نقد و بررسی
نقد مشکلی با منحنی (Trouble with the Curve) | 2012
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به زمین بازی «Trouble with the Curve» در ظاهر دربارهٔ بیسبال است، اما علاقهاش بیش از آنکه به مسابقه و پیروزی معطوف باشد، به آدمهایی است که سالها از عمر خود را صرف تماشای بازی کردهاند؛ به حافظهٔ بدنی، تجربهٔ انباشته و قضاوتی که با آمار و ابزارهای تازه به چالش کشیده میشود.
گاس لوبل، استعدادیاب سالخوردهای که بیناییاش رو به ضعف است، برای ارزیابی یک بازیکن جوان راهی سفری کاری میشود و دخترش میکی نیز به او میپیوندد. این سفر، بیش از آنکه ماجرایی ورزشی باشد، فرصتی برای مواجههٔ دوبارهٔ پدر و دختری است که مدتها فاصله میانشان را با سکوت و دلخوری پر کردهاند.
فیلم بهروشنی به الگوی آشنای درام ورزشی وفادار میماند: قهرمان کهنهکار در برابر نسلی تازه و روشی نو قرار میگیرد و خانوادهای ازهمگسیخته فرصتی برای ترمیم مییابد. همین وفاداری، هم سرچشمهٔ جذابیت فیلم است و هم محدودیتش. تماشاگر خیلی زود میتواند مسیر کلی داستان را حدس بزند؛ بااینحال، اثر میکوشد ارزشش را نه در غافلگیری، بلکه در کیفیت همراهی با شخصیتها پیدا کند.
« همین وفاداری، هم سرچشمهٔ جذابیت فیلم است و هم محدودیتش. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تجربه در برابر محاسبه یکی از محورهای اصلی فیلم، کشاکش میان تجربهٔ انسانی و تحلیل آماری است. گاس به نشانههایی اعتماد میکند که در جدولهای ارقام بهسادگی ثبت نمیشوند: شیوهٔ ایستادن بازیکن، واکنش او در لحظه، صدای برخورد توپ و چوب، یا آنچه از یک حرکت ناقص میتوان فهمید. در سوی دیگر، فضای حرفهای بیسبال بهسرعت به سمت دادهمحوری میرود و ارزش کار استعدادیاب قدیمی زیر سؤال قرار میگیرد.
فیلم در این تقابل، موضعی روشن دارد و عاطفهٔ سنتی خود را جانب گاس میگذارد. اما این انتخاب گاهی به سادهسازی میانجامد. داده و تجربه الزاماً دشمن یکدیگر نیستند؛ بااینحال، روایت برای ساختن کشمکش، این دو را بیش از اندازه مقابل هم مینشاند. از همین رو، بحث دربارهٔ روشهای شناخت استعداد، گاه به جدلی نمادین بدل میشود و کمتر فرصت مییابد پیچیدگی واقعی خود را نشان دهد.
با وجود این، تأکید فیلم بر ارزش دیدن و شنیدنِ دقیق، در جهانی که همهچیز به سنجههای فوری فروکاسته میشود، معنایی فراتر از ورزش پیدا میکند. پدر و دختر؛ مرکز عاطفی اثر قویترین بخش «Trouble with the Curve» رابطهٔ گاس و میکی است. جدایی عاطفی آنها صرفاً با چند گفتوگوی توضیحی معرفی نمیشود؛ در مکثها، طعنهها و دشواریِ نزدیکشدن دوبارهشان حضور دارد.
« تجربه در برابر محاسبه یکی از محورهای اصلی فیلم، کشاکش میان تجربهٔ انسانی و تحلیل آماری است. »
شخصیتها و اجرا
هر دو شخصیتی سرسختاند، اما سرسختیشان از جنس یکسانی نیست: گاس با غرور و عادتهای ریشهدار از خود محافظت میکند و میکی با تمرکز و استقلالی که به بهای کنارگذاشتن نیازهای شخصی به دست آمده است. کلینت ایستوود و ایمی آدامز به این رابطه گرما و اصطکاکی باورپذیر میبخشند. ایستوود همان پیرمرد عبوس و کمحرفی را میسازد که شوخی و مهربانیاش را زیر لایهای از خشونت کلامی پنهان کرده است؛ اما نقشآفرینی او تنها تکرار یک شمایل آشنا نیست، زیرا خستگی و آسیبپذیری جسمانی گاس نیز در بازیاش حضور دارد.
آدامز هم میکی را از قالب دختر صرفاً نگران بیرون میآورد: او جاهطلبی، دلخوری و عاطفه را همزمان حمل میکند. شیمی میان این دو بازیگر، نیرویی است که حتی در صحنههای کمرمقتر، فیلم را سرپا نگه میدارد. بازیگران و شخصیتهای پیرامونی حضور جاستین تیمبرلیک در نقش جانی، به فضای نسبتاً سنگین فیلم لحنی سبکتر میدهد.
او در کنار میکی قرار میگیرد و مسیر عاطفی مستقلی به داستان اضافه میکند؛ مسیری که گاه طبیعی و دلپذیر است، اما همیشه به اندازهٔ رابطهٔ پدر و دختر ضرورت دراماتیک ندارد. در بعضی لحظات، این خط فرعی بیشتر شبیه عنصری افزودهشده برای تکمیل قالب رمانتیک فیلم به نظر میرسد. جان گودمن نیز با حضوری کوتاه اما مؤثر، وجه انسانیتر محیط کاری گاس را نمایندگی میکند.
