نقد و بررسی
نقد زیر آفتاب آمالفی (Under the Amalfi Sun) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به ساحل آمالفی «Under the Amalfi Sun» دنبالهای بر «Under the Riccione Sun» است؛ فیلمی ایتالیایی به کارگردانی Martina Pastori که در سال ۲۰۲۲ ساخته شد. روایت، یک سال پس از آشنایی و آغاز رابطهٔ Vincenzo و Camilla ادامه مییابد: این دو بار دیگر در تعطیلاتی ساحلی به هم میرسند و باید دریابند آیا احساس میانشان در برابر فاصله، تغییر و تصمیمهای تازه دوام میآورد یا نه.
آمالفی در این میان صرفاً پسزمینهٔ ماجرا نیست؛ فیلم از همان ابتدا آن را به بخشی از وعدهٔ خود بدل میکند: سفری تابستانی، آفتابی و بیدغدغه که قرار است مخاطب را برای مدتی از روزمرگی جدا سازد. این وعده تا اندازهای محقق میشود. فیلم بیش از آنکه بخواهد تجربهای پیچیده یا غافلگیرکننده بسازد، به دنبال لحن آشنای یک عاشقانهٔ سبک است؛ اثری که میتوان با آن به ساحل رفت، منظره دید و درگیر فراز و فرودهای عاطفی جوانانی شد که هنوز در حال شناختن خود و یکدیگرند.
همین سادگی، هم امتیاز فیلم است و هم محدودیتش: تماشایش دشوار نیست، اما آنچه میگوید بهندرت از محدودهٔ انتظارهای معمول این ژانر فراتر میرود. آمالفی؛ منظرهای با حضوری پررنگ مهمترین دارایی فیلم، چشماندازهای ساحلی آمالفی است. خانهها، خیابانهای باریک، دریا و نور گرم تابستان، تصویری دلپذیر میسازند و از همان آغاز حس تعطیلات را به تماشاگر منتقل میکنند.
« آمالفی؛ منظرهای با حضوری پررنگ مهمترین دارایی فیلم، چشماندازهای ساحلی آمالفی است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
قابها اغلب چنان خوشرنگ و آراستهاند که میتوان لحظههایی را صرفاً برای لذت بردن از فضای تصویری تماشا کرد؛ حتی وقتی گفتوگوها یا اتفاقهای داستانی چندان کشش ندارند، زیبایی محیط همچنان فیلم را دیدنی نگه میدارد. آمالفی بهخوبی با حالوهوای رمانتیک و سبک قصه جور است و حس فرار کوتاهمدت از زندگی روزانه را تقویت میکند.
بااینحال، فیلم از منظره بیشتر برای آراستن روایت استفاده میکند تا برای غنیتر کردن آن. شهر و ساحل کمتر به نیرویی دراماتیک بدل میشوند که بر انتخابها یا دگرگونی شخصیتها اثر بگذارند؛ بیشتر پسزمینهای چشمنوازند که صحنههای گفتوگو و معاشرت را زیباتر میکنند. این انتخاب الزاماً ایراد نیست: فیلمی که سرگرمی تابستانی را هدف گرفته، میتواند به جذابیت بصری تکیه کند.
اما وقتی این جذابیت بار اصلی توجه را بر دوش میکشد، کمبود عمق داستان آشکارتر میشود. عاشقانهای میان فاصله و استقلال هستهٔ عاطفی قصه، رابطهٔ Vincenzo و Camilla است؛ رابطهای که پس از یک سال دوباره در معرض آزمون قرار میگیرد. پرسش فیلم فقط این نیست که آیا این دو هنوز یکدیگر را دوست دارند، بلکه این است که آیا خواستههای شخصی و مسیرهای متفاوت زندگیشان با ادامهٔ رابطه سازگار است.
« آمالفی بهخوبی با حالوهوای رمانتیک و سبک قصه جور است و حس فرار کوتاهمدت از زندگی روزانه را تقویت میکند. »
شخصیتها و اجرا
در این چارچوب، موضوعهایی چون صداقت، اعتماد و استقلال عاطفی به داستان راه پیدا میکنند. فیلم میکوشد نشان دهد عشق زمانی معنا دارد که دو نفر بتوانند دربارهٔ نیازها و تردیدهایشان حرف بزنند، نه آنکه صرفاً به تصورِ خوشایندِ یک رابطهٔ بیدردسر بچسبند. این ایده ظرفیت بیشتری از آنچه در فیلم میبینیم دارد.
اختلافها و نگرانیها گاه بهسرعت مطرح میشوند، اما مجال کافی برای جا افتادن نمییابند. در نتیجه، لحظههایی که باید در تماشاگر اضطراب، همدلی یا تأمل ایجاد کنند، بیشتر شبیه توقفهایی کوتاه در مسیر یک داستان از پیش آشنا به نظر میرسند. فیلم مسئلهٔ عشق و استقلال را لمس میکند، اما کمتر آن را تا پیامدهای دشوارش دنبال میکند.
احساسات حضور دارند، اما عمقشان همیشه همپای اهمیت ادعاییشان نیست. شخصیتها و پیوندهای فرعی جمع دوستان و خانواده، فضای قصه را گستردهتر میکند و فرصت میدهد رابطههای گوناگون در کنار زوج اصلی شکل بگیرند. این مجموعه میتوانست به فیلم تنوع و حرکت بدهد؛ بهخصوص که دیدار دوبارهٔ شخصیتها در فضای تعطیلات، زمینهای طبیعی برای دوستی، کشش عاطفی و سوءتفاهم فراهم میکند.
