نقد و بررسی
نقد دو هفته تا زندهماندن (Two Weeks to Live) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای میان کمدی سیاه و قصهٔ بلوغ «Two Weeks to Live» از موقعیتی برخوردار است که هم ظرفیت ماجراجویی پرشتاب دارد و هم امکان پرداختی عاطفی: زنی جوان که از کودکی در انزوا و زیر تربیت سختگیرانهٔ مادرِ آمادهباشگر بزرگ شده، سرانجام پا به جهان بیرون میگذارد. کیم نوکس میخواهد یاد پدرش را گرامی بدارد و با گذشتهای رازآلود روبهرو شود؛ اما آشنایی با دو برادر و یک شوخی خطرناک، مأموریتش را از مسیری نسبتاً روشن به گردابی از سوءتفاهمها، تعقیبوگریزها و تصمیمهای نسنجیده میکشاند.
این نقطهٔ عزیمت، امکان میدهد سریال همزمان با دو قالب بازی کند: قصهٔ انتقام و بقا از یکسو، و کمدیِ برخورد شخصیتی ناآشنا با قواعد زندگی روزمره از سوی دیگر. شوخی محوری داستان نیز از فاصلهٔ میان جهانبینی کیم و واقعیت بیرون نیرو میگیرد. او چیزهایی را جدی میگیرد که دیگران به چشم بازی یا فریب میبینند؛ همین ناهماهنگی در آغاز، موتور مؤثری برای طنز و تعلیق است.
« شوخی محوری داستان نیز از فاصلهٔ میان جهانبینی کیم و واقعیت بیرون نیرو میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
مجموعه ششقسمتی است و در همین قالب کوتاه، میکوشد از ماجراجویی جنایی تا درام خانوادگی را در یک مسیر واحد جا دهد. آغاز پرانرژی و وعدهٔ یک آشوب جذاب قسمتهای نخست با ضرباهنگی تند، اطلاعات را نه با توضیحهای طولانی، بلکه از خلال رفتار کیم عرضه میکنند. شیوهٔ راهرفتن، واکنشهای بیپردهاش و ناآشناییاش با آداب متعارف، پیش از آنکه شخصیتش در قالب گفتوگو تعریف شود، او را برای تماشاگر قابلتشخیص میکند.
ورود ناگهانی او به زندگی بیرون، بهخصوص در مواجهه با کسانی که قصد دارند از سادهدلیاش سوءاستفاده کنند، موقعیتهایی میسازد که هم خندهدارند و هم بالقوه خطرناک. عنوان سریال هم در همین بخش ابتدایی معنا پیدا میکند؛ ادعایی ساختگی دربارهٔ نزدیکبودن پایان جهان، برای کیم واقعیتی معتبر است و او را به تصمیمی شتابزده سوق میدهد.
شخصیتها و اجرا
تقابل میان فاجعهای که او باور دارد و شوخیای که دیگران ساختهاند، دستمایهٔ خوبی برای کمدی سیاه است. در این نقطه، مجموعه موفق میشود کنجکاوی برانگیزد: تماشاگر میخواهد بداند کیم در برابر جهانی که هیچگاه نیاموخته چگونه بخواند، چه خواهد کرد و این برخورد چه بلایی بر سر نقشهٔ انتقامش میآورد.
میسی ویلیامز و نیروی شخصیت اصلی میسی ویلیامز مهمترین دارایی سریال است. بازی او میان معصومیت، سرسختی و نوعی خشونت غریزی تعادل برقرار میکند؛ کیم نه صرفاً دختر سادهدل و دستوپاچلفتی است و نه قهرمان اکشنِ کاملاً مسلط. او در موقعیتهای اجتماعی ناشیانه رفتار میکند، اما در شرایطی که مهارتهای بقا به کار میآیند، ناگهان چهرهای دیگر نشان میدهد.
« تقابل میان فاجعهای که او باور دارد و شوخیای که دیگران ساختهاند، دستمایهٔ خوبی برای کمدی سیاه است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این دوگانگی به نقش انرژی میبخشد و مانع میشود که شوخیها تنها بر ناآگاهی او تکیه کنند. ویلیامز برای انتقال واکنشهای ناگهانی و صراحت بیتعارف شخصیت، از تغییرات ظریف در نگاه و حالت چهره بهره میگیرد. بااینحال، فیلمنامه همیشه به اندازهٔ بازیگرش به کیم فرصت نمیدهد. گاهی او باید در یک صحنه از قواعد اجتماعی بیخبر باشد و در صحنهای دیگر، بدون زمینهچینی کافی، رفتاری کاملاً سنجیده از خود نشان دهد.
این جابهجایی ممکن است در خدمت پیشبرد موقعیت باشد، اما از انسجام روانی شخصیت میکاهد. سایان کلیفورد در نقش تینا، مادر کیم، مکملی مؤثر برای ویلیامز است. حضور او رابطهٔ مادر و دختر را از یک رابطهٔ سادهٔ محافظ و محافظتشونده فراتر میبرد: تینا هم منبع مهارتهای کیم است و هم بخشی از انزوایی که دخترش باید از آن عبور کند.
« این دوگانگی به نقش انرژی میبخشد و مانع میشود که شوخیها تنها بر ناآگاهی او تکیه کنند. »
قوتها و کاستیها
صحنههای مشترک این دو از بهترین لحظات مجموعهاند، زیرا در آنها کمدی و تنش خانوادگی بهجای مزاحمت برای یکدیگر، همزمان عمل میکنند. طنز تلخ؛ موفقیتهای پراکنده و لغزشها طنز سریال از کنار هم قرار دادن خشونت و روزمرگی، یا برخورد مستقیم و بیپیرایهٔ کیم با مناسبات معمول، شکل میگیرد.
گاهی این تضاد بهخوبی کار میکند: چیزی که برای دیگران امری عادی است، برای او تجربهای تازه و گیجکننده است؛ و واکنشی که از همین ناآشنایی برمیآید، میتواند هم بامزه باشد و هم کمی تلخ. مجموعه از این زاویه به کمدیهای شخصیتمحور نزدیک میشود و در برخی لحظات، شوخطبعی خشک بریتانیاییاش را با خشونتی ناگهانی پیوند میزند.
جمعبندی
اما این لحن همیشه به نتیجه نمیرسد. بعضی شوخیها بیش از آنکه از شخصیت یا موقعیت بجوشند، شبیه جملههاییاند که صرفاً برای خنداندن در دهان بازیگران گذاشته شدهاند. وقتی همهٔ شخصیتها پیدرپی در پیِ طعنه یا واکنشی بامزهاند، گفتوگوها گاهی
« وقتی همهٔ شخصیتها پیدرپی در پیِ طعنه یا واکنشی بامزهاند، گفتوگوها گاهی »



ثبت دیدگاه