نقد و بررسی
نقد تراژدی آدم مضحک (Tragedy of a Ridiculous Man) | 1981
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان پدر، کارخانه و فاجعه «Tragedy of a Ridiculous Man» ساختهٔ برناردو برتولوچی، در نگاه نخست با یک موقعیت جنایی آشنا آغاز میشود: پسرِ صاحب کارخانهای ایتالیایی ربوده شده و برای آزادی او باج طلب میشود. اما فیلم خیلی زود نشان میدهد که آدمربایی تنها موتور تعلیق نیست؛ بحرانی است که مناسبات خانوادگی، جایگاه طبقاتی و تصور قهرمان از خودش را از هم میگسلد.
پریمو، پدرِ گرفتار این بحران، باید میان نجات فرزند و حفظ کارخانهای که حاصل عمرش است تصمیم بگیرد؛ تصمیمی که نه فقط اخلاق او، بلکه شیوهٔ فهمش از عشق و مالکیت را نیز به پرسش میکشد. فیلم ماجرای ربایش را بهانهای برای یک تریلر سرراست نمیکند. برتولوچی بهجای آنکه پیوسته اطلاعات بدهد و مخاطب را به سوی پاسخ نهایی هدایت کند، فضایی از شک و ناپایداری میسازد.
هر خبر ممکن است ناقص باشد و هر شخصیت، بخشی از حقیقت را پنهان کند یا خود نیز از آن بیخبر باشد. در نتیجه، تماشاگر در کنار پریمو قرار میگیرد: او هم میکوشد از میان نشانههای متناقض راهی پیدا کند، بیآنکه مطمئن باشد مسئله را درست فهمیده است. پریمو؛ مردی که در آینهٔ خود نمیگنجد نقشآفرینی اوگو تونیاتسی ستون اصلی فیلم است.
پریمو مردی خودساخته است؛ کسی که با پشتکار، از ریشهای ساده به صاحب کسبوکاری بزرگ رسیده، اما موفقیت اقتصادیاش الزاماً به پختگی عاطفی یا شناختی روشن از جهان نینجامیده است. تونیاتسی این تناقض را با ظرافت میسازد: پریمو هم اقتدار دارد و هم درماندگی، هم خودبزرگبین به نظر میرسد و هم در لحظاتی به مردی کوچک و مضطرب بدل میشود.
« فیلم ماجرای ربایش را بهانهای برای یک تریلر سرراست نمیکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
عنوان فیلم به همین دوگانگی اشاره میکند. «مضحک» بودن پریمو به معنای سبکسری صرف نیست؛ مضحک بودن او از فاصلهٔ میان تصویری که از خود دارد و واقعیتی که ناگهان بر او تحمیل میشود سرچشمه میگیرد. او میخواهد همچنان فرمانروای موقعیت باشد، اما اتفاقها پیوسته نشان میدهند که کنترلش محدود است.
طنز تلخ فیلم نیز از همین شکاف میجوشد: از جدیت مردی که میکوشد بحران را با حسابوکتاب و نقشه مهار کند، در حالی که خود بحران از منطق او پیروی نمیکند. کارخانه؛ میراث یا جایگزین خانواده؟ کارخانه در این فیلم صرفاً پسزمینهای صنعتی نیست. فضای تولید، انبارها و ثروتی که در ظاهر انباشته شده، به شکل ملموسی جهان پریمو را تعریف میکنند.
کارخانه برای او نماد سالها تلاش، منزلت اجتماعی و امنیت است؛ چیزی که میتواند به آن اشاره کند و بگوید زندگیاش بیهوده نبوده است. اما همین دلبستگی، پرسشی اخلاقی را تیزتر میکند: آیا حفظ این میراث میتواند در لحظهای که فرزند در خطر است، بر نجات او مقدم شود؟ فیلم پاسخ را به یک داوری ساده فرو نمیکاهد.
