نقد و بررسی
نقد دو نفر از ما (Two of Us) | 1987
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه اثر و جسارت زمانه «دو نفر از ما» درام تلویزیونی بریتانیاییای است که در سال ۱۹۸۷ برای مخاطبان جوان ساخته شد؛ اثری کوچکمقیاس که از دل قالب آموزشی برمیآید، اما موضوعش از محدودهٔ یک درس مدرسهای فراتر میرود. فیلم به رابطهٔ متیو و فیل میپردازد؛ دو نوجوانی که در محیطی آکنده از بدگمانی و فشار اجتماعی، میکوشند معنای احساسات خود را دریابند.
اهمیت فیلم بیش از آنکه به پیچیدگی روایی یا جلوههای سینماییاش وابسته باشد، از همین انتخاب موضوع و لحن نسبتاً همدلانهاش سرچشمه میگیرد. در زمانهای که بازنمایی عشق همجنسگرایانه در آثار مناسب نوجوانان امری معمول نبود، به رسمیت شناختن چنین رابطهای خود کنشی معنادار محسوب میشد. بااینحال، جسارت اثر را نباید با بیپروایی هنری یکی دانست.
«دو نفر از ما» فیلمی است که میخواهد حرف مهمی بزند، اما اغلب در چارچوب محدود و محتاطانهٔ تولید تلویزیونی باقی میماند. همین دوگانگی، هم نقطهٔ قوت آن است و هم سرچشمهٔ محدودیتهایش: فیلم در نگاه تاریخی اثری قابلاعتناست، اما در مقام درام گاه بیش از اندازه مراقب است که پیامش روشن، پذیرفتنی و بیخطر باقی بماند.
داستانی دربارهٔ صمیمیت زیر فشار متیو از مدرسه بیرون آمده و در پی تجربهٔ آزار و طرد، به جمع همسالانش تعلقی ندارد. فیل، دوست مدرسهای او، برخلاف دیگران رابطه را قطع نمیکند؛ اما وفاداریاش بهسادگی به معنای فهم کامل احساسات خودش نیست. او دوستدختری به نام شارون دارد و در همان حال، نزدیکیاش با متیو شکل تازهای میگیرد.
« بااینحال، جسارت اثر را نباید با بیپروایی هنری یکی دانست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
با شدتگرفتن این پیوند، واکنش اطرافیان از کنجکاوی و تمسخر به خصومت میرسد و دو پسر بیش از پیش خود را تنها مییابند. فیلم این وضعیت را نه در قالب معمایی پرپیچوخم، بلکه از خلال تنشهای روزمره، مکثها و مواجهههای اجتماعی دنبال میکند. نقطهٔ قوت روایت آن است که رابطه را یکباره و با اعلامی پرطمطراق تعریف نمیکند.
صمیمیت میان متیو و فیل بهتدریج قوام مییابد؛ نخست در اعتماد و همراهی، سپس در آشکارشدنِ نیاز عاطفیای که هر دو شاید در آغاز نام دقیقی برایش نداشته باشند. این روند به تماشاگر فرصت میدهد تا دلبستگی آنها را در جزئیات ببیند، نه آنکه صرفاً نتیجهای از پیش اعلامشده را بپذیرد. از همین رو، پیوندشان بهرغم سادگی پیرنگ، میتواند دلنشین و باورپذیر شود.
دو شخصیت و ظرافت رابطه متیو و فیل از دو موقعیت متفاوت به یک رابطه نزدیک میشوند. متیو هویت خود را روشنتر میشناسد، اما هزینهٔ این شناخت را در انزوای اجتماعی و تنش خانوادگی میپردازد. فیل در برابر تجربهای پیچیدهتر قرار دارد: او میان رابطهٔ موجودش با شارون و احساس تازهای که نسبت به متیو دارد، گرفتار تردید است.
فیلم این تفاوت را فرصتی برای نمایش دو شکل متفاوت از آسیبپذیری میسازد؛ یکی با طردشدن از بیرون روبهروست و دیگری ناگزیر است با ابهام درونی خود مواجه شود. لی ویتلاک و جیسون راش در بهترین لحظات، این تفاوت را از راه حضور و واکنشهای کوچک منتقل میکنند. کشش میان شخصیتها بیشتر از آنکه به گفتوگوهای پرشور وابسته باشد، به احساس همراهی و راحتیای تکیه دارد که بهتدریج شکل میگیرد.
