نقد و بررسی
نقد Trees Lounge | 1996
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
فیلمی که در سکونش نفس میکشد «Trees Lounge» ساختهٔ ۱۹۹۶، نخستین تجربهٔ Steve Buscemi در مقام نویسنده و کارگردان است؛ فیلمی مستقل و کمادعا که بهجای تکیه بر حادثههای بزرگ، زندگی آدمهایی را دنبال میکند که روزهایشان در رفتوآمد میان خیابان، کارهای بیدوام و پیشخوان یک بار محلی میگذرد.
تامی، شخصیت محوری فیلم، شغلش را از دست داده و رابطهٔ طولانیمدتش به پایان رسیده است. او در اتاقی کوچک بالای بار زندگی میکند و بار، بیش از آنکه محل نوشیدن باشد، پناهگاه و نقطهٔ ثقل جهان اجتماعی اوست. پیشنهاد رانندگی با کامیون بستنیفروشی راهی برای تغییر به نظر میرسد، اما نزدیکشدنش به دختری هفدهساله، زندگی ازهمگسیختهاش را پیچیدهتر میکند.
فیلم نه قصد دارد این سرگذشت را به داستانی پرکشش و پرپیچوخم بدل کند و نه تامی را قهرمانی بسازد که با یک تصمیم ناگهانی از گذشتهاش عبور میکند. ارزش اثر در مشاهدهٔ روزمرگی است: در مکثها، گفتوگوهای پراکنده و بازگشتهای مکرر به مکانی که برای آدمهایش هم پناه است و هم نشانهٔ درجا زدن.
تامی؛ میان خودآگاهی و خودفریبی بازی Buscemi در نقش تامی، نیروی اصلی فیلم است. او شخصیت را نه با اغراقهای آشنای تصویر «مرد شکستخورده»، بلکه از راه جزئیات کوچک میسازد: نگاههایی که بهسرعت از مواجهه میگریزند، شوخیهایی که ناراحتی را میپوشانند و تلاشهایی بیرمق برای آنکه اوضاع عادی جلوه کند.
« تامی، شخصیت محوری فیلم، شغلش را از دست داده و رابطهٔ طولانیمدتش به پایان رسیده است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تامی از وضعیت خود بیخبر نیست؛ میداند بسیاری از تصمیمهایش به زیان او تمام شدهاند، اما دانستن را با تغییر اشتباه میگیرد. همین شکاف میان آگاهی و اراده، او را هم آشنا و هم دردناک میکند. Buscemi در اینجا فقط بازیگرِ مرکز قاب نیست؛ نویسنده و کارگردان فیلم نیز هست و به نظر میرسد با دقتی شخصی به جهان شخصیت نزدیک شده باشد.
نتیجه، تصویری از اعتیاد و فرسودگی است که نه تامی را تبرئه میکند و نه به تحقیرش میپردازد. فیلم نشان میدهد چگونه عادت، مسئولیتگریزی و تنهایی در یکدیگر تنیده میشوند؛ چگونه آدم میتواند برای هر شکست توضیحی آماده داشته باشد و بااینحال، از دیدن سهم خودش در آن سر باز بزند. بار بهمثابه جهان کوچک «تریز لانج» صرفاً پسزمینهٔ رویدادها نیست؛ جهان کوچکی است که شخصیتها در آن شناخته میشوند، نقشهایشان را تکرار میکنند و به نوعی ثباتِ غمبار میرسند.
مشتریان همیشگی هرکدام لحن، عادت و شیوهٔ حضور خود را دارند. آنها لزوماً دوستانی صمیمی نیستند، اما تداوم حضورشان پیوندی میانشان میسازد؛ پیوندی که گاه بیشتر از رابطههای بیرون از بار دوام میآورد. فضای فیلم چنان زنده و ملموس است که تماشاگر میتواند سنگینی هوای داخل بار، صدای گفتوگوها و گذشت بیهدف زمان را تصور کند.