پریمو نه قهرمانی بینقص است و نه چهرهای که بتوان بیدرنگ محکومش کرد. او در موقعیتی گرفتار شده که پول، عاطفه و بقای اقتصادی را به هم گره میزند. کارخانه به نوعی فرزند دیگر اوست؛ با این تفاوت که میتوان آن را شمرد، اداره کرد و برایش برنامه ریخت. رابطهٔ پدر و پسر، برخلاف آن، از فاصلهها و سکوتهایی تشکیل شده که بهآسانی در حسابوکتاب جا نمیگیرند.
« عنوان فیلم به همین دوگانگی اشاره میکند. »
شخصیتها و اجرا
از این رو، انتخاب پریمو فقط دربارهٔ پول نیست؛ آزمونی است برای سنجش اینکه چه چیزی را واقعاً عزیز میشمارد. ابهام؛ نیروی تعلیق و سرچشمهٔ سردرگمی یکی از ویژگیهای شاخص فیلم، روایتی است که عمداً در برابر قطعیت مقاومت میکند. ربایش، انگیزههای آدمربایان و نسبت شخصیتها با ماجرا در لایهای از ابهام باقی میماند.
این شیوه از یک سو به اثر نیروی معمایی میدهد: مخاطب ناچار است سرنخها را کنار هم بگذارد و به امکانهای مختلف فکر کند. از سوی دیگر، همین ابهام گاهی به آشفتگی نزدیک میشود؛ نه همهٔ پرسشها به یک اندازه ثمربخشاند و نه هر سکوتی الزاماً معنایی تازه میسازد. بهویژه جایگاه پسر در ماجرا، عامدانه یا ناخواسته، میتواند احساس بیثباتی روایت را تشدید کند.
فیلم میخواهد تماشاگر دربارهٔ آنچه میبیند و میشنود تردید کند، اما گاه مرز میان رازپردازی و کمبود اطلاعات روشن نیست. برای مخاطبی که انتظار دارد جزئیات پیرنگ بهتدریج در نظمی محکم به هم متصل شوند، این تجربه ممکن است بهجای تعلیق، حس گمگشتگی ایجاد کند. با این همه، ابهام در بهترین لحظاتش با وضعیت پریمو همخوان است: جهانی که او در آن زندگی میکند، پاسخی آسان به پرسشهایش نمیدهد.
سیاست در مقیاس خانواده فیلم در بستر تنشهای سیاسی و اجتماعی ایتالیای آن دوران شکل میگیرد، اما سیاست را تنها در شعارها یا رویاروییهای علنی جستوجو نمیکند. پرسشهای سیاسی از راه خانواده، کار و مالکیت وارد داستان میشوند. یک کارخانهدار، کارگران، گروههای سیاسی و خانوادهای که زیر فشار بحران قرار گرفتهاند، همگی در شبکهای از منافع و باورها جای دارند؛ شبکهای که هیچکس بر تمام آن مسلط نیست.
« از این رو، انتخاب پریمو فقط دربارهٔ پول نیست؛ آزمونی است برای سنجش اینکه چه چیزی را واقعاً عزیز میشمارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
برتولوچی از این راه، امر سیاسی را به زندگی خصوصی پیوند میزند. بحران عمومی در اتاقهای خانه و فضای کارخانه اثر میگذارد و تصمیم شخصی پریمو را به مسئلهای فراتر از سرنوشت یک خانواده تبدیل میکند. با این حال، فیلم همیشه در پرداخت این پیوند به یکپارچگی نمیرسد. گاهی نقد سیاسی در حاشیهٔ معمای خانوادگی میماند و گاهی مضمون اجتماعی چنان برجسته میشود که رشتهٔ عاطفی داستان تضعیف میگردد.
این ناهماهنگی از کاستیهای اثر است، هرچند فضای پرتنش آن همچنان حسی زنده و تاریخی به روایت میبخشد. تصویر و لحن: میان واقعگرایی و هذیان لحن فیلم بهسادگی در یک قالب جا نمیگیرد. اثر گاه به تریلر نزدیک میشود، گاه هجویهای تلخ دربارهٔ مردی خودساخته به نظر میرسد و گاه به تأملی خانوادگی بدل میشود.