« نقطهٔ قوت روایت آن است که رابطه را یکباره و با اعلامی پرطمطراق تعریف نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
این کیفیت همان چیزی است که مخاطب را به آنها نزدیک میکند. در مقابل، برخی بازیها یا لحظات اجرایی خشک به نظر میرسند؛ گویی بازیگران گاه بهجای زندگیکردن در موقعیت، مشغول بازگویی مقصود آموزشی صحنهاند. این نابرابری، پیوستگی عاطفی فیلم را در بخشهایی کاهش میدهد، اما هستهٔ رابطه را از میان نمیبرد.
شارون و فشار جمعی شارون در روایت صرفاً مانعی بیرونی برای رابطهٔ دو پسر نیست. حضور او یادآوری میکند که احساسات فیل تنها در یک دوگانهٔ سادهٔ «دوستی یا عشق» خلاصه نمیشود؛ او پیشتر در رابطهای عاطفی با شارون بوده و رفتار و عواطف او نیز بخشی از ماجراست. بااینهمه، پرداخت شخصیت شارون و اطرافیان گاهی بهاندازهٔ کافی پیچیده نمیشود.
خصومت همسالان و واکنشهای تند اجتماعی بیشتر کارکردی روایی دارند: فشار را بر قهرمانان افزایش میدهند و نشان میدهند که محیط، برای تفاوت جا باز نمیکند. در نتیجه، برخی شخصیتهای فرعی بیش از آنکه بهعنوان انسانهایی چندوجهی به یاد بمانند، به نمایندهٔ طرد و قضاوت تبدیل میشوند. این سادهسازی از نظر دراماتیک قابلفهم است، بهویژه در اثری کوتاه که مخاطبش نوجوانان بودهاند، اما گاهی جهان فیلم را به دو سوی روشن تقسیم میکند: نوجوانانِ آسیبپذیر در برابر جمعی که به آنها فشار میآورد.
همین انتخاب، پیام اخلاقی را بیواسطه میکند، ولی از ظرافت روانشناختی میکاهد. فیلم در بهترین لحظاتش اجازه میدهد سکوت و نزدیکی عاطفی پیچیدگی را بیان کنند؛ در ضعیفترین لحظات، به توضیح مستقیم و آموزشی پناه میبرد. لحن، ریتم و ساخت تلویزیونی فضای آرام و صمیمی فیلم با مقیاس کوچک تولیدش هماهنگ است.
« این کیفیت همان چیزی است که مخاطب را به آنها نزدیک میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
«دو نفر از ما» قصد ندارد با حادثههای پیاپی یا تصویرپردازی پرزرقوبرق، توجه مخاطب را جلب کند. ریتم آن ساده است و بر موقعیتهای روزمره تکیه دارد؛ انتخابی که میتواند حس نزدیکی و بیتکلفی ایجاد کند. فیلم در این معنا از محدودیتهایش بهره میبرد: صمیمیت داستان با فضایی جمعوجور سازگار است و اثر بهجای ساختن ملودرامی بزرگ، به تجربهٔ دو نوجوان در محیطی محدود نزدیک میشود.
اما همین سادگی گاه به سکون میانجامد. روایت در بخشهایی بیش از حد جدی و توضیحمحور میشود و لحنش حالوهوای کلاس درس به خود میگیرد. مخاطب میتواند احساس کند فیلم نهفقط داستانی را روایت میکند، بلکه پیوسته میخواهد نتیجهٔ اخلاقی آن را نیز مشخص سازد. این شیوه برای اثری آموزشی قابلدرک است، اما از آزادی و چندمعنایی درام میکاهد.
کیفیت تولید نیز در برخی لحظات کمرمق جلوه میکند؛ بااینحال، گرمای عاطفی و نیت صادقانهٔ فیلم تا اندازهای این کمبودها را جبران میکنند. عشق، نمایش و زمینهٔ تاریخی اهمیت «دو نفر از ما» تنها به آنچه روی پرده میآید محدود نیست؛ نحوهٔ مواجههٔ نهادهای پخش با آن نیز بخشی از تاریخ اثر است.
