نقد و بررسی
نقد توت (Tut) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان تاریخ و ملودرام «توت» مینیسریالی رویدادمحور است که از زندگی توتعنخآمون، فرعون جوان مصر، دستمایهای برای ساختن درامی درباره قدرت، وفاداری و بهای فرمانروایی میسازد. روایت، پادشاهی را دنبال میکند که در میان مشاوران جاهطلب، رقابتهای درباری و تهدیدهای بیرونی میکوشد اختیار سرنوشت خود و کشورش را به دست بگیرد.
در کنار کشمکش سیاسی، عشق، حسادت و خیانت نیز در مسیر او قرار میگیرند؛ عناصری که قصه را از یک بازسازی تاریخی صرف دور میکنند و به قلمرو ملودرام نزدیک میسازند. این مجموعه بیش از آنکه مدعی بازگویی دقیق تاریخ باشد، میخواهد افسانهای پرحادثه و تماشایی بسازد. بنابراین بهتر است آن را در مقام یک درام سرگرمکننده سنجید، نه منبعی برای شناخت زندگی واقعی فرعون.
همین انتخاب، هم امکان خلق صحنههای پرکشش را فراهم میکند و هم گاه روایت را از انسجام تاریخی و روانی دور میسازد. «توت» جهان باستان را آشناتر و قابلفهمتر میکند، اما برای این نزدیکی، بخشی از پیچیدگی تاریخی را به قراردادهای آشنای داستانگویی عامهپسند میسپارد. قصهای درباره قدرت و آسیبپذیری هسته دراماتیک مجموعه، فاصله میان جایگاه رسمی توت و توان واقعی اوست.
« این مجموعه بیش از آنکه مدعی بازگویی دقیق تاریخ باشد، میخواهد افسانهای پرحادثه و تماشایی بسازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فرعون در ظاهر صاحب اقتدار است، اما برای فرمانروایی باید با کسانی کنار بیاید که از تجربه، نفوذ و شبکههای سیاسی بیشتری برخوردارند. این موقعیت، پرسشی جذاب پیش میکشد: آیا پادشاهی که اختیارش را دیگران شکل میدهند میتواند به رهبر واقعی بدل شود؟ سریال در بهترین لحظات خود، کشمکش میان جوانی و مسئولیت را به نمایش میگذارد؛ مردی که باید از زیر سایه اطرافیان بیرون بیاید، بیآنکه بداند اعتماد به کدامیک از آنان ممکن است.
بااینحال، روایت گاهی این پرسش را به جای پرداخت تدریجی، با رخدادهای پرشمار پیش میبرد. توطئهها، درگیریها و مناسبات عاطفی پیدرپی وارد داستان میشوند و همیشه فرصت نمییابند پیامد عمیق خود را بر شخصیتها بگذارند. در نتیجه، برخی نقاط عطف بیش از آنکه حاصل تحول درونی باشند، همچون ایستگاههایی در مسیر پیشبرد ماجرا جلوه میکنند.
قصه از ظرفیت سیاسی خوبی برخوردار است، اما برای تبدیل این ظرفیت به درامی ماندگارتر، به پیوند محکمتری میان علتها و نتایج نیاز دارد. چهرههای دربار و بازی قدرت دربار در «توت» فضایی امن و آرام نیست؛ مکانی است که هر رابطه میتواند در همان حال که صمیمی به نظر میرسد، محاسبهای سیاسی نیز در دل داشته باشد.
« بااینحال، روایت گاهی این پرسش را به جای پرداخت تدریجی، با رخدادهای پرشمار پیش میبرد. »
شخصیتها و اجرا
مشاوران و فرماندهان صرفاً همراهان شاه نیستند، بلکه هرکدام در پی گسترش نفوذ خودند. این چندگانگی، به داستان نیرویی تعلیقی میدهد: تماشاگر پیوسته باید بسنجد کدام رفتار از سر وفاداری است و کدامیک پوششی برای منفعتطلبی. سریال گاه این آدمها را با نشانههایی روشن و حتی اغراقشده تعریف میکند؛ جاهطلبی، فریبکاری یا وفاداریشان معمولاً زود آشکار میشود.
چنین پرداختی، پیچیدگی شخصیتها را محدود میکند، اما در قالب یک مینیسریال کوتاه، فهم مناسبات را آسان نگه میدارد. کشاکش میان قدرت سیاسی و رابطه شخصی در مرکز توجه باقی میماند، هرچند گاهی توطئهها چنان متراکم میشوند که فرصت مکث بر انگیزههای دقیق هر شخصیت از دست میرود. بازیها و مرکز ثقل روایت بازی آوان جوگیا در نقش توت، تصویری از فرمانروایی جوان عرضه میکند که میان تردید و اراده در نوسان است.
او برای آنکه به نقش پادشاهی گرفتار در توازنهای دشوار جان بدهد، باید هم آسیبپذیری نشان دهد و هم اقتدار را بهتدریج به دست آورد. نتیجه در مجموع قابلقبول است، هرچند فیلمنامه همیشه عمق کافی برای نمایش تحول روانی شخصیت در اختیارش نمیگذارد. بن کینگزلی در نقش آی از مهمترین نقاط اتکای مجموعه است.
