نقد و بررسی
نقد دو (دو خواهر) (Two) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای که با تصویر آغاز میشود فیلم اسپانیایی «Two» ساختهٔ Mar Targarona، تریلری روانشناختی با رگههایی از وحشت جسمانی است که نیروی اولیهاش را از یک وضعیت نامعمول و تکاندهنده میگیرد: مردی و زنی ناآشنا از خواب بیدار میشوند و درمییابند برهنهاند و بدنهایشان از ناحیهٔ شکم به یکدیگر دوخته شده است.
فیلم در همان لحظهٔ آغاز، پرسشی ساده اما نیرومند پیش میکشد: چه کسی این کار را کرده، چرا، و آیا این دو نفر میتوانند زنده از مخمصه بیرون بیایند؟ «Two» با پاسخدادن فوری به این پرسشها شتاب نمیگیرد؛ در عوض، میکوشد از ناآگاهی شخصیتها و تماشاگر، سرچشمهای برای اضطراب بسازد. این انتخاب، دستکم در آغاز، مؤثر است.
ایده چنان غیرمعمول است که نیاز چندانی به مقدمهچینی ندارد و تماشاگر را بیدرنگ در موقعیتی نامطمئن قرار میدهد. اما چنین طرحی مسئولیتی هم بر دوش فیلم میگذارد: باید بتواند از شوک نخستین فراتر برود و پیامدهای جسمی، روانی و اخلاقی وضعیت را بهدقت بکاود. «Two» در ساختن پرسش موفقتر از پاسخدادن به آنهاست؛ همین فاصله میان ظرفیت ایده و آنچه فیلم در نهایت از آن استخراج میکند، هم مهمترین امتیاز اثر است و هم منشأ اصلی نارضایتی از آن.
تعلیق در فضای بسته بخش عمدهای از فیلم در فضای محدود و دور از دسترس میگذرد؛ بنابراین، اتاق فقط محل وقوع ماجرا نیست، بلکه به ساختاری برای تجربهٔ تماشاگر تبدیل میشود. قاببندیها، نزدیکی دوربین به بدنها و محدودیت حرکت، حس گرفتاری را تشدید میکنند. آنچه در فیلمی پرتحرک ممکن بود با تعقیبوگریز یا تغییر مداوم مکان شکل بگیرد، اینجا از راه ماندن در یک فضا و تماشای تلاش شخصیتها برای فهمیدن موقعیتشان ساخته میشود.
« ایده چنان غیرمعمول است که نیاز چندانی به مقدمهچینی ندارد و تماشاگر را بیدرنگ در موقعیتی نامطمئن قرار میدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این محدودیت بصری در لحظاتی سودمند است. اتاق کوچک، فاصلهٔ اندک میان دو شخصیت و ناتوانی آنها از جداشدن، حسی از خفگی و بیاختیاری پدید میآورد. هر حرکت، علاوه بر معنای عملیاش، پیامدی جسمانی و عاطفی دارد؛ حتی تصمیمهای روزمره به مسئلهای دشوار بدل میشوند. در چنین شرایطی، فضای فیلم میتواند به تصویری از وابستگی اجباری تبدیل شود: دو انسان که نه به خواست خود، بلکه بهواسطهٔ نیرویی بیرونی ناچارند دائماً حضور یکدیگر را تحمل کنند.
بااینحال، فیلم همیشه از این فضای محدود به اندازهٔ کافی بهره نمیگیرد. محیط بسته زمانی واقعاً تأثیرگذار است که جزئیات آن به کشف، خطر یا تغییر در روابط منجر شوند. در برخی بخشها، فضا بیشتر نقش پسزمینهای برای ادامهٔ گفتوگوها دارد تا عنصری که خود درام را پیش ببرد. نتیجه این است که محصوربودن شخصیتها گاه بهجای افزایش تدریجی تنش، تنها یادآور محدودیت تولید و روایت میشود.
