نقد و بررسی
نقد عمو پِکِرهِد (Uncle Peckerhead) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای دیوانهوار، با ریشهای زمینی «Uncle Peckerhead» فیلمی مستقل به نویسندگی و کارگردانی متیو جان لارنس است که ترس و کمدی را در دل سفری جادهای به هم میآمیزد. گروه پانک کوچکی به نام «DUH» برای نخستین تور خود آماده میشود، اما درست در آستانهٔ حرکت، مشکل وسیلهٔ نقلیه برنامههایشان را بههم میریزد.
ورود پک، مردی عجیب که رانندگی و پشتیبانی گروه را بر عهده میگیرد، راهی برای ادامهٔ سفر پیش پایشان میگذارد؛ راهی که البته بهتدریج وجهی هولناک پیدا میکند. نیروی اصلی فیلم در همین برخورد دو جهان نهفته است: دشواریهای ملموس موسیقی مستقل و هیولایی که هر شب از دل زندگی عادی بیرون میزند.
فیلم از همان ابتدا روشن میکند که قرار نیست وحشتی جدی و سنگین بسازد؛ بیشتر میخواهد با ترکیبی از موقعیتهای ابزورد، خشونت اغراقشده و شور موسیقایی سرگرم کند. سفر جادهای بهمثابه داستان بقا تور گروه «DUH» در ظاهر سفری برای اجرای موسیقی است، اما در عمل آزمونی برای دوام آوردن به شمار میرود.
کمبود پول، گرفتاریهای مسیر و وابستگی به آدمهایی که چندان نمیشناسند، مدام میان اعضای گروه و هدفشان مانع میسازد. این دشواریها، فیلم را از یک شوخی صرف دربارهٔ هیولایی آدمخوار فراتر میبرند؛ زیرا مخاطب میتواند بفهمد چرا گروه حاضر میشود خطرهای آشکار را نادیده بگیرد و به کسی اعتماد کند که دستکم در کوتاهمدت مشکلشان را حل میکند.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
لارنس از قالب جادهای بهخوبی بهره میگیرد: هر توقف میتواند فرصتی تازه برای اجرا، دردسر یا برخوردی غریب باشد و سفر نیز بهجای آنکه خطی آرام به سوی موفقیت بسازد، پیوسته مسیر گروه را منحرف میکند. همین ساختار اپیزودیک گاه جذاب و گاه نابرابر است. بعضی موقعیتها انرژی لازم را دارند، اما برخی دیگر پیش از آنکه به اوج برسند، رها میشوند یا اثر چندانی بر روند داستان نمیگذارند.
فیلم در ثبت حالوهوای بیثبات تور موفقتر از ساختن تعلیقی پیوسته عمل میکند. گروه پانک و روحیهٔ مستقل یکی از دلپذیرترین جنبههای فیلم، توجهش به زندگی گروهی کمنامونشان است که بهجای شهرت و امکانات، با امید و امکانات محدود راهی جاده میشود. «DUH» قهرمانانی آرمانی نیستند؛ تصمیمهایشان گاهی شتابزده است و گاهی از سر ناچاری، اما همین نقصها به آنها حالوهوایی انسانی میدهد.
فیلم در تصویر کردن تلاش برای جدی گرفتن یک رؤیای کوچک، گرمایی دارد که در میان خونریزیها و شوخیهای سیاه به چشم میآید. نگاه اثر به صحنهٔ موسیقی مستقل نیز از جنس نمایش پرزرقوبرق نیست. گروه برای رسیدن به هر اجرای کوچک باید با واقعیتهای زمخت مسیر کنار بیاید. این جنبه، حالوهوای داستان را ملموستر میکند و نوعی پیوند میان اخلاق پانک و شکل ساخت فیلم پدید میآورد: هر دو خام، کمتجمل و متکی بر نیروی ابتکارند.
فیلم البته در این زمینه چندان ژرفکاوی نمیکند، اما همین که موسیقی را صرفاً پسزمینهای تزئینی نمیگیرد، به هویت آن کمک میکند. کمدی، خون و مرز باریک لحن هستهٔ سرگرمی فیلم از کنار هم قرار گرفتن رفتارهای روزمره با خشونتی ناگهانی و اغراقشده شکل میگیرد. فاصلهٔ میان ظاهر نسبتاً عادی آدمها و موقعیتهایی که بهطرزی grotesque از کنترل خارج میشوند، زمینهٔ شوخیهای تلخ را فراهم میکند.
« همین ساختار اپیزودیک گاه جذاب و گاه نابرابر است. »
شخصیتها و اجرا
فیلم از خونریزی ابایی ندارد و در بعضی صحنهها، همین افراط بصری به خنده و انزجار توأمان میانجامد. خشونت در اینجا بیشتر وسیلهای برای ساختن شوک و کمدی است تا ایجاد ترسی ماندگار. بااینحال، آمیزش ژانرها همیشه به یک اندازه موفق نیست. بعضی شوخیها از دل شخصیتها و موقعیتها بیرون میآیند و طبیعی به نظر میرسند؛ در مقابل، بعضی دیگر چنان به قصد خنداندن چیده شدهاند که ضرباهنگ صحنه را مختل میکنند.
همین نوسان باعث میشود تماشاگر گاهی با فیلم همراه شود و گاهی احساس کند لحظهای بامزه در دسترس بوده، اما پرداخت کافی نیافته است. آنچه بیش از همه غایب میماند، دلهرهٔ واقعی است: خطر وجود دارد، اما فیلم غالباً آن را چنان بازیگوشانه عرضه میکند که تهدید بهندرت به اضطرابی پایدار بدل میشود.
