نقد و بررسی
نقد Ultraviolet | 2006
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جهان آینده و ایدهٔ مرکزی «Ultraviolet» ساختهٔ Kurt Wimmer جهانی را ترسیم میکند که در آن بیماریای با نشانههایی شبیه خونآشامی، گروهی از انسانها را به اقلیتی مطرود و خطرناک بدل کرده است. حکومت، بهجای آنکه با بحران همچون مسئلهای انسانی و درمانپذیر روبهرو شود، مبتلایان را تهدیدی برای نظم عمومی معرفی میکند و راهحل را در سرکوب و حذف آنان میجوید.
در این فضای آکنده از سوءظن، Violet، زنی مبتلا و مبارزی کارآزموده، مأمور میشود پسربچهای را از چنگ حکومت بیرون آورد؛ اما رابطهٔ او با این کودک، بهتدریج مأموریتی صرفاً نظامی را به مسئلهای اخلاقی تبدیل میکند. در پسزمینهٔ داستان، مضامینی چون ترس از دیگری، اقتدارگرایی، بهرهبرداری سیاسی از بحران و مرز لغزان میان حفاظت و خشونت حضور دارند.
این مواد اولیه ظرفیت یک علمیتخیلی سیاسی و تأملبرانگیز را دارند، اما فیلم بیشتر به سوی نمایش مداوم تواناییهای قهرمان و جلوههای دیداری میرود تا واکاوی جدی پیامدهای جهان داستانیاش. حاصل، اثری است که ایدههایش گاه پرجاذبهتر از روایت نهایی آن به نظر میرسند. قهرمان؛ میان اسطورهٔ اکشن و عاطفه Milla Jovovich در نقش Violet نقطهٔ اتکای فیلم است.
حضور بدنی مسلط، نگاه خونسرد و مهارت او در اجرای حرکات اکشن با سیمای زنی سازگار است که در جهانی بیرحم، ناچار شده به نیرویی تقریباً مهارنشدنی تبدیل شود. قهرمان فیلم نه با گفتوگوهای طولانی، بلکه با حرکت، مقاومت و تصمیمهایش شناسانده میشود؛ انتخابی که با لحن کمیکبوکی و بازیگونهٔ اثر هماهنگ است، اما گاهی فرصت شناخت درونی او را محدود میکند.
« حاصل، اثری است که ایدههایش گاه پرجاذبهتر از روایت نهایی آن به نظر میرسند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
مهمترین تغییر در مسیر Violet، پیوند عاطفیای است که میان او و کودک شکل میگیرد. این رابطه قرار است در برابر منطق سرد حکومت و گروههای مسلح، امکان دلسوزی و مسئولیت فردی را زنده نگه دارد. بااینحال، فیلم برای پرورش این پیوند شتاب دارد و بیشتر به نتیجهٔ احساسی آن متکی است تا به لحظههای کوچک و تدریجی شکلگیری اعتماد.
در نتیجه، بعضی تصمیمهای شخصیت از نظر عاطفی قابلفهماند، اما از نظر دراماتیک بهاندازهٔ کافی زمینهچینی نمیشوند. دیگر بازیگران نیز در قیاس با مرکزیت Jovovich کمتر مجال مییابند که شخصیتهایی مستقل و چندوجهی بسازند. زبان بصری و رنگهای ناآرام مهمترین ویژگی «Ultraviolet» ظاهر آن است: رنگهای اشباعشده، فضاهای هندسی و پاکیزه، معماری آیندهگرا و تصویری که گاه میکوشد انسان زنده را به شمایل شخصیتی در بازی رایانهای یا انیمیشن نزدیک کند.
این انتخاب به فیلم هویتی مشخص میدهد و آن را از علمیتخیلیهای واقعگراتر جدا میسازد. فضای آن نه چندان شبیه آیندهای محتمل، بلکه بیشتر شبیه صحنهای طراحیشده برای یک ماجراجویی اغراقآمیز است؛ جهانی که در آن رنگ، لباس و ابزارها بخشی از نمایش قدرتاند. این سبک، در بهترین لحظههایش، فیلم را به تجربهای تصویری و سرخوشانه تبدیل میکند.
