نقد و بررسی
نقد توسون پاشا (Tosun Pasha) | 1976
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدیِ جعل و رقابت بر سر دره «توسون پاشا» ساختهٔ کارتال تبت و نوشتهٔ یاووز تورگل، کمدی ترکیهای سال ۱۹۷۶ است که ماجرایش در مصرِ عثمانی و در میان دو خاندان رقیب میگذرد. محور نزاع، درهای سرسبز و ارزشمند است؛ اما رقابت بر سر زمین، خیلی زود به رقابت بر سر ازدواج، اعتبار خانوادگی و نفوذ نزد داور بیگ گره میخورد.
خانوادهٔ تللیاوغلو، که در این کشاکش دست پایین را دارد، پیشخدمت خود، شعبان، را به جای توسون پاشا جا میزند؛ شخصیتی بلندپایه که نام و هیبتش میتواند ورق را برگرداند. این طرح ساده، موتور یک کمدی موقعیت است: آدمهایی که برای رسیدن به منفعتی کوچک، نقشههایی بزرگ و increasingly نامعقول میکشند.
نقشهای که با هر گام پیچیدهتر میشود توان اصلی فیلم در آن است که جعل هویت را صرفاً یک شوخی گذرا نمیگیرد؛ آن را به سرچشمهای برای زنجیرهای از سوءتفاهمها و تصمیمهای تازه بدل میکند. شخصیتها میخواهند اوضاع را کنترل کنند، اما هر تدبیرشان مسئلهای دیگر میسازد. طنز از فاصلهٔ میان تصویری که آنان از خود دارند و رفتاری که در عمل نشان میدهند جان میگیرد: خاندانهایی که خود را صاحب شأن و تدبیر میدانند، درگیر معاملاتی کودکانه و حسادتهایی آشکار میشوند.
« شخصیتها میخواهند اوضاع را کنترل کنند، اما هر تدبیرشان مسئلهای دیگر میسازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
دره در این میان فقط قطعهای زمین نیست. بهانهای است که شخصیتها را کنار هم میآورد و تناقضهایشان را نمایان میکند. خواستگاری، روابط خویشاوندی و جایگاه اجتماعی همه به ابزار چانهزنی تبدیل میشوند. فیلم با همین اغراق نشان میدهد که چگونه منفعت میتواند زبانِ احترام و عاطفه را به پوششی برای معامله بدل کند؛ هرچند این نقد اجتماعی بیشتر در دل شوخیها پنهان است تا آنکه به بیانی جدی و مستقیم تبدیل شود.
شعبان؛ نیروی نامنتظرهٔ کمدی کمال سونال در نقش شعبان، هستهٔ عاطفی و کمیک فیلم را شکل میدهد. بازی او بر تضاد میان سادگی شخصیت و موقعیت پرطمطراقی استوار است که در آن قرار گرفته: مردی معمولی باید چنان رفتار کند که دیگران او را صاحب اقتدار بدانند. سونال برای خنداندن، به نمایش پرهیاهو متکی نیست؛ مکثها، نگاهها و واکنشهای بهظاهر بیتکلفش اغلب خودِ موقعیت را بامزهتر میکنند.
همین خویشتنداری باعث میشود شعبان حتی هنگامی که در مرکز فریبکاری قرار گرفته، حضوری انسانی و دوستداشتنی داشته باشد. شخصیت او از یک سو ابزار نقشهٔ دیگران است و از سوی دیگر، با ورود به نقشی تازه، ناخواسته قواعد بازی را تغییر میدهد. این دوگانگی به کمدی عمق میبخشد: تماشاگر هم به لغزشهای شعبان میخندد و هم میتواند دریابد که چرا خاندانهایی که او را به کار گرفتهاند، چندان سزاوار همدلی بیقیدوشرط نیستند.
« بهانهای است که شخصیتها را کنار هم میآورد و تناقضهایشان را نمایان میکند. »
شخصیتها و اجرا
فیلم از این راه، میان کمدیِ مبتنی بر شخصیت و کمدیِ مبتنی بر موقعیت تعادل برقرار میکند. گروه بازیگران؛ هماهنگی در دل شلوغی حضور گروهی از بازیگران شناختهشده، به جهان فیلم انرژی میدهد. شنر شن در نقش لطفی، در کنار سونال، نیرویی متفاوت به کمدی میآورد؛ تقابل این دو، فقط بر تفاوت منش و جایگاه استوار نیست، بلکه از دو شیوهٔ بازیگری نیز بهره میگیرد.
چهرههای دیگر، از جمله آدیل ناشیت، آیشِن گرودا و مژده آر، هر یک به فضای خانوادگی و پرتنش داستان رنگ جداگانهای میبخشند. فهرست بازیگران فیلم همچنین حضور چهرههایی چون ذهنی گوکتای و ارگین اوربی را ثبت میکند. مهمتر از درخشش منفرد هر بازیگر، حسِ بازی گروهی است. بسیاری از لحظههای خندهدار زمانی اثر میکنند که چند شخصیت با واکنشهای متفاوت در یک صحنه حاضرند: یکی با جدیت ادعا میکند، دیگری از همان ادعا سود میجوید و سومی با نگاهی ناباورانه آن را میپذیرد.
این هماهنگی، آشفتگی داستان را به بخشی از لذت تماشا بدل میکند. بااینحال، تعدد شخصیتها گاهی اجازه نمیدهد همهٔ آنها به یک اندازه پرداخت شوند؛ برخی بیشتر برای حفظ ضرباهنگ و افزودن شوخی در صحنه حضور دارند تا برای داشتن مسیری مستقل. ریتم، دیالوگ و تکرار فیلمنامهٔ تورگل به موقعیتسازی متکی است و بسیاری از شوخیهایش از بازگشت یک دروغ یا برداشت نادرست در زمانی نامناسب پدید میآیند.
