نقد و بررسی
نقد زیر پاریس 2024 با زیرنویس فارسی (Under Paris) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای براق در آبهای تیره «Under Paris» با فرضیهای ساده و بسیار سینمایی آغاز میشود: کوسهای مرگبار در رود سن، درست در قلب پاریس. این تصویر بهتنهایی برای ساختن اضطراب کافی است؛ رودخانهای آشنا و پررفتوآمد که ناگهان به قلمرویی ناشناخته و تهدیدآمیز بدل میشود. فیلم از همین تضاد بهره میگیرد: زیبایی شهر و نمادهای فرهنگی آن در کنار آبی تیره که چیزی هولناک را پنهان کرده است.
نتیجه، اثری است که بیش از آنکه بر واقعگرایی تکیه کند، از نیروی خیال ژانری بهره میبرد؛ همان لذت خام و فوریِ تصور خطری ناممکن در مکانی کاملاً آشنا. اما فیلم به این ایدهی جذاب بسنده نمیکند. حضور دانشمندی سوگوار، رویارویی با گذشته و تلاش برای جلوگیری از فاجعه، به داستان بُعدی دراماتیک میدهد.
این لایه در بهترین لحظات، تهدید بیرونی را به زخمی شخصی پیوند میزند؛ هرچند فیلم گاهی چنان بر جدیت این جنبه پافشاری میکند که فاصلهی میان لحن تراژیک و فرضیهی اغراقآمیزش آشکار میشود. «Under Paris» از همان ابتدا میان دو وعده در نوسان است: یک درام دربارهی فقدان و مسئولیت، و یک فیلم هیولایی که میخواهد تماشاگر را با حملههای خونین سرگرم کند.
پاریس؛ منظرهای که به تهدید بدل میشود یکی از امتیازهای اساسی فیلم، انتخاب پاریس بهعنوان صحنهی ماجراست. رود سن صرفاً پسزمینهای زیبا نیست؛ عنصری فعال در خلق تعلیق است. آب کدر، دید محدود و فضای محصور رودخانه، امکان دیدن خطر را از شخصیتها و تماشاگر میگیرد. در چنین محیطی، تهدید لازم نیست مدام در قاب حاضر باشد؛ گاهی همین ندانستنِ جای دقیق آن از خودِ حمله ترسناکتر است.
« اما فیلم به این ایدهی جذاب بسنده نمیکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم هرگاه از این ابهام بهره میگیرد، بهخوبی حس ناامنی را در دل منظرهای آشنا مینشاند. تقابل میان مکانهای دیدنی شهر و آبِ آلوده و تاریک، ظرفیت بصری و مفهومی هم دارد. پاریس در این روایت نه فقط شهر عشق و معماری، بلکه شهری است که ظاهر آراستهاش میتواند خطرهای نادیده را پنهان کند.
تصمیم برای پیوند دادن ماجرا به رویدادی عمومی نیز به داستان فوریت میبخشد: تهدید دیگر مسئلهای شخصی یا محدود به گروهی کوچک نیست، بلکه میتواند در برابر چشم جمعیت به فاجعهای همگانی تبدیل شود. این بستر، به فیلم مقیاسی بزرگتر از یک تعقیبوگریز معمولی میدهد، هرچند گاهی همان مقیاس بزرگ به بهای سستی در منطق روایت تمام میشود.
تعلیق و طراحی صحنههای حمله «Under Paris» در صحنههایی موفقتر است که بهجای توضیح مداوم خطر، آن را از راه انتظار و موقعیتپردازی منتقل میکند. حرکت در آب، جستوجو در فضای محدود و تلاش برای فهمیدن آنچه زیر سطح میگذرد، ابزارهای آشنای ژانرند، اما فیلم در برخی لحظات از آنها استفادهای مؤثر میکند.
آب کدر رودخانه به حائلی میان تماشاگر و هیولا بدل میشود؛ هر موج، سایه یا تغییر در سطح میتواند نوید حملهای ناگهانی باشد. با آغاز حملهها، فیلم انرژی بیشتری پیدا میکند و به وعدهی اصلی خود نزدیکتر میشود. خشونت ناگهانی و واکنشهای هراسان، ضرباهنگی میسازند که در بخشهایی از فیلم غایب است.
