نقد و بررسی
نقد Trainwreck | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
برخورد کمدی با الگوی آشنای عاشقانه «Trainwreck» در ظاهر از همان مصالح آشنای کمدی رمانتیک ساخته شده است: زنی که از تعهد میگریزد، مردی که امکان رابطهای جدی را پیش روی او میگذارد، و مسیری که در آن شخصیت اصلی ناچار میشود باورهای دیرینهاش را دوباره بسنجد. اما فیلمنامهٔ Amy Schumer میکوشد این الگو را از زاویهای کمتر متعارف بازگو کند.
اِیمی نه زنی است که از ابتدا رؤیای عشق پایدار در سر داشته باشد و نه شخصیتی که صرفاً در انتظار مرد مناسب نشسته باشد؛ او با مجموعهای از عادتها و توجیههایی زندگی میکند که روزگاری برایش راه گریز از آسیبپذیری بودهاند. فیلم از همین جابهجایی نقشها نیرو میگیرد. رفتارهایی که معمولاً در کمدیهای جریان اصلی به مردان نسبت داده میشوند، در زندگی اِیمی جایگاهی مرکزی مییابند.
این وارونگی، در بهترین لحظات، فقط وسیلهای برای شوخی نیست؛ هنجارهای جنسیتی و توقعات نابرابر دربارهٔ روابط را نیز به پرسش میگیرد. بااینحال، فیلم همیشه به اندازهٔ ایدهٔ اولیهاش در این مسیر پیش نمیرود و گاهی به همان قراردادهای آشنا بازمیگردد که قصد بازیگوشی با آنها را دارد. گذشتهای که به عادت بدل میشود خاستگاه رفتار اِیمی در رابطهٔ او با پدرش نهفته است؛ پدری که در کودکی تصویری بدبینانه از تکهمسری و تعهد به او منتقل میکند.
فیلم این زمینه را بهانهای برای تشخیص قطعی یا توضیح روانشناختی ساده نمیسازد، اما نشان میدهد چگونه یک جمله یا باور خانوادگی میتواند در ذهن کودک رسوب کند و بعدها به فلسفهای شخصی تبدیل شود. اِیمی در بزرگسالی، آزادی خود را با بینیازی از صمیمیت یکی میگیرد؛ در حالی که فیلم، آرامآرام، میان انتخاب آزادانه و فرار از مواجهه با خود تمایز میگذارد.
« اما فیلمنامهٔ Amy Schumer میکوشد این الگو را از زاویهای کمتر متعارف بازگو کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این وجه از شخصیتپردازی، به فیلم عمق عاطفی میدهد. اِیمی صرفاً مجموعهای از شوخیهای تند و رفتارهای افراطی نیست؛ او کسی است که از تکرارِ زیست خود آسوده به نظر میرسد، اما در واقع در چرخهای از بیاعتنایی و بیقراری گرفتار شده است. بااینهمه، فیلم گاهی این لایه را با تأکید بیش از اندازه بیان میکند.
جایی که رفتار و موقعیت میتوانند بهتنهایی معنای لازم را برسانند، گفتوگوها یا واکنشهای نمایشی بر پیام تأکید میگذارند و ظرافت روانی صحنه را کاهش میدهند. اجرای Amy Schumer و نیروی حضور Bill Hader Amy Schumer نقش اِیمی را با حضوری پرتحرک و بیپرده پیش میبرد. مهمترین دستاورد بازی او این است که شخصیت را به تصویری یکدست و قابلقضاوت فرو نمیکاهد.
اِیمی میتواند بیملاحظه، خودخواه، بامزه و در عین حال آسیبپذیر باشد؛ فیلم نیز از تماشاگر نمیخواهد همهٔ رفتارهای او را بپسندد تا با او همراه شود. این آزادی در اجرا، به کمدی فیلم رنگی شخصی میدهد، هرچند بعضی شوخیها بیش از آنکه از موقعیت بیرون بیایند، به اتکای تندی و صراحت کلام پیش میروند و اثر چندانی نمیگذارند.
Bill Hader در نقش آرون، نقطهٔ تعادل مهمی برای این انرژی است. بازی او آرام، صمیمی و کمادعاست و به آرون شخصیتی مستقل میبخشد؛ او صرفاً جایزهای مطلوب در پایان مسیر اِیمی نیست. Hader با واکنشهای ظریف و نوعی خوشخلقی نامتظاهر، جذابیت مردی را میسازد که هم از شغل و زندگی خود اطمینان دارد و هم در برابر آشفتگی طرف مقابل، انعطاف نشان میدهد.
« این وجه از شخصیتپردازی، به فیلم عمق عاطفی میدهد. »
شخصیتها و اجرا
شیمی میان دو بازیگر بهجای آنکه بر شور رمانتیک پررنگ و ناگهانی تکیه کند، از مکالمه و تفاوت منشهایشان شکل میگیرد. همین تفاوت است که بخش مهمی از شیرینی رابطه را فراهم میکند. شوخیهای ناهموار و نقشهای فرعی طنز «Trainwreck» بر غافلگیری، گفتوگوهای بیپرده و برخورد شخصیتها با موقعیتهای نامنتظر تکیه دارد.
فیلم در صحنههایی که شوخی را کوتاه و دقیق نگه میدارد، بسیار سرگرمکننده است؛ گاهی یک واکنش ساده یا مکث بازیگر از جملهای مفصل خندهدارتر میشود. اما ریتم شوخیها یکنواخت نیست. بعضی تکهها بهخوبی فرود میآیند و برخی دیگر چندان جان نمیگیرند، یا آنقدر ادامه پیدا میکنند که تازگیشان را از دست میدهند.
