نقد و بررسی
نقد تریسه (Trese) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جهانسازی و پیوند افسانه با شهر بزرگترین نیروی «Trese» در جهانی نهفته است که میسازد: مانیلی امروزی که خیابانهای پرتردد، محلههای فشرده و سازوکارهای شهریاش در کنار موجودات افسانهای و نیروهای پنهان نفس میکشند. الکساندرا ترسه در این شهر، هم کارآگاه جرایم فراطبیعی است و هم میانجیِ ناپایدار میان انسانها و موجوداتی که در حاشیهٔ جهان روزمره زندگی میکنند.
جذابیت ایده فقط در حضور هیولاها نیست؛ در این است که آنها همچون بخشی از نظم اجتماعی شهر، قلمرو و مناسبات و منافع خود را دارند. سریال از افسانههای فیلیپینی بهره میگیرد و آنها را به تزئیناتی عجیب در پسزمینه فرو نمیکاهد. موجودات گوناگون، از aswang تا tikbalang و duwende، به فضای جنایی و رازآلود داستان شکل میدهند.
بینندهای که با این روایتها آشنا نیست، با مجموعهای از نامها و صورتهای تازه روبهرو میشود؛ و همین ناآشنایی به تجربهٔ تماشا طراوت میبخشد. بااینحال، آشناییزدایی گاه به بهای توضیحهای مستقیم تمام میشود: سریال میخواهد قواعد جهانش را روشن کند، اما همیشه نمیداند چگونه اطلاعات را در دل کنش و کشف جای دهد.
این جهان ظرفیت شگفتی دارد؛ روایت در بعضی لحظهها آن را با توضیحدادن بیش از اندازه محدود میکند. مانیل؛ صحنهای با هویت مستقل مانیلا در «Trese» صرفاً پسزمینهٔ ماجراها نیست؛ شهر، بخشی از لحن و منطق اثر است. برخورد روزمرگی شهری با وحشت اسطورهای، به سریال هویتی میدهد که آن را از فانتزیهای شهری آشناتر جدا میکند.
« سریال از افسانههای فیلیپینی بهره میگیرد و آنها را به تزئیناتی عجیب در پسزمینه فرو نمیکاهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
ایستگاهها، بزرگراهها و خیابانهای شبانه، بهجای آنکه در برابر امر فراطبیعی قرار گیرند، به دروازههایی برای ورود آن تبدیل میشوند. همین همنشینی است که فضای اثر را باورپذیر میکند: کابوس در مکانی دوردست رخ نمیدهد، بلکه درست در دل شهر و در مجاورت زندگی عادی سر برمیآورد. انتخاب لحن جنایی و تیره نیز با این فضا سازگار است.
پروندهها، بازجوییها و پیگیری سرنخها به سریال ساختاری کارآگاهی میبخشند، اما پاسخها اغلب به قلمرو اسطوره و جادو تعلق دارند. این ترکیب، بهویژه در بخشهایی که یک جرم شهری به شبکهای از پیمانها و دشمنیهای فراطبیعی راه میبرد، ثمربخش است. خشونت و تصاویر خونآلود نیز صرفاً برای شوکآفرینی به کار نمیروند؛ آنها تأکید میکنند که این جهان افسانهای لطیف و بیخطر نیست.
البته شدت خشونت ممکن است برای برخی تماشاگران فرساینده باشد و گاه تصویری خشنتر از عمق دراماتیک صحنه بسازد. الکساندرا ترسه؛ اقتدار بدون صمیمیت کافی الکساندرا شخصیتی است که حضور مقتدرش از همان ابتدا تثبیت شده است. او به موقعیتهای خطرناک وارد میشود، با نیروهای گوناگون مذاکره میکند و در برخورد با تهدیدها کمتر از خود تردید نشان میدهد.
این خونسردی با فضای نوآر اثر هماهنگ است و به او شمایل قهرمانی کارآزموده میدهد؛ اما فاصلهٔ میان اقتدار و جاذبهٔ عاطفی در او بیش از حد باقی میماند. الکساندرا در بسیاری از صحنهها بیشتر حامل اطلاعات و تصمیمهای داستان است تا شخصیتی که بتوان پیچیدگیهای درونیاش را از رفتار و رابطههایش دریافت.