« مشاوران و فرماندهان صرفاً همراهان شاه نیستند، بلکه هرکدام در پی گسترش نفوذ خودند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حضور سنجیده و پرصلابت او به صحنههای درباری وزن میدهد و شخصیتش را از یک مهره ساده در بازی قدرت فراتر میبرد. حتی زمانی که متن به سوی توضیح مستقیم یا گفتوگوهای رسمی میرود، بازی او به صحنه کیفیتی متمرکزتر میبخشد. بازیگران دیگر نیز در شکلدادن به فضای رقابت و بدگمانی سهم دارند، اما توزیع نابرابر فرصتها باعث میشود بعضی نقشها بیشتر کارکرد روایی داشته باشند تا شخصیتپردازی مستقل.
شکوه بصری و جهانآفرینی یکی از امتیازهای آشکار «توت» ظاهر پررنگ و چشمنواز آن است. لباسها، زیورها و رنگهای گرم در کنار معماری و دکورهای مصر، جهانی میسازند که بهسرعت تماشاگر را به فضای داستان میکشاند. انتخاب رنگها و تفاوت ظاهر درباریان، سربازان و مردم عادی کمک میکند محیط فقط پسزمینه رخدادها نباشد؛ تصویر، بخشی از هویت نمایشی اثر است.
این زیبایی بصری گاه از واقعگرایی مهمتر میشود. نتیجه، مصر باستانی است که بیشتر برای تماشاییبودن طراحی شده تا بازسازی موشکافانه یک دوره تاریخی. اما این رویکرد با هدف سرگرمکنندگی مجموعه سازگار است: اثر میخواهد فضایی پرزرقوبرق و قابلتشخیص ارائه کند و در این زمینه موفق میشود.
« حضور سنجیده و پرصلابت او به صحنههای درباری وزن میدهد و شخصیتش را از یک مهره ساده در بازی قدرت فراتر میبرد. »
قوتها و کاستیها
دکور و لباس بهویژه در لحظههایی که روایت کند میشود، همچنان جاذبه دیداری خود را حفظ میکنند و از یکنواختی کامل تصویر جلوگیری میکنند. ریتم، عاشقانهها و نوسان لحن ساختار سهقسمتی مجموعه، وعده روایتی فشرده و پرشتاب میدهد، اما آهنگ آن همیشه یکدست نیست. بعضی بخشها میان معرفی تعارضهای سیاسی، صحنههای عاطفی و حوادث بیرونی رفتوآمد میکنند، بیآنکه گذار میان این مسیرها کاملاً روان باشد.
همین گسست، گاه حس تکهتکهشدن قصه را ایجاد میکند؛ گویی چند خط داستانی کنار هم قرار گرفتهاند، اما بهدرستی در یک مسیر واحد ادغام نشدهاند. عاشقانهها نیز برای ایجاد هیجان و نشاندادن کشمکشهای شخصی اهمیت دارند، ولی در بخشهایی بیش از اندازه امتداد مییابند. وقتی رابطهای بارها با مضمونهای مشابه بازمیگردد، از نیروی عاطفی آن کاسته میشود و زمان روایت از رقابت سیاسی یا تحول شخصیت اصلی گرفته میشود.
این مسئله بهویژه زمانی محسوس است که لحن مجموعه میان حماسه تاریخی، درام عاشقانه و داستان توطئه جابهجا میشود؛ تغییرهایی که گاهی تنوع میآفرینند و گاهی تمرکز را پراکنده میکنند. جمعبندی «توت» اثری خوشتماشا و برخوردار از جذابیتهای بصری است که داستان فرعونی جوان را به نمایشی از قدرت، خیانت و رابطههای شکننده تبدیل میکند.
جمعبندی
بازی بن کینگزلی، طراحی لباس و دکور چشمنواز و فضای پرحادثه، آن را برای تماشای سرگرمکننده مناسب میسازند. در مقابل، کندشدن بخشهایی از روایت، پراکندگی برخی خطوط داستانی و کشآمدن عاشقانهها مانع از آن میشوند که مجموعه به درامی کاملاً یکپارچه بدل شود. ارزش «توت» بیش از آنکه در دقت تاریخی یا شخصیتپردازی پیچیده باشد، در تواناییاش برای ساختن جهانی رنگین و درگیرکننده است.
این مجموعه نه شاهکاری بینقص است و نه تجربهای بیحاصل؛ اثری تلویزیونی است که با شناخت محدودیتهایش، میتواند مخاطبی را که به درامهای تاریخی پرزرقوبرق علاقه دارد سرگرم کند، هرچند احتمالاً پس از پایان تماشا بیشتر تصویرهایش را به یاد خواهد سپرد تا انسجام قصه را.
« بازی بن کینگزلی، طراحی لباس و دکور چشمنواز و فضای پرحادثه، آن را برای تماشای سرگرمکننده مناسب میسازند. »



ثبت دیدگاه