نقد و بررسی
نقد تغلق دربار (Tughlaq Durbar) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای که ظرفیت یک هجو تند را دارد «Tughlaq Durbar» از آن فرضهای داستانی بهره میگیرد که از همان ابتدا وعدهی برخوردی جذاب میان سیاست و اخلاق را میدهند. سینگاراولان، سیاستمداری فرصتطلب و حسابگر، برای بالا رفتن از نردبان قدرت به فریب و فساد متوسل میشود؛ اما پس از حادثهای، وجهی دیگر از شخصیتش در برابر او قد علم میکند و نقشههایش را مختل میسازد.
این وضعیت، هم زمینهی کمدی فراهم میآورد و هم میتواند به پرسشی جدی دربارهی وجدان، خودفریبی و سازوکار قدرت برسد: آیا آدمی میتواند بخشهای ناپسند وجودش را از خود جدا کند، یا ناچار است با پیامدهای آنها روبهرو شود؟ فیلم بهجای آنکه این فرض را صرفاً به معمایی روانشناختی بدل کند، آن را در فضای سیاست محلی و مناسبات حزبی مینشاند.
همین انتخاب به اثر امکان میدهد از دوگانگی درونی شخصیت اصلی برای شوخی با فرهنگ وفاداری، جاهطلبی و معاملهگری سیاسی استفاده کند. بااینحال، جذابیت ایده از همان ابتدا بار سنگینی بر دوش فیلمنامه میگذارد؛ فیلم باید هم قواعد تغییر شخصیت را روشن کند، هم موقعیتهای کمیک بسازد و هم از دل آنها تصویری معنادار از سیاست بیرون بکشد.
نتیجه در بخشهایی سرگرمکننده است، اما در مجموع به اندازهی ظرفیت فرض مرکزیاش پیش نمیرود. سینگاراولان و کشمکش میان منفعت و وجدان سینگاراولان بیش از آنکه قهرمانی متعارف باشد، نمونهای از سیاستمداری است که موفقیت را نه بهمثابه نتیجهی شایستگی، بلکه بهعنوان محصول محاسبه و نزدیکی به صاحبان قدرت میبیند.
« نتیجه در بخشهایی سرگرمکننده است، اما در مجموع به اندازهی ظرفیت فرض مرکزیاش پیش نمیرود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او با مهارت جای خود را در مناسبات حزبی پیدا میکند و برای پیشرفت، مرزهای اخلاقی را جابهجا میسازد. ورود هویت تازه به زندگی او، این مسیر را بههم میریزد و شخصیت را در موقعیتی مضحک و درعینحال قابل تأمل قرار میدهد: همان ذهنی که برای فریب دیگران نقشه میکشد، ناگهان باید با رفتاری روبهرو شود که منطق منفعتطلبانهاش را نقض میکند.
این کشمکش، بالقوه میتواند تصویری چندلایه از وجدان باشد؛ نیرویی که نه در قالب پند و اندرز بیرونی، بلکه از درون خود شخصیت سر برمیآورد. فیلم گاه از این امکان بهخوبی بهره میبرد، بهویژه وقتی نقشههای سینگاراولان با نتایج ناخواستهی اعمال خودش تلاقی میکنند. اما تحول شخصیتها همیشه با دقت کافی صورت نمیگیرد و تفاوت دو وجه او گاهی بیشتر به ابزار پیشبرد شوخیها شباهت دارد تا کشف تدریجی یک بحران درونی.
در نتیجه، مخاطب ایده را میفهمد و از موقعیتهایش لذت میبرد، اما کمتر فرصت مییابد عمق تناقضهای قهرمان را احساس کند. طنز سیاسی؛ میان کنایه و فرصت ازدسترفته طنز سیاسی فیلم زمانی جان میگیرد که از رفتارهای آشنا در میدان قدرت الهام میگیرد: شیفتگی به رهبر، رقابت برای دیدهشدن، جابهجایی جایگاهها و تبدیل وفاداری به ابزار صعود.
