نقد و بررسی
نقد زیر پلها (Under the Bridges) | 1946
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
رودخانه بهمثابه جهان «Under the Bridges» فیلمی است که از همان آغاز، رودخانه را نه صرفاً پسزمینهٔ ماجرا، بلکه جهان مستقل و زندهٔ خود میسازد؛ جهانی شناور میان شهر و روستا، کار و فراغت، تنهایی و همنشینی. بخش مهمی از قصه بر عرشهٔ یک بارج میگذرد؛ جایی که دو ملوان، هندریک و ویلی، زندگی و کارشان را با هم قسمت کردهاند و آمدن آنا نظم آشنای این همراهی را دگرگون میکند.
فیلم بهجای آنکه این وضعیت ساده را بهانهای برای حادثههای پرشتاب کند، از آن فرصتی میسازد تا نزدیکی، سکوت و تغییرهای کوچک در رابطهها را تماشا کنیم. این انتخاب با پیشینهٔ تاریخی اثر نیز همخوانی جالبی دارد. فیلم در سالهای پایانی جنگ ساخته شد، اما در جهانی میگذرد که از هیاهوی سیاسی و ویرانی بیرون از قاب فاصله گرفته است؛ جهانی کوچک و انسانی که در آن آدمها میکوشند برای خود جایی امن و معنایی روزمره پیدا کنند.
این فاصله را میتوان نوعی گریز شاعرانه از زمانه دانست، بیآنکه لازم باشد فیلم را بیانیهای صریح دربارهٔ تاریخ تلقی کنیم. «Under the Bridges» بیشتر از آنکه توضیح دهد، فضایی میآفریند که در آن زندگی معمولی خود اهمیتی مستقل پیدا میکند. قابهایی که حرکت میکنند تصویرهای فیلم در خدمت همان جهان سیالاند.
رفتوآمد بارج زیر پلها، چشماندازهای کنار رودخانه و بازتاب نور بر آب، به قابها کیفیتی آرام و در عین حال زنده میدهد. رودخانه مدام در حرکت است، اما این حرکت شتابی پرتنش ندارد؛ بیشتر به آهنگ یکنواخت سفری میماند که در آن منظرهها آرامآرام تغییر میکنند و ذهن فرصت مییابد در جزئیات مکث کند.
« این انتخاب با پیشینهٔ تاریخی اثر نیز همخوانی جالبی دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
پلها نیز فقط سازههایی بر فراز آب نیستند: گویی مرز میان فضاهای متفاوتاند، و عبور از زیر آنها هر بار لحظهای گذرا از پنهانشدن و دوباره به جهان بازگشتن میآفریند. فیلمبرداری سیاهوسفید و بازی نور، بهویژه در صحنههای شبانه، بر این کیفیت میافزاید. تضاد میان تاریکی و روشنایی، تصویر آب و صورتها را از واقعگرایی صرف فراتر میبرد و به لحظههای روزمره حالتی رؤیاگون میدهد.
بااینحال، زیبایی تصویری فیلم صرفاً آرایش دیداری نیست؛ با وضعیت شخصیتها پیوند دارد. بارج خانهای متحرک است، پناهگاهی که از خشکی فاصله میگیرد، اما هرگز از جهان آدمها جدا نمیشود. نگاه دوربین به این فضا نه پرزرقوبرق است و نه بیاعتنا؛ با نرمی و دقت، جزئیات زندگی جاری روی عرشه را ثبت میکند.
مثلثی عاطفی، بیهیاهو هستهٔ داستان، رقابت عاشقانهٔ هندریک و ویلی بر سر آناست؛ اما فیلم این مثلث را به رقابتی پر از دسیسه یا فورانهای نمایشی تبدیل نمیکند. علاقهها بهتدریج شکل میگیرند و تنش اصلی بیشتر در فاصلهٔ میان خواستهها و برداشتهای شخصیتهاست: دو مردی که سالها با هم کار و زندگی کردهاند، ناگهان باید با احساسی روبهرو شوند که تقسیمپذیر نیست؛ آنا نیز باید نسبت خود را با دو مرد و با زندگی تازهای که پیش رویش گشوده شده، پیدا کند.
نقطهٔ قوت این رابطه آن است که هیچیک از شخصیتها به کارکردی ساده در طرح عاشقانه فروکاسته نمیشوند. هندریک و ویلی تفاوتهای رفتاری دارند و حضور آنا نیز فقط برای آن نیست که دوستی قدیمیشان را برهم بزند. فیلم به هر سه نفر فرصت میدهد از خلال رفتارهای کوچک و گفتوگوهای معمولی شناخته شوند.
« فیلمبرداری سیاهوسفید و بازی نور، بهویژه در صحنههای شبانه، بر این کیفیت میافزاید. »
شخصیتها و اجرا
به همین دلیل، احساساتشان قابلباورتر از آن چیزی است که اگر قصه به اعلامهای پرشور و گرهگشاییهای شتابزده تکیه میکرد، میشد. عاشقانهٔ فیلم آرام است، اما بیاحساس نیست. کشش میان شخصیتها بیشتر از دل همنشینی، مراقبت و تفاوتهایشان پدید میآید تا از جلوههای رمانتیک پرطمطراق. همین خویشتنداری، لحظههای عاطفی را صمیمیتر میکند و اجازه میدهد تماشاگر بهجای آنکه تنها نتیجهٔ رابطه را دنبال کند، مسیر شکلگرفتن آن را نیز ببیند.
شخصیتپردازی و بازیها بازیها یکی از ستونهای اصلی فیلماند. بازیگران به شخصیتها گرمای انسانی میبخشند، بیآنکه آنها را بیش از اندازه دلفریب یا بینقص جلوه دهند. هندریک و ویلی در همراهی با یکدیگر کیفیتی طبیعی دارند؛ رابطهشان از سابقهای مشترک خبر میدهد، حتی وقتی فیلم لازم نمیبیند همهچیز را با توضیح مستقیم بیان کند.