تماشاگر میتواند از جسارت طراحی و میل اثر به ساختن قواعدی خاص برای جهانش لذت ببرد. اما همین تأکید دائمی بر جلوه، گاهی به فرسودگی دیداری میانجامد. پردازش بیشازحد تصویر و حضور پرتکرار جلوههای رایانهای، بهجای آنکه همیشه جهان فیلم را غنی کنند، ممکن است آن را مصنوعی و کمعمق جلوه دهند.
« مهمترین تغییر در مسیر Violet، پیوند عاطفیای است که میان او و کودک شکل میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
مرز میان سبکپردازی آگاهانه و تصویری ناتمام نیز همیشه روشن نیست؛ از همین رو، آنچه برای یک بیننده تازگی بصری است، برای دیگری میتواند آزاردهنده باشد. اکشن؛ رقصی میان اغراق و سرگرمی صحنههای مبارزه و تعقیب، مهمترین سرچشمهٔ انرژی فیلماند. Violet در نبردها بیش از آنکه صرفاً انسانی با مهارتهای بالا به نظر برسد، به قهرمانی افسانهای بدل میشود که قوانین معمول بدن و فضا را کنار میزند.
فیلم با بیاعتنایی آشکار به واقعگرایی، مبارزه را به مجموعهای از ژستها، جابهجاییهای ناگهانی و ابزارهای عجیب تبدیل میکند. این اغراق با جهان کمیکبوکی اثر تناسب دارد و اگر تماشاگر آن را با همین قرارداد بپذیرد، میتواند سرگرمکننده باشد. مشکل آنجاست که طراحی اکشن همیشه به اندازهٔ تخیلش روشن و روان نیست.
تدوین تند و قاببندیهای پرتحرک گاهی حرکت را مبهم میکنند؛ مخاطب بهجای آنکه مسیر نبرد را دنبال کند، با انبوهی از تصویرهای پرزرقوبرق روبهرو میشود. وقتی هر صحنه میکوشد از صحنهٔ پیشین عجیبتر و پرهیجانتر باشد، تفاوت میان اوج و فرود نیز کمرنگ میشود. بنابراین، اکشن فیلم در لحظههایی نیرویی رهاییبخش دارد و در لحظههایی دیگر به نمایش متراکمی بدل میشود که فرصت نفسکشیدن به تماشاگر نمیدهد.
جذابیتش بیشتر در جسارت و بیپروایی است تا در دقت یا واقعنمایی. روایت، ریتم و آشفتگی داستان «Ultraviolet» از مجموعهای از عناصر آشنا ساخته شده است: حکومت سرکوبگر، اقلیت تحت تعقیب، قهرمان تنها، کودک رازآلود و توطئهای در مقیاس بزرگ. مسئله لزوماً آشنا بودن این عناصر نیست؛ مسئله آن است که فیلم برای توضیح و پیوند دادن آنها شتاب میکند.
« اکشن؛ رقصی میان اغراق و سرگرمی صحنههای مبارزه و تعقیب، مهمترین سرچشمهٔ انرژی فیلماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
جهان داستانی با اصطلاحات، سازمانها و قواعد متعددی معرفی میشود، اما بسیاری از این جزئیات فرصت نمییابند در قالب کنشهایی روشن و مرحلهبهمرحله جا بیفتند. ازاینرو ممکن است تماشاگر در بخشهایی بهجای درگیر شدن با خطر پیش روی شخصیتها، بکوشد بفهمد سازوکار جهان فیلم دقیقاً چیست. روایت همچنین میان دو علاقهٔ خود ــ ساختن اسطورهای علمیتخیلی و پیش بردن اکشن پیدرپی ــ تعادل کاملی برقرار نمیکند.