شوخیها در بهترین لحظات، صرفاً به یک شخصیت یا موقعیت محدود نمیمانند و از دل جزئیات، تصویری از سازوکار سیاست میسازند. فیلم همچنین از ارجاعهای فرهنگی و سینمایی بهره میبرد تا فضای خود را سبک و خودآگاه نگه دارد؛ گویی میداند که تماشاگر با قواعد این جهان آشناست و میتواند معنای کنایهها را بیآنکه همهچیز توضیح داده شود، دریابد.
« او با مهارت جای خود را در مناسبات حزبی پیدا میکند و برای پیشرفت، مرزهای اخلاقی را جابهجا میسازد. »
شخصیتها و اجرا
این ویژگی به بخشهایی از اثر طراوت میبخشد. بااینحال، هجو فیلم پیوسته و همسطح نیست. گاهی کنایهها تیز و دقیقاند، اما در لحظاتی دیگر شوخیها به موقعیتهایی گذرا محدود میشوند و به نقدی ماندگار نمیرسند. تضاد میان شخصیت فاسد و وجه اخلاقی او میتوانست به بررسی گستردهتری از مسئولیت فرد در ساختارهای ناسالم منتهی شود؛ فیلم اما اغلب ترجیح میدهد از این تضاد برای خلق موقعیتهای سرگرمکننده استفاده کند.
به همین دلیل، اثر بیش از آنکه یک هجویهی سیاسی تمامعیار باشد، کمدیای با رگههای انتقادی است؛ کمدیای که گاه هدف خود را پیدا میکند و گاه پیش از آنکه ضربهاش را کامل کند، از موضوع فاصله میگیرد. بازیها و جانبخشی به جهان فیلم وijay Sethupathi در نقش اصلی، بار اصلی روایت را به دوش میکشد.
حضور او برای شخصیتی که باید میان جاهطلبی و وجدان در نوسان باشد، انتخابی مناسب است؛ او میتواند بیآنکه نقش را بیش از اندازه جدی یا نمایشی کند، وجه کمیک سینگاراولان را حفظ کند. بااینحال، نقش ظرفیت بیشتری برای تمایزگذاری میان دو سوی شخصیت داشت. اگر تفاوتهای رفتاری و عاطفی این دو وجه روشنتر و پیوستهتر پرداخت میشد، تضاد درونی قهرمان تأثیر ملموستری پیدا میکرد.
بازیگر در بعضی لحظات جذابیت همیشگیاش را به صحنه میآورد، اما فیلم برای ایجاد تازگی کامل به او مواد کافی نمیدهد. کاروناکاران از نقاط قوت قابل اتکای اثر است. شخصیت او در نسبت با سینگاراولان، هم امکان شوخی ایجاد میکند و هم بهنوعی نقش شاهد و بازتابدهندهی تناقضهای قهرمان را بر عهده میگیرد.
« این ویژگی به بخشهایی از اثر طراوت میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حضور ر. پارثیبان نیز با توجه به جایگاه شخصیتش در فضای سیاسی داستان اهمیت دارد، اما پرداخت نقش او همیشه از نیروی بازیگر بهرهی کامل نمیبرد. ساتیاراج، با حضوری کوتاهتر، رنگ و انرژی ویژهای به فیلم اضافه میکند؛ چنانکه در بعضی صحنهها میتوان اثر حضورش را بیش از اندازهی زمان حضورش احساس کرد.
در برابر این نقشها، شخصیتهای زن و چند چهرهی فرعی کمتر فرصت مییابند از سطح کارکرد داستانی فراتر بروند. فیلمنامه و شخصیتهای فرعی ضعف اصلی «Tughlaq Durbar» در فاصلهای است که میان ایدهی مرکزی و بسط آن شکل میگیرد. فیلمنامه سازوکار جذابی برای برخورد دو وجه شخصیت اصلی دارد، اما همیشه نمیداند چگونه آن را به مجموعهای از موقعیتهای تازه و رو به تحول تبدیل کند.
برخی صحنهها همان شوخی یا کشمکش پیشین را با صورتی دیگر تکرار میکنند، بیآنکه اطلاعات تازهای دربارهی سینگاراولان یا دنیای سیاسی پیرامونش آشکار سازند. این تکرار بهتدریج از تازگی فرض اولیه میکاهد و باعث میشود فیلم نتواند در تمام مسیر، نیروی روایی خود را حفظ کند. خط عاشقانه و بعضی روابط خانوادگی نیز در قیاس با محور اصلی، کماثر به نظر میرسند.