« فیلم هرگاه از این ابهام بهره میگیرد، بهخوبی حس ناامنی را در دل منظرهای آشنا مینشاند. »
شخصیتها و اجرا
با این همه، میزان موفقیت صحنهها یکسان نیست. برخی از آنها بهدلیل فضاسازی و انتظار پیش از حادثه اثر میگذارند، درحالیکه بعضی دیگر بیش از حد به شوک و آشوب متکیاند. هنگامی که فیلم فرصت میدهد محیط، سکوت و ندیدنِ تهدید کار خود را انجام دهند، تعلیق طبیعیتر و مؤثرتر است؛ هرگاه شتابزده به نمایش حادثه میرسد، تأثیر آن زودتر فروکش میکند.
شخصیتها و سنگینی گذشته سوفیا، دانشمندی که با فقدانی تلخ دستوپنجه نرم میکند، مرکز عاطفی فیلم است. گذشتهی او به داستان انگیزهای شخصی میدهد و سبب میشود مواجهه با کوسه تنها مأموریتی برای متوقف کردن یک خطر نباشد. نقشآفرینی برنیس بژو میکوشد این اندوه را جدی و ملموس نگه دارد؛ او در لحظاتی که فیلم از هیاهو فاصله میگیرد، به شخصیت حضوری انسانی میبخشد.
بااینحال، پرداخت روانشناختی سوفیا به اندازهای عمیق نیست که همیشه بتواند وزن دراماتیکی را که فیلم بر دوش او میگذارد تحمل کند. شخصیتهای پیرامونی نیز بیش از آنکه پیچیدگی مستقلی داشته باشند، اغلب برای پیش بردن بحران یا نمایندگی دیدگاههایی متفاوت در داستان حضور دارند. تضاد میان هشدارهای علمی، دغدغههای محیطزیستی و ملاحظات سیاسی میتوانست زمینهای پربار برای کشمکش باشد، اما گاه به تقابلهایی مستقیم و کمظرافت محدود میماند.
تصمیمهای بعضی شخصیتها نیز چنان دور از احتیاط به نظر میرسند که تماشاگر بهجای همراهی با نگرانی آنان، از بیرون به رفتارشان نگاه میکند و میپرسد چرا کسی راه عاقلانهتری انتخاب نمیکند. این ضعف، بهویژه در فیلمی که بر فوریت و خطر تکیه دارد، میتواند باورپذیری صحنهها را کاهش دهد.
« با این همه، میزان موفقیت صحنهها یکسان نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
لحن؛ میان فاجعه و سرگرمیِ عامهپسند بزرگترین ناهماهنگی فیلم در لحن آن است. «Under Paris» گاهی خود را یک تریلر جدی دربارهی سوگ، مسئولیت جمعی و هشدارهای نادیدهگرفتهشده میداند؛ گاهی نیز به سوی سرگرمی اغراقآمیزِ فیلمهای هیولایی میرود. هیچیک از این دو مسیر بهتنهایی نامناسب نیست، اما فیلم همیشه گذار میان آنها را با ظرافت انجام نمیدهد.
در نتیجه، لحظهای که باید هراسآور باشد ممکن است بهسبب اغراق به خنده نزدیک شود، و لحظهی عاطفی گاه در میانهی آشوبی قرار میگیرد که فرصت تأمل را از آن میگیرد. در همین دوگانگی، بخشی از جذابیت ناخواستهی فیلم نیز نهفته است. گاهی فاصلهی میان آنچه اثر میخواهد جدی گرفته شود و آنچه واقعاً روی پرده دیده میشود، نوعی لذت camp به وجود میآورد: سرگرمیای که از اغراق و بیپروایی خود نیرو میگیرد.
اما این کیفیت همیشه مهار نشده است. فیلم اگر از ابتدا با آگاهی بیشتری به سوی لحن ماجراجویانه و اغراقآمیز میرفت، شاید انسجام بیشتری مییافت؛ اگر هم بر درام واقعگرایانه تأکید میکرد، لازم بود شخصیتها و موقعیتها را با دقت بیشتری بپرورد. ریتم، جلوههای بصری و محدودیتها نیمهی نخست فیلم در معرفی شخصیتها و آمادهسازی بحران میگذرد، اما این مرحله بیش از اندازه کش میآید.
اطلاعات داستانی بارها با تأکیدهای مشابه بازمیگردند و تنش، پیش از آنکه فرصت انباشته شدن پیدا کند، در مکثهای روایی پراکنده میشود. هنگامی که فیلم بالاخره به صحنههای حمله و بحران نزدیک میشود، ریتم جان میگیرد؛ بااینحال، این شتاب دیرهنگام نمیتواند تمام کندی بخش آغازین را جبران کند.