آدمها در این مکان بهجای آنکه صرفاً ابزار پیشبرد داستان باشند، بخشی از بافت زندگی تامیاند. این کیفیت، از مهمترین دستاوردهای فیلم است: بار از محلی برای گردهمایی به نوعی خانهٔ جمعی بدل میشود، اما خانهای که اعضایش در آن همدیگر را نگه میدارند و هم ناخواسته به سکون یکدیگر کمک میکنند.
« همین شکاف میان آگاهی و اراده، او را هم آشنا و هم دردناک میکند. »
شخصیتها و اجرا
گروه بازیگران و شخصیتهای حاشیهای فیلم از گروه بازیگران مکمل پرشمارش بهرهٔ خوبی میگیرد. هر شخصیت، حتی اگر زمان حضور محدودی داشته باشد، ردّی از زندگی بیرون از قاب را با خود میآورد. گفتوگوها همیشه برای افشای اطلاعات یا رساندن قصه به نقطهای تازه طراحی نشدهاند؛ گاهی فقط از دل عادت، دلخوری یا نیاز به پر کردن سکوت شکل میگیرند.
همین بیتکلفی باعث میشود آدمها بیش از آنکه «نقش» به نظر برسند، کسانی باشند که سالهاست همدیگر را میشناسند. حضور بازیگرانی چون Carol Kane، Mark Boone Junior، Anthony LaPaglia و Samuel L. Jackson نیز به فضای گروهی فیلم تنوع میبخشد. Jackson با حضوری کوتاه، توجهبرانگیز است؛ اما فیلم اجازه نمیدهد شهرت یا کاریزمای بازیگران، مرکز ثقل را از تجربهٔ جمعی بار برباید.
همه در خدمت حسِ زیستن در محیطی مشترکاند، جایی که هرکس قصهای دارد، هرچند کسی الزاماً فرصت یا توان بازگفتن کامل آن را پیدا نمیکند. طنز تلخ و اخلاقِ مسئولیت طنز فیلم از فاصلهٔ میان آنچه تامی دربارهٔ خودش میگوید و آنچه در عمل انجام میدهد پدید میآید. خندهها معمولاً آسودگیبخش نیستند؛ گاهی با اندکی تأخیر میرسند و پس از خود، مزهای تلخ باقی میگذارند.
فیلم میداند که آدمها حتی در وضعیتهای تأسفبار هم شوخی میکنند، بهانه میآورند، دل میبندند و لحظههایی از شادی را تجربه میکنند. این لحظات، رنج را حذف نمیکنند؛ فقط نشان میدهند که زندگیِ نابسامان نیز خالی از لذتهای کوچک نیست. در بخش مربوط به دبى، فیلم به محدودهای اخلاقی و حساس وارد میشود.
« گروه بازیگران و شخصیتهای حاشیهای فیلم از گروه بازیگران مکمل پرشمارش بهرهٔ خوبی میگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تامی با دختری هفدهساله وارد رابطهای میشود و پیامدهای آن فقط مسئلهای شخصی باقی نمیماند. اثر این موقعیت را به شوخی ساده یا ماجرایی بیاهمیت تقلیل نمیدهد؛ فاصلهٔ سنی و نابرابری تجربه میان دو شخصیت، پرسشی جدی دربارهٔ قضاوت، مسئولیت و مرزهای رفتار تامی پیش میکشد. فیلم در اینجا نیز بهجای صدور حکمهای صریح، اجازه میدهد تناقضهای شخصیت آشکار شوند؛ انتخابی که گاه ناراحتکننده است، اما با نگاه بیپردهٔ اثر سازگاری دارد.
ریتم آرام و محدودیتهای روایت کمحادثهبودن فیلم هم فضیلت آن است و هم مهمترین محدودیتش. «Trees Lounge» بهجای آنکه هر صحنه را پلهای برای رسیدن به رویدادی بزرگتر کند، در وضعیتهای معمولی مکث میکند. این تصمیم، فرصت میدهد تماشاگر با فضای بار و شخصیتهایش خو بگیرد؛ اما در بخشهایی نیز ریتم چنان کند میشود که تمرکز بر جزئیات روزمره جای حرکت روایی را میگیرد.
