نقد و بررسی
نقد Trying | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
از آرزوی والدشدن تا آزمون آمادگی سریال بریتانیایی «Trying» قصهاش را از خواستهای ساده و در عین حال عمیق آغاز میکند: نیکی و جیسون میخواهند پدر و مادر شوند، اما مسیر معمول برایشان به نتیجه نمیرسد. تصمیم به پذیرش سرپرستی کودک، آنها را وارد فرایندی میکند که نهتنها تواناییشان برای مراقبت از دیگری، بلکه برداشتشان از خانواده، مسئولیت و حتی رابطهٔ خودشان را به محک میگذارد.
این نقطهٔ شروع ظرفیت یک درام اندوهبار را دارد، اما سریال بهجای آنکه بر رنج تأکید مداوم بگذارد، از دل دشواریها کمدی و امید بیرون میکشد. عنوان «تلاش کردن» نیز بهخوبی با جهان اثر جور درمیآید: تلاش برای بچهدارشدن، تلاش برای عبور از مراحل اداری و تلاش برای تبدیل شدن به آدمهایی که بتوانند خانهای امن برای کودک فراهم کنند.
سریال، والدشدن را نه جایزهای بیچونوچرا برای زوجی دوستداشتنی، بلکه مسئولیتی میبیند که آمادگی برای آن باید در رفتارهای روزمره و در توانایی مواجهه با ضعفها آشکار شود. این نگاه، قصه را از یک کمدی عاشقانهٔ صرف فراتر میبرد. فرزندخواندگی؛ فرایندی انسانی و نه صرفاً داستانی یکی از امتیازهای مهم «Trying» آن است که فرزندخواندگی را فقط وسیلهای برای پیشبرد ماجرا یا ایجاد موقعیتهای خندهدار نمیکند.
« این نگاه، قصه را از یک کمدی عاشقانهٔ صرف فراتر میبرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
مراحل ارزیابی، گفتوگوها و نگرانیهای متقاضیان در روایت حضوری ملموس دارند؛ در عین حال، سریال نمیکوشد خود را به گزارشی آموزشی یا اداری تبدیل کند. تمرکز اصلی همچنان بر تجربهٔ عاطفی نیکی و جیسون است: امیدی که با اضطراب درهم میآمیزد، میل به خوب به نظر رسیدن، و ترس از آنکه رفتار یا گذشتهای معمولی به مانعی بزرگ بدل شود.
این تعادل همیشه بینقص نیست. برخی موقعیتها، برای ایجاد شوخی یا افزایش تنش، اندکی بیش از حد به سمت اغراق میروند. با این حال، عاطفهٔ مرکزی سریال صادقانه باقی میماند؛ زیرا اثر میفهمد که پشت پرسش «آیا این زوج آمادهٔ والدشدن هستند؟» پرسش دشوارتری نهفته است: آمادگی را چگونه میتوان سنجید، وقتی خودِ زندگی هیچگاه کاملاً منظم و قابلپیشبینی نیست؟
از این منظر، روند پذیرش سرپرستی فقط آزمونی برای شخصیتها نیست؛ ابزاری است برای آشکار کردن فاصلهٔ میان تصویری که آدمها از خود میسازند و واقعیتی که در خانه و روابطشان جریان دارد. نیکی و جیسون؛ رابطهای که نقطهٔ اتکای سریال است قلب تپندهٔ «Trying» پیوند میان نیکی و جیسون است. رابطهٔ آنها با آرمانسازی پیش نمیرود؛ این دو نه زوجی بینقصاند و نه قهرمانانی که همیشه پاسخ درست را بدانند.
« برخی موقعیتها، برای ایجاد شوخی یا افزایش تنش، اندکی بیش از حد به سمت اغراق میروند. »
شخصیتها و اجرا
محبتشان بیشتر در جزئیات کوچک نمایان میشود: شوخیهای خصوصی، حمایتهای گاه ناماهرانه، و تلاش برای حفظ همراهی در لحظاتی که فشار بیرونی به درون رابطه راه مییابد. همین معمولیبودن، احساسات سریال را باورپذیر میکند. بازی Esther Smith و Rafe Spall نقش تعیینکنندهای در این باورپذیری دارد.
هر دو بازیگر به شخصیتهایشان گرما و نقص میبخشند؛ واکنشها اغلب طبیعی و کمادا هستند و لحظههای عاطفی بهجای تکیه بر تأکیدهای نمایشی، از مکث، نگاه یا تغییر ظریف لحن جان میگیرند. هماهنگی میان آنها سبب میشود حتی وقتی داستان وارد موقعیتهای کمدیِ آشنا میشود، تماشاگر همچنان به رابطهٔ اصلی بازگردد.
سریال بیش از آنکه دربارهٔ «زوجی که میخواهند بچه داشته باشند» باشد، دربارهٔ دو انسانی است که باید یاد بگیرند در برابر خواستهای بزرگ، هم خودشان و هم یکدیگر را بهتر بشناسند. کمدی ملایم و گرمای جهان اثر طنز «Trying» بر بیرحمی، تحقیر یا شوک تکیه ندارد. کمدی آن بیشتر از ناهماهنگی میان نیت خوب شخصیتها و نتیجهٔ آشفتهٔ کارهایشان پدید میآید.
