نقد و بررسی
نقد دوره آزمایشی (Trial Period) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طرحی کوچک با پیامدی بزرگ «Trial Period» از ایدهای ساده و در عین حال بازیگوشانه آغاز میکند: پسری کنجکاو از مادر مجردش میخواهد برای مدتی پدری تازه داشته باشد؛ نه تصمیمی مادامالعمر، بلکه دورهای آزمایشی و سیروزه. این قرارداد کودکانه، موتور یک کمدیدرام خانوادگی میشود؛ قصهای که بهجای گرهافکنیهای پیچیده، بر برخورد آدمهایی تکیه دارد که ناگهان باید شکل تازهای از همزیستی را تجربه کنند.
آنا، مادری شاغل، و رومی، پسری که خواستهاش با صراحت و جدیتی کودکانه بیان میشود، در برابر پراپاجتی دویدی، یا «پیدی»، قرار میگیرند؛ مردی منضبط که از اوضاع و انتظارات این خانواده کوچک فاصله دارد. کارگردانی فیلم را آلیا سن بر عهده دارد و جنلیا دیشموک، ماناو کول و زیدان براز در نقشهای اصلی ظاهر میشوند.
جذابیت ایده در آن است که مفهوم «پدر» را از یک عنوان ثابت بیرون میکشد و به مجموعهای از رفتارهای روزمره پیوند میزند: حضور، توجه، همراهی و پذیرفتن مسئولیت. بااینحال، فیلم بیش از آنکه بخواهد این پرسش را به بحثی سنگین درباره خانواده بدل کند، آن را بهانهای برای ساختن موقعیتهایی شیرین و احساسی قرار میدهد.
نتیجه، روایتی است که از همان ابتدا مسیر کلی خود را چندان پنهان نمیکند، اما برای تماشاگرانی که به دنبال قصهای صمیمیاند، همین سادگی میتواند بخشی از دلنشینی آن باشد. خانواده، نه بر اساس الگوهای آماده هسته عاطفی فیلم، خانوادهای است که قرار نیست با یک تعریف سنتی سنجیده شود. آنا همزمان باید بار کار و پرورش فرزندش را به دوش بکشد؛ زندگی او در قالب مسئولیتهای روزمره جریان دارد، نه در هیئت قهرمانی بینقص.
« کارگردانی فیلم را آلیا سن بر عهده دارد و جنلیا دیشموک، ماناو کول و زیدان براز در نقشهای اصلی ظاهر میشوند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
درخواست رومی این نظم را بههم میریزد و پرسشی را پیش میکشد که فیلم در شکل سبک و سرگرمکنندهاش دنبال میکند: آیا پیوند خانوادگی فقط از نسبت خونی و عنوانها ساخته میشود، یا مراقبت و اعتماد هم میتوانند به آن معنا بدهند؟ فیلم در این زمینه رویکردی پذیرا دارد و خانواده را مجموعهای از رابطههای در حال شکلگیری نشان میدهد.
این نگاه از بهترین جنبههای اثر است؛ زیرا اجازه میدهد تفاوتهای اعضای خانواده بهجای آنکه صرفاً مانعی برای رسیدن به پایان مطلوب باشند، بخشی از جذابیت رابطهها شوند. بااینهمه، فیلم از واکاوی عمیقتر تجربه مادر مجرد فاصله میگیرد. مشغله و فشار آنا برای فهمیدن موقعیت کافی است، اما کمتر به لایههای پیچیدهتر زندگی او راه پیدا میکند.
اثر بیشتر میخواهد مخاطب را گرم و امیدوار نگه دارد تا آنکه با پرسشهای دشوار، آسودگی این فضای خانوادگی را برهم بزند. بازیها و نیروی رابطهها بخش مهمی از موفقیت فیلم به بازیهای گرم و رابطهمحور آن بازمیگردد. جنلیا دیشموک برای نقش آنا لحنی صمیمی و قابلباور برمیگزیند؛ شخصیتی که باید میان مراقبت از فرزند، مسئولیتهای کاری و تغییر ناگهانی در زندگی خصوصیاش تعادل برقرار کند.
