نقد و بررسی
نقد سرگذشت حقیقی دار و دسته کلی (True History of the Kelly Gang) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازنویسیِ افسانه، نه بازسازیِ تاریخ «True History of the Kelly Gang» ساختهٔ جاستین کرزل، بیش از آنکه بخواهد زندگی ند کلی را همچون گزارشی تاریخی و مرتب بازسازی کند، با افسانهای ملی دستوپنجه نرم میکند: چگونه جامعهای ستمدیده، راهزن را قهرمان میسازد و چگونه قدرت رسمی، مخالفانش را «یاغی» مینامد.
فیلم از رمان پیتر کری اقتباس شده و آگاهانه میان واقعیت، خاطره و خیال حرکت میکند؛ بنابراین عنوانش را نباید وعدهٔ حقیقتی مستند و بیطرفانه تلقی کرد. آنچه میبینیم روایتی ذهنی و تندوتیز از شکلگیری یک اسطوره است، نه شرحی وفادار به همهٔ جزئیات زندگی ند کلی. داستان در استرالیای مستعمراتیِ خشک و بیرحم میگذرد؛ جایی که فقر، تبعیض و خشونت بخشی از زندگی روزمرهاند.
ند جوان از دل همین مناسبات بیرون میآید و بهتدریج با تصویری از خود روبهرو میشود که خانواده، جامعه و قدرت سیاسی برایش میسازند. فیلم از زندگینامهٔ خطی فاصله میگیرد و بهجای آن، رشد یک شورشی را به صورت فرایندی ناپیوسته و متلاطم تصویر میکند؛ فرایندی که در آن خشم شخصی و نارضایتی جمعی بهآسانی از هم جدا نمیشوند.
جهانی که پیش از قهرمان، خشونت میآفریند یکی از امتیازهای مهم فیلم این است که خشونت را صرفاً ویژگی شخصیتی ند کلی یا ابزار هیجانسازی نمیگیرد. خشونت در محیط فیلم حضور ساختاری دارد: در رابطهٔ میان مأموران و مردم، در مناسبات خانوادگی و در شیوهای که آدمها برای زندهماندن به کار میگیرند.
« آنچه میبینیم روایتی ذهنی و تندوتیز از شکلگیری یک اسطوره است، نه شرحی وفادار به همهٔ جزئیات زندگی ند کلی. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این نگاه به معنای تبرئهٔ کردارهای ند نیست؛ بلکه میکوشد نشان دهد چگونه جامعهای نابرابر، انتخابهای فرد را محدود میکند و راههای اعتراض را به سمت افراط میراند. کرزل در این تصویرسازی، از دشتهای باز و چشماندازهای وسیع استفاده میکند، اما آزادیِ ظاهریِ طبیعت را با احساس محصوربودن شخصیتها درهم میآمیزد.
سرزمین پهناور است، ولی زندگی آدمها آزادانه و بیقید نیست. قابها گاه چنان نزدیک و بیقرارند که تماشاگر را از فاصلهٔ امنِ تماشای یک روایت تاریخی بیرون میکشند. در چنین فضایی، خشونت نه نمایشی تزئینی، بلکه حضوری ناخوشایند و فرساینده پیدا میکند. تصویر، تدوین و زبانِ سرکش فیلم فیلم از همان ابتدا اعلام میکند که بنا ندارد قواعد یک زندگینامهٔ کلاسیک را رعایت کند.
نوشتههای میان فیلم، تغییر لحن، شوخیهای نامتعارف، موسیقیِ ناهمزمان با دورهٔ تاریخی و قاببندیهای ناآرام، همگی در خدمت شکستن تصور آشنای ما از یک روایت تاریخیاند. این انتخابها میتوانند به اثر نیرویی punkوار و عصیانگر بدهند؛ انگار خود فیلم نیز از پذیرفتن نظم رسمی سر باز میزند.
در عین حال، همین بیانِ سبکپردازانه همیشه به سود اثر عمل نمیکند. تصویرپردازی آری وگنر از نقاط قوت برجستهٔ فیلم است. رنگهای خاکی، سایههای سنگین و ترکیببندیهای نامعمول، استرالیا را هم به مکانی واقعی و خشن بدل میکنند و هم به صحنهای افسانهای برای بازآفرینی یک اسطوره. حرکت دوربینِ گاه ناآرام نیز بیثباتیِ جهان شخصیتها را بازتاب میدهد؛ هرچند ممکن است برای تماشاگرانی که با دوربین روی دست ارتباط نمیگیرند، آزاردهنده باشد.
« سرزمین پهناور است، ولی زندگی آدمها آزادانه و بیقید نیست. »
شخصیتها و اجرا
زیبایی بصری فیلم انکارناپذیر است، اما گاه آنقدر خودنما میشود که توجه را از پیوندهای روایی و عاطفی منحرف میکند. بازیهایی با شدتهای متفاوت جورج مککی در نقش ند کلی، شخصیتی را بازی میکند که هم آسیبپذیر است و هم در پی ساختن تصویری پرهیبت از خویش. بازی او بر تغییرهای ظریفِ رفتار و حضور فیزیکی تکیه دارد: بدن، نگاه و سکوتهایش گاه بیش از توضیحات داستانی مسیر شخصیت را روشن میکنند.
