نقد و بررسی
نقد مرکز تروما (Trauma Center) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در ژانر «Trauma Center» محصول ۲۰۱۹، تریلری جنایی است که موتور رواییاش بر موقعیتی ساده اما بالقوه پُرتنش بنا شده: شاهدی زخمی، در بیمارستانی گرفتار میشود و کسانی که میخواهند او را خاموش کنند، به تعقیبش میپردازند. این انتخاب، از همان ابتدا امکان شکلگیری فضایی محدود و خفقانآور را فراهم میکند؛ فضایی که در آن راهروها، اتاقها و بخشهای متروک میتوانند به میدان گریز و کمین بدل شوند.
فیلم میکوشد تعقیبوگریز را با معمایی پلیسی و مسئلهٔ فساد یا بیاعتمادی درون نیروی انتظامی پیوند دهد. بااینحال، داشتن موقعیتی مناسب برای تعلیق، بهتنهایی برای ساختن تریلری مؤثر کافی نیست. فیلم باید از دل این موقعیت، روابطی پیچیده، انتخابهایی دشوار و خطرهایی رو به افزایش بیرون بکشد.
«Trauma Center» بیشتر بر ظرفیت آشنای premise خود تکیه دارد تا بر گسترش معنادار آن؛ ازاینرو، ایدهٔ مرکزی زودتر از آنکه به تجربهای تازه تبدیل شود، یادآور الگوهای تثبیتشدهٔ فیلمهای تعقیبوگریز و جنایی است. روایت و ساختمان تعلیق در مرکز داستان، زنی قرار دارد که پس از زخمیشدن در تیراندازی، باید برای بقا و حفظ حقیقت بجنگد.
« فیلم میکوشد تعقیبوگریز را با معمایی پلیسی و مسئلهٔ فساد یا بیاعتمادی درون نیروی انتظامی پیوند دهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در سوی دیگر، ستوان ویکز مأمور حل قتل همکار و خبرچین خود است؛ اما جایگاه او صرفاً جایگاه کارآگاهی پیگیر نیست. خشم و میل به انتقام، نگاهش را تیره کرده و پرسشهایی دربارهٔ انگیزهها و داوریهایش پیش میکشد. تلاقی این دو خط روایی، یعنی مبارزهٔ شاهد برای زندهماندن و پیگیری ویکز برای کشف حقیقت، میتواند سرچشمهٔ تعارض اخلاقی و دراماتیک باشد.
فیلم از بیمارستان بهعنوان ظرفی برای این تعارض استفاده میکند، اما ساخت روایت همیشه از ظرفیت مکانی آن بهره نمیبرد. تعلیق پایدار زمانی شکل میگیرد که هر حرکت شخصیتها پیامدی تازه داشته باشد و اطلاعات، تماشاگر را وادار کند برداشت خود را تغییر دهد. در اینجا، قصه گاه بهجای آنکه لایههای تازهای به بحران بیفزاید، به مسیر آشنای تعقیب، پنهانشدن و گریز بازمیگردد.
در نتیجه، پیشروی داستان بیشتر از آنکه حس کشف و تشدید خطر ایجاد کند، تابع ضرورتهای معمول ژانر به نظر میرسد. بیمارستان؛ فرصت و محدودیت بیمارستانِ متروک یا خلوت، از نظر بصری مکان مناسبی برای تریلر است. فضای درمانی که بهطور طبیعی با مراقبت و امنیت پیوند دارد، هنگامی که به قلمرو تعقیب و تهدید تبدیل شود، تضادی مؤثر میسازد.
« در سوی دیگر، ستوان ویکز مأمور حل قتل همکار و خبرچین خود است؛ اما جایگاه او صرفاً جایگاه کارآگاهی پیگیر نیست. »
شخصیتها و اجرا
اتاقهای بیاستفاده، راهروهای کمرفتوآمد و دشواری دسترسی به کمک میتوانند حس انزوا را تقویت کنند. افزون بر این، آسیبپذیری جسمانی شاهد، محیط را برای او به مانعی واقعی بدل میکند، نه صرفاً پسزمینهای برای حرکت شخصیتها. اما محدودیت مکانی زمانی به امتیاز تبدیل میشود که فیلم از تفاوت بخشها، فاصلهها و مسیرها برای ساختن ریتم و جغرافیای روشن استفاده کند.
اگر محیط بیش از حد تکراری به نظر برسد، تعقیبوگریز نیز به چرخهای از رفتوآمدهای مشابه فروکاسته میشود. «Trauma Center» با وجود انتخاب مکانی مناسب، همواره نمیتواند این فضا را به عنصری پویا و دگرگونشونده تبدیل کند. بیمارستان ظرفیت ایجاد هراس دارد، ولی فیلم از این ظرفیت به شکلی یکنواخت بهره میگیرد؛ بنابراین، احساس محصورشدن گاهی جای خود را به احساس محدودبودن میدهد.
بازیها و شخصیتپردازی نیکی ویلان مهمترین تکیهگاه عاطفی فیلم است. شخصیت او در وضعیتی قرار دارد که کنشمندیاش اهمیت دارد: او فقط موضوع تعقیب نیست، بلکه باید تصمیم بگیرد، واکنش نشان دهد و برای نجات خود تلاش کند. حضور ویلان به این مبارزه وجه انسانی میبخشد و از تبدیلشدن شخصیت به ابزاری صرف برای پیشبرد قصه جلوگیری میکند.