کسانی که انتظار دارند خط اصلی داستان پیوسته پیش برود، ممکن است احساس کنند فیلم بیش از اندازه در مسیر خود توقف میکند. همچنین تأکید بر جمعِ مشتریان بار گاهی خط زندگی تامی را کمرنگ میکند. این پراکندگی از نظر مضمونی معنادار است، زیرا تامی همواره در میان آدمها حضور دارد، اما بهندرت واقعاً از انزوای خود بیرون میآید.
بااینحال، پراکندگی همیشه به عمق نمیانجامد و بعضی خردهداستانها بیش از آنکه به طرحی کامل برسند، همچون تکههایی از فضای کلی فیلم باقی میمانند. این نقص، بیش از آنکه حاصل بیدقتی باشد، هزینهٔ انتخابِ روایتی است که شخصیت و فضا را بر پیرنگ پرشتاب مقدم میداند. میزانسن و حس مکان کارگردانی Buscemi بهدنبال جلوهفروشی نیست.
« تامی با دختری هفدهساله وارد رابطهای میشود و پیامدهای آن فقط مسئلهای شخصی باقی نمیماند. »
قوتها و کاستیها
دوربین بیشتر نظارهگر است تا مفسر؛ به آدمها فرصت میدهد در قاب بمانند، حرفهای نیمهتمام بزنند و سکوت کنند. این شیوه با تجربهٔ تامی تناسب دارد: زندگی او نه با نقطهعطفهای بزرگ، بلکه با تکرار و تعویق شکل گرفته است. مکانهای فیلم نیز بهخوبی همین حس را تقویت میکنند. خیابانها، فضای کار و بار، همگی عادی و فرسودهاند؛ نه بهصورت نمادهایی برجسته، بلکه همچون محیطهایی که شخصیتها واقعاً در آنها زندگی میکنند.
این واقعگرایی در برخی لحظهها چنان اثرگذار است که تماشاگر حس میکند به جمعی وارد شده که پیش از شروع فیلم نیز وجود داشته و پس از پایان آن هم به زندگی خود ادامه خواهد داد. در چنین رویکردی، دوربین قرار نیست همهچیز را توضیح دهد؛ گاهی فقط کنار آدمها میایستد و میگذارد رفتارهایشان معنای خود را بهتدریج آشکار کنند.
جمعبندی «Trees Lounge» فیلمی دربارهٔ سقوط ناگهانی نیست؛ دربارهٔ فرسایش آهستهای است که در عادتها، رابطههای نیمهجان و وعدههای تکراری ریشه میدواند. Steve Buscemi با بازی باورپذیر و کارگردانی کمادعا، تصویری انسانی از مردی میسازد که هم در برابر تغییر مقاومت میکند و هم از وضع موجود رنج میبرد.
جهان زندهٔ بار و شخصیتهای مکمل، فیلم را از مطالعهای صرفاً فردی فراتر میبرند و آن را به پرترهای جمعی از آدمهای سرگشته بدل میکنند. کندی روایت و کمحادثهبودن آن ممکن است برای بعضی تماشاگران خستهکننده باشد، و تمرکز بر فضای بار گاه به قیمت کمرنگشدن خط داستانی تمام میشود. بااینهمه، همین سکون بخشی از معنای اثر است: تامی در مکانی میماند که آدمهایش را میشناسد، حتی وقتی آن مکان دیگر نمیتواند زندگیاش را پیش ببرد.
« دوربین بیشتر نظارهگر است تا مفسر؛ به آدمها فرصت میدهد در قاب بمانند، حرفهای نیمهتمام بزنند و سکوت کنند. »
جمعبندی
فیلمی کوچک و تلخوشیرین است که نه با پاسخهای قطعی، بلکه با چهرهها، مکثها و حس ماندن در یک جای آشنا در ذهن میماند.



ثبت دیدگاه