نقد و بررسی
نقد زیر درخت زالزالک (Under the Hawthorn Tree) | 2010
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
عشق در حاشیهٔ تاریخ «Under the Hawthorn Tree» ساختهٔ Zhang Yimou، در نگاه نخست داستانی عاشقانه است؛ قصهٔ دختری جوان و سربازی که در روزگاری دشوار به هم دل میبندند. اما فیلم در همان حال، تصویری از نسلی است که عواطف و انتخابهای شخصیاش را باید در سایهٔ فشارهای سیاسی و اجتماعی شکل دهد.
Jingqiu، دانشآموزی از خانوادهای آسیبدیده از برچسبهای سیاسی، برای کار و بازآموزی به روستا فرستاده میشود و در آنجا با Sun Jianxin، مشهور به Lao San، آشنا میشود. رابطهٔ آنان در بستری آغاز میشود که حتی رفتار روزمره نیز میتواند پیامدهایی فراتر از زندگی خصوصی داشته باشد. فیلم بهجای آنکه این زمینه را به موضوعی پرهیاهو بدل کند، آن را همچون فشاری پیوسته و خاموش در پیرامون شخصیتها نگه میدارد.
درخت زالزالکِ عنوان، با روایت محلیاش دربارهٔ خون شهیدان، از همان ابتدا میان طبیعت و تاریخ پیوند برقرار میکند. درخت نه صرفاً نشانی از عشق است و نه نمادی که معنایش یکبار برای همیشه تعیین شده باشد؛ گذشتهٔ جمعی، افسانه و تجربهٔ فردی در پیرامون آن بر هم میافتند. این پیوند به فیلم امکان میدهد دربارهٔ زخمهای تاریخی سخن بگوید، بیآنکه به خطابهای سیاسی تبدیل شود.
با اینحال، همین انتخاب محدودیت اثر را نیز روشن میکند: تاریخ بیشتر در زندگی روزانهٔ شخصیتها و در پیامدهایش حضور دارد تا در تحلیلی گسترده از سازوکارهای انقلاب فرهنگی. سادگی روایت و ظرافت احساس فیلم از پیرنگی کمپیچوخم و کمحادثه بهره میگیرد. آشنایی، دلبستگی و دشواریهای رابطه با مکثهایی طولانی و بدون شتاب پیش میروند.
« رابطهٔ آنان در بستری آغاز میشود که حتی رفتار روزمره نیز میتواند پیامدهایی فراتر از زندگی خصوصی داشته باشد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این سادگی، برخلاف تصور اولیه، الزاماً به معنای فقر دراماتیک نیست؛ زیرا مرکز ثقل اثر نه رخدادهای بزرگ، بلکه تغییرات کوچک در رفتار و نگاه شخصیتهاست. توجهی محتاطانه، مکثی پیش از پاسخ، یا کوششی برای نزدیکشدن بدون عبور از مرزهای پذیرفتهشده، در این جهان معنایی ویژه پیدا میکند. بااینهمه، فیلم گاه به بهای آرامش شاعرانهاش از کشش روایی فاصله میگیرد.
برخی صحنهها بیش از آنکه تجربهای تازه به رابطه بیفزایند، حالوهوای پیشین را تکرار میکنند. تماشاگرانی که انتظار دارند هر فصل داستان با رویدادی تعیینکننده پیش برود، ممکن است ریتم اثر را کشدار بیابند. Zhang Yimou بر انباشت تدریجی عاطفه تکیه میکند؛ انتخابی که برای گروهی از مخاطبان تأثیرگذار و برای گروهی دیگر کمتحرک است.
فیلم از ما میخواهد با زمان شخصیتها همراه شویم، نه آنکه صرفاً منتظر گرهگشایی بعدی بمانیم. دو شخصیت در برابر محدودیتها Jingqiu شخصیتی است که میان میل شخصی و مسئولیت خانوادگی گرفتار آمده است. او تنها با محدودیتهای بیرونی روبهرو نیست؛ ترس از آسیبزدن به آیندهٔ خانواده نیز در تصمیمهایش حضور دارد.
احتیاط او گاه ممکن است به کمحرفی یا انفعال تعبیر شود، اما فیلم بهتدریج نشان میدهد که این سکوت بیشتر از آنکه نشانهٔ تهیبودن شخصیت باشد، راهی برای زیستن در محیطی پرمراقبت است. او باید مدام وزن هر کنش را بسنجد و به همین دلیل، حتی لحظههای شادمانیاش آغشته به نگرانیاند. Lao San در برابر او حضوری مطمئنتر و آشکارتر دارد.