این بخشها میتوانستند تضاد میان جاهطلبی سیاسی و زندگی شخصی قهرمان را پررنگ کنند، اما پیوندشان با تحول اصلی داستان بهاندازهی کافی استوار نیست. چند شخصیت فرعی نیز بیشتر برای تکمیل موقعیتها حضور دارند تا آنکه تصمیمها و کنشهایشان مسیر روایت را بهطور جدی تغییر دهد. حاصل، فیلمی است که عناصر فراوانی در اختیار دارد، اما همهی آنها را در ساختاری یکپارچه و ضروری به کار نمیگیرد.
« در برابر این نقشها، شخصیتهای زن و چند چهرهی فرعی کمتر فرصت مییابند از سطح کارکرد داستانی فراتر بروند. »
قوتها و کاستیها
با حذف یا فشردهسازی برخی مسیرها، احتمالاً تمرکز فیلم بر ایدهی اصلی بیشتر میشد. ریتم، کارگردانی و ساختار روایی کارگردانی در بخشهایی که میان سینگاراولان، واسـو و چهرههای سیاسی پیرامونشان جابهجا میشود، لحنی سبک و روان دارد. فیلم بهدرستی میفهمد که جهانش نباید بیش از اندازه سنگین و خطابهوار شود؛ همین خویشتنداری به طنز اجازه میدهد در دل داستان جاری بماند.
اما حفظ این لحن سبک به معنای حفظ ریتم نیست. هرچه روایت به بخشهای پایانی نزدیک میشود، حرکت آن کندتر میشود و برخی صحنهها بیش از آنکه تنش یا معنای تازهای بیفزایند، زمان فیلم را طولانی میکنند. این مسئله بهویژه از آن جهت اهمیت دارد که ایدهی دوگانگی شخصیت، ذاتاً نیرویی برای ایجاد تعلیق و پیشبینیناپذیری دارد.
هر بار که وجه تازهی سینگاراولان وارد عمل میشود، انتظار میرود معادلهی سیاسی و اخلاقی داستان دگرگون شود. اما فیلمنامه همیشه از این فرصت برای تشدید تعارض استفاده نمیکند و گاهی راهحلها آسانتر از آناند که کشمکشهای پیشین وعده دادهاند. بنابراین، فیلم در لحظات موفق خود چابک و بازیگوش است، ولی در مجموع از تمرکز و فشردگی لازم برخوردار نیست.
جمعبندی «Tughlaq Durbar» فیلمی استوار بر ایدهای خلاقانه و برخوردار از بازیگران توانمند، اما اثری که در تبدیل ظرفیتهای خود به تجربهای یکدست کامیاب نمیشود. طنز سیاسی آن لحظاتی سرگرمکننده و گاه تیز دارد؛ کاروناکاران و حضور ساتیاراج نیز به فیلم انرژی میبخشند و سینگاراولان، دستکم در سطح طرح، قهرمانی مناسب برای کشمکش میان سود و وجدان است.
« با حذف یا فشردهسازی برخی مسیرها، احتمالاً تمرکز فیلم بر ایدهی اصلی بیشتر میشد. »
جمعبندی
بااینحال، فیلمنامه شخصیت دوم را به اندازهی کافی نمیپرورد، برخی نقشهای فرعی و خط عاشقانه را کماثر رها میکند و در بخش پایانی با افت ریتم روبهرو میشود. ارزش تماشای فیلم بیش از هر چیز در همان برخورد نامتعارف میان جاهطلبی سیاسی و نیروی اخلاقی نهفته است؛ برخوردی که بارها امکان ساختن موقعیتهایی تازه را پیش میکشد، اما همیشه تا پایان از آن بهره نمیگیرد.
نتیجه، کمدی سیاسیای است که لحظات دلنشین و ایدهای بهیادماندنی دارد، ولی برای رسیدن به اثری ماندگارتر به فیلمنامهای منسجمتر، شخصیتپردازی دقیقتر و تدوینی فشردهتر نیاز داشت.



ثبت دیدگاه