نقد و بررسی
نقد تحت محاصره (Under Siege) | 1992
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای آشنا، قلابی تازه «Under Siege» از همان آغاز بر پایهی فرمولی آشنا بنا میشود: گروهی مسلح، فضایی بسته و محدود، جمعی از آدمهای گرفتار و قهرمانی که در نگاه نخست کسی گمان نمیکند توان مقابله با مهاجمان را داشته باشد. تازگی فیلم نه در دگرگونکردن این الگو، بلکه در جابهجایی میدان نبرد است: بهجای ساختمان یا آسمانخراش، ناوی جنگی با راهروهای فلزی، اتاقهای تودرتو و تجهیزات نظامی، صحنهی اصلی ماجراست.
همین جغرافیای دریایی، دستکم در سطح تصویر و حرکت، به داستان جان میدهد و آن را از یک تقلید صرف فراتر میبرد. در مرکز این چیدمان، کیسی رایبک قرار دارد؛ آشپزی که پیشینهی نظامیاش او را به چهرهای بسیار خطرناکتر از ظاهر آرام و روزمرهاش بدل کرده است. ایدهی «آشپزِ ناو بهمثابه آخرین مدافع» عمداً اغراقآمیز و کمی بازیگوشانه است، اما همین تناقض، جاذبهی نخستین فیلم را شکل میدهد.
فیلم میداند که این موقعیت تا چه اندازه نامتعارف است و از تقابل میان کار عادی آشپزخانه و خشونت نظامی، ظرفیت سرگرمی میسازد. ناو؛ قفس آهنین و صحنهی تعقیب یکی از مؤثرترین انتخابهای اندرو دیویس، استفاده از فضای کشتی بهعنوان عنصری روایی است. ناو صرفاً پسزمینهای عظیم برای تیراندازی نیست؛ راهروهای باریک و بخشهای جدا از هم، حرکت شخصیتها را محدود میکنند و امکان میدهند هر درگاه یا پیچ راهرو به محل کمین و غافلگیری تبدیل شود.
در چنین محیطی، خطر دائماً نزدیک به نظر میرسد و قهرمان نمیتواند با فاصلهگرفتن از دشمن، برای مدتی از بحران بیرون بماند. فیلم از این محدودیت فضایی برای حفظ ضرباهنگ استفاده میکند. جابهجایی میان بخشهای گوناگون کشتی، تعقیب و گریزها و رویاروییهای کوتاه، احساس پیشروی مداوم میآفریند.
« همین جغرافیای دریایی، دستکم در سطح تصویر و حرکت، به داستان جان میدهد و آن را از یک تقلید صرف فراتر میبرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تماشاگر همواره میداند که شخصیتها در چه نوع فضایی قرار دارند و مسیر حرکتشان را گم نمیکند؛ وضوح مکانیای که در اکشن اهمیت زیادی دارد. بااینحال، این مزیت در بخشهایی به تکرار الگو بدل میشود: پنهانشدن، درگیری، گریز و برخوردی دیگر. فیلم بهندرت از این ساختار فراتر میرود یا از فضای ناو برای خلق تعلیقی پیچیدهتر بهره میگیرد.
قهرمان کمحرف و بازی کنترلشده استیون سیگال در نقش رایبک، قهرمانی کمحرف و خویشتندار ارائه میکند؛ شخصیتی که بیشتر با مهارت و آمادگی جسمانی تعریف میشود تا با تغییرات عاطفی یا گفتوگوهای درونی. این انتخاب با الگوی قهرمان اکشن آن دوره سازگار است، اما محدودیت بازی سیگال را نیز آشکار میکند.
او در لحظههای عملی، حضور مقتدرانهای دارد و حرکتهای رزمیاش به نقش نوعی قطعیت میبخشد؛ اما در صحنههایی که فیلم به واکنش عاطفی، شوخطبعی یا ظرافت کلامی نیاز دارد، بازی او گاه خشک و کمانعطاف میشود. از همین رو، رایبک بیش از آنکه شخصیتی چندلایه باشد، نیرویی کارآمد در دل بحران است: کسی که در هر لحظه میداند چه باید بکند و بهندرت دچار تردید میشود.