« بااینهمه، فیلم گاه به بهای آرامش شاعرانهاش از کشش روایی فاصله میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
او با توجه و صبر میکوشد اعتماد Jingqiu را جلب کند، اما شخصیتش به تیپ سادهٔ عاشق فداکار فروکاسته نمیشود؛ موقعیت خانوادگی و آیندهٔ اجتماعیاش نیز تناقضهایی را به رابطه وارد میکند. تفاوت میان این دو فقط اختلاف جایگاه نیست. هر یک به شیوهای متفاوت با خطر، امید و وظیفه روبهرو میشود.
فیلم از این تضاد برای ساختن تنش استفاده میکند، بیآنکه شخصیتها را به نمایندههای انتزاعی طبقات یا مواضع سیاسی تبدیل کند. بازیها و عاطفهٔ مهارشده بازی Zhou Dongyu از مهمترین تکیهگاههای فیلم است. او احساسات Jingqiu را بیش از آنکه با گفتار توضیح دهد، در چهره و واکنشهای کوچک ثبت میکند.
در بازیاش نوعی آمیزهٔ شکنندگی و اراده دیده میشود: شخصیتی که هنوز در آغاز تجربهٔ بزرگسالی است، اما ناچار شده زودتر از موعد مراقب پیامدهای رفتار خود باشد. این ظرافت به رابطهٔ عاشقانه باورپذیری میبخشد، زیرا تماشاگر از راه نشانههای کوچک درمییابد که چه چیزی برای او در خطر است. Shawn Dou نیز در نقش Lao San گرما و خویشتنداری را کنار هم مینشاند.
او از نمایش پرشور و اغراقآمیز عشق پرهیز میکند و بیشتر با رفتارهای سنجیده، توجه و حضور مداوم، شخصیت را شکل میدهد. شیمی میان دو بازیگر بر پایهٔ همین کنترل بنا شده است؛ رابطهای که در آن هر نزدیکی، با احتیاط و آگاهی از محدودیتها همراه است. بازی Xi Meijuan در نقش مادر Jingqiu نیز به فضای عاطفی فیلم عمق میدهد.
« تفاوت میان این دو فقط اختلاف جایگاه نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نگرانی مادر نه با تندی آشکار، بلکه با فشار مسئولیت و تجربهٔ تلخ زندگی بیان میشود. او صرفاً مانعی بر سر راه عشق نیست؛ صدای مادری است که میکوشد از فرزندش در برابر جهانی ناامن محافظت کند. تصویر، طبیعت و فضا یکی از امتیازهای برجستهٔ اثر، تصویرپردازی آرام و طبیعی آن است. روستا با چشماندازهای باز، مسیرهای خاکی و فضاهای سادهاش، از تزئینات پرزرقوبرق فاصله میگیرد.
رنگها و نورپردازی به جای آنکه توجه را به خود جلب کنند، حس زندگی روزمره و سکون محیط را تقویت میکنند. طبیعت در اینجا پسزمینهای خنثی نیست: گاه پناهگاهی برای خلوت شخصیتهاست و گاه یادآور آنکه زندگی فردی در دل تاریخی بزرگتر جریان دارد. این سادگی بصری با شیوهٔ روایت همخوان است. قابها اغلب فرصت میدهند سکوت و فاصله میان آدمها معنا پیدا کند.
فیلم بهندرت احساس را با موسیقی یا حرکت نمایشی دوربین تحمیل میکند؛ در عوض، از منظره و میزانسن کمک میگیرد تا عاطفه را آرامآرام بسازد. البته همین زیبایی منضبط گاهی خطر هموارکردن جهان داستان را دارد: رنج تاریخی و دشواریهای اجتماعی ممکن است در قابهای شاعرانه نرمتر و دلپذیرتر از واقعیت به نظر برسند.
این تنش میان زیبایی تصویر و خشونت زمینهٔ تاریخی، از نکات قابل تأمل فیلم است. تاریخ در پسزمینه فیلم انقلاب فرهنگی را بهصورت نیرویی حاضر اما کمتوضیح نمایش میدهد. سابقهٔ سیاسی خانوادهها، نگرانی از آینده و وابستگی فرصتهای زندگی به داوری مقامهای رسمی، نشان میدهد که سیاست چگونه به حریم خصوصی نفوذ میکند.
