهنگ است و مخاطب را به تماشای یک تعطیلات پرحادثه دعوت میکند. در لحظات ضعیفتر، همان سبکی به سطحیبودن نزدیک میشود و عاطفه جای خود را به مجموعهای از واکنشهای آشنا میدهد. جمعبندی «Under the Riccione Sun» فیلمی است که بیش از هر چیز در خلق حس یک تابستان ایتالیایی موفق عمل میکند: آفتاب، ساحل، دوستیهای تازه و روابطی که با سرعت شکل میگیرند و به همان سرعت آشفته میشوند.
فضای دلنشین، انرژی گروهی و حضور لورنزو زورزولو به آن جذابیت میبخشند؛ در مقابل، روایت چندپاره، کشآمدن بعضی بخشها و عاشقانههای کلیشهای مانع میشوند که فیلم به اثری عمیق یا ماندگار بدل شود. تماشای آن برای مخاطبی که به کمدیهای عاشقانه سبک و حالوهوای تعطیلات علاقه دارد، میتواند تجربهای خوشایند باشد؛ بهخصوص اگر انتظار داستانی پیچیده یا روابطی کاملاً باورپذیر نداشته باشد.
این اثر در نهایت نه تصویری بینقص از عشق جوانی، بلکه کارتپستالی پرجنبوجوش از تابستانی آشفته است: دلپذیر در رنگ و فضا، نابرابر در روایت، و سرگرمکنندهتر در لحظههایش تا در آنچه پس از تماشا باقی میگذارد.
« در بهترین لحظات، سبکبودن فیلم با موضوعش هماهنگ است و مخاطب را به تماشای یک تعطیلات پرحادثه دعوت میکند. »



ثبت دیدگاه