این ویژگی، ریتم اکشن را سریع نگه میدارد، اما از میزان درگیری روانی مخاطب میکاهد. فیلم از ما نمیخواهد که پیچیدگیهای درونی او را دنبال کنیم؛ کافی است تواناییاش را باور کنیم و منتظر باشیم در برخورد بعدی چگونه از پس دشمن برمیآید. تامی لی جونز و جاذبهی شرارت در سوی دیگر، تامی لی جونز با حضوری پرانرژی، فضای فیلم را از یکنواختی بیرون میآورد.
« بااینحال، این مزیت در بخشهایی به تکرار الگو بدل میشود: پنهانشدن، درگیری، گریز و برخوردی دیگر. »
شخصیتها و اجرا
شخصیت او بهجای آنکه صرفاً مانعی جدی در مسیر قهرمان باشد، با رفتاری نمایشی و خلقوخویی بیقرار، نوعی نمایش مستقل در دل فیلم به راه میاندازد. جونز از افراط نقش نمیترسد و به شخصیتش رنگی از آشوب و خودنمایی میدهد؛ همین انرژی، تضاد جالبی با خونسردی رایبک میسازد. گری بیوزی نیز به این فضای ناآرامی کمک میکند.
حضور او در مقام یکی از چهرههای تهدیدکننده، به فیلم کیفیتی اندکی غریب و نامتعادل میبخشد؛ گویی آدمهای خطرناک این جهان فقط منظم و حسابگر نیستند، بلکه گاه از آشفتگی و هوسهای شخصی خود نیز نیرو میگیرند. بااینهمه، سهم جونز برای بسیاری از تماشاگران میتوانست بیشتر باشد. هرگاه فیلم از تمرکز صرف بر قهرمان فاصله میگیرد و به شروران مجال حضور میدهد، لحنش زندهتر و تماشاییتر میشود.
اکشن، تدوین و ضرباهنگ اکشن فیلم بیش از آنکه بر پیچیدگی بصری یا طراحیهای چشمگیر دوربین تکیه کند، بر خوانایی و تداوم بنا شده است. درگیریها معمولاً بهسرعت شکل میگیرند و بیآنکه در تدوین آشفته شوند، به نتیجه میرسند. این وضوح سبب میشود تماشاگر بتواند حرکت شخصیتها و خطر پیش رویشان را دنبال کند.
استفاده از فضاهای بسته نیز به صحنهها فشردگی میدهد: هر رویارویی، بخشی از یک مسیر دشوار برای عبور از ناو به نظر میرسد. بااینحال، طراحی صحنههای مبارزه همیشه به یک اندازه اثرگذار نیست. برخی درگیریها بیشتر کارکردیاند تا خلاقانه و فیلم گاه به تواناییهای قهرمان بسنده میکند، بیآنکه برای هر برخورد هویت ویژهای بسازد.
« گری بیوزی نیز به این فضای ناآرامی کمک میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ضرباهنگ نسبتاً تند، این کاستی را تا حدی میپوشاند؛ زیرا فرصت چندانی برای ماندن بر صحنههای کمجان باقی نمیگذارد. برای مخاطبی که به دنبال اکشن پرتحرک و بیتکلف است، این شتاب امتیاز محسوب میشود؛ اما برای کسی که طراحی پیچیدهتر و تنوع بیشتری میخواهد، فیلم ممکن است محدود به نظر برسد.
فیلمنامه و دیالوگهای کمرمق بزرگترین ضعف «Under Siege» در ایدهی مرکزیاش نیست، بلکه در وابستگی بیش از حد به همان ایده است. الگوی داستانی آن آشناست و بسیاری از موقعیتها را میتوان در آثار اکشن دیگر نیز یافت: مهاجمان نقشهای بزرگ دارند، قهرمان از میان جمع جدا میافتد و سپس مقاومت را از سر میگیرد.
