نقد و بررسی
نقد تومباد (Tumbbad) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
افسانهای که از دل باران برمیخیزد «Tumbbad» بیش از آنکه در پی ساختن وحشتی متکی بر غافلگیریهای پیاپی باشد، جهانی میآفریند که از همان آغاز حس میشود چیزی در آن درست نیست. داستان در هندِ سال ۱۹۱۸ و در روستایی بارانزده میگذرد؛ جایی که وینایاک، همراه مادر و برادرش، با پیرزنی مرموز و رازی خانوادگی روبهرو میشود.
اما این مقدمه تنها دروازهای است به افسانهای تاریک دربارهٔ گنج، میراث و وسوسهای که بهتدریج بر زندگی قهرمان سایه میاندازد. فیلم، با بهرهگیری از عناصر اسطوره و وحشت عامیانه، بهجای آنکه صرفاً داستانی دربارهٔ موجودی هراسانگیز تعریف کند، پرسشی اخلاقی را در مرکز خود میگذارد: آدمی برای بهدستآوردن ثروت تا کجا پیش میرود و چه چیزی را در این راه از دست میدهد؟
«تومباد» در سال ۲۰۱۸ به کارگردانی Rahi Anil Barve و Anand Gandhi ساخته شد و Sohum Shah نقش وینایاک را بازی میکند. بارانی که به فضای فیلم جان میدهد باران در این فیلم تنها یک ویژگی آبوهوایی یا پسزمینهای زیبا نیست؛ نیرویی است که تمام جهان داستان را شکل میدهد. شرشر آب، گلولای، دیوارهای فرسوده و آسمانی که گویی هیچوقت روشن نمیشود، تصویری از جهانی میسازند که راه گریزی از آن نیست.
رطوبت در قابها مینشیند و حس سرما و سنگینی را به تماشاگر منتقل میکند؛ انگار خود هوا نیز بخشی از نفرین روستاست. همین پیوستگی میان منظره و عاطفه، یکی از برجستهترین دستاوردهای فیلم است: محیط نه برای نمایش زیبایی، بلکه برای تشدید اضطراب شخصیتها به کار میرود. طراحی بصری فیلم نیز این احساس را تقویت میکند.
« طراحی بصری فیلم نیز این احساس را تقویت میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
سایهها، نورهای محدود و فضاهای داخلی کمنور، بخشهایی از جهان را پنهان نگه میدارند و به تماشاگر اجازه نمیدهند همهچیز را با آسودگی ببیند. دوربین، بهجای آنکه همواره ترس را آشکارا نشان دهد، گاهی آن را در حاشیهٔ تصویر یا پشت تاریکی نگه میدارد. نتیجه، وحشتی است که از انتظار و نادیدهها نیرو میگیرد.
فیلمبرداری Pankaj Kumar و طراحی تولید، در ساخت این فضای بسته و وهمآلود نقش مهمی دارند. وحشتی ریشهدار در افسانه «تومباد» از الگوی متعارف بسیاری از فیلمهای ترسناک فاصله میگیرد. تهدید اصلی نه صرفاً هیولایی برای تعقیب شخصیتها، بلکه بخشی از روایتی اسطورهای است؛ روایتی که جهان داستان را از گذشتهای دور به اکنون پیوند میزند.
فیلم اطلاعات خود را آرامآرام در اختیار مخاطب میگذارد و همین تدریج، به رازآلودگی آن کمک میکند. تماشاگر در ابتدا ممکن است احساس کند هنوز همهٔ قواعد این جهان را نمیداند؛ اما این ابهام، تا اندازهای با حالوهوای قصه سازگار است. افسانهای که نسلبهنسل نقل شده، قرار نیست مانند گزارشی روشن و بیابهام عرضه شود.
موجودات ترسناک و طراحی چهرهها نیز بهجای آنکه تنها وسیلهای برای شوکآفرینی باشند، به زبان تصویری فیلم تعلق دارند. گریمها و حرکت بدنها، حس ناخوشایندی میسازند که با جهان پوسیده و نمناک داستان هماهنگ است. برخی تصاویر بهسادگی از ذهن بیرون نمیروند، زیرا فیلم آنها را در بستری از سکوت، تاریکی و انتظار جای میدهد.
« دوربین، بهجای آنکه همواره ترس را آشکارا نشان دهد، گاهی آن را در حاشیهٔ تصویر یا پشت تاریکی نگه میدارد. »
شخصیتها و اجرا
در مقابل، جلوههای رایانهای، بهویژه در بخشهایی از آغاز فیلم، همیشه همسطح با طراحی صحنه و گریم نیستند. هرگاه تصویر دیجیتال بیش از اندازه آشکار و مصنوعی به نظر میرسد، بخشی از باورپذیری جهان فیلم آسیب میبیند؛ تفاوت میان جلوههای ملموس و رایانهای در این لحظهها بیشتر به چشم میآید.
طمع؛ هیولایی که درون آدمی خانه میکند قلب معنایی فیلم در پیوند میان گنج و میل سیریناپذیر انسان قرار دارد. ثروت در «تومباد» صرفاً چیزی برای خرجکردن یا نمایشدادن نیست؛ نیرویی است که نگاه وینایاک به جهان را دگرگون میکند. هرچه خواستهٔ او روشنتر میشود، مرز میان نیاز و حرص نیز کمرنگتر به نظر میرسد.