« انتخاب لحن جنایی و تیره نیز با این فضا سازگار است. »
شخصیتها و اجرا
پیشینهٔ خانوادگی و میراثی که بر دوش او قرار گرفته، امکان پرداختی غنیتر را فراهم میکند. سریال میکوشد از خلال گذشته و مسئولیتهای او، فشار نقش موروثیاش را نشان دهد؛ بااینحال، این کوشش همیشه به تحول قابللمسی نمیانجامد. گاهی انتظار میرود تماشاگر اهمیت موقعیت او را از توضیحها بفهمد، بیآنکه فرصت کافی برای دیدن اثر آن بر تصمیمها و پیوندهای شخصیاش داشته باشد.
در نتیجه، الکساندرا میتواند همزمان تحسینبرانگیز و دور از دسترس باشد: قهرمانی که تواناییاش روشن است، اما صمیمیت و آسیبپذیریاش کمتر مجال بروز پیدا میکند. گروه همراه و جذابیت دوقلوها در میان شخصیتهای پیرامونی، دوقلوهای همراه الکساندرا، معروف به Kambal، بهسبب تضاد و سرزندگیشان حضوری دلپذیر دارند.
آنها در جهان سنگین و خونآلود سریال نوعی انرژی متفاوت وارد میکنند و گاهی با واکنشها و شوخطبعی خود از یکنواختشدن لحن میکاهند. حضورشان تنها برای سبککردن فضا نیست؛ آنها تصویری از پیوندهای وفادارانه و مناسبات قدرت در همین جهان اسطورهای نیز به دست میدهند. از این رو، جذابیتشان به چند صحنهٔ بامزه محدود نمیماند و به تعادل گروهی روایت کمک میکند.
شخصیتهای دیگری چون کاپیتان Guerrero و Hank نیز جایگاههایی کارکردی در شبکهٔ داستان دارند؛ آنها پیوند میان الکساندرا، پلیس و گذشتهٔ خانوادگی او را برقرار میکنند. بااینحال، شمار عناصر و چهرههایی که سریال میخواهد در زمانی محدود معرفی کند، فرصت چندانی برای پرورش رابطهها باقی نمیگذارد.
« پیشینهٔ خانوادگی و میراثی که بر دوش او قرار گرفته، امکان پرداختی غنیتر را فراهم میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
برخی شخصیتها بیشتر بهعنوان نشانههایی از گستردگی جهان حاضرند تا افرادی با مسیر دراماتیک مستقل. دوقلوها از این قاعده تا حدی مستثنا هستند، زیرا حضورشان سریعتر به یاد میماند و در تعامل با قهرمان، رنگی انسانیتر به فضای سرد اثر میافزاید. ریتم، روایت و بار توضیحها ساختار «Trese» از پروندههای فراطبیعی و رشتهای پیوسته از تنشهای بزرگتر بهره میگیرد.
این الگو در آغاز نوید مجموعهای از ماجراهای کوتاه و رازآمیز را میدهد که هرکدام گوشهای از مانیل پنهان را آشکار میکنند. اما گذار از پروندههای مستقل به خط روایی فراگیر همیشه نرم و متوازن نیست. گاهی اطلاعاتی دربارهٔ گذشته، قواعد جادو یا مناسبات گروهها با شتاب عرضه میشود و بهجای آنکه از دل کنش بیرون بیاید، شکل شرح و تفسیر به خود میگیرد.
چنین لحظههایی جریان تعلیق را کند میکنند؛ بیننده بهجای آنکه سرنخها را کنار هم بگذارد، ناچار است منتظر توضیح بعدی بماند. از سوی دیگر، فشردگی داستان مانع آن میشود که همهٔ ایدهها به اندازهٔ ظرفیتشان بسط یابند. برخی رخدادها تأثیر بالقوهٔ عاطفی یا سیاسی دارند، اما پیش از آنکه فرصت رسوب پیدا کنند، روایت به مسئلهٔ بعدی میپرد.
این شتاب، بهخصوص هنگامی محسوس است که چند رشتهٔ داستانی باید در کنار هم معنا پیدا کنند. نتیجه، پایانی نیست که بتوان بدون افشای جزئیات دربارهاش سخن گفت، بلکه نوعی نابرابری در آهنگ روایت است: سریال در معرفی جهان خود سخاوتمند است، اما برای مکث، رشد شخصیت و پیوندزدن همهٔ عناصر مجال کمتری دارد.
