نقد و بررسی
نقد زیر آتش (Under Fire) | 1983
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایت؛ خبر در دل فروپاشی «Under Fire» بهجای آنکه انقلاب نیکاراگوئه را از فاصلهای امن به تصویری از نبرد دو نیروی سیاسی فروبکاهد، آن را از چشم خبرنگارانی دنبال میکند که خود بخشی از میدان خبر شدهاند. راسل پرایس، عکاس جنگ، الکس گرازیِر، خبرنگار، و کلر استرایدر، همکارشان، با پیشینهای از دوستی، رقابت و مناسبات عاطفی وارد نیکاراگوئه میشوند؛ اما وخامت اوضاع بهتدریج مرز میان کار حرفهای و زندگی شخصی آنان را سست میکند.
فیلم نه فقط درباره آن چیزی است که دوربین ثبت میکند، بلکه درباره فاصلهای است که میان واقعیت، تصویر و روایت خبری شکل میگیرد. این طرح ظرفیت دراماتیک روشنی دارد: خبرنگار میتواند شاهد باشد، اما آیا شاهدبودن در برابر خشونت کافی است؟ «Under Fire» از همان پرسش اخلاقی نیرو میگیرد و آن را در دل موقعیتی پرتنش میگذارد.
بااینحال، فیلم بیش از آنکه روایتی فراگیر از تجربه مردم نیکاراگوئه بسازد، قصه را حول سه روزنامهنگار آمریکایی سامان میدهد. این انتخاب، هم موتور عاطفی فیلم است و هم محدودیت نگاهش. فضای جنگ؛ غبار، خستگی و بدبینی یکی از دستاوردهای مهم فیلم، ساختن فضایی فرسوده و ناامن است؛ جهانی که در آن آدمها ظاهراً به کار خود ادامه میدهند، اما خشونت در پسزمینه هر گفتوگو و تصمیمی حضور دارد.
حس خبرنگاری در اینجا نه با شکوه حرفهای، بلکه با خستگی، بدبینی و سازشهای روزمره تعریف میشود. شخصیتها در موقعیتهایی نیستند که بهسادگی بتوانند درباره اخلاق حرف بزنند و سپس از آن فارغ شوند؛ آنان باید همزمان خبر تهیه کنند، خطر را بسنجند و با پیامدهای انتخابهایشان کنار بیایند.
« این طرح ظرفیت دراماتیک روشنی دارد: خبرنگار میتواند شاهد باشد، اما آیا شاهدبودن در برابر خشونت کافی است؟ »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این لحن خاکگرفته، به فیلم وزن و باورپذیری میبخشد. فضای جنگی صرفاً مجموعهای از صحنههای تیراندازی نیست؛ در آن، انتظار، ابهام و فرسودگی نیز سهم دارند. همین ویژگی به فیلم کمک میکند از هیجانپردازی صرف فاصله بگیرد و بحران را به تجربهای انسانیتر بدل سازد. در عین حال، همین تأکید بر ملال و تعلیق گاه به کندی میانجامد: برخی بخشها چنان مکث میکنند که کشش روایت کاهش مییابد و تماشاگر از خط اصلی ماجرا دور میشود.
بازیها؛ ستارههایی در هیئت آدمهای خسته نیک نولت در نقش راسل، حضوری زمخت و کمادعا دارد که با شخصیت عکاسی جنگدیده سازگار است. بازی او بر نمایش قهرمانی آشکار تکیه نمیکند؛ راسل بیش از آنکه مردی با پاسخهای روشن باشد، انسانی است که با تناقضهای حرفهاش زندگی میکند. این خویشتنداری کمک میکند تردیدهای شخصیت از دل رفتار و مکثها بیرون بیاید، نه صرفاً از راه توضیحهای مستقیم.