این هماهنگی اهمیت ویژهای دارد، چون هر اندازه پیوند دو مرد باورپذیرتر باشد، آزمودهشدن آن نیز اثر عاطفی بیشتری پیدا میکند. آنا در میان این دو جایگاهی پیچیده دارد. او هم مهمان بارج است و هم کسی که حضورش قواعد زندگی ساکنان آن را تغییر میدهد. فیلم بخشی از گذشته و انگیزههای او را روشن میکند، اما همهٔ ابهامها را از میان نمیبرد.
این نیمهروشنی گاهی به شخصیت حالتی رازآمیز میدهد و گاهی نیز مانع میشود که تماشاگر کاملاً با او همقدم شود. بااینحال، بازی حساس و کنترلشدهٔ هنرپیشه کمک میکند آنا صرفاً به معمایی برای حلکردن تبدیل نشود؛ او زنی است که در برابر توجه دیگران هم میل به نزدیکی دارد و هم نیاز به حفظ استقلال خود.
« عاشقانهٔ فیلم آرام است، اما بیاحساس نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
جزئیات روزمره و طنز ملایم فیلم در جزئیات کوچک جان میگیرد: کارهای معمول بارج، استراحتهای کوتاه، گفتوگوهای پراکنده و لحظههایی که شخصیتها میکوشند یکدیگر را بهتر بفهمند. این عناصر، قصه را از قالب یک مثلث عاشقانهٔ انتزاعی بیرون میآورند و به آن بافتی ملموس میدهند. بارج در اینجا فقط محل وقوع ماجرا نیست؛ خانه، محل کار و صحنهٔ شکلگیری رابطههاست.
زندگی آدمها در آن از امور بزرگ و تصمیمهای سرنوشتساز ساخته نشده، بلکه از تکرار و تقسیمکردن روزها با دیگری شکل میگیرد. طنز نیز بهآرامی از همین روزمرگی سربرمیآورد. فیلم برای خنداندن به شوخیهای پیدرپی متکی نیست؛ بیشتر از تفاوت خلقوخوها و سادهدلی آدمها بهره میگیرد. ماجرای غاز در همین لحن دوگانه جای دارد: حضوری بامزه و بهیادماندنی که در عین حال یادآور این است که طنز فیلم همیشه بیدغدغه و سبکبال نمیماند.
این لحظهها به اثر رنگی از تلخی میدهند، اما آن را از حالوهوای لطیفش بیرون نمیبرند. ریتم آرام و ابهامهای روایت آرامش فیلم برای برخی تماشاگران مهمترین امتیاز آن است و برای برخی دیگر، بزرگترین مانع همراهی. داستان کمحادثه پیش میرود و بخش قابلتوجهی از جذابیتش به کیفیت فضا، بازیها و جزئیات وابسته است.
اگر انتظار کشمکش پیوسته یا تحولات تند داشته باشیم، مکثهای فیلم ممکن است طولانی به نظر برسند. اما در منطق اثر، همین مکثها فرصتی هستند برای احساسکردن زمان رودخانه و دیدن اینکه رابطهها چگونه از همنشینی روزانه نیرو میگیرند. در مقابل، بعضی بخشهای پیشزمینهٔ داستان کاملاً روشن یا پرداختشده نیستند.
« این عناصر، قصه را از قالب یک مثلث عاشقانهٔ انتزاعی بیرون میآورند و به آن بافتی ملموس میدهند. »
قوتها و کاستیها
این کمبود گاه پرسشهایی دربارهٔ گذشتهٔ شخصیتها باقی میگذارد که فیلم پاسخ مفصلی برایشان نمیدهد. چنین ابهامی میتواند با حالوهوای اثر سازگار باشد، اما همیشه به سود آن عمل نمیکند: رازآلودگی هنگامی ثمربخش است که تماشاگر را به شخصیت نزدیکتر کند، نه آنکه پیوند عاطفی را دشوار سازد.
«Under the Bridges» در این مرز حرکت میکند؛ لحظاتی با ابهام خود فضا میسازد و لحظاتی نیز اطلاعات بیشتری میطلبد. جمعبندی «Under the Bridges» عاشقانهای آرام و انسانمدار است که ارزش اصلیاش را در توجه به فضا، جزئیات و تغییرهای ظریف رابطهها مییابد. رودخانه و بارج به فیلم هویتی دیداری و عاطفی میبخشند؛ بازیهای هماهنگ، مثلث عاشقانه را از تصنع دور نگه میدارند؛ و طنز ملایم، در کنار لحظههایی از اندوه، به جهان فیلم بُعدی انسانی میدهد.
در برابر این قوتها، ریتم کند و پیشزمینههای نهچندان کامل ممکن است از همراهی برخی تماشاگران بکاهد. این اثر بیش از آنکه با فرازهای پرهیجان در خاطر بماند، با حالوهوایش اثر میگذارد: با تصویر آب و پلها، با سکوتهای میان آدمها و با این پرسش آرام که چگونه میتوان در زندگی دیگری جا باز کرد، بیآنکه دوستی و آزادی او را از میان برد.
برای تماشاگرانی که به سینمای شاعرانه و کمشتاب علاقه دارند، فیلم تجربهای دلنشین و تأملبرانگیز است؛ تجربهای که لطافتش از سادگی میآید، نه از سادهانگاری.
« این کمبود گاه پرسشهایی دربارهٔ گذشتهٔ شخصیتها باقی میگذارد که فیلم پاسخ مفصلی برایشان نمیدهد. »



ثبت دیدگاه