نقد و بررسی
نقد Uncorked | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
رؤیایی میان دود و شراب فیلم «Uncorked» ساختهٔ Prentice Penny، در ظاهر دربارهٔ انتخابی حرفهای است: الیجاه، جوانی در ممفیس، میخواهد راه دشوار تبدیلشدن به استادِ چشیدن شراب را دنبال کند، حال آنکه پدرش، لوئیس، ادامهٔ رستوران خانوادگی کبابپزی را آیندهای طبیعی و تقریباً ازپیشتعیینشده برای او میداند.
اما کشمکش اصلی فیلم را نمیتوان به دو شغل یا دو سلیقه فروکاست. مسئله، نسبت میان آرزوی فردی و دِین عاطفی به خانواده است؛ اینکه آیا میتوان میراثی را دوست داشت، بیآنکه ناچار شد تمام عمر در قالب آن زندگی کرد. فیلم از همان ابتدا دو جهان حسی را کنار هم مینشاند: گرما و شلوغی آشپزخانهٔ کبابپزی، و سکوت و تمرکز دنیای شراب.
این تقابل، ساده اما مؤثر است. دود، گوشت و کارِ ملموس رستوران در برابر رایحهها، نام مناطق و واژگان تخصصی شراب قرار میگیرند. الیجاه در هر دو فضا حضور دارد، اما اشتیاقش در یکی روشنتر میشود. همین دوگانگی، به فیلم امکان میدهد رؤیای او را نه بهصورت هوسی گذرا، بلکه بهعنوان راهی برای شناخت خویشتن تصویر کند.
روایت آشنا، با زاویهای تازه طرح کلی فیلم از الگوی شناختهشدهٔ درامهای پدر و پسر پیروی میکند: پدری سختگیر، فرزندی که خواستهای متفاوت دارد، سوءتفاهمهایی که رابطه را فرسوده میکنند و تلاشی برای رسیدن به پذیرش متقابل. مسیر دراماتیک اثر، بهویژه برای بینندهای که با این نوع داستانها آشناست، چندان غافلگیرکننده نیست.
« اما کشمکش اصلی فیلم را نمیتوان به دو شغل یا دو سلیقه فروکاست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بعضی رویاروییها و گرهها چنان در چارچوب آشنای خود قرار میگیرند که میتوان حدس زد داستان چگونه به مرحلهٔ بعد خواهد رسید. بااینحال، فیلم صرفاً بازگویی همان الگو نیست. تمایز آن بیشتر در زمینهای است که برای این کشمکش میسازد: تجربهٔ یک خانوادهٔ سیاهپوست در ممفیس، میراث کسبوکار خانوادگی، و مواجهه با دنیای حرفهای شراب که در سینمای جریان اصلی کمتر از بسیاری از حوزههای دیگر بهعنوان بخشی از تجربهٔ سیاهپوستان بازنمایی شده است.
فیلم در این زمینه ادعای پیچیدهکردن همهٔ ابعاد اجتماعی را ندارد، اما همین جابهجاییِ مرکز توجه به داستان چهرهای تازه میدهد. الیجاه و باری که بر دوش میکشد Mamoudou Athie نقش الیجاه را با ظرافتی کمادعا ایفا میکند. شخصیت او نه شورشی بیپرواست و نه قهرمانی که تصمیمش را بیهیچ تردیدی گرفته باشد.
او میخواهد مسیر خود را دنبال کند، اما نمیخواهد این خواسته به معنای انکار محبت خانواده یا تحقیر کاری باشد که نسل پیش از او ساخته است. تردیدش از همینجا نیرو میگیرد: مسئله فقط موفقشدن نیست، بلکه یافتن شیوهای برای خواستنِ آیندهای متفاوت بدون احساس خیانت به گذشته است. فیلم در نمایش علاقهٔ او به شراب گاهی موفقتر از توضیحدادن آن است.
لحظههایی که الیجاه برای مشتریان شرابی متناسب با ذائقهشان پیشنهاد میکند، اشتیاق و شوخطبعی او را ملموس میسازند. در این صحنهها، دانش تخصصی صرفاً نشانهٔ محفوظات نیست؛ راهی است برای ارتباطگرفتن با دیگران و گشودن دریچهای به جهانهای دور. در مقابل، بخشهایی از آموزش و آزمونمحوری گاه کمرمق میشوند.
« بااینحال، فیلم صرفاً بازگویی همان الگو نیست. »
شخصیتها و اجرا
جزئیات این مسیر میتوانستند بیشتر به تجربهٔ تماشاگر راه پیدا کنند تا دشواری و جذابیت آن فقط در حد ایده باقی نماند. پدر و پسر؛ عشق در زبانِ توقع Courtney B. Vance در نقش لوئیس، پدری را میسازد که اقتدارش از سردیِ محض نمیآید؛ پشت آن نوعی نگرانی و باور عمیق به استمرار خانواده قرار دارد.
رستوران برای او تنها یک منبع درآمد نیست، بلکه حاصل کار نسلها و بخشی از هویت خانوادگی است. از این منظر، انتظارش از الیجاه بهسادگی خودخواهی یا کنترلگری نیست؛ هرچند در عمل میتواند به فشاری سنگین تبدیل شود. یکی از بهترین جنبههای رابطهٔ این دو آن است که فیلم شباهتشان را نیز آشکار میکند.