ند در اجرای مککی بهتدریج از یک فرد گرفتار در مناسبات خشن به چهرهای بدل میشود که انگار خودش نیز در افسانهای که پیرامونش شکل میگیرد اسیر است. راسل کرو در نقش هری پاور حضوری پرقدرت و بهیادماندنی دارد. او شخصیتی را میآفریند که جذابیت و تهدید را همزمان در خود نگه میدارد و رابطهاش با ند، بر فضای تربیت و تأثیرپذیری سایه میاندازد.
اسی دیویس نیز در نقش الن کلی، به قصه وزن عاطفی میبخشد و مادری را تصویر میکند که در برابر سلطهٔ محیط، صرفاً به جایگاه قربانی محدود نمیشود. نیکلاس هولت هم با حضوری نامتعارف، بر آشفتگی و تنشِ بخشی از جهان فیلم میافزاید. مجموع بازیها، بهویژه در لحظاتی که شخصیتها با یکدیگر اصطکاک پیدا میکنند، از عناصر نیرومند اثر است.
ند و جو؛ تنشی فراتر از همراهی رابطهٔ ند و جو بیرن یکی از جذابترین لایههای فیلم است؛ پیوندی که در آن هم وفاداری و هم رقابت، هم صمیمیت و هم کشمکش حضور دارند. فیلم این رابطه را به توضیحی ساده دربارهٔ رفاقت یا همکاری فرو نمیکاهد، بلکه اجازه میدهد بار عاطفی آن در نگاهها، فاصلهها و سکوتها شکل بگیرد.
« راسل کرو در نقش هری پاور حضوری پرقدرت و بهیادماندنی دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
همین ابهام به رابطه نیرویی میدهد که گاه از مسیر بیرونی ماجرا نیز جالبتر میشود. در عین حال، این رابطه بخشی از پرسش بزرگتر فیلم دربارهٔ مردانگی و نقشهای جنسیتی است. پوشش، ظاهر و نمایش قدرت در این جهان صرفاً جزئیات دیداری نیستند؛ آنها ابزارهاییاند برای سرپیچی از هویتی که جامعه تحمیل میکند یا برای ساختن هویتی تازه در برابر آن.
فیلم گاهی این ایده را با جسارت و سرزندگی پیش میبرد و گاهی چنان به جلوههای خاص خود دل میبندد که مضمون، بیشتر به نشانهای بصری تبدیل میشود تا تجربهای کاملاً پرداخته. روایتِ پراکنده و ریتمِ نابرابر ساختار نامتعارف فیلم همان اندازه که به آن شخصیت میدهد، دسترسی به قصه را نیز دشوار میکند.
روایت با پرشها و دگرگونیهای لحن پیش میرود و همیشه روشن نیست کدام رخداد باید مرکز توجه باشد: شکلگیری روانی ند، رابطههای خانوادگی، خشونت حکومتی یا ساختهشدن افسانهٔ یاغی. این پراکندگی با موضوع فیلم همخوانی دارد، اما همخوانیِ شکلی لزوماً به معنای انسجام دراماتیک نیست. در بخشهایی، رشتهٔ حوادث چنان گسسته میشود که تماشاگر ممکن است پیوند عاطفی خود را با شخصیتها از دست بدهد.
ریتم نیز نوسان دارد. فیلم در لحظاتی با تصویر و صدا انرژی میگیرد، اما در بخشهایی دیگر مکثهای طولانی و صحنههای کشدار، حرکت داستان را کند میکنند. این کندی گاهی فضاساز است و فرصت میدهد خشونت و فرسودگیِ زندگی شخصیتها تهنشین شود؛ گاهی هم به تکرار میانجامد و اثر را از نیروی آغازینش دور میکند.
« همین ابهام به رابطه نیرویی میدهد که گاه از مسیر بیرونی ماجرا نیز جالبتر میشود. »
قوتها و کاستیها
کسانی که انتظار یک وسترن پرشتاب و پرحادثه دارند، احتمالاً با فیلمی متفاوت از انتظار خود مواجه میشوند: اثری که بیشتر میخواهد تجربهای حسی و ذهنی بسازد تا ماجرایی سرراست روایت کند. جمعبندی «True History of the Kelly Gang» فیلمی نامتعارف، پرتصویر و آگاهانه ناسازگار با قالبهای آشنای زندگینامهای است.
قوت اصلیاش در ساخت فضای خشن، اجرای پرقدرت مککی و کرو، و بازنگری در رابطهٔ میان سرکوب، شورش و اسطورهسازی قرار دارد. فیلم از خشونت تصویریِ خود برای زیبا جلوهدادن آن استفاده نمیکند، هرچند گاهی سبک بصریِ پرزرقوبرق و تدوینِ پراکنده بر انسجام داستانی غلبه میکنند. تماشاگرانی که به روایتهای خطی، ریتم تند و توضیح روشنِ انگیزهها علاقه دارند، ممکن است با اثر فاصله بگیرند.
اما اگر فیلم را نه بازسازی تاریخیِ متعارف، بلکه روایتی خشن و شاعرانه از زادهشدن یک چهرهٔ افسانهای ببینیم، جسارت و جهان بصریاش ارزش توجه پیدا میکند. این اثری است که بیش از آنکه بخواهد همهچیز را مرتب و روشن کند، تماشاگر را در آشوبی اخلاقی و حسی رها میسازد؛ تصمیمی که گاه ثمربخش است و گاه به بهای از دسترفتن انسجام تمام میشود.
« تماشاگرانی که به روایتهای خطی، ریتم تند و توضیح روشنِ انگیزهها علاقه دارند، ممکن است با اثر فاصله بگیرند. »
ثبت دیدگاه