جین هکمن به الکس بُعدی متفاوت میدهد: او هم جذابیت و شوخطبعی دارد و هم نشانههای فرسودگی و دلزدگی از حرفه در رفتارش دیده میشود. شیمی میان او و نولت، به رفاقت و رقابت قدیمی دو شخصیت جان میدهد؛ رابطهای که با حضور کلر پیچیدهتر میشود، بیآنکه به محور یگانه فیلم بدل شود. جوآنا کسیدی نیز کلر را صرفاً به واسطه جایگاهش در یک رابطه عاطفی تعریف نمیکند، هرچند برخی لحظهها و دیالوگهای شخصیتش بیش از اندازه صریح و گلدرشت به نظر میرسند.
حضور بازیگران مکمل، از جمله اد هریس در نقش اوتس، به فضای تهدیدآمیز فیلم کمک میکند. مجموعه بازیها در کل به باورپذیری جهان داستان یاری میرساند؛ همان کیفیتی که باعث میشود چهرههای شناختهشده تا حدی از هیئت ستارههای بیرون از قصه فاصله بگیرند و در فضای خشن فیلم جا بیفتند. دوستی و رابطههای فرسوده در میان صحنههای جنگی، رابطههای شخصی سه خبرنگار به فیلم نیرویی ملموس میبخشد.
« این لحن خاکگرفته، به فیلم وزن و باورپذیری میبخشد. »
شخصیتها و اجرا
این آدمها با یکدیگر غریبه نیستند و همین آشنایی، گفتوگوهایشان را از توضیحهای معمول داستانی دور میکند. میان آنها صمیمیت، حسادت، خستگی و نوعی همدلی محتاطانه درهم تنیده است؛ گویی هرکدام میداند دیگری چه چیزی را پنهان میکند، اما همیشه نمیخواهد آن را به زبان بیاورد. فیلم در تصویرکردن این رفاقتهای خسته موفقتر از آن است که در بعضی لحظههای عاشقانهاش عمل میکند.
رابطهها در دل جنگ شکل نمایشی پیدا نمیکنند؛ فشار موقعیت، اختلافهای قدیمی را آشکارتر میسازد و حرفه نیز بهانهای برای نزدیکی یا فاصلهگرفتن میشود. این خط عاطفی در بهترین لحظههایش، داستان را از رسالهای درباره اخلاق رسانهای نجات میدهد و به آن نبض انسانی میبخشد. اما گاه همین مناسبات، همراه با سیاست و جنگ، در یکجا انباشته میشوند و فیلم نمیتواند همهشان را با تعادل پیش ببرد.
روزنامهنگاری؛ بیطرفی در برابر مسئولیت محور فکری فیلم پرسشی ساده اما دشوار است: آیا ثبت واقعیت میتواند از مسئولیت نسبت به آن جدا بماند؟ راسل با دوربینش به رویدادها نزدیک میشود، اما نزدیکشدنِ فیزیکی الزاماً به معنای فهمیدن یا بیطرفماندن نیست. فیلم نشان میدهد که انتخاب قاب، لحظه و تصویر نیز شکلی از داوری است؛ حتی زمانی که عکاس میخواهد خود را صرفاً شاهد بداند.
این مضمون همچنان جذاب است، زیرا فیلم آن را در موقعیتهای عملی قرار میدهد، نه فقط در گفتوگوهای نظری. بااینحال، گاهی بیان اخلاقی اثر بیش از اندازه آشکار میشود. بعضی دیالوگها چنان مستقیم مضمون را صورتبندی میکنند که بهجای آنکه تماشاگر را به تأمل وادارند، نتیجه را آماده پیش روی او میگذارند.
« این آدمها با یکدیگر غریبه نیستند و همین آشنایی، گفتوگوهایشان را از توضیحهای معمول داستانی دور میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
همین صراحت، در لحظههایی به فیلم حالتی شعاری میدهد؛ بهخصوص وقتی پیچیدگی سیاسی و انسانی صحنهها در خدمت یک گزاره روشن قرار میگیرد. انقلاب بهمثابه زمینه؛ امتیاز و محدودیت نیکاراگوئه در فیلم حضوری مهم دارد، اما دوربین روایت اغلب به خبرنگاران آمریکایی بازمیگردد. این تمرکز از نظر دراماتیک قابلفهم است: فیلم درباره نگاه روزنامهنگار و مسئولیت اوست.
