نقد و بررسی
نقد تویست (Twist) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
اقتباسی آزاد، نه بازگویی وفادار «Twist» ساختهٔ Martin Owen، رمانی آشنا را به لندن امروز میآورد و از آن داستانی جنایی و پرتحرک میسازد: الیورِ جوان پس از تجربهٔ فقدان و بیخانمانی، در میان گروهی از جوانان خیابانی جای میگیرد و پایش به نقشهای برای سرقت اثری هنری باز میشود. فیلم نه سودای بازسازی دقیق جهان چارلز دیکنز را دارد و نه میکوشد زبان و فضای ویکتوریایی را حفظ کند؛ شخصیتها و موقعیتهای مشهور را به شکلهایی تازه بازآرایی میکند و پارکور، نقاشی دیواری و زندگی شهری معاصر را به مرکز صحنه میآورد.
این انتخاب، دستکم در سطح ایده، امکان یک برخورد تازه با مادهٔ ادبی کهنه را فراهم میکند؛ اما تازگیِ ظاهر بهتنهایی برای ساختن اقتباسی ماندگار کافی نیست. لندن، پسزمینهای پرجنبوجوش لندن فیلم بیش از آنکه صرفاً محل وقوع ماجرا باشد، قرار است نیروی محرک آن باشد: شهری از بامها، گذرگاهها، دیوارهای پوشیده از گرافیتی و فضاهای عمومی که شخصیتها در آن میگریزند، پنهان میشوند و نقشه میکشند.
برخی لوکیشنها و موسیقی متن به فیلم رنگوبویی دلپذیر میدهند و لحظههایی از سرزندگی میآفرینند. در این بخشها، «Twist» از ظرفیت محیط شهری بهره میبرد و میکوشد حس حرکت و بیقراری جوانی را به تصویر بکشد. بااینحال، لندنِ فیلم کمتر به مکانی با بافت اجتماعی و طبقاتی مشخص بدل میشود و بیشتر نقش صحنهای برای تعقیبوگریز و نمایش حرکات بدنی را دارد.
اصلِ داستان دیکنز با فقر، بیپناهی و مناسبات قدرت گره خورده بود؛ در این بازآفرینی، آن زمینهها اغلب زیر لایهٔ سرگرمی و ماجرای سرقت قرار میگیرند. بنابراین جهان فیلم از نظر دیداری ممکن است پرتحرک باشد، اما از حیث معنای اجتماعی چندان ژرفا پیدا نمیکند. پارکور بهمثابه امضای فیلم ترکیب الیور توییست با پارکور، ایدهای متمایز است.
« برخی لوکیشنها و موسیقی متن به فیلم رنگوبویی دلپذیر میدهند و لحظههایی از سرزندگی میآفرینند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
توانایی الیور در حرکت سریع از میان موانع شهری، دستکم در تصور، میتواند استعارهای از زیستن در موقعیتی بیثبات باشد: جوانی که باید پیوسته راهی برای فرار، پیشروی و بقا پیدا کند. افزون بر آن، حرکات نمایشی امکان میدهند فیلم از کلیشهٔ اقتباس تاریخی فاصله بگیرد و به زبان فیلمهای اکشن نزدیک شود.
مشکل آن است که این تمهید گاه بیش از آنکه از شخصیت و موقعیت بجوشد، به خودنمایی بصری بدل میشود. برخی صحنههای پارکور اغراقشده یا کماقناعکنندهاند و اتصال آنها به منطق تعلیق همیشه طبیعی نیست. بهجای آنکه خطر و مهارت را ملموس کنند، گاهی توجه را به ساختگیبودن اجرا جلب میکنند. در نتیجه، یکی از مهمترین ویژگیهای متمایز فیلم همزمان به یکی از منابع ضعف آن تبدیل میشود.
شخصیتها و فاصلهٔ عاطفی فیلم گروهی از جوانان را گرد هم میآورد که قرار است همزمان تبهکار، بازمانده و خانوادهای انتخابی باشند. این تصور ظرفیت دراماتیک دارد: اعتماد در میان افراد حاشیهنشین، مرز میان وفاداری و منفعت، و دشواریِ ساختن پیوند در جهانی ناامن. حضور بازیگران جوان نیز به فیلم انرژی تازهای میبخشد و برای تماشاگرانی که از دیدن چهرههای نو استقبال میکنند، جذابیت خاص خود را دارد.
اما شخصیتپردازی اغلب بهاندازهٔ کافی فرصت رشد نمییابد. روابط سریع شکل میگیرند و انگیزهها گاهی بیشتر به اقتضای پیشبرد نقشهٔ سرقت به نظر میرسند تا نتیجهٔ تجربهها و انتخابهای پیشین. ازاینرو، تماشاگر ممکن است پیش از آنکه به اعضای گروه دلبستگی پیدا کند، با رویدادی تازه روبهرو شود.
« مشکل آن است که این تمهید گاه بیش از آنکه از شخصیت و موقعیت بجوشد، به خودنمایی بصری بدل میشود. »
شخصیتها و اجرا
در برخی نقشها نیز بازیها یکدست نیستند؛ همین ناهمگونی، باورپذیری جهان داستان را کاهش میدهد و باعث میشود لحظههای عاطفی یا تنشآمیز به اندازهٔ لازم اثر نگذارند. بازیگران شناختهشده و نقشآفرینیهای ناهموار حضور چهرههایی چون Michael Caine و Lena Headey میتواند انتظار تماشاگر را بالا ببرد.