این تغییر لحن با آشفتگی ذهنی پریمو تناسب دارد، اما در بعضی بخشها انسجام کلی را دشوار میکند. مخاطب ممکن است نداند باید در انتظار حل معما باشد یا بر فروپاشی درونی شخصیت تمرکز کند؛ فیلم نیز همیشه میان این دو مسیر تعادل کاملی برقرار نمیسازد. فضاسازی حسابشده، با تأکید بر محیط صنعتی و شکوه ظاهری داراییها، به مضمون فیلم خدمت میکند.
کارخانه مکانی است که هم ثروت را نمایش میدهد و هم شکنندگی آن را آشکار میکند. موسیقی انیو موریکونه نیز بهجای آنکه صرفاً هیجان صحنهها را افزایش دهد، بر کیفیت ناآرام و نامطمئن جهان فیلم میافزاید. در مجموع، فیلم از جلوهگری بصری فاصله میگیرد و بیش از آنکه تماشاگر را با تصویرهای پرزرقوبرق مسحور کند، او را در فضایی سرد و بیقرار نگه میدارد.
« برتولوچی از این راه، امر سیاسی را به زندگی خصوصی پیوند میزند. »
قوتها و کاستیها
مرز میان تراژدی و طنز تلخ یکی از دستاوردهای فیلم این است که پریمو را همزمان موضوع ترحم و انتقاد قرار میدهد. او درگیر فاجعهای واقعی است، اما شیوهٔ مواجههاش گاه چنان حسابگرانه و خودمحورانه میشود که وجه مضحک شخصیتش آشکار میگردد. فیلم با این تضاد، پرسشی دشوار مطرح میکند: آیا رفتار آدمها در موقعیت بحرانی حقیقت درونیشان را نشان میدهد، یا فقط شکل دیگری از تلاش برای زندهماندن است؟
پاسخ قطعی در کار نیست و همین بیقطعیتی با عنوان اثر همآوا میشود. بااینحال، فیلم میتوانست در کاوش بحران روانی پریمو ژرفتر و پیوستهتر عمل کند. تونیاتسی به شخصیت جان میبخشد، اما برخی چرخشهای داستانی فرصت نمیدهند دگرگونی درونی او با همان دقتی شکل بگیرد که تعلیق بیرونی دنبال میشود.
در نتیجه، تراژدی و هجو گاهی یکدیگر را غنی میکنند و گاهی چنان از هم فاصله میگیرند که اثر میان دو لحن معلق میماند. جمعبندی «Tragedy of a Ridiculous Man» فیلمی است دربارهٔ پدری که میخواهد در برابر بحران همچنان صاحب اختیار بماند، اما درمییابد که خانواده، سیاست و اقتصاد را نمیتوان به سادگی در یک حساب واحد خلاصه کرد.
بازی درخشان اوگو تونیاتسی، فضای اجتماعیِ پرتنش و ابهام معمایی، به اثر نیرویی ماندگار میبخشند. در مقابل، روایت گاه پراکنده میشود و پیوند میان بحران شخصی و نقد سیاسی همیشه به اندازهٔ کافی منسجم نیست. ارزش فیلم بیش از آنکه در حل یک معما یا ارائهٔ داوری اخلاقی روشن باشد، در ناراحتیای است که از تماشای پریمو برمیانگیزد: مردی که میکوشد خود را قهرمان زندگی خویش بداند، اما ممکن است در چشم دیگران ــ و حتی در چشم خودش ــ همزمان شکستخورده، خودخواه و اندوهبار جلوه کند.
« مرز میان تراژدی و طنز تلخ یکی از دستاوردهای فیلم این است که پریمو را همزمان موضوع ترحم و انتقاد قرار میدهد. »
جمعبندی
فیلم با این تصویر دوپهلو، تراژدی را از شکوه دور میکند و آن را در هیئت انسانی معمولی، گرفتار و گاه مضحک به نمایش میگذارد.
ثبت دیدگاه