نقد و بررسی
نقد توربو کید (Turbo Kid) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به آیندهای ویران «توربو کید» فیلمی پساآخرالزمانی است که بیش از آنکه بخواهد تصویری تازه و واقعگرایانه از پایان تمدن عرضه کند، تماشاگر را به زمین بازیِ خاطرهها میبرد: جایی میان دوچرخههای BMX، قهرمانان کمیکبوکی، زرههای دستساز و موسیقی الکترونیک. داستان در جهانی خشک و ویرانشده میگذرد؛ نوجوانی تنها و یتیم، که در پی آب و خردهریزهای قابلمعامله از ویرانهها میگردد، با اَپل آشنا میشود و سپس برای نجات او راهی سفری خطرناک میشود.
این خط داستانی ساده، بستری برای ترکیب ماجراجویی، کمدی و خشونتی اغراقشده فراهم میآورد. فیلم از همان آغاز روشن میکند که قصد ندارد قواعد یک درام آخرالزمانی جدی را دنبال کند. جهانش بیرحم است، اما لحنش بازیگوش؛ خطر واقعی به نظر میرسد، ولی نمایش آن چنان از اندازه میگذرد که گاه به شوخی تصویری بدل میشود.
همین دوگانگی، هویت اصلی اثر را شکل میدهد: «توربو کید» همزمان درباره بقاست و ادای احترام به سینمایی که فقر امکانات را به بخشی از جذابیت خود تبدیل میکرد. نوستالژی بهمثابه زبان سینمایی دههٔ هشتاد در این فیلم صرفاً مجموعهای از ارجاعها و نشانههای تزئینی نیست؛ به زبان بصری و عاطفی آن تبدیل شده است.
طراحی لباسها، ابزارهای عجیب، فضای بیابانی و قهرمان نوجوانی که رؤیای بدلشدن به یک شخصیت کمیک را در سر دارد، همه حس ماجراجوییهای کمخرج و پرشور آن دوره را بازسازی میکنند. حتی دوچرخههای BMX نیز در جهان فیلم فقط وسیلهٔ رفتوآمد نیستند؛ بخشی از تصور کودکانه و آزادانهایاند که اثر از قهرمانی و حرکت در دل ویرانهها میسازد.
« این خط داستانی ساده، بستری برای ترکیب ماجراجویی، کمدی و خشونتی اغراقشده فراهم میآورد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این بازآفرینی برای مخاطبی که با چنین سینمایی خاطره دارد، میتواند بسیار دلپذیر باشد. فیلم با شور فراوان به زیباییشناسی گذشته نزدیک میشود و از پنهانکردن محدودیتهایش پرهیز میکند. بااینحال، نوستالژی همیشه نیرویی دوگانه است: برای برخی تماشاگران دریچهای به تجربهای سرخوشانه میگشاید و برای برخی دیگر به تکرار تصویرهایی آشنا و فرسوده میماند.
«توربو کید» کمتر میکوشد این میراث را از نو تفسیر کند و بیشتر از خودِ بازآفرینی آن لذت میبرد؛ انتخابی که هویت فیلم را روشن میکند، اما دامنهٔ مخاطبانش را نیز محدود میسازد. قهرمانان دوستداشتنی و رابطهٔ مرکزی پسر، با انزوای اولیه و شیفتگیاش به قهرمانان کمیک، بهآسانی در جایگاه قهرمانی قرار میگیرد که باید از خیال به عمل برسد.
مسیر او نه بر پایهٔ پیچیدگی روانشناختی، بلکه با کنشهای ساده و قابلفهم شکل میگیرد: ترس، دلبستگی و میل به ایستادن در برابر زورگویی. بازی مونرو چمبرز این شخصیت را صمیمی نگه میدارد و از تبدیلشدنش به تصویری بیروح از قهرمانان آشنا جلوگیری میکند. اَپل، با سرزندگی و رفتارهای نامتعارفش، نیرویی متفاوت به این جهان میآورد.