Caine در نقش فاگین به داستان وزن و آشنایی میبخشد؛ شخصیتی که میان راهنمایی، منفعتطلبی و قدرتنمایی در نوسان است. Headey نیز با سابقهٔ نقشآفرینی در شخصیتهای سخت و تهدیدآمیز، به جهان فیلم حضوری مسلط میدهد. این بازیگران گاه به صحنهها انسجام میبخشند، اما حضورشان بهتنهایی قادر نیست خلأهای فیلمنامه را پر کند.
در سوی دیگر، بخشی از بار اصلی بر دوش بازیگران جوان است. تازگی چهرهها و انرژیشان با مضمون جوانی و خیابانگردی سازگار است، ولی اجرای بعضی از نقشها از نظر لحن و ظرافت ناپایدار میماند. فیلم میخواهد هم شوخطبع و بازیگوش باشد، هم پرخطر و جدی؛ بازیها همیشه نمیتوانند این دوگانگی را به شکلی متعادل حمل کنند.
در نتیجه، حضور بازیگر نامآشنا گاه بیشتر وعدهای برای جذابیت است تا عاملی که واقعاً عمق دراماتیک بیافریند. فیلمنامه و ریتم روایت هستهٔ قصه روشن و بیواسطه است: گروهی از جوانان برای رسیدن به هدفی مالی دست به نقشهای بزرگ میزنند. این سادگی میتواند برای یک فیلم سرگرمکننده مزیت باشد، بهویژه اگر روایت با تعلیق، شوخطبعی یا شخصیتهای بهیادماندنی همراه شود.
« Headey نیز با سابقهٔ نقشآفرینی در شخصیتهای سخت و تهدیدآمیز، به جهان فیلم حضوری مسلط میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
«Twist» نیز در مقاطعی تلاش میکند با گرهافکنی و جابهجایی نقشها، توجه مخاطب را نگه دارد؛ اما مسیر داستانی در مجموع پیچیدگی و استحکام کافی پیدا نمیکند. بخشهایی از ماجرا غیرواقعی به نظر میرسند و برخی موقعیتها بیش از آنکه از منطق درونی داستان پیروی کنند، برای رساندن شخصیتها به صحنهٔ بعدی طراحی شدهاند.
ریتم نیز یکنواخت نیست: فیلم گاهی شتاب میگیرد و گاهی در میانهٔ راه کش میآید. این نوسان، بهخصوص در اثری که بر حرکت و هیجان تکیه دارد، محسوس است. تدوین ضعیف در بعضی لحظهها انسجام تعقیبوگریزها را کم میکند و اجازه نمیدهد کنشها پیوسته و روشن به نظر برسند. میراث دیکنز در لباس تازه سنجیدن «Twist» با رمان دیکنز، بهتنهایی معیار منصفانهای نیست؛ اقتباس میتواند آزادانه از منبع الهام بگیرد و شخصیتها را دگرگون کند.
مسئله این است که پس از تغییرها، آیا اثر تازه چیزی مستقل و معنادار به دست میآورد؟ فیلم از نامها، الگوی گروهی و مضمونِ جوانِ بیپناه بهره میگیرد و برخی شخصیتها را نیز با جابهجایی جنسیتی یا نقش تازه بازتصور میکند. اما پیوند آن با رمان بیشتر در سطح نشانهها و طرح کلی باقی میماند.
این فاصله برای تماشاگر آشنا با «الیور توییست» ممکن است دو اثر متفاوت داشته باشد. از یک سو، بازآفرینی شهری و اکشنمحور میتواند سرگرمکننده و متفاوت باشد؛ از سوی دیگر، حذف یا کمرنگشدن زمینههای انسانی و اجتماعی رمان، احساس میشود. فیلم نه کاملاً از سایهٔ اثر اصلی بیرون میآید و نه به اندازهای به آن نزدیک میماند که عمق تراژیک و انتقادیاش را حفظ کند.
« ریتم نیز یکنواخت نیست: فیلم گاهی شتاب میگیرد و گاهی در میانهٔ راه کش میآید. »
قوتها و کاستیها
حاصل، اقتباسی آزاد است که جسارت ایدهاش از پختگی اجرای آن بیشتر به چشم میآید. جمعبندی «Twist» اثری است با تصوری جذاب اما اجرایی نابرابر: آوردن الیور توییست به لندن امروز و پیوند دادن او با پارکور، گروهی از جوانان خیابانی و نقشهٔ سرقت، میتوانست پایهٔ فیلمی سرزنده و پرتعلیق باشد.
موسیقی، برخی لوکیشنها، انرژی بازیگران جوان و حضور چند چهرهٔ شناختهشده لحظههایی دیدنی میسازند. در مقابل، روایت ساده و گاه کشدار، شخصیتپردازی کمعمق، صحنههای پارکور اغراقشده، تدوین ناموزون و بازیهای ناپایدار مانع از آن میشوند که ایده به تجربهای یکپارچه بدل شود. این فیلم را میتوان بهعنوان سرگرمیای سبک و آزاد از منبع ادبی تماشا کرد، بهشرط آنکه انتظار اقتباسی عمیق از دیکنز یا فیلمی اکشن با منطق کاملاً سنجیده در میان نباشد.
«Twist» در بهترین لحظاتش سرزندگی یک ماجرای شهری را لمس میکند؛ اما در مجموع، بیش از آنکه پیچشی تازه و ماندگار به داستان کلاسیک بدهد، یادآور فاصلهٔ میان ایدهٔ نو و پرداخت کامل آن است.
« حاصل، اقتباسی آزاد است که جسارت ایدهاش از پختگی اجرای آن بیشتر به چشم میآید. »



ثبت دیدگاه