« لحن؛ میان فاجعه و سرگرمیِ عامهپسند بزرگترین ناهماهنگی فیلم در لحن آن است. »
قوتها و کاستیها
ساختاری فشردهتر میتوانست هم شخصیتها را روشنتر معرفی کند و هم زودتر تماشاگر را به فضای اصلیِ تهدید ببرد. جلوههای ویژه نیز کیفیت یکنواختی ندارند. ایدهی پنهان کردن کوسه در آب تیره، از نظر بصری راهی هوشمندانه برای حفظ ابهام است، اما در لحظاتی که خود حیوان آشکارا نمایش داده میشود، طراحی و حرکت رایانهای آن گاه مصنوعی به نظر میرسد.
این ناهماهنگی، بهخصوص در صحنههایی که قرار است بیشترین هراس را ایجاد کنند، توهم سینمایی را میشکند. فیلم در ساخت فضای رودخانه و برخی موقعیتهای تعلیقی دستاورد بیشتری دارد تا در نمایش مستقیم هیولا؛ گویی بهترین ابزارش همان چیزی است که دیده نمیشود. پایانبندی و دامنهی فاجعه بیآنکه از رویدادهای پایانی پرده برداشته شود، میتوان گفت فیلم در بخش آخر دامنهی ماجرا را بهسرعت گسترش میدهد.
این گسترش به اثر نیرویی تازه میبخشد و آن را از یک تهدید محدود به بحرانی شهری و عمومی میرساند. از سوی دیگر، افزایش مقیاس با افزایش آشوب همراه میشود؛ روایت در لحظاتی چنان شتاب میگیرد که پیوندهای علّی و منطق برخی رخدادها کمرنگ میشوند. تماشاگر ممکن است همزمان از جسارت فیلم شگفتزده شود و از خود بپرسد آیا این حجم از تشدید، بهدرستی زمینهسازی شده است یا نه.
پایانبندی غافلگیرکننده و پرحادثهی فیلم با روحیهی بیمحابای اثر سازگار است. این بخش برای مخاطبی که از سینمای فاجعهمحور و اغراق ژانری لذت میبرد، میتواند رضایتبخش و بهیادماندنی باشد. اما برای بینندهای که انسجام روایی و پیامدهای منطقی را در اولویت میگذارد، احتمالاً بیش از اندازه شلوغ و نامتوازن جلوه میکند.
« ساختاری فشردهتر میتوانست هم شخصیتها را روشنتر معرفی کند و هم زودتر تماشاگر را به فضای اصلیِ تهدید ببرد. »
جمعبندی
فیلم در پایان ترجیح میدهد بزرگی و شدت بحران را به حداکثر برساند، حتی اگر این انتخاب از ظرافت دراماتیک آن بکاهد. جمعبندی «Under Paris» بیش از هر چیز با ایدهی مرکزیاش بهیاد میماند: کوسهای در رود سن، در شهری که گمان میرود همهچیزش شناختهشده و مهارشدنی است. فیلم از آب کدر و فضای آشنای پاریس برای خلق تعلیق بهره میگیرد و در چند صحنهی حمله، هیجانی مؤثر و سرگرمکننده میسازد.
در مقابل، نیمهی اول کند است، شخصیتها همیشه عمق کافی ندارند، تصمیمهای روایی گاه نامعقولاند و جلوههای رایانهای کوسه در بعضی لحظات کیفیتی نابرابر دارند. بااینحال، این کاستیها لزوماً تجربهی فیلم را از میان نمیبرند؛ زیرا «Under Paris» در نهایت اثری ژانری است که از فرضیهی خود جسورانه بهره میبرد و میکوشد تماشاگر را با ترکیبی از اضطراب، خونریزی و فاجعه سرگرم کند.
تماشاگرانی که خواهان تریلری منضبط و واقعگرایانهاند، احتمالاً با نوسان لحن و منطق سست آن کنار نخواهند آمد. اما دوستداران فیلمهای کوسهای، بهویژه کسانی که از ایدههای نامتعارف و پایانبندیهای پرآشوب استقبال میکنند، در دل این اثر لحظاتی خواهند یافت که ارزش تماشایش را دارند.
« تماشاگرانی که خواهان تریلری منضبط و واقعگرایانهاند، احتمالاً با نوسان لحن و منطق سست آن کنار نخواهند آمد. »



ثبت دیدگاه