فیلم این دگرگونی را با بیانی پرشور و خطابهوار توضیح نمیدهد؛ بیشتر میکوشد آن را از خلال انتخابها، تکرار وسوسه و پیامدهای تدریجی آن نشان دهد. اهمیت این مضمون در آن است که طمع را به یک نقص سادهٔ شخصیتی تقلیل نمیدهد. میل به ثروت میتواند با ترس از فقر، میل به قدرت و آرزوی تغییر سرنوشت درآمیزد؛ اما همین انگیزههای قابلفهم، ممکن است انسان را به مسیری ویرانگر ببرند.
از این رو، ترس فیلم تنها از موجودات و مکانهای ناشناخته سرچشمه نمیگیرد. سرچشمهٔ عمیقتر آن در تصمیمهای انسانی است؛ در اینکه آدمی چگونه برای توجیه خواستهاش، خطر را کوچک میشمارد و هزینهٔ آن را نادیده میگیرد. همین وجه اخلاقی سبب میشود ایدهٔ فیلم پس از پایان تماشا نیز در ذهن باقی بماند.
« در مقابل، جلوههای رایانهای، بهویژه در بخشهایی از آغاز فیلم، همیشه همسطح با طراحی صحنه و گریم نیستند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازیها و چهرههای بهیادماندنی Sohum Shah در نقش وینایاک، شخصیتی را میسازد که کشش درونیاش بهتدریج جای رفتارهای دیگر را میگیرد. بازی او بر دگرگونی و تغییر تدریجی تکیه دارد: وینایاک در هر مرحله از زندگی با همان میل بنیادی روبهروست، اما نسبت او با آن میل ثابت نمیماند. Shah در بسیاری از لحظهها بهجای تأکیدهای نمایشی، از نگاه و مکث بهره میگیرد و به شخصیت نوعی خودداری میبخشد که با فضای سرد فیلم همخوان است.
بازیگران دیگر نیز به شکلگیری بافت خانوادگی و روستایی داستان کمک میکنند؛ بهخصوص در بخشهایی که ترس از راه رفتارهای روزمره و نگاههای نگرانکننده منتقل میشود. موجودات و چهرههای دگرگونشده نیز از عناصر ماندگار فیلماند، اما کارکردشان تنها ترساندن نیست. آنها به جهان داستان کیفیتی افسانهای و جسمانی میبخشند؛ گویی خرافهها و قصههای کهن، ناگهان در برابر دوربین شکل مادی پیدا کردهاند.
ترکیب گریم، طراحی حرکت و فضای تاریک، گاهی تأثیری قویتر از جلوههای پرهزینهٔ دیجیتال دارد. این ناهمگونی میان عناصر موفق و کمجانتر، در مجموع کیفیت فیلم را از بین نمیبرد، اما یادآوری میکند که جهان بصری آن در همهٔ لحظهها یکدست نیست. ریتمی که گاهی در گلولای میماند آهستگی بخشهایی از روایت با فضای داستان تناسب دارد؛ فیلم برای ساختن حس نفرینشدگی و تکرار، به مکث و انتظار نیاز دارد.
بااینحال، هر مکثی الزاماً به تعلیق نمیانجامد. در بخش میانی، بعضی صحنهها بیش از اندازه امتداد مییابند و پیشروی داستان موقتاً کند میشود. هنگامی که فیلم دوباره به محور اصلیِ وسوسه و خطر بازمیگردد، توجه تماشاگر جان میگیرد؛ اما فاصلهٔ میان این نقاط گاه طولانی است. این مسئله بهویژه از آنجا اهمیت دارد که «تومباد» در ساخت فضا بسیار تواناست و گاهی به نیروی همان فضا تکیهٔ بیش از حد میکند.
« موجودات و چهرههای دگرگونشده نیز از عناصر ماندگار فیلماند، اما کارکردشان تنها ترساندن نیست. »
قوتها و کاستیها
باران، تاریکی و صدای محیط میتوانند بار عاطفی صحنه را افزایش دهند، اما اگر کنش و اطلاعات تازه بهاندازهٔ کافی پیش نروند، تکرار آنها اثر نخستینشان را کمرنگ میکند. بخشی از مخاطبان شاید از این کندی بهعنوان فرصتی برای غرقشدن در جهان فیلم استقبال کنند؛ برای برخی دیگر، همین انتخاب میتواند ریتم را سنگین و کشدار سازد.
جمعبندی «Tumbbad» فیلمی است که قدرت اصلیاش را از آفرینش جهانی منسجم، بارانِ بیوقفه و افسانهای دربارهٔ طمع به دست میآورد. فضای وهمآلود، طراحی گریم و موجودات، و بازی مرکزی Sohum Shah، تجربهای تصویری میسازند که بهسادگی در ذهن محو نمیشود. در سوی دیگر، کندی بخش میانی و ناهماهنگی بعضی جلوههای رایانهای مانع از آن میشوند که همهٔ اجزای اثر به یک اندازه موفق باشند.
بااینهمه، ارزش فیلم تنها در لحظههای ترسناک آن خلاصه نمیشود. «تومباد» وحشت را به پرسشی دربارهٔ میل و انتخاب پیوند میزند و نشان میدهد چگونه چیزی که در آغاز وعدهٔ رهایی میدهد، میتواند به دام بدل شود. این فیلم برای تماشاگرانی که در سینمای ترسناک بیش از شوکهای پیدرپی، به فضای ماندگار، اسطورهپردازی و تمثیل اخلاقی اهمیت میدهند، اثری قابلتأمل و بهیادماندنی است.
« بااینهمه، ارزش فیلم تنها در لحظههای ترسناک آن خلاصه نمیشود. »



ثبت دیدگاه