« نگرانی مادر نه با تندی آشکار، بلکه با فشار مسئولیت و تجربهٔ تلخ زندگی بیان میشود. »
قوتها و کاستیها
برخی عبارتهای رسمی و آیینهای جمعی نیز یادآور فضایی هستند که حتی زبان روزمره از شعار و معیارهای ایدئولوژیک جدا نیست. با وجود این نشانهها، اثر قصد ندارد تصویری جامع یا تحلیلی از آن دوره ارائه کند؛ تمرکزش بر تجربهٔ محدود چند شخصیت است. از همین رو، مخاطبی که انتظار دارد تاریخ سیاسی در مرکز روایت قرار گیرد، ممکن است این پرداخت را سطحی یا ناکافی بداند.
این نقد تا اندازهای وارد است: زمینهٔ تاریخی گاه بیشتر نقش چارچوبی برای تراژدی عاشقانه دارد تا موضوعی که فیلم مستقلاً آن را واکاوی کند. اما میتوان این محدودیت را در عین حال بخشی از انتخاب هنری اثر دانست. فیلم میخواهد نشان دهد تاریخ چگونه در ترسهای کوچک، در تصمیم برای نزدیکشدن یا عقبنشینی، و در نگرانی از آیندهٔ خانواده رسوخ میکند؛ نه اینکه تاریخ را با مجموعهای از توضیحات و رخدادهای کلان بازسازی کند.
عاطفه، ملودرام و مرز اغراق «Under the Hawthorn Tree» آشکارا به سنت ملودرام نزدیک میشود، اما تا مدت زیادی احساساتش را مهار میکند. تکیه بر عشق نخستین، وفاداری و جدایی، زمینهٔ عاطفی نیرومندی میسازد؛ بااینحال، میزان تأثیرگذاری فیلم تا حد زیادی وابسته به آمادگی تماشاگر برای پذیرفتن لحن رمانتیک و آرمانگرایانهٔ آن است.
برخی لحظهها ممکن است برای مخاطبی که به روایتهای خویشتندارتر علاقه دارد، بیش از اندازه احساساتی جلوه کنند. فیلم در بخشهای پایانی نیز به سوی عاطفهای آشکارتر حرکت میکند، بیآنکه جزئیات فرجام داستان را در اینجا بازگو کنیم. نکتهٔ مهم آن است که احساسات فیلم فقط از اندوه یا رنج تغذیه نمیشوند.
« اما میتوان این محدودیت را در عین حال بخشی از انتخاب هنری اثر دانست. »
جمعبندی
تصویری که از عشق میسازد، بر توجه، صبر و احترام به مرزهای دیگری تکیه دارد. این نگاه میتواند دلنشین باشد، اما گاهی رابطه را چنان پاک و آرمانی میسازد که پیچیدگیهای معمول عشق و تفاوتهای فردی کمرنگ میشوند. در نتیجه، فیلم میان صداقت احساسی و افسانهپردازی عاشقانه در نوسان است؛ نوسانی که هم سرچشمهٔ جذابیت آن است و هم علت فاصلهگرفتن بعضی مخاطبان.
جمعبندی «Under the Hawthorn Tree» اثری آرام، لطیف و مبتنی بر بازیهای ظریف است که یک رابطهٔ عاشقانه را در سایهٔ دورهای پرآشوب روایت میکند. قوت اصلی فیلم در توجه به جزئیات عاطفی، تصویرهای طبیعی و هماهنگی میان ریتم کند و جهان محتاط شخصیتهاست. در مقابل، پرداخت محدود به زمینهٔ سیاسی، تکرار برخی مکثهای روایی و گرایش به ملودرام ممکن است برای همه قانعکننده نباشد.
این فیلم بیش از آنکه بخواهد تاریخ را توضیح دهد، میکوشد نشان دهد تاریخ چگونه امکانهای عشق و زندگی روزمره را محدود میکند. اگر تماشاگر با روایتهای کمشتاب و احساسات فروخورده همراه شود، با اثری روبهرو خواهد شد که سادگیاش نه از بیاهمیتی موضوع، بلکه از تمرکز بر لحظههای کوچک و ماندگار سرچشمه میگیرد.
« تصویری که از عشق میسازد، بر توجه، صبر و احترام به مرزهای دیگری تکیه دارد. »



ثبت دیدگاه