موسیقی، ضرباهنگ و فضای اجرایی موسیقی پانک صرفاً وسیلهای برای پر کردن سکوتهای میان صحنهها نیست؛ بخشی از شخصیت فیلم است. ترانههای گروه انرژی خام داستان را تقویت میکنند و کمک میکنند مخاطب باور کند اعضای «DUH» واقعاً گروهی هستند که میخواهند روی صحنه صدایی از خود داشته باشند. آهنگها به فیلم هویت شنیداری میبخشند و در لحظاتی که روایت از نظر کمدی یا تعلیق کمجان میشود، شور و تحرک را زنده نگه میدارند.
در نقدهای منتشرشده نیز موسیقی گروه و پیوند آن با فضای پانک از نکات برجستهٔ فیلم شمرده شده است. از نظر ظاهر و بافت، فیلم با خشونت صیقلی و جلوههای پرزرقوبرق دنبال ایجاد شکوه نیست. حالوهوای مستقل و کمهزینهاش با جهان داستان همخوانی دارد: همهچیز کمی شلخته، پرسروصدا و آمادهٔ فروپاشی به نظر میرسد.
« فیلم از خونریزی ابایی ندارد و در بعضی صحنهها، همین افراط بصری به خنده و انزجار توأمان میانجامد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این خامی به اثر کمک میکند از هویت پانکیاش فاصله نگیرد، اما محدودیتهای ساخت نیز گاهی آشکار میشوند. برخی موقعیتها میتوانستند با تدوین دقیقتر یا طراحی شوخی منسجمتر، تأثیر بیشتری بگذارند. شخصیتها و اجرای بازیگران شخصیتهای گروه بهاندازهای متفاوت از یکدیگر طراحی شدهاند که تعاملشان موتور کوچک داستان را به حرکت درمیآورد.
جذابیت آنها نه از قهرمانی بینقص، بلکه از آشفتگی، تصمیمهای ناپخته و تلاش برای حفظ گروه در شرایطی عجیب حاصل میشود. پک نیز با دوگانگی میان وجه روزمره و ماهیت هیولاییاش، مرکز ثقل فیلم است؛ حضور او هم امکان شوخی میآفریند و هم منبع تهدیدی بالقوه باقی میماند. فیلم برای روشن کردن این تضاد به افشای جزئیات داستانی نیاز ندارد؛ خودِ ایده برای ساختن پرسش و پیشبینی کافی است.
بازیها بهجای تأکید بر واقعگرایی جدی، با لحن نامتعارف اثر همراه میشوند. این انتخاب در لحظات کمدی سودمند است، اما گاهی به فاصلهای عاطفی میان مخاطب و شخصیتها میانجامد. وقتی فیلم از اعضای گروه انتظار دارد که تصمیمهای پرمخاطره بگیرند، ارتباط عاطفی محدود با آنها میتواند از شدت نگرانی ما بکاهد.
با این همه، حس گروهی و واکنشهایشان به شرایط غیرعادی، یکی از عوامل حفظ جذابیت فیلم است. ضعفهای روایی و مسئلهٔ پایان ضعف اصلی «Uncle Peckerhead» ناتوانی در یکدست کردن لحن و پیشبرد روایت است. ایدهٔ مرکزی ظرفیت زیادی دارد، اما فیلم همیشه از آن حداکثر استفاده را نمیکند. بعضی موقعیتها میتوانستند خندهدارتر یا ترسناکتر باشند؛ در عوض، اثر گاه میان این دو مسیر معلق میماند و صحنهها به اندازهٔ کافی بسط نمییابند.
« این خامی به اثر کمک میکند از هویت پانکیاش فاصله نگیرد، اما محدودیتهای ساخت نیز گاهی آشکار میشوند. »
قوتها و کاستیها
حاصل، فیلمی است که لحظههای موفق و سرگرمکننده دارد، اما از پیوستگی و غافلگیری لازم برای تبدیل شدن به یک کمدیوحشت کاملاً ماندگار برخوردار نیست. پایانبندی نیز از بخشهایی است که ممکن است برای مخاطب نچسب یا ناکافی جلوه کند. بدون ورود به جزئیات داستان، میتوان گفت جمع شدن مسیر شخصیتها به اندازهٔ ایدهٔ اولیه قانعکننده نیست؛ فیلم فرصتی دارد تا مضمون انتخاب، اعتماد و بهای ادامه دادن را به شکلی روشنتر به هم پیوند دهد، اما نتیجه آنچنان محکم نمینشیند.
این کماثری بهویژه از آن رو محسوس است که فیلم در آغاز، با ایدهای ساده و پرظرفیت، انتظار یک فرجام رضایتبخش را پدید میآورد. جمعبندی «Uncle Peckerhead» اثری کوچک، نامتعارف و آگاهانه شلخته است که بهترین لحظاتش را از برخورد زندگی دشوار یک گروه پانک با خشونتی هیولایی و بازیگوشانه میگیرد.
موسیقی پرانرژی، حالوهوای تور مستقل و چند موقعیت خندهدار، تماشای آن را برای علاقهمندان به کمدیوحشت سبک و خونبار دلپذیر میکند. در مقابل، ترس چندانی نمیسازد، همهٔ شوخیهایش به هدف نمیزنند و پایانش به قوت ایدهٔ آغازین نیست. فیلم بیش از آنکه کابوسی دلهرهآور باشد، سفری پرسروصدا و خونآلود است؛ تجربهای که با انتظاری درست از آن میتوان از آشفتگیهایش لذت برد، اما نباید از آن انسجام یا عمق بیشتری طلب کرد.
« پایانبندی نیز از بخشهایی است که ممکن است برای مخاطب نچسب یا ناکافی جلوه کند. »
ثبت دیدگاه