« برخی شخصیتها بیشتر بهعنوان نشانههایی از گستردگی جهان حاضرند تا افرادی با مسیر دراماتیک مستقل. »
قوتها و کاستیها
تصویر، حرکت و خشونت از نظر بصری، «Trese» میان وفاداری به حالوهوای کمیک و زبان پویای انیمیشن حرکت میکند. طراحی موجودات و فضاها به خلق جهانی قابلشناسایی کمک میکند؛ مانیلِ اثر، تاریک و متراکم است و حضور اسطورهها در آن با رنگ و بافتی مشخص همراه میشود. در صحنههای هراسآور، طراحی هیولاها و تأکید بر بدنهای آسیبپذیر، به خشونت کیفیتی ملموس میبخشد.
این ویژگی با فضای بزرگسالانهٔ سریال سازگار است، هرچند خونریزی فراوان ممکن است در برخی لحظات جای تنش روانی را بگیرد. در مقابل، کیفیت حرکت همیشه با قدرت طراحی همسطح نیست. برخی مبارزهها از ایدهٔ جذاب یا ترکیببندی چشمگیر برخوردارند، اما حرکت شخصیتها میتواند خشک یا کمانعطاف به نظر برسد.
این فاصله میان تصویر ثابت و کنش متحرک، بهخصوص در آثاری که بخش مهمی از کشششان بر نبرد و تعقیب استوار است، محسوس میشود. موسیقی و صدا نیز در ساختن حالوهوای رازآلود سهم دارند، اما بار اصلی جذابیت بصری همچنان بر دوش طراحی جهان و موجودات است؛ بخشی که اثر در آن مطمئنتر و متمایزتر ظاهر میشود.
معنای فرهنگی و افق اثر اهمیت «Trese» فقط به داستان کارآگاهی فراطبیعیاش محدود نیست. سریال فرهنگ و افسانههای فیلیپینی را در مرکز یک روایت جهانیپسند قرار میدهد، بیآنکه آنها را به حاشیهای تزئینی تبدیل کند. برای مخاطبی که پیشتر با این سنتها آشنا نبوده، اثر میتواند دریچهای کنجکاویبرانگیز باشد؛ نه فرهنگنامهای کامل، بلکه دعوتی به شناخت جهانی که در آثار جریان اصلی کمتر دیده میشود.
« تصویر، حرکت و خشونت از نظر بصری، «Trese» میان وفاداری به حالوهوای کمیک و زبان پویای انیمیشن حرکت میکند. »
جمعبندی
همین کیفیت، به سریال ارزشی فراتر از تازگی هیولاها و جادو میدهد. همزمان، داستان از برخورد انسانها و موجودات پنهان برای طرح پرسشهایی دربارهٔ نظم، قدرت و همزیستی بهره میگیرد. مانیلِ خیالی، جامعهای است که در آن گروههای گوناگون به یکدیگر وابستهاند، حتی وقتی بر سر قلمرو و اختیار در کشمکشاند.
این تمها در همهٔ لحظهها به ظرافتی یکسان پرداخت نمیشوند، اما زیرساختی معنادار برای جهانسازی فراهم میآورند. سریال در بهترین لحظاتش نشان میدهد که اسطوره میتواند نه گریز از واقعیت، بلکه زبانی برای بازاندیشی در مناسبات اجتماعی باشد. جمعبندی «Trese» اثری استوار بر ایدهای تازه و فضایی بهیادماندنی است: مانیلِ تیره و زندهای که افسانههای فیلیپینی در آن با جنایت شهری و سیاست پنهان درهم میآمیزند.
موجودات اسطورهای، حالوهوای خشن و حضور سرگرمکنندهٔ دوقلوها از امتیازهای اصلی آناند. در برابر، الکساندرا گاه بیش از اندازه سرد و کمجاذبه میماند، توضیحهای مستقیم از حرکت روایت میکاهند و بعضی بخشها بهدلیل فشردگی، اثر عاطفی لازم را پیدا نمیکنند. بااینهمه، کاستیهای اجرایی نمیتوانند تازگی جهان اثر را محو کنند.
«Trese» بیش از آنکه در هر پیچ داستانی یا هر صحنهٔ نبرد به اوج برسد، با فضای فرهنگی متمایز و وعدهٔ جهانی گسترده مخاطب را نگه میدارد. تماشاگرانی که به داستانهای جنایی فراطبیعی و اسطورههای کمتر آشنا علاقه دارند، احتمالاً از کشف این جهان لذت خواهند برد؛ حتی اگر در پایان احساس کنند ایدههایش از فرصت روایت برای شکوفایی کامل پیشی گرفتهاند.
« همین کیفیت، به سریال ارزشی فراتر از تازگی هیولاها و جادو میدهد. »



ثبت دیدگاه