بازی او بیش از آنکه بر نمایش اغراقآمیز احساسات تکیه کند، به واکنشهای روزمره و جزئیات رفتاری متکی است؛ همین انتخاب کمک میکند آنا به شخصیتی زنده و آشنا نزدیک شود، نه تصویری آرمانی از مادری فداکار. ماناو کول نیز در نقش پیدی با تضاد میان انضباط شخصی و موقعیتی که وارد آن شده بازی میکند.
« فیلم در این زمینه رویکردی پذیرا دارد و خانواده را مجموعهای از رابطههای در حال شکلگیری نشان میدهد. »
شخصیتها و اجرا
حضور او در کنار آنا و رومی، زمینهای برای برخورد شخصیتها و تغییر تدریجی رابطهها فراهم میآورد. این دگرگونی قرار نیست ناگهانی یا پیچیده جلوه کند؛ نیروی آن بیشتر در لحظات کوچک و در گفتوگوهاست. زیدان براز هم در نقش رومی، کنجکاوی و صراحت کودکانهای به قصه میبخشد. بهجای آنکه کودک فقط ابزاری برای پیشبرد احساسات بزرگسالان باشد، خواسته او نقطه آغاز ماجراست و نگاهش به خانواده، مسیر روایت را شکل میدهد.
ترکیب این بازیها، بهویژه وقتی با گفتوگوهای طبیعی همراه میشود، فضای فیلم را از تصنع کامل دور نگه میدارد. طنز نرم و گفتوگوهای باورپذیر «Trial Period» کمدیای پرسروصدا یا متکی بر شوخیهای پیدرپی نیست. بانمکی آن بیشتر از ناهمخوانی آدمها و موقعیت نامعمولی میآید که باید در آن کنار هم قرار بگیرند.
ایده دوره آزمایشی، خودش ظرفیت طنزی روشن دارد: رابطهای انسانی با زبانی شبیه قراردادهای موقت و سنجش کیفیت یک کالا. فیلم از این تضاد بهره میگیرد، اما آن را به هجو تلخ یا طنزی گزنده تبدیل نمیکند؛ لحنش عمدتاً مهربان و خانوادگی میماند. گفتوگوها نیز از نقاط قوت اثرند. بخشهایی از فیلم بهجای آنکه با توضیحهای طولانی احساسات شخصیتها را برای مخاطب صورتبندی کنند، اجازه میدهند رابطه از خلال حرفزدن و واکنشنشاندادن شکل بگیرد.
همین طبیعیبودن، در کنار فضای صمیمی فیلم، باعث میشود لحظات بامزه و احساسی در یک جهان واحد قرار بگیرند. البته هرجا قصه بهجای اعتماد به موقعیت، بیش از اندازه بر اثرگذاری عاطفی تأکید میکند، لحن ظریفش کمرنگ میشود؛ انگار فیلم گاهی نگران است که مبادا مخاطب منظور احساسی صحنه را دریافت نکرده باشد.
« حضور او در کنار آنا و رومی، زمینهای برای برخورد شخصیتها و تغییر تدریجی رابطهها فراهم میآورد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
پیشبینیپذیری و آسانگیری روایی سادگی داستان هم امتیاز فیلم است و هم محدودیت آن. تماشاگر معمولاً میتواند حدس بزند که رابطههای اصلی در چه جهتی حرکت خواهند کرد و فیلم نیز علاقه چندانی به برهمزدن انتظارها نشان نمیدهد. این انتخاب با ماهیت حالخوبکن اثر هماهنگ است، اما به قصه اجازه نمیدهد در بخشهایی که ظرفیت کشمکش بیشتری دارند، واقعاً غافلگیرکننده شود.