« اتاقهای بیاستفاده، راهروهای کمرفتوآمد و دشواری دسترسی به کمک میتوانند حس انزوا را تقویت کنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
هرچه فیلم بیشتر بر واکنشهای او و دشواری موقعیتش تمرکز میکند، تنش ملموستر میشود. در مقابل، بروس ویلیس حضوری کمرنگتر از جایگاه محوری داستان دارد. ویکز از نظر مفهومی شخصیتی بالقوه جذاب است؛ کارآگاهی که سوگ و خشم، پیگیری حقیقت را با میل به مجازات درهم آمیختهاند. چنین شخصیتی میتواند مرز میان عدالت و انتقام را مبهم کند و تماشاگر را نسبت به قضاوتهایش مردد سازد.
بااینحال، فیلم برای شکلدادن به این کشمکش درونی مجال کافی فراهم نمیکند و حضور ویلیس نیز بهندرت به نیرویی تبدیل میشود که لحن یا ضرباهنگ اثر را بهتنهایی تغییر دهد. در نتیجه، ویکز بیش از آنکه شخصیتی کاملاً پرورده باشد، حامل ایدهای دراماتیک باقی میماند. مضمون اعتماد و حقیقت یکی از ظرفیتهای مهم داستان، پرسش از اعتماد است: چه کسی حقیقت را میگوید، چه کسی از قدرت خود سوءاستفاده میکند و شاهد تا چه اندازه میتواند به کسانی تکیه کند که وظیفهٔ حفاظت از او را دارند؟
همین پرسشها میتوانند تریلری جنایی را از یک بازی سادهٔ شکار و گریز فراتر ببرند. حضور ویکز نیز امکان میدهد که خودِ مأمور قانون موضوع تردید باشد؛ کسی که شاید در پی عدالت است، اما انگیزههای شخصیاش داوری او را مخدوش میکنند. بااینهمه، طرح چنین مضمونهایی الزاماً به معنای کاوش عمیق آنها نیست.
« هرچه فیلم بیشتر بر واکنشهای او و دشواری موقعیتش تمرکز میکند، تنش ملموستر میشود. »
قوتها و کاستیها
فیلم ایدهٔ فساد، انتقام و بیاعتمادی را به کار میگیرد، اما در گسترش پیامدهای اخلاقیشان احتیاط میکند. شخصیتها فرصت اندکی برای پرداختن به تناقضهای خود دارند و بحران بیشتر بهانهای برای حرکت قصه است تا زمینهای برای بررسی جدی رفتار آنان. از این رو، پرسشهای اخلاقی فیلم قابلتشخیصاند، اما پاسخ یا پیچیدگی ماندگاری پیدا نمیکنند.
ریتم و اجرای صحنههای اکشن ریتم فیلم در بخشهایی که باید شتاب بگیرد، از نیروی کافی برخوردار نیست. تعقیبوگریز زمانی اثر میگذارد که مکثها در خدمت افزایش اضطراب باشند و هر رویارویی، وضعیت را دشوارتر از لحظهٔ پیشین کند. اما اگر مکثها صرفاً فاصلهای میان رخدادها باشند، تعلیق رو به کاهش میرود.
در «Trauma Center»، محدودیت لوکیشن و تکرار الگوهای حرکتی گاه از شدت صحنهها میکاهد و مانع میشود خطر همواره در حال نزدیکشدن احساس شود. فیلم در ایجاد لحظههای پرتنش کاملاً ناکام نیست؛ اصل موقعیت، یعنی آسیبپذیری شاهد در برابر کسانی که دسترسی و ارادهٔ تعقیب او را دارند، بهخودیخود ظرفیت ایجاد نگرانی دارد.
« فیلم ایدهٔ فساد، انتقام و بیاعتمادی را به کار میگیرد، اما در گسترش پیامدهای اخلاقیشان احتیاط میکند. »
جمعبندی
مسئله آن است که این ظرفیت بهطور پیوسته پرورش نمییابد. تدوین و چینش رخدادها نمیتوانند همیشه حس فوریت را حفظ کنند و در نتیجه، برخی صحنهها بیش از آنکه ضربان روایت را بالا ببرند، آن را در سطحی ثابت نگه میدارند. جمعبندی «Trauma Center» از ایدهای مناسب برای تریلری فشرده آغاز میشود: شاهدی زخمی، بیمارستانی منزوی و کارآگاهی که پیگیری پروندهاش با انتقامجویی آمیخته است.
نیکی ویلان به شخصیت اصلی نیرویی قابلتوجه میدهد و فضای بیمارستان نیز امکان شکلگیری تعقیبوگریزی محصور و هراسآور را فراهم میکند. فیلم همچنین به موضوعاتی چون اعتماد، فساد و مرز میان عدالت و انتقام نزدیک میشود. بااینحال، روایت در گسترش این امکانات به اندازهٔ کافی جسور نیست. قصه از الگوهای آشنای ژانر فاصلهٔ چندانی نمیگیرد، شخصیتپردازی و مضمونها عمق محدودی دارند و حضور کمرنگ بروس ویلیس نیز به فیلم نیرویی فراتر از طرح اولیه نمیبخشد.
ریتم کند و بهرهبرداری یکنواخت از فضای محدود، بخشی از تعلیق بالقوه را فرسوده میکند. حاصل، تریلری است که موقعیتی قابلاستفاده و لحظههایی از تنش دارد، اما در نهایت بیش از آنکه تجربهای متمایز بسازد، به بازگویی کمعمق ایدهای آشنا بسنده میکند.
« مسئله آن است که این ظرفیت بهطور پیوسته پرورش نمییابد. »



ثبت دیدگاه