« کلینت ایستوود و ایمی آدامز به این رابطه گرما و اصطکاکی باورپذیر میبخشند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در مقابل، برخی شخصیتهای مدیریتی و رقیبان حرفهای با خطوطی نسبتاً آشکار ترسیم شدهاند: یکی نماد جاهطلبی و اعتمادبهنفس بیپشتوانه است و دیگری نمایندهٔ نظامی که میخواهد آدمها را با معیارهای قابلاندازهگیری بسنجد. این وضوح به پیشبرد قصه کمک میکند، اما از پیچیدگی آنها میکاهد.
فیلم بیش از آنکه به شخصیتهای فرعی مجال رشد بدهد، از آنها برای برجستهکردن موقعیت گاس و میکی استفاده میکند. ریتم، فضا و کارگردانی رابرت لورنز فیلم را با لحنی آرام و بیتظاهر پیش میبرد. جاده، زمینهای بازی و فضاهای روزمره، محیطی خودمانی میسازند که با هیجان پرزرقوبرق برخی فیلمهای ورزشی تفاوت دارد.
این آرامش با خلقوخوی اثر سازگار است: «Trouble with the Curve» بیشتر میخواهد کنار شخصیتها بنشیند تا تماشاگر را با ضرباهنگی پرشتاب به دنبال خود بکشد. اما همین انتخاب، در بخشهایی به کندی بدل میشود. برخی صحنهها پس از آنکه کارکردشان را انجام دادهاند ادامه مییابند و خطهای داستانی فرعی، تمرکز روایت را پراکنده میکنند.
« این وضوح به پیشبرد قصه کمک میکند، اما از پیچیدگی آنها میکاهد. »
قوتها و کاستیها
فیلم از مکث و سکوت سود میبرد، ولی همیشه نمیتواند میان سکونِ معنادار و کشآمدن تمایز بگذارد. نتیجه اثری است که تماشایش برای مخاطبِ مأنوس با درامهای شخصیتمحور دلنشین است، اما برای کسی که انتظار کشمکش ورزشی پرتحرک دارد، ممکن است کمحادثه به نظر برسد. فیلمنامه و پیشبینیپذیری فیلمنامه میداند کدام احساسها را میخواهد برانگیزد و کدام تضادها را پیش روی تماشاگر بگذارد، اما راه رسیدن به آنها اغلب آشناست.
تقابل نسلها، آشتی خانوادگی، اعتبار تجربهٔ کهنه و حضور رقیبی که بیش از تواناییاش به خود مطمئن است، همگی مصالحی شناختهشدهاند. مسئله این نیست که فیلم از کلیشه استفاده میکند؛ مسئله آن است که گاهی برای تبدیل این مصالح به تجربهای تازه، به اندازهٔ کافی کنجکاو نیست. برخی دیالوگها نیز بیش از آنکه از موقعیت بجوشند، برای توضیح مضمون نوشته شدهاند.
در چنین لحظاتی، شخصیتها به جای آنکه با پیچیدگی و تناقض خود سخن بگویند، انگار مأمور بیان پیام فیلماند. بااینهمه، رابطهٔ مرکزی چنان نیروی عاطفیای دارد که بسیاری از این کاستیها را نرم میکند. فیلم شاید از نظر ساختار غافلگیرکننده نباشد، اما در بهترین لحظههایش به حسی ساده و صادقانه دست مییابد: آدمها گاه دیر متوجه میشوند که در سکوتِ یکدیگر چه اندازه حرف ناگفته باقی مانده است.
« فیلم از مکث و سکوت سود میبرد، ولی همیشه نمیتواند میان سکونِ معنادار و کشآمدن تمایز بگذارد. »
جمعبندی
جمعبندی «Trouble with the Curve» درامی ورزشی است که قلبش در خانواده میتپد. فیلم با تکیه بر بازی گرم کلینت ایستوود و ایمی آدامز، رابطهای پدر و دختری میسازد که هم دلپذیر است و هم بهاندازهای از زخمهای قدیمی نشان میدهد تا آشتیِ احتمالیاش معنا پیدا کند. فضای صمیمی و نگاه نوستالژیک آن نیز برای تماشاگرانی که از روایتهای آرام و شخصیتمحور لذت میبرند، جذاب خواهد بود.
در سوی دیگر، ریتم کند، فیلمنامهٔ پراکنده و مسیر داستانیِ قابلپیشبینی مانع از آن میشوند که فیلم به اثری ماندگار یا ژرف تبدیل شود. حتی بحث میان تجربه و آمار، که ظرفیت طرح پرسشهای جالبی دارد، گاه بیش از حد یکسویه پیش میرود. بااینحال، فیلم در آنچه بیش از همه برایش اهمیت دارد موفق است: ساختن لحظاتی گرم میان دو شخصیت که یاد میگیرند دوباره یکدیگر را ببینند؛ درست در زمانی که دیدن، چه بر زمین بازی و چه در زندگی، دیگر چندان آسان نیست.
« جمعبندی «Trouble with the Curve» درامی ورزشی است که قلبش در خانواده میتپد. »
ثبت دیدگاه