« در این چارچوب، موضوعهایی چون صداقت، اعتماد و استقلال عاطفی به داستان راه پیدا میکنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، تعدد پیوندها لزوماً به معنای پرداخت دقیقتر نیست. بسیاری از شخصیتها بیشتر با نقش خود در طرح داستان شناخته میشوند تا با ویژگیهایی پیچیده و ماندگار. نتیجه آن است که برخی انتخابها و واکنشها بیش از آنکه از شخصیتپردازی برخیزند، برای پیش بردن ماجرا به نظر میرسند. تماشاگر معمولاً میتواند حدس بزند هر رابطه به کدام سمت خواهد رفت، اما کمتر فرصت مییابد بفهمد چرا این آدمها دقیقاً چنین احساسی دارند یا چه چیزی در آنان با گذر زمان دگرگون شده است.
این کمبود، بهویژه در داستانی که دربارهٔ بازگشت و آزمودن رابطهای قدیمی است، اهمیت دارد: دنباله باید نشان دهد شخصیتها از تجربههای پیشین چه آموختهاند، اما فیلم گاهی از این امکان بهسادگی میگذرد. بازیها، دیالوگها و لحن Lorenzo Zurzolo و Ludovica Martino در مرکز روایت قرار دارند و حضورشان برای حفظ گرمای عاشقانهٔ فیلم ضروری است.
بازیها در چارچوب لحن ساده و جوانپسند اثر باقی میمانند؛ اجراها نه به اغراق آشکار میرسند و نه چنان ظرافتی پیدا میکنند که شخصیتها را از کلیشههای آشنا بیرون بیاورند. بازیگران در لحظههای صمیمی، فضای مطلوب داستان را حفظ میکنند، اما متن بهندرت دیالوغی در اختیارشان میگذارد که رابطه را با جزئیاتی تازه یا صدایی متمایز بسازد.
« بااینحال، تعدد پیوندها لزوماً به معنای پرداخت دقیقتر نیست. »
قوتها و کاستیها
طنز فیلم نیز معمولاً بر موقعیتهای آشنا و برخوردهای سبک متکی است. گاه همین بیتکلفی به فضای دوستانهٔ قصه کمک میکند، اما شوخیها کمتر به ضرباهنگی مداوم یا طنزی بهیادماندنی تبدیل میشوند. لحظات احساسی هم بهسبب زمینهچینی محدود، همیشه اثر دلخواه را ندارند: فیلم از مخاطب انتظار همراهی عاطفی دارد، بیآنکه در همهٔ موارد زمان کافی برای ساختن آن همراهی صرف کند.
در نتیجه، لحن میان کمدی سبک و درام عاشقانه نوسان دارد، اما بهندرت یکی از این دو را با قدرتی کامل پیش میبرد. ریتم و ساختار روایت ریتم فیلم برای تماشایی راحت طراحی شده، اما این راحتی همیشه به معنای روانی نیست. روایت در بخشهایی کند میشود، زیرا صحنهها گاهی بدون آنکه اطلاعات تازهای دربارهٔ شخصیتها یا رابطههایشان بدهند، امتداد مییابند.
از سوی دیگر، بعضی کشمکشها پیش از آنکه فرصت کنند به مسئلهای جدی بدل شوند، به مرحلهٔ بعدی داستان راه میدهند. این ناهماهنگی باعث میشود قصه همزمان هم کمحادثه و هم شتابزده در پرداخت احساسات به نظر برسد. قالب آشنای عاشقانهٔ تابستانی نیز پیشبینیپذیری را بیشتر میکند. مخاطب از همان ابتدا با مجموعهای از موانع و سوءتفاهمهای شناختهشده روبهروست و فیلم کمتر تلاش میکند شکل تازهای به آنها بدهد.
« طنز فیلم نیز معمولاً بر موقعیتهای آشنا و برخوردهای سبک متکی است. »
جمعبندی
این ویژگی برای کسی که به دنبال داستانی سبک و بیپیچیدگی است، ممکن است پذیرفتنی باشد؛ اما اگر انتظار روایتی پرجزئیات، شخصیتهایی چندلایه یا کشمکشی واقعگرایانهتر داشته باشد، فیلم احتمالاً رضایت کمتری فراهم میکند. بدون آنکه لازم باشد نتیجهٔ داستان آشکار شود، میتوان گفت مسیر کلی آن بر الگوهای آشنای ژانر تکیه دارد.
جمعبندی «Under the Amalfi Sun» فیلمی خوشمنظره و آسانتماشاست که جذابیت اصلیاش را از فضای تابستانی آمالفی و لحن سبک عاشقانهاش میگیرد. اثر برای لحظههایی آرام و بیتکلف، بهویژه برای مخاطبی که از پیش با شخصیتها و فضای فیلم قبلی آشناست، سرگرمکننده خواهد بود. پرداختن به صداقت، عشق و استقلال نیز به آن اندکی گرمای انسانی میدهد؛ اما این مضمونها بیش از آنکه به کاوشی جدی تبدیل شوند، در سطح طرح باقی میمانند.
کلیشههای روایی، شخصیتپردازی محدود، دیالوگهای کمتازگی و ریتم نهچندان متوازن، مانع از آن میشوند که فیلم از یک عاشقانهٔ تابستانی معمولی فراتر برود. بااینهمه، زیبایی محیط و سبک آرام روایت برای تماشایی گذرا کافی است. بهترین راه نزدیک شدن به فیلم، انتظار یک درام عمیق یا کمدی پرقدرت نیست، بلکه پذیرفتن آن بهعنوان سفری کوتاه و آفتابی است که گاه منظرهاش از داستانش بهیادماندنیتر میشود.
« بدون آنکه لازم باشد نتیجهٔ داستان آشکار شود، میتوان گفت مسیر کلی آن بر الگوهای آشنای ژانر تکیه دارد. »



ثبت دیدگاه