او صرفاً انگیزهای برای پیشبردن سفر پسر نیست؛ حضورش به فضای تیره و خشن فیلم رنگی از گرما و شوخطبعی میدهد. رابطهٔ این دو، بیش از آنکه با گفتوگوهای عمیق یا تحولهای پیچیده پیش برود، با تضاد میان احتیاط پسر و انرژی رها و بیقاعدهٔ اَپل جان میگیرد. این رابطه گاه سادهانگارانه است، اما در چارچوب افسانهٔ نوجوانانهٔ فیلم کارکردی عاطفی دارد: یادآوری میکند که حتی در جهانی بیرحم، پیوند انسانی میتواند انگیزهٔ حرکت باشد.
« این بازآفرینی برای مخاطبی که با چنین سینمایی خاطره دارد، میتواند بسیار دلپذیر باشد. »
شخصیتها و اجرا
طنز، خون و خشونت اغراقآمیز یکی از انتخابهای تعیینکنندهٔ فیلم، کنار هم نشاندن شوخی و خشونت است. درگیریها و زخمها به شکلی اغراقآمیز و نمایشی به تصویر کشیده میشوند؛ اغراقی که فاصلهٔ لازم را میان تماشاگر و خشونت حفظ میکند و صحنهها را از تلخی واقعگرایانه دور میسازد. فیلم نمیکوشد خشونت را پنهان کند، اما آن را چنان به نمایش میگذارد که گاه بیشتر خندهآور است تا هراسانگیز.
این رویکرد برای مخاطبی که با کمدیهای سیاه و سینمای عامهپسندِ پرآشوب کنار میآید، بخش مهمی از لذت تماشاست. شوخیها در دل موقعیتها و واکنش شخصیتها شکل میگیرند و معمولاً لحن جدی داستان را بهطور کامل از بین نمیبرند. در عین حال، همین ترکیب ممکن است برای برخی ناهماهنگ یا خستهکننده باشد.
اگر تماشاگر انتظار داشته باشد خشونت یا پیامدهای آن با واقعگرایی و سنگینی بیشتری دنبال شود، اغراقهای فیلم احتمالاً مانع همذاتپنداری خواهد شد. «توربو کید» از تماشاگر میخواهد قواعد بازیاش را بپذیرد؛ پاداش این پذیرش، تجربهای شلوغ و مفرح است. موسیقی و ریتم اکشن موسیقی الکترونیک فیلم نقش مهمی در ساختن فضای آن دارد.
ضرباهنگهای ترکیبی و رنگآمیزی نوستالژیک موسیقی، به تعقیبوگریزها و لحظههای پرتحرک نیرو میبخشد و جهان بصری فیلم را به حالوهوای بازیهای ویدیویی و فیلمهای ماجراجویانهٔ قدیمی نزدیک میکند. موسیقی صرفاً پسزمینهای برای اکشن نیست؛ بخشی از هویت اثر است و پیوند میان ماجراجویی، طنز و خیالپردازی را محکم میکند.
« طنز، خون و خشونت اغراقآمیز یکی از انتخابهای تعیینکنندهٔ فیلم، کنار هم نشاندن شوخی و خشونت است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اکشن نیز با همین منطق پیش میرود: سریع، پرحادثه و مبتنی بر ایدههای تصویری ساده اما سرزنده. فیلم بهجای آنکه هر رویارویی را به قطعهای پیچیده و پرجزئیات بدل کند، از انرژی حرکت و غافلگیریهای بصری بهره میگیرد. این شیوه باعث میشود روایت بهآسانی پیش برود و تماشاگر کمتر در فضای خالی میان صحنهها احساس توقف کند.
البته ریتم تند گاهی مجال نمیدهد بعضی موقعیتها یا شخصیتهای فرعی عمق بیشتری پیدا کنند؛ بااینحال، شتاب و سرزندگی از ویژگیهای اصلی تجربهٔ فیلم است. طراحی تولید و زیباییشناسی کمخرج «توربو کید» از محدودیتهای تولیدی خود بهعنوان بخشی از ظاهر فیلم استفاده میکند. فضای ویران، وسایل دستساز و جلوههای زمخت، همگی با تصویر عامدانهٔ سینمایی کمخرج و قدیمی تناسب دارند.
