نقد و بررسی
نقد Totally Killer | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای سرخوشانه میان سفر در زمان و اسلشر «Totally Killer» از همان فرض مرکزیاش اعلام میکند که قرار نیست در محدودهٔ یک ژانر بماند: قاتلی نقابدار، سه دهه پس از موج نخست جنایتهایش، دوباره به صحنه بازمیگردد و جیمی، نوجوانی که با این میراث هولناک روبهرو شده، ناخواسته به سال ۱۹۸۷ میرود.
آنجا میکوشد پیش از آنکه قتلها آغاز شوند، مسیر رخدادها را تغییر دهد. حاصل، آمیزهای از کمدی نوجوانانه، معمای جنایی، سفر در زمان و اسلشر است؛ ترکیبی که روی کاغذ خطر پراکندگی دارد، اما در بهترین لحظههای فیلم به سرگرمیای پرجنبوجوش تبدیل میشود. «Totally Killer» را نه باید اسلشری یکسره دلهرهآور دانست و نه اثری علمیتخیلی با قواعدی سختگیرانه؛ جذابیتش بیشتر از برخورد لحنها و بازی با قراردادهای آشنا میآید.
دو دوره، دو شیوهٔ زیستن رفتن جیمی به دههٔ هشتاد فقط راهی برای بازگشایی پروندهٔ قتلها نیست؛ ابزاری است برای رویارویی دو نسل با ارزشها و عادتهای متفاوت. جیمی با حساسیتها و واژگان امروز وارد فضایی میشود که در آن بسیاری از رفتارهای روزمره، از نگاه او، نامناسب یا دستکم غریباند.
« آنجا میکوشد پیش از آنکه قتلها آغاز شوند، مسیر رخدادها را تغییر دهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تضاد منبع اصلی شوخیهای فیلم است: نوجوانی که میخواهد دیگران را به احتیاط، احترام و رعایت مرزهای شخصی دعوت کند، در جامعهای قرار میگیرد که چنین زبان و حساسیتی هنوز شکل امروزی خود را ندارد. این تمهید در آغاز تازه و بامزه است، اما تکرارِ واکنشهای مشابه گاه از تیزی آن میکاهد.
فیلم بعضی تفاوتهای فرهنگی را به شوخیهایی فوری و روشن تبدیل میکند؛ شوخیهایی که بهجای آنکه از برخورد دو جهان شخصیت بسازند، فقط بر فاصلهٔ تاریخی انگشت میگذارند. بااینحال، تقابل نسلها در مواردی از سطح شوخی فراتر میرود و به رابطهٔ جیمی با مادرش، در دوران نوجوانی او، معنایی عاطفی میدهد.
این پیوند، به فیلم گرمایی میبخشد که صرفاً از نوستالژی یا ارجاعهای دهههشتادی حاصل نمیشود. جیمی؛ قهرمانی در دل یک معمای جمعی Kiernan Shipka بار اصلی فیلم را بر دوش میکشد. جیمی باید هم واکنشهای سریع یک قهرمان ماجراجو را داشته باشد، هم در موقعیتهایی قرار بگیرد که از نظر عاطفی برایش پیچیدهاند و هم بخش بزرگی از طنز فیلم را حمل کند.
« این تمهید در آغاز تازه و بامزه است، اما تکرارِ واکنشهای مشابه گاه از تیزی آن میکاهد. »
شخصیتها و اجرا
Shipka در انتقال انرژی و دستپاچگی شخصیت موفق است و حضورش کمک میکند طرح پرپیچوخم فیلم از حرکت بازنماند. او به جیمی سرزندگی میبخشد، هرچند فیلمنامه همیشه فرصت نمیدهد لایههای درونی این شخصیت به اندازهٔ کافی شکل بگیرند. بخش انسانیتر داستان در رابطهٔ او با مادرش، Pam، آشکار میشود؛ مادری که در گذشته هنوز نوجوان است و با نسخهای کاملاً متفاوت از آنچه جیمی میشناسد روبهرو میشویم.
Olivia Holt این فاصله را با حضوری پرتحرک و دلنشین پر میکند. جذابیت این رابطه در وارونگی نقشهاست: دختر میخواهد مادر را راهنمایی کند، اما خود نیز با شناخت تازهای از خانواده و گذشته روبهرو میشود. اگر فیلم اندکی بیشتر درنگ میکرد تا این رابطه را از دل گفتوگوها و انتخابهای شخصیتها بپرورد، تأثیر عاطفی آن میتوانست عمیقتر شود.
معمای قاتل؛ موتور حرکت و سرچشمهٔ ضعف جستوجوی قاتل، ساختار روایی فیلم را پیش میبرد و در کنار خطرهای سفر در زمان، تماشاگر را به حدسزدن دعوت میکند. فیلم اطلاعات را بهاندازهای پخش میکند که تعلیق کاملاً از میان نرود و هر برخورد تازه، احتمال دیگری را پیش بکشد. از این جهت، معما کارکرد سرگرمکنندهاش را دارد؛ بهخصوص برای تماشاگرانی که از کنار هم گذاشتن نشانهها و سنجیدن انگیزهها لذت میبرند.