فیلم در بستری سیاسی ساخته شد که آموزش و بازنمایی موضوعات همجنسگرایانه با حساسیت و محدودیت روبهرو بود. نسخهٔ اولیه با حذفهایی همراه شد و پایانی متفاوت نیز برای آن در نظر گرفته شد؛ نسخهٔ اصلی بعدتر بازگردانده شد. این سابقه نشان میدهد که احتیاطی که در خود فیلم احساس میشود، فقط انتخابی سبکی نیست و با فضای فرهنگی و نهادی زمانه پیوند دارد.
« دو نفر از ما» قصد ندارد با حادثههای پیاپی یا تصویرپردازی پرزرقوبرق، توجه مخاطب را جلب کند. »
قوتها و کاستیها
با این زمینه، نمایش مثبت عشق جوانان در فیلم اهمیتی ویژه پیدا میکند. اثر رابطهٔ دو پسر را با تمسخر یا محکومیت اخلاقی قاب نمیگیرد؛ آن را بخشی از تجربهٔ انسانی نوجوانان میداند و برای آن منزلت عاطفی قائل میشود. این نگاه، بهخصوص در قالب برنامهای که برای مخاطب مدرسهای در نظر گرفته شده بود، قابلتوجه است.
بااینحال، فیلم آنقدر محتاط میماند که گاهی تأثیر بالقوهٔ حرفش را محدود میکند. میتوانست تعارضهای اجتماعی و عاطفی را با جسارت بیشتری بکاود، اما ترجیح میدهد بیشتر بر وضوح پیام و همدلی مستقیم تکیه کند. مسئلهٔ گریز و معنای رهایی در بخش پایانی روایت، تصمیم دو شخصیت برای دورشدن از محیط خصمانه، پرسشی اخلاقی و دراماتیک پیش میکشد: آیا رهایی تنها در گسستن از خانه، مدرسه و جامعه ممکن است؟
فیلم بهدرستی نشان میدهد که طردشدن میتواند نوجوانان را به انتخابهای ناگزیر وادارد، اما راهحل رواییاش خطر آن را دارد که خوشبختی را با فرار و آوارگی پیوند بزند. در چنین برداشتی، جهان بیرون از رابطه نه فضایی قابلتغییر، بلکه مانعی است که فقط باید از آن گریخت. این نکته بهویژه برای فیلمی که میخواهد امیدبخش باشد، تناقضی مهم ایجاد میکند.
همدلی با دو شخصیت و آرزوی رهایی آنها درکپذیر است، اما راهی که فیلم پیش میگذارد، کمتر به امکان حمایت، تغییر نگرش یا یافتن فضایی امن در دل جامعه میپردازد. بدون ورود به جزئیات سرانجام داستان، میتوان گفت این کشمکش میان امید عاطفی و محدودیت اجتماعی از بخشهای بحثبرانگیز اثر است: فیلم عشق را تأیید میکند، اما برای آیندهٔ آن چشماندازی چندان مطمئن نمیسازد.
« با این زمینه، نمایش مثبت عشق جوانان در فیلم اهمیتی ویژه پیدا میکند. »
جمعبندی
جمعبندی «دو نفر از ما» اثری کوچک، آرام و صادقانه است که ارزش اصلیاش در نزدیکشدن به تجربهٔ عاطفی دو نوجوان و بهرسمیتشناختن عشقی نامتعارف در بستر زمانهٔ خود نهفته است. رابطهٔ متیو و فیل بهتدریج شکل میگیرد و همین رشد آرام، به داستان گرما میبخشد. فضای صمیمی فیلم و نگاه مثبتش به عشق جوانان، آن را از بسیاری آثار آموزشی خشک فراتر میبرد؛ هرچند لحن گاه مدرسهای، بازیهای نابرابر و احتیاط بیش از اندازه مانع از آن میشود که درام به تمام ظرفیت خود برسد.
تماشای فیلم امروز هم تجربهای دوگانه است: از یکسو با اثری روبهرو هستیم که در زمان خود معنایی جسورانه داشت و هنوز نیروی عاطفیاش را حفظ کرده؛ از سوی دیگر، محدودیتهای روایی و برداشت مسئلهبرانگیزش از رهایی آشکارند. «دو نفر از ما» شاهکاری بینقص نیست، اما سندی انسانی و فرهنگی است از تلاش برای دیدن و پذیرفتن کسانی که محیط اطرافشان ترجیح میدهد نادیده بگیرند.
« رابطهٔ متیو و فیل بهتدریج شکل میگیرد و همین رشد آرام، به داستان گرما میبخشد. »
ثبت دیدگاه