هر دو به کار خود جدی و باانضباطاند و هر دو نوعی غرور حرفهای دارند؛ اختلافشان بیش از آنکه بر سر ارزشِ کار باشد، بر سر شکلِ آینده و معنای وفاداری است. بازی Vance و Athie به این رابطه وزن میدهد و لحظات پرتنش را از جدلهای صرفاً نمایشی دور میکند. بااینحال، چون مسیر تعارض به الگوی آشنای خود وفادار میماند، برخی گامهای آشتی و عقبنشینی عاطفی بیش از اندازه قابلپیشبینیاند.
خانواده، بیماری و پیوندهای ناتمام Niecy Nash در نقش سیلویا گرمایی آرام به فضای فیلم میبخشد. او میان دو مرد خانواده واسطه میشود و میکوشد امکان گفتوگویی را فراهم کند که پدر و پسر بهتنهایی از آن عاجزند. حضورش مهم است، زیرا عشق خانوادگی را فقط در قالب فرماندادن یا سرپیچیکردن نشان نمیدهد؛ او نمایندهٔ نوعی حمایت عملی و عاطفی است که به الیجاه مجال میدهد خواستهاش را جدی بگیرد.
« پدر و پسر؛ عشق در زبانِ توقع Courtney B. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما خردهداستان مربوط به بیماری مادر از همان اندازهٔ توجه و بسطی که لازم دارد برخوردار نیست. فیلم آن را وارد زندگی خانواده میکند، ولی در ادامه برای پرداختن به اثر روانی و عاطفیاش زمان کافی نمیگذارد. در نتیجه، این بخش گاهی بیشتر به عاملی برای تشدید احساسات و جابهجایی فضای روایت شباهت پیدا میکند تا تجربهای که بهطور کامل در بافت زندگی شخصیتها تنیده شده باشد.
برخی روابط فرعی نیز چنین سرنوشتی دارند: نشانههایی از ظرفیت و جذابیت در آنها دیده میشود، اما فرصت محدودی برای تبدیلشدن به خطوط داستانی مستقل پیدا میکنند. ریتم، فضا و لحن ریتم «Uncorked» عموماً روان است و فیلم در جابهجایی میان رستوران، فروشگاه شراب و فضای آموزشی، حس زندگی روزمره را حفظ میکند.
ممفیس در اثر صرفاً پسزمینهای تزئینی نیست؛ حضورش از طریق کار خانوادگی، موسیقی و بافت اجتماعی داستان احساس میشود. فیلم با لحنی گرم پیش میرود و حتی در لحظات اختلاف، از تلخی مطلق فاصله میگیرد. این انتخاب با مضمون آن سازگار است: خانواده میتواند هم منبع فشار باشد و هم پناهگاه. در عین حال، فیلم هرگاه به فضای شرابپژوهی وارد میشود، همیشه به همان اندازه جان نمیگیرد.
تماشاگر گاه بیشتر از آنکه دشواریِ یادگیری را تجربه کند، صرفاً میشنود که این مسیر دشوار و پررقابت است. گروهی از شخصیتهای فرعی در این بخشها رنگوبوی طنز یا همراهی دارند، اما چندان از سطح کارکرد روایی فراتر نمیروند. این نابرابری میان فضای زندهٔ رستوران و دنیای آموزشیِ کمجزئیات، از فرصتهایی است که فیلم میتوانست بهتر به کار گیرد.
« اما خردهداستان مربوط به بیماری مادر از همان اندازهٔ توجه و بسطی که لازم دارد برخوردار نیست. »
قوتها و کاستیها
جمعبندی «Uncorked» در نهایت درامی صمیمی دربارهٔ حقِ انتخاب و دشواریِ حفظ پیوندهای خانوادگی است. ارزش اصلیاش نه در غافلگیریهای روایی، بلکه در توجه به تعارضی انسانی و قابللمس قرار دارد: چگونه میتوان آیندهای متفاوت خواست، بیآنکه گذشته و کسانی را که آن را ساختهاند کنار گذاشت؟
بازیهای گرم، بهویژه در رابطهٔ الیجاه و لوئیس، و کنار هم قراردادن دو جهانِ کبابپزی و شراب، فیلم را از یک قصهٔ آشنای دیگر دربارهٔ دنبالکردن رؤیاها متمایز میکند. ضعفهای اثر نیز روشناند: کشمکشی که گاه بر ریل کلیشه حرکت میکند، خط فرعی بیماری که شتابزده میماند و بخشهایی از مسیر حرفهای الیجاه که به اندازهٔ کافی ملموس نمیشوند.
بااینهمه، فیلم در ترسیم این نکته موفق است که میراث خانوادگی الزاماً زنجیر نیست؛ میتواند چیزی باشد که فرد با بازاندیشی، احترام و انتخاب، معنای تازهای به آن میدهد. «Uncorked» شاید اثری بینقص یا عمیقاً پیچیده نباشد، اما با لحنی انسانی یادآوری میکند که گاهی دشوارترین تصمیم، انتخاب میان خانواده و رؤیا نیست، بلکه یافتن راهی برای جا دادن هر دو در زندگی است.
« جمعبندی «Uncorked» در نهایت درامی صمیمی دربارهٔ حقِ انتخاب و دشواریِ حفظ پیوندهای خانوادگی است. »



ثبت دیدگاه