« Shipka در انتقال انرژی و دستپاچگی شخصیت موفق است و حضورش کمک میکند طرح پرپیچوخم فیلم از حرکت بازنماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما معما در برخی لحظهها زودتر از آنچه فیلم میپندارد، مسیر خود را لو میدهد. بعضی سرنخها چنان آشکار یا آشنا هستند که حدس دربارهٔ هویت قاتل و جهت پایانبندی پیش از موعد قوت میگیرد. افزون بر این، افشای هویت و انگیزهها به اندازهای که برای رضایتبخششدن یک داستان معمایی لازم است، پرداخت نمیشود.
فیلم بیشتر به حرکت روایی و شوخیهای موقعیتی علاقه دارد تا واکاوی دقیق روانشناختی؛ انتخابی که با لحن سبک آن سازگار است، اما از وزن معمای مرکزی میکاهد. ازاینرو، همراهی با داستان بیشتر بر پایهٔ سرعت و کنجکاوی شکل میگیرد تا پیچیدگی واقعی پرونده. طنز و حالوهوای هالووینی فیلم در وجه کمدیاش از تضاد میان دانش جیمی از آینده و محدودیتهای جهان گذشته بهره میبرد.
آگاهی او از فناوری، فرهنگ عامه و شیوههای امروز، در برخورد با نوجوانان دههٔ هشتاد موقعیتهایی میسازد که گاه واقعاً خندهآورند. لحن هالووینی، فضای حومهای و حضور قاتلی با تصویری چشمگیر نیز به فیلم هویتی سرگرمکننده میدهد؛ اثری که برای تماشای تفننی در فصل پاییز و شبهای هالووین مناسب است، بیآنکه الزاماً ترس عمیقی بر جا بگذارد.
« اما معما در برخی لحظهها زودتر از آنچه فیلم میپندارد، مسیر خود را لو میدهد. »
قوتها و کاستیها
بااینهمه، شوخیها همیشه به یک اندازه طبیعی نیستند. گاهی دیالوگها بیش از آنکه از شخصیتها بجوشند، برای رساندن یک کنایهٔ معاصر نوشته شدهاند؛ در نتیجه، صدای شخصیتها مصنوعی یا تکراری به گوش میرسد. همچنین کفهٔ کمدی از وحشت سنگینتر است. قتلها و تعقیبوگریزها حضور دارند، اما فیلم کمتر برای ساختن دلهرهٔ ممتد مکث میکند.
تماشاگر بیشتر سرگرم ماجراجویی و شوخیهاست تا نگران تهدیدی که در کمین شخصیتهاست. این اولویت، برای دوستداران کمدیهای اسلشرپسند نقطهٔ قوت و برای علاقهمندان به وحشت جدی، محدودیتی روشن خواهد بود. ریتم، اجرا و ارجاع به گذشته کارگردانی Nahnatchka Khan فیلم را با ریتمی تند پیش میبرد و اجازه نمیدهد ایدهٔ سفر در زمان به توضیحهای طولانی و سنگین تبدیل شود.
ساختار مبتنی بر رفتوآمد میان دو دوره، موقعیتهای تازهای فراهم میکند و فیلم با انرژی به سراغ آنها میرود. بازیگران مکمل، بهویژه در نقش نوجوانان دههٔ هشتاد، به ساختن فضای گروهی فیلم کمک میکنند؛ هرچند برخی شخصیتها بیشتر تیپهایی کمیکاند تا آدمهایی با مسیر مستقل و جزئیات ماندگار.
« بااینهمه، شوخیها همیشه به یک اندازه طبیعی نیستند. »
جمعبندی
ارجاعها به سینمای نوجوانانه و اسلشرهای قدیمی، بخشی از لذت اثر را میسازند. فیلم از نشانههای آشنای این گونهها استفاده میکند، اما آنها را در قالبی سبکتر و معاصرتر میچیند. با این حال، نوستالژی همیشه به بازآفرینی کامل یک دوره نمیانجامد؛ گاهی بیشتر شبیه اشارهای سریع به خاطرهای جمعی است تا ساختن جهانی که مستقل و زنده به نظر برسد.
همین امر سبب میشود حالوهوای دههٔ هشتاد برای بعضی تماشاگران دلنشین باشد و برای برخی دیگر کمی صیقلی و نمایشی جلوه کند. جمعبندی «Totally Killer» فیلمی خوشریتم و خوشنیت است که ایدهای جذاب را با ترکیب سفر در زمان، طنز نوجوانانه و قتلهای اسلشری به اثری سرگرمکننده بدل میکند. قوت اصلیاش در انرژی بازیگران، برخورد دو نسل و رابطهٔ عاطفی جیمی با مادرش نهفته است؛ در مقابل، معمای قاتل زودتر از موعد قابلحدس میشود، برخی شوخیها تکرار میشوند و شخصیتپردازی از عمقی که طرح وعده میدهد برخوردار نیست.
این فیلم در ساختن وحشت ماندگار یا معمایی دشوار جاهطلبی چندانی ندارد، اما برای تماشاگرانی که ترکیبی سبک، بامزه و مناسب حالوهوای هالووین میخواهند، پیشنهاد دلپذیری است؛ اثری که بیش از آنکه بترساند، با بازیگوشی سرگرم میکند.
« ارجاعها به سینمای نوجوانانه و اسلشرهای قدیمی، بخشی از لذت اثر را میسازند. »
ثبت دیدگاه