برخی موقعیتها بیشتر برای رساندن شخصیتها به مرحله بعدی رابطه طراحی شدهاند تا آنکه از پیچیدگیهای مستقل و قانعکننده برخوردار باشند. از سوی دیگر، پیدی گاهی بیش از اندازه آماده کمککردن و حضورداشتن به نظر میرسد. این ویژگی برای گرم نگهداشتن فضای روایت مفید است، اما ممکن است تصویری آرمانی و کموبیش غیرواقعی از مردی بسازد که تقریباً همیشه میتواند در لحظه مناسب به داد دیگران برسد.
چنین اغراقی در یک کمدیدرام سبک چندان نامنتظره نیست، ولی هرچه فیلم به احساسات جدیتر نزدیک میشود، باورپذیری بیشتری از شخصیتها انتظار میرود. در این نقاط، فیلمنامه میتوانست مکث کند، مقاومتها و تردیدها را ملموستر سازد و برای تغییر روابط زمان بیشتری در نظر بگیرد. لحن احساسی و تعادل میان خنده و تأثر فیلم میان طنز و ملودرام در رفتوآمد است و بیشتر اوقات موفق میشود لحنی دلپذیر حفظ کند.
شوخیها آنقدر سبکاند که فضای خانوادگی را تلخ نکنند و لحظات عاطفی نیز غالباً به رابطه شخصیتها متصل میمانند. این تعادل برای اثری که میخواهد تماشاگر را به حالوهوایی گرم برساند، اهمیت دارد. بااینحال، هر از گاه احساسات با تأکیدی بیش از نیاز صحنه عرضه میشوند؛ موسیقی و موقعیت روایی بهگونهای پیش میروند که مسیر واکنش عاطفی مخاطب را از پیش تعیین میکنند.
« پیشبینیپذیری و آسانگیری روایی سادگی داستان هم امتیاز فیلم است و هم محدودیت آن. »
قوتها و کاستیها
این گرایش به احساسگرایی، در کنار قابلحدسبودن قصه، باعث میشود فیلم کمتر از آنچه میتوانست به زندگی واقعی نزدیک شود. اما نباید فراموش کرد که «Trial Period» قصد ندارد تصویری بیپیرایه و سختگیرانه از خانوادههای نامتعارف ارائه کند. هدف آن، بیشتر دعوت به همدلی است: دیدن نیاز یک کودک، فشارهای یک مادر و امکان شکلگرفتن پیوندی تازه میان آدمهایی که در آغاز برای هم غریبهاند.
فیلم در این هدف ساده، هرچند نه همیشه ظریف، صادقانه عمل میکند. جمعبندی «Trial Period» اثری کوچک و خوشقلب است که نیروی اصلی خود را از بازیهای گرم، گفتوگوهای روان و ایدهای ساده اما دوستداشتنی میگیرد. روایتش پیچیده نیست و مسیر احساسیاش را میتوان تا اندازهای پیشبینی کرد؛ برخی موقعیتها نیز بهقدری آسان و مطلوب طراحی شدهاند که واقعگرایی فیلم را کاهش میدهند.
بااینحال، صمیمیت شخصیتها و فضای بانمک اثر، این کاستیها را تا حدی جبران میکند. فیلم بیش از آنکه با نوآوری روایی یا تحلیل اجتماعی عمیق در یاد بماند، با حسوحالی مهربان و چند رابطه دلنشین اثر میگذارد. برای تماشاگرانی که خواهان درامی خانوادگی و سبکاند، تجربهای گرم و سرگرمکننده فراهم میآورد؛ و برای کسانی که دنبال پیچیدگی، واقعگرایی بیتعارف یا کشمکشهای دشوارند، احتمالاً بیش از اندازه آشنا و احساساتی خواهد بود.
« فیلم در این هدف ساده، هرچند نه همیشه ظریف، صادقانه عمل میکند. »
ثبت دیدگاه