اما پیامدش آن است که انقلاب، با همه نیرو و پیچیدگی تاریخیاش، گاه بیشتر به صحنهای برای آزمودن اخلاق و روابط شخصیتهای خارجی تبدیل میشود تا تجربهای که از درون مردم کشور روایت شود. بنابراین، فیلم در بازنمایی خودِ خبرنگاران و فضای کاریشان قویتر از پرداخت گسترده به زندگی و انگیزههای مردم نیکاراگوئه است.
این محدودیت، ارزش طرح را از بین نمیبرد؛ بلکه مرز دید آن را مشخص میکند. «Under Fire» بیش از آنکه ادعای روایت جامع انقلاب را داشته باشد، درباره برخورد یک گروه خبرنگار با بحرانی سیاسی است. بااینهمه، هرچه فیلم از منظر شخصیتهای محوری دورتر میشود، ظرفیتش برای درک پیچیدگی اجتماعی انقلاب نیز بیشتر نمایان میشود و در همان حال، جای خالی صداهای محلی پررنگتر به چشم میآید.
ریتم و ساختار؛ کشش نابرابر فیلم بهتدریج فشار را افزایش میدهد و از فضای حرفهای خبرنگاری به مسئلهای اخلاقی و شخصی میرسد. اما این گذار همیشه روان نیست. برخی بخشها بیش از اندازه در مقدمات و مناسبات شخصیتها میمانند؛ در مقابل، بخشهایی که باید پیامدهای تصمیمها را بهقدر کافی بپرورانند، شتابزدهتر پیش میروند.
« این تمرکز از نظر دراماتیک قابلفهم است: فیلم درباره نگاه روزنامهنگار و مسئولیت اوست. »
قوتها و کاستیها
در نتیجه، تجربه تماشا نوسان دارد: فیلم لحظههایی پرکشش و پرتنش میسازد، سپس با مکثهایی طولانی از انرژی خود میکاهد. این نابرابری در جمعبندی نیز احساس میشود. بدون آنکه وارد جزئیات داستانی شویم، میتوان گفت پایانبندی برای برخی مسیرهای روایی مجال کافی فراهم نمیکند و حسِ عجله دارد.
چنین فشردگیای از اثرگذاری عاطفی میکاهد؛ زیرا فیلمی که برای ساختن فضای پیچیده و رابطههای چندلایه زمان صرف کرده، در واپسین بخشها نیازمند فرودی سنجیدهتر است. جمعبندی «Under Fire» فیلمی سیاسی و انسانی است که بیش از هر چیز در ساخت فضای جنگیِ خسته، پرداخت رابطههای فرسوده و اجرای بازیگرانش کامیاب میشود.
نولت و هکمن دوستی و رقابتی باورپذیر میسازند و کسیدی حضوری مؤثر در میان کشمکشهای حرفهای و شخصی دارد. ایده مرکزی فیلم ــ نسبت میان مشاهده، بیطرفی و مسئولیت ــ همچنان نیروی فکری اثر را حفظ میکند. در برابر این امتیازها، ریتم نامتوازن، دیالوگهای گاه شعاری، پایان شتابزده و محدودماندن نگاه به خبرنگاران آمریکایی، از گستره و انسجام فیلم میکاهند.
بااینحال، اثر در بهترین لحظههایش یادآوری میکند که خبر صرفاً چیزی نیست که از دور ثبت شود: خبرنگار نیز درون واقعیت ایستاده و انتخابهایش، حتی انتخابِ تماشاگرماندن، بیپیامد نیست.
« این نابرابری در جمعبندی نیز احساس میشود. »
ثبت دیدگاه