« همین معمولیبودن، احساسات سریال را باورپذیر میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نیکی و جیسون میکوشند در موقعیتهای مهم سنجیده و شایسته به نظر برسند، اما زندگی روزمره فرصت چندانی برای اجرای نسخهٔ مرتب و بینقص آدمها باقی نمیگذارد. همین فاصله، سرچشمهٔ بسیاری از لحظههای خندهدار سریال است. فضای اثر گرم و امیدوارکننده است، بیآنکه هر دشواری را با شوخی از میان بردارد.
حتی وقتی داستان به موضوعاتی حساس نزدیک میشود، لحنش عموماً مهربان میماند. این انتخاب برای مخاطبی که به دنبال اثری آرام و دلنشین است، نقطهٔ قوت محسوب میشود؛ اما ممکن است برای کسانی که کمدی تندتر یا پیچیدگی دراماتیک بیشتری میخواهند، کمرمق جلوه کند. گاهی شوخیها پیش از آنکه به ضربهای واقعاً غافلگیرکننده برسند، در محدودهٔ آشنای کمدی خانوادگی متوقف میشوند.
خانوادهها و شخصیتهای فرعی؛ آینههایی ناهموار دوستان و اعضای خانوادهٔ نیکی و جیسون فقط پسزمینهای برای زندگی آنها نیستند؛ هر یک به شکلی فشارها و تناقضهای زوج را بازتاب میدهند. حضور خانوادههای نامتعارف و روابط گاه آشفته، تصویری گستردهتر از مفهوم خانواده میسازد: خانواده نه جمعی بینقص و هماهنگ، بلکه شبکهای از آدمهای متفاوت است که باید با عادتها و ضعفهای یکدیگر کنار بیایند.
« همین فاصله، سرچشمهٔ بسیاری از لحظههای خندهدار سریال است. »
قوتها و کاستیها
این جهان جانبی، به سریال انرژی و حرکت میدهد و از محصور شدن آن در مسئلهٔ سرپرستی جلوگیری میکند. با این همه، شخصیتهای فرعی همیشه به یک اندازه پرداخت نمیشوند. برخی از آنها بیشتر برای ایجاد موقعیت طنز یا برهم زدن نظم داستان حضور دارند تا آنکه مسیر عاطفی مستقلی پیدا کنند. در نتیجه، گاهی به تیپهای آشنا نزدیک میشوند و بخشی از ظرفیتشان برای غافلگیری از دست میرود.
این نابرابری در پرداخت، بهویژه زمانی آشکار است که داستان برای مدتی از زوج اصلی فاصله میگیرد؛ بعضی موقعیتها سرگرمکنندهاند، اما اثر عاطفی پایداری بر کلیت روایت نمیگذارند. ریتم روایت؛ صمیمی اما گاه کمشتاب ریتم متعادل سریال با لحن آرام و انسانی آن تناسب دارد. «Trying» برای رسیدن به هر نقطهٔ عاطفی شتاب نمیکند و به مخاطب فرصت میدهد تا زندگی روزمرهٔ شخصیتها را ببیند؛ همین مکثها به رابطهٔ نیکی و جیسون عمق میبخشد.
در مقابل، این انتخاب گاهی به کندی میانجامد. بخشی از پیشرفت داستان قابلحدس است و برخی گرهها بهجای آنکه با چرخشی تازه باز شوند، مسیر متعارف کمدیهای خانوادگی را دنبال میکنند. قابلپیشبینیبودن در اینجا لزوماً به معنای بیارزشی نیست؛ سریال بیش از تعلیق، بر همراهی عاطفی تکیه دارد.
« این جهان جانبی، به سریال انرژی و حرکت میدهد و از محصور شدن آن در مسئلهٔ سرپرستی جلوگیری میکند. »
جمعبندی
با این حال، وقتی موقعیتهای تکرارشونده و شوخیهای ملایم در کنار هم قرار میگیرند، ممکن است احساس شود روایت درجا میزند. آنچه مانع فروپاشی توجه میشود، شخصیتپردازی زوج اصلی و اطمینانی است که اثر به فضای خود میبخشد: حتی اگر مقصد یک بخش روشن باشد، مسیر رسیدن به آن همچنان از لحظههای کوچک و انسانی نیرو میگیرد.
جمعبندی «Trying» درامی کمدی و صمیمی دربارهٔ میل به تشکیل خانواده و دشواری مسئولیتی است که با این میل همراه میشود. ارزش آن نه در پیچشهای بزرگ یا شوخیهای پرقدرت، بلکه در صداقت رابطهٔ نیکی و جیسون، بازیهای طبیعی بازیگران و نگاه مهربانانهاش به نقصهای روزمره نهفته است. سریال فرزندخواندگی را جدی میگیرد، اما سنگینی موضوع را با لحنی گرم و قابلتماشا همراه میکند.
ضعفهای اثر نیز روشناند: طنزی که گاهی بیش از اندازه آرام میماند، بخشهایی با پیشرفت کند، و چند شخصیت یا موقعیت فرعی که به کلیشه نزدیک میشوند. با وجود این، «Trying» بهواسطهٔ قلب عاطفی محکم و زوج مرکزی باورپذیرش، اثری دلنشین از کار درمیآید؛ سریالی که یادآوری میکند آمادگی برای والدشدن نه در کامل بودن، بلکه در تواناییِ یادگرفتن، سازگارشدن و کنار هم ماندن شکل میگیرد.
« سریال فرزندخواندگی را جدی میگیرد، اما سنگینی موضوع را با لحنی گرم و قابلتماشا همراه میکند. »



ثبت دیدگاه