این انتخاب در بسیاری از لحظهها نتیجهبخش است: جهان فیلم حس ساختهشدن با دست را حفظ میکند و از یکدستی صیقلیِ آثار پرهزینه فاصله میگیرد. همین ناهمواری میتواند به صحنهها شخصیتی ملموس و بازیگوش بدهد. اما هر نقصی را نمیتوان به حساب سبک گذاشت. کیفیت لباسها و طراحی برخی صحنهها یکدست نیست؛ بعضی جزئیات با دقت و ذوق انتخاب شدهاند و بعضی دیگر ناتمام یا کمجان به نظر میرسند.
وقتی فیلم از ظاهر ناصاف خود بهعنوان بخشی از هویت هنریاش دفاع میکند، مرز میان «سبک عمدی» و «ضعف اجرایی» باریک میشود. در بهترین لحظهها، محدودیتها به خلاقیت بدل میشوند؛ در لحظههای ضعیفتر، همان محدودیتها آشکارا به چشم میآیند. ادای احترام یا تکرار؟ «توربو کید» آشکارا از سینمای ماجراجویانه و پساآخرالزمانیِ گذشته الهام میگیرد.
« اکشن نیز با همین منطق پیش میرود: سریع، پرحادثه و مبتنی بر ایدههای تصویری ساده اما سرزنده. »
قوتها و کاستیها
این تأثیرپذیری بهخودیخود ایراد نیست؛ فیلم با علاقهای آشکار به سنتی نگاه میکند که قهرمانان ساده، دشمنان نمایشی و جهانهای ویران را به سرگرمیهایی پرانرژی بدل میکرد. مشکل زمانی پدید میآید که ارجاعها جای ابداع را بگیرند. در بخشهایی از فیلم، حس آشنایی چنان پررنگ است که تماشاگر ممکن است گمان کند اثر صرفاً در حال بازآرایی نمونههای قدیمی است.
بااینحال، فیلم از تقلید محض فراتر میرود، زیرا لحن و شخصیتهای خاص خود را دارد. رابطهٔ پسر و اَپل، دوچرخهها، شوخیهای بیپروا و موسیقی پررنگ، ترکیبی میسازند که بهآسانی با یک ادای احترام خشک و بیروح یکی نمیشود. تفاوت اصلی در میزان پذیرش این زبان است: اگر تماشاگر از تماشای بازسازی آگاهانهٔ حالوهوای گذشته لذت ببرد، فیلم برایش سرزنده خواهد بود؛ اگر انتظار نوآوری سبکی یا روایی داشته باشد، تکرارها و ناهمواریها بیشتر به چشم خواهند آمد.
جمعبندی «توربو کید» ماجراجوییای سرخوش، خونآلود و نوستالژیک است که ارزش خود را نه در پیچیدگی داستان، بلکه در انرژی و هویت بصریاش مییابد. موسیقی پرتحرک، شوخیهای سیاه، اکشن پرشتاب و شخصیتهای دوستداشتنی، تماشای آن را به تجربهای سرگرمکننده بدل میکنند؛ در مقابل، وابستگی زیاد به خاطرههای سینمایی گذشته، نابرابری طراحی تولید و گاه تکراریشدن ارجاعها از نقاط ضعف آن است.
این فیلم برای کسی که با جهانهای کمخرج، قهرمانان کمیکبوکی و خشونت نمایشی ارتباط میگیرد، اثری خوشحالوهوا و پرجنبوجوش خواهد بود. اما اگر این نوستالژی برای تماشاگر جذابیتی نداشته باشد، همان ویژگیای که فیلم را متمایز میکند به مانعی جدی بدل میشود. «توربو کید» بیش از آنکه بخواهد گذشته را اصلاح کند، میخواهد دوباره در آن بازی کند؛ و موفقیتش وابسته به آن است که تماشاگر نیز حاضر باشد وارد این بازی شود.
« مشکل زمانی پدید میآید که ارجاعها جای ابداع را بگیرند. »



ثبت دیدگاه