فیلم این اجزا را با محیط ناو ترکیب میکند، اما کمتر میکوشد به آنها معنایی تازه بدهد. در نتیجه، داستان گاه بیش از آنکه غیرقابلپیشبینی باشد، بهانهای برای رساندن شخصیتها به صحنهی بعدی درگیری به نظر میرسد. دیالوگها نیز همیشه توان جبران این سادگی را ندارند. بعضی جملات بهجای آنکه شخصیتها را روشنتر کنند یا تنش را افزایش دهند، خشک و بیاثر باقی میمانند؛ شوخیها هم گاه بهجای آنکه لحن را سبک کنند، ناخواسته حالتی ناموزون پیدا میکنند.
فیلم در لحظههایی که باید همزمان هیجان و طنز را پیش ببرد، همیشه تعادل لازم را نمییابد. به همین دلیل، جذابیت آن بیشتر از موقعیت، بازی پرشور بازیگران مکمل و حرکت مداوم صحنهها میآید تا از پرداخت کلامی دقیق. لحن و کشاکش میان جدیت و سرگرمی «Under Siege» میان تریلری جدی و سرگرمی اغراقآمیز در نوسان است.
« فیلم این اجزا را با محیط ناو ترکیب میکند، اما کمتر میکوشد به آنها معنایی تازه بدهد. »
قوتها و کاستیها
خطرهایی که پیرنگ مطرح میکند، ابعاد بزرگی دارند، اما شیوهی برخورد فیلم با آنها گاه به بازی با کلیشهها نزدیک میشود. این ناهمخوانی میتواند بخشی از لذت تماشای فیلم باشد: اثر آنقدر جدی نیست که هر اغراقش آزاردهنده شود و آنقدر شوخطبع هم نیست که همهچیز را به هجو بدل کند. اما همین نوسان در برخی لحظهها به بیثباتی لحن میانجامد.
تماشاگر ممکن است نداند قرار است موقعیت را تهدیدآمیز بگیرد یا با فاصلهای طنزآمیز تماشا کند. تفاوت میان بازی کنترلشدهی سیگال و انرژی نمایشی جونز نیز این دوگانگی را پررنگ میکند. نتیجه، فیلمی است که گاهی از ناهمگونی خود سود میبرد و گاهی در آن گرفتار میشود؛ اثری که بیشتر با شور و صراحتش سرگرم میکند تا با انسجام کامل لحن.
جمعبندی «Under Siege» یک تریلر اکشن خوشریتم با ایدهای سرگرمکننده و موقعیتی دیدنی است، اما داستان کلیشهای و دیالوگهای کمجان اجازه نمیدهند به اثری فراتر از الگوهای آشنای ژانر بدل شود. فضای بستهی ناو، حرکت پیوستهی صحنهها و بازی پرانرژی تامی لی جونز، نقاط قوت اصلی آناند؛ در مقابل، بازی خشک سیگال و محدودماندن شخصیتها، از عمق تجربه میکاهند.
ارزش فیلم بیش از هر چیز در ترکیب نامتعارف قهرمان و میدان نبرد آن است: آشپزی که در محیطی نظامی به آخرین مانع مهاجمان تبدیل میشود. این ایده بهتنهایی قرار نیست منطق داستان را بینقص کند، اما برای ساختن سرگرمیای صریح و پرتحرک کفایت دارد. فیلمی است که بهتر است نه بهعنوان روایتی پیچیده، بلکه بهمثابه نمونهای از اکشن عامهپسند دههی نود دیده شود؛ اثری با نقصهای روشن، اما با چنان انرژیای که گاه نقصهایش را نیز به بخشی از لذت تماشا بدل میکند.
« اما همین نوسان در برخی لحظهها به بیثباتی لحن میانجامد. »



ثبت دیدگاه