بازیها و تنش میان دو غریبه بار اصلی فیلم بر دوش Marina Gatell و Pablo Derqui است؛ بازیگرانی که باید بخش مهمی از روایت را از راه واکنشهایشان منتقل کنند. شخصیتها اطلاعات روشنی دربارهٔ چگونگی گرفتارشدنشان ندارند و در آغاز حتی نمیتوانند با اطمینان به یکدیگر اعتماد کنند. از این رو، بازیها باید همزمان سردرگمی، ترس، بدگمانی و تلاش برای حفظ کنترل را نشان دهند؛ احساسی که در چنین فیلمی بیش از هر چیز در مکث، نگاه و تغییر ناگهانی لحن نمایان میشود.
Gatell و Derqui در بسیاری از لحظات، اضطراب موقعیت را باورپذیر میکنند. ترس آنها صرفاً واکنشی بیرونی به وضعیت جسمانی نیست؛ با بیاعتمادی و ناتوانی از فهم انگیزهٔ طرف مقابل درهم میآمیزد. همین تردید، گفتوگوها را از تبادل سادهٔ اطلاعات فراتر میبرد و به آنها کیفیتی جدلی میدهد: هر پرسش میتواند راهی برای فهمیدن باشد یا تلاشی برای پنهانکردن حقیقت.
« اتاق کوچک، فاصلهٔ اندک میان دو شخصیت و ناتوانی آنها از جداشدن، حسی از خفگی و بیاختیاری پدید میآورد. »
شخصیتها و اجرا
بااینهمه، رابطهٔ میان دو شخصیت همیشه به اندازهٔ ظرفیت موقعیت تحول نمییابد. تغییر حالوهوای آنها گاهی به اقتضای پیشبرد قصه رخ میدهد، نه بر پایهٔ مسیری روانشناختی که فیلم بهتدریج و با ظرافت بنا کرده باشد. همین امر باعث میشود برخی واکنشها یا تصمیمها ناهمخوان به نظر برسند؛ گویی فیلم برای رسیدن به مرحلهٔ بعدی، گاه از شخصیتها میخواهد رفتاری انجام دهند که با ترسها و دانستههای پیشینشان کاملاً جور نیست.
تعلیق، اطلاعات و بازی با تماشاگر «Two» میخواهد تماشاگر را در کنار شخصیتها نگه دارد: نه اطلاعات کامل بدهد و نه آنقدر نشانهها را پنهان کند که پیگیری ماجرا بیمعنا شود. این شیوه در نیمهٔ آغازین، کشش مناسبی میسازد. هر اشاره یا واکنش میتواند بخشی از گذشتهٔ نامعلوم را روشن کند و احتمالهای تازهای دربارهٔ رابطهٔ دو نفر پیش رو بگذارد.
فیلم از همین شکاف میان آنچه دیده میشود و آنچه هنوز فهمیده نشده، تعلیق میسازد. مشکل آنجاست که رازآمیزی بهخودیخود جایگزین انسجام نمیشود. تماشاگر حاضر است مدتی در ابهام بماند، به شرط آنکه جزئیات پیشین در ادامه معنا پیدا کنند و پاسخ نهایی، دستکم از منطق جهان فیلم پیروی کند. در «Two»، برخی سرنخها بیش از آنکه به شکلی طبیعی به هم پیوند بخورند، گویی برای اثرگذاری لحظهای کنار هم قرار میگیرند.
بنابراین، فاصلهٔ میان کنجکاوی و سردرگمی در طول فیلم کاهش نمییابد؛ در بخشهایی، حتی این خطر پیش میآید که مخاطب دیگر در پی حل معما نباشد و صرفاً منتظر توضیحی قطعی بماند. بدن بهمثابه میدان وحشت عنصر جسمانی فیلم، صرفاً وسیلهای برای ایجاد شوک نیست؛ دستکم در بهترین لحظات، بدن به میدان اصلی کشمکش بدل میشود.
« بااینهمه، رابطهٔ میان دو شخصیت همیشه به اندازهٔ ظرفیت موقعیت تحول نمییابد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
پیوند ناخواستهٔ دو شخصیت، حریم خصوصی و اختیار فردی را از آنها میگیرد. چیزی که در شرایط عادی از بدیهیترین حقوق انسان به شمار میرود—حرکتکردن بهتنهایی، دورشدن از دیگری یا تصمیمگرفتن دربارهٔ بدن خود—در اینجا به امتیازی دستنیافتنی تبدیل میشود. فیلم از این وضعیت برای ساختن نوعی وحشت صمیمی استفاده میکند؛ وحشتی که نه از موجودی ناشناخته، بلکه از نزدیکی اجباری و نقض مرزهای بدن میآید.