اطلاعات گاه با توضیح مستقیم عرضه میشوند و گاه زیر فشار رویدادهای سریع، بهقدر کافی بسط نمییابند. این ناهماهنگی، همراه با لحظههایی که بیش از اندازه کش میآیند، ریتمی نامتوازن پدید میآورد: فیلم ممکن است ناگهان شتاب بگیرد و سپس در بخشی کمتحرک متوقف شود. نتیجه آن است که داستان برای تماشاگرانی که به روایت منسجم و شخصیتپردازی تدریجی اهمیت میدهند، دشوارتر از آن است که باید باشد.
تناقضهای جذاب فیلم نکتهٔ جالب «Ultraviolet» این است که بخشی از لذت آن از همان چیزهایی پدید میآید که ضعفش را میسازند. اغراق، رنگهای تند، ابزارهای نامتعارف و جدیت بیوقفهٔ شخصیتها گاه لحنی ناخواسته خندهآور پیدا میکنند؛ اما این جنبهٔ مضحک، الزاماً تجربه را بیارزش نمیکند. برای برخی تماشاگران، فاصلهٔ میان ادعای پرشکوه فیلم و اجرایی نامتوازن آن، خود به سرچشمهٔ سرگرمی بدل میشود.
فیلم از آن آثاری است که میتوان همزمان از آشفتگیاش کلافه شد و از بیپرواییاش لذت برد. این دوگانگی در بازی Jovovich نیز دیده میشود. او فیلم را با حضوری پرقدرت پیش میبرد، اما همین تمرکز بر قهرمان، گاهی به بقیهٔ جهان داستان سایه میاندازد. «Ultraviolet» بیش از آنکه اثری دقیق و منسجم باشد، مجموعهای از تصویرها و لحظههای بهیادماندنی است: مبارزههایی که از منطق معمول فراتر میروند، طراحیای که میان انیمیشن و فیلم زنده معلق میماند و قهرمانی که با کفشهای پاشنهبلند هم از دل آشوب عبور میکند.
« اطلاعات گاه با توضیح مستقیم عرضه میشوند و گاه زیر فشار رویدادهای سریع، بهقدر کافی بسط نمییابند. »
قوتها و کاستیها
این ویژگیها فیلم را به تجربهای خاص بدل میکنند، اما بهتنهایی جای قصهای محکم را نمیگیرند. جمعبندی «Ultraviolet» فیلمی نامتوازن است که تخیل بصری و نیروی اکشنش از داستانگوییاش جلو میزند. جهان رنگارنگ و بازیگونهٔ آن هویتی متمایز میسازد، و Milla Jovovich با حضوری مقتدر، مرکز ثقل مناسبی برای این ماجراجویی فراهم میکند.
در مقابل، روایت شتابزده، توضیحهای ناکافی، تدوین و تصویرپردازی خستهکننده در برخی لحظهها و ریتم ناهماهنگ، مانع میشوند ایدههای علمیتخیلی و عاطفی فیلم به شکلی کامل شکوفا شوند. تماشاگرانی که به دنبال قصهای سنجیده، منطق روایی محکم یا شخصیتپردازی ژرفاند، احتمالاً با اثری آشفته روبهرو خواهند شد.
اما اگر هدف تماشای یک فیلم اکشن آیندهگرا با زیباییشناسی نامتعارف، اغراق آشکار و لحظاتی از سرگرمی عجیبوغریب باشد، «Ultraviolet» چیزی برای عرضه دارد. ارزش آن بیش از آنکه در کمال هنری باشد، در سبک جسورانه و تناقضهایش نهفته است؛ فیلمی که ممکن است همزمان چشم را خسته کند، قصه را گم کند و بااینحال، تصویری از خود در ذهن باقی بگذارد.
« این ویژگیها فیلم را به تجربهای خاص بدل میکنند، اما بهتنهایی جای قصهای محکم را نمیگیرند. »



ثبت دیدگاه