« فیلم از این راه، میان کمدیِ مبتنی بر شخصیت و کمدیِ مبتنی بر موقعیت تعادل برقرار میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بعضی دیالوگها و لحظهها، بهویژه وقتی تماشاگر سازوکار طنز را شناخته است، همچنان خندهدار میمانند؛ زیرا اجرا و زمانبندی بازیگران به آنها جان تازه میدهد. اما همین تکیه بر الگوهای تکرارشونده گاهی به قابلپیشبینیشدن شوخیها میانجامد. وقتی یک سوءتفاهم چند بار با صورتبندی مشابه بازمیگردد، غافلگیری نخستین بار را ندارد.
این تکرار را میتوان هم نقطهضعف دانست و هم بخشی از خصلت کمدی فیلم. «توسون پاشا» به دنبال ساختاری ظریف و پنهانکارانه نیست؛ از تکرار، اغراق و انباشتهشدن آشوب برای تولید خنده بهره میگیرد. تماشاگرانی که با این شیوه همراه شوند، ممکن است حتی شوخیهای آشنا را از پیش انتظار بکشند و باز از اجرای آنها لذت ببرند.
برای مخاطبی که تازگی روایی را معیار اصلی میداند، همان بازگشتها احتمالاً بیش از حد محسوس خواهد بود. جهان بصری و فضای تاریخی فضای اسکندریهٔ قرن نوزدهم، در فیلم بیش از آنکه بازسازی تاریخی موشکافانهای باشد، چارچوبی نمایشی برای نزاع خاندانهاست. لباسها، القاب و مناسبات قدرت به داستان حالوهوایی تاریخی میدهند، اما اثر علاقهای ندارد که این پسزمینه را به پژوهشی جدی دربارهٔ مصر عثمانی بدل کند.
« اما همین تکیه بر الگوهای تکرارشونده گاهی به قابلپیشبینیشدن شوخیها میانجامد. »
قوتها و کاستیها
تاریخ در اینجا صحنهای است برای بازی با شأن، سلسلهمراتب و تصور مردم از اقتدار. این انتخاب با لحن اثر سازگار است، اما مرز میان فضای تاریخی و دکور کمدی را نیز روشن میکند. اگر کسی انتظار جزئیات دقیق تاریخی یا تصویری واقعگرایانه از جامعهٔ آن روزگار داشته باشد، فیلم احتمالاً او را راضی نخواهد کرد.
ارزش اصلی این جهانسازی در این است که به شوخیها شکلی متمایز میدهد و تضاد میان ظاهر رسمی و رفتار فرصتطلبانهٔ شخصیتها را برجسته میکند. فیلم همچنین بهواسطهٔ موسیقیاش در حافظهٔ مخاطبان مانده است؛ موسیقیای که در کنار بازیها، به هویت سرگرمکننده و پرتحرک اثر کمک میکند. اغراق و نگاه اجتماعی یکی از ویژگیهای دوپهلو و جذاب فیلم، منفعتطلبی تقریباً همگانی شخصیتهاست.
کمتر کسی در این جهان بیغرض به نظر میرسد؛ افراد، بسته به موقعیت، از خویشاوندی و عشق و احترام بهعنوان راهی برای رسیدن به خواستههای خود استفاده میکنند. این اغراق، سرچشمهٔ بخش مهمی از طنز است، زیرا رقابت خانوادگی را تا مرز مضحکه پیش میبرد. در عین حال، ممکن است برای بعضی تماشاگران شخصیتها را بیش از اندازه حسابگر یا کارتونی جلوه دهد.
« تاریخ در اینجا صحنهای است برای بازی با شأن، سلسلهمراتب و تصور مردم از اقتدار. »
جمعبندی
بااینهمه، فیلم از داوری اخلاقی خشک پرهیز میکند. بهجای آنکه شخصیتی را کاملاً درستکار و دیگری را یکسره فریبکار معرفی کند، بیشتر بر سازوکاری تمرکز دارد که همه را به بازی خود میکشاند. همین نگاه باعث میشود خنده فقط متوجه یک فرد نباشد؛ خودِ مناسباتی که زمین، ازدواج و اعتبار را به ابزار معامله بدل کردهاند نیز هدف شوخی قرار میگیرند.
البته این نقد در حد اشاره و طنز باقی میماند و به تحلیل اجتماعی گستردهای تبدیل نمیشود. جمعبندی «توسون پاشا» کمدیای پرجنبوجوش است که نیروی خود را از طرحی روشن، بازی گروهی هماهنگ و حضور شاخص کمال سونال میگیرد. تکرار بعضی شوخیها، آشنایی برخی موقعیتها و اغراق در منفعتطلبی شخصیتها میتواند از تازگی فیلم بکاهد، اما همنشینی بازیگران و مهارت اثر در تبدیل یک فریب ساده به سلسلهای از موقعیتهای کمیک، همچنان جذابیت آن را حفظ میکند.
فیلم نه بهدنبال واقعگرایی تاریخی است و نه پیچیدگی روانشناختی؛ ارزشش در ریتم جمعی، شوخطبعی و شخصیتهایی است که با تمام خودخواهی و آشفتگیشان به یاد میمانند. از همین رو، اثری است که حتی اگر برخی شوخیهایش پیشاپیش شناخته شده باشند، تماشای دوبارهاش میتواند همچنان مفرح باشد.
« بااینهمه، فیلم از داوری اخلاقی خشک پرهیز میکند. »
ثبت دیدگاه