با اینحال، این بُعد مضمونی چندان پرورده نمیشود. ایده میتوانست پرسشهایی عمیقتر دربارهٔ مالکیت بدن، وابستگی، رضایت و قدرت مطرح کند، اما روایت اغلب به حل معمای بیرونی و پیشبرد تنش محدود میماند. در نتیجه، کیفیت ناآرامکنندهٔ premise گاهی از کیفیت تأملبرانگیز آن جلو میزند. ضعفهای فیلمنامه و شتاب روایت یکی از دشواریهای اصلی فیلم، منطق رفتار شخصیتهاست.
در یک تریلر محصور، هر تصمیم کوچک اهمیت دارد، زیرا گزینههای موجود محدودند و پیامدها مستقیماً بر بقا و فرار اثر میگذارند. اما بعضی انتخابها در «Two» به اندازهٔ کافی از ترس، تجربه یا اطلاعات شخصیتها نتیجه نمیشوند. هنگامی که مخاطب احساس کند شخصیتها برای پیشبردن داستان تصمیمهایی گرفتهاند که خودشان احتمالاً نمیگرفتند، تنش جای خود را به پرسشهایی دربارهٔ منطق فیلمنامه میدهد.
شتاب بخش پایانی این مشکل را پررنگتر میکند. فیلم پس از آنکه با حوصله فضای رازآلود خود را میسازد، برای جمعکردن خطوط داستانی و روشنکردن معنای آنچه رخ داده، زمان کافی در اختیار نمیگذارد. مسئله فقط کوتاهی روایت نیست؛ کوتاهی زمانی به ضعف بدل میشود که توضیحها و پیامدها به اندازهٔ پرسشهای مطرحشده مجال پیدا نکنند.
« پیوند ناخواستهٔ دو شخصیت، حریم خصوصی و اختیار فردی را از آنها میگیرد. »
قوتها و کاستیها
پیچش اصلی—که برای حفظ تجربهٔ تماشا نباید آشکار شود—در شکل کلی خود قرار است نگاه مخاطب را به ماجرا تغییر دهد، اما شتاب ارائه و توضیح آن از اثرگذاریاش میکاهد. ازاینرو، پایانبندی ممکن است برای بخشی از مخاطبان نامنتظر یا تکاندهنده باشد، اما برای گروهی دیگر کممایه و ناتمام جلوه کند.
فیلم اطلاعاتی میدهد، ولی همهٔ پرسشهایی را که خود برانگیخته است پاسخ نمیدهد. در پایان، بهجای آنکه رازها به معنایی منسجم تبدیل شوند، بخشی از آنها همچنان در هوا باقی میمانند. جمعبندی «Two» اثری است که با یک ایدهٔ داستانی جسورانه و تصویری، مخاطب را به فضای نامتعارف خود میکشاند.
بازیهای قابلقبول Marina Gatell و Pablo Derqui، قاببندیهای نزدیک و محیط بسته، بهویژه در آغاز، حس اضطراب و درماندگی را بهخوبی تقویت میکنند. فیلم همچنین از پیوند اجباری دو بدن، امکان طرح پرسشهایی دربارهٔ اختیار و حریم شخصی را به دست میآورد. اما ظرفیت این ایده در ادامه به شکلی کامل پرورش نمییابد.
برخی رفتارها از منطق عاطفی روشنی پیروی نمیکنند، فضای محدود همیشه به عاملی زنده در پیشبرد روایت بدل نمیشود و جمعبندی نهایی با شتاب از کنار توضیحها میگذرد. «Two» بیش از آنکه تریلری کاملاً پرداختشده باشد، تجربهای متکی بر یک موقعیت غریب و کنجکاویبرانگیز است؛ تجربهای که لحظاتی مؤثر دارد، اما در نهایت از رسیدن به عمق و انسجامی که وعده میدهد بازمیماند.
« فیلم اطلاعاتی میدهد، ولی همهٔ پرسشهایی را که خود برانگیخته است پاسخ نمیدهد. »
ثبت دیدگاه