بازیگران مکمل در ایجاد تنوع کمدی نقش مهمی دارند. Brie Larson در مقام خواهر اِیمی، وجهی متعادلتر از زندگی خانوادگی را مجسم میکند و حضورش به رابطهٔ دو خواهر زمینهای عاطفی میدهد. در سوی دیگر، LeBron James با بازی در قالبی طنزآمیز از خودش، از غافلگیریهای موفق فیلم است؛ خونسردی و جدیت ظاهری او در موقعیتهای روزمره، تضادی کمیک میسازد که بهسادگی کار میکند.
John Cena نیز با حضوری پرانرژی، لحظههایی از کمدی بدنی و اغراقآمیز را به فیلم میافزاید. این نقشهای فرعی گاهی چنان پررنگ و مؤثرند که برای مدتی توجه را از خط اصلی داستان میربایند؛ امتیازی برای سرگرمی، اما نشانهای از پراکندگی تمرکز فیلم نیز هست. کارگردانی Judd Apatow و مسئلهٔ طول Judd Apatow با مهارتی شناختهشده در هدایت بازیگران و ساختن صحنههای جمعی، به فیلم فضایی سرزنده میدهد.
« همین تفاوت است که بخش مهمی از شیرینی رابطه را فراهم میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بسیاری از لحظات کمدی به نظر میرسند از دل گفتوگوهای آزاد و واکنشهای طبیعی بیرون آمدهاند، نه از اجرای خشک یک متن ازپیشتعیینشده. همین حس رهایی به شخصیتها اجازه میدهد با یکدیگر اصطکاک پیدا کنند و صحنهها گاه از مسیر پیشبینیپذیر خود منحرف شوند. اما فیلم در استفاده از این آزادی همیشه گزیدهکار نیست.
زمان طولانی آن باعث میشود برخی موقعیتها بیش از اندازه بسط پیدا کنند و مسیر روایت در مقاطعی به مجموعهای از صحنههای جداگانه شبیه شود. شوخی یا ماجرایی که میتوانست با ضربهای کوتاه به پایان برسد، گاهی بیش از نیاز ادامه مییابد؛ در نتیجه، تماشاگر ممکن است حس کند داستان درجا میزند.
این کشآمدن بهویژه هنگامی محسوس است که فیلم از کمدی موقعیت فاصله میگیرد و میکوشد بُعد عاطفی رابطه را برجسته کند، بیآنکه همیشه گذار میان این دو لحن را بهنرمی انجام دهد. عاشقانهای میان صداقت و قرارداد رابطهٔ اِیمی و آرون زمانی جان میگیرد که فیلم به تفاوتهایشان فرصت بروز میدهد.
آرون جهانی منظمتر و متمرکزتر دارد؛ اِیمی به بینظمی و فاصلهگیری عادت کرده است. جذابیت رابطه نه فقط در این است که این دو یکدیگر را دوست دارند، بلکه در این پرسش نهفته است که آیا میتوانند بدون پاککردن تفاوتهایشان کنار هم بمانند. فیلم در بخشهایی با صداقت به ترس از صمیمیت، عادت به فرار و دشواری تغییر میپردازد، اما گاه نیز راهحلهای آشنای کمدی رمانتیک را میپذیرد و از پیچیدگیای که خود بنا کرده عقب مینشیند.
« اما فیلم در استفاده از این آزادی همیشه گزیدهکار نیست. »
قوتها و کاستیها
ترکیب عاطفه و شوخی در نیمهٔ نخست روانتر است؛ در ادامه، داستان افتوخیز پیدا میکند و برخی لحظات احساسی کمی طولانی یا بیش از حد توضیحدادهشده به نظر میرسند. بااینحال، فیلم در مجموع نمیگذارد لحن رمانتیک بر شخصیتپردازی کمدیاش سایه بیندازد. پایانبندی نیز، بیآنکه لازم باشد دربارهٔ جزئیاتش سخنی گفته شود، از همان بازیگوشی و شیرینیای بهره میبرد که فیلم در لحظههای موفق خود نشان داده است.
جمعبندی «Trainwreck» کمدی رمانتیکی است که با صدای شخصی Amy Schumer و تکیه بر چند اجرای دوستداشتنی، از قالب آشنای خود فراتر میرود؛ اما نه آنقدر که از نوسان و زیادهگویی کاملاً رها شود. فیلم در بهترین لحظاتش هم خندهدار است و هم دربارهٔ ترس از نزدیکی و امکان تغییر حرفی قابلتأمل دارد.
در لحظات ضعیفتر، شوخیهای ناموفق، شاخهرفتن روایت و طول بیش از اندازه از انسجام آن میکاهند. آنچه در خاطر میماند، بیش از طرح داستانی، تضاد میان اِیمیِ گریزان و آرونِ دلنشین، شوخیهای گاه غافلگیرکننده و لحظههایی است که فیلم با بیپروایی به شخصیتهایش اجازه میدهد هم مضحک باشند و هم انسانی.
حاصل، اثری ناهموار اما گرم و سرگرمکننده است؛ فیلمی که گاهی از مسیر خود منحرف میشود، ولی در نهایت به لطف بازیگران و لحظات کمدی مؤثرش، جذابیتش را حفظ میکند.
« بااینحال، فیلم در مجموع نمیگذارد لحن رمانتیک بر شخصیتپردازی کمدیاش سایه بیندازد. »
ثبت دیدگاه