نقد و بررسی
نقد حیف که او بدذات است (Too Bad She's Bad) | 1954
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدیِ دزدی در خیابانهای رم «Too Bad She’s Bad» ساختهٔ Alessandro Blasetti، کمدی رمانتیکی است که از یک برخورد نامتعارف آغاز میشود: لینا استروپیانی و دو همدستش میکوشند تاکسی پائولو را بربایند، اما این نقشهٔ کوچک، او را به جهان خانوادگی پرحیلهٔ لینا میکشاند. فیلم از همین موقعیت ساده، رشتهای از فریب، تعقیب، سوءتفاهم و کشش عاطفی میسازد؛ جهانی که در آن مرز میان دلخوری و دلباختگی به نازکیِ یک لبخند است.
اثر نه در پی تعلیقی جنایی و پیچیده است و نه میخواهد تصویری تلخ از جرم ارائه کند. دزدی در اینجا بیش از آنکه تهدیدی واقعی باشد، موتور محرک بازی و شیطنت است؛ راهی برای برخورد آدمهایی که در شرایط عادی شاید هرگز به هم نزدیک نمیشدند. همین انتخاب، فضای فیلم را سبک و پرتحرک نگه میدارد، هرچند گاه بهای این سبکی، کممایگی پیرنگ است.
رم؛ پسزمینهای زنده برای بازی رمِ فیلم صرفاً مکانی برای وقوع ماجرا نیست؛ شهر در رفتوآمد تاکسیها، خیابانها و برخوردهای روزمره، به بخشی از ریتم کمدی بدل میشود. فضای شهری به روایت حس حرکت میدهد و به ماجراهای کوچک شخصیتها مقیاسی ملموس میبخشد. این تصویر از رم، نه منظرهای توریستی و باشکوه، بلکه محیطی پرجنبوجوش و آشناست که در آن هر برخورد میتواند به دردسر تازهای بینجامد.
فیلم از حالوهوای ایتالیای پس از جنگ نیز بهره میگیرد، اما آن را به خطابهای اجتماعی تبدیل نمیکند. زندگی روزمره، تنگنای مالی و تلاش برای گذران امور در پسزمینه احساس میشود؛ بااینحال، تمرکز اصلی بر شور کمدی و مناسبات میان آدمهاست. نتیجه، فضایی دلنشین است که تلخیهای احتمالی را به حاشیه میراند، بیآنکه شهر را به دکوری بیروح تقلیل دهد.
« اثر نه در پی تعلیقی جنایی و پیچیده است و نه میخواهد تصویری تلخ از جرم ارائه کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
لینا؛ مرکز ثقل شوخی و اغوا Sophia Loren در نقش لینا، مهمترین نیروی جاذبهٔ فیلم است. شخصیت او با فریبکاری تعریف میشود، اما بازیگر از تبدیل او به چهرهای یکبعدی جلوگیری میکند. لینا هم زیرک و چابک است، هم از توجهی که برمیانگیزد آگاه؛ با این همه، حضورش فقط به ظاهر و جذابیت متکی نمیماند.
توانایی او در تغییر لحن، گریز از موقعیت و چرخاندن گفتوگو به سود خود، بخش مهمی از کمدی فیلم را میسازد. لورن به نقش انرژی و وقار همزمان میدهد. حتی در لحظههایی که روایت از شخصیتپردازی عمیق فاصله میگیرد، حضور او صحنه را زنده میکند و به کنشهای کوچک معنا میبخشد. لینا نه قهرمانی اخلاقی است و نه شروری که فیلم بخواهد محکومش کند؛ او در قلمرو بازیگوشانهای حرکت میکند که در آن فریب، بخشی از مهارت زیستن و حفظ استقلال است.
همین ابهام، هرچند ساده و سبک، به شخصیت طراوت میدهد. پائولو و کشاکش میان خشم و شیفتگی Marcello Mastroianni در نقش پائولو، سویهٔ واکنشی ماجرا را بر عهده دارد. او رانندهای است که از دزدیدهشدن تاکسیاش خشمگین میشود، اما همزمان نمیتواند از لینا چشم بپوشد. این دوگانگی، پایهٔ رابطهٔ کمدی میان آنهاست: پائولو میخواهد نظم و انصاف را بازگرداند، اما هر بار که به این هدف نزدیک میشود، کشش عاطفیاش داوری او را مختل میکند.
ماسترویانی نقش را با نوعی دستپاچگی خوشایند پیش میبرد. پائولو در برابر چابکی لینا، گاه سادهدل و گاه سمج به نظر میرسد؛ همین تفاوت، اصطکاکی میسازد که فیلم از آن برای شوخی استفاده میکند. شیمی میان او و لورن بیش از آنکه بر گفتوگوهای عاشقانهٔ پرطمطراق تکیه کند، از واکنشها و مکثها شکل میگیرد.
« لینا؛ مرکز ثقل شوخی و اغوا Sophia Loren در نقش لینا، مهمترین نیروی جاذبهٔ فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
هر یک دیگری را به بازی میگیرد و همین کشمکش، رابطه را از یکنواختی نجات میدهد. حضور پررنگ Vittorio De Sica Vittorio De Sica در نقش پدر لینا، چهرهای مکمل اما بسیار مؤثر است. او با ظاهر آراسته و رفتار ظاهراً محترمانهاش، تضادی طنزآمیز با حرفهٔ خانوادگیاش میسازد. شخصیتش نشان میدهد که تبهکاری در این خانواده نه حادثهای منفرد، بلکه میراثی آموختهشده و تقریباً مایهٔ افتخار است.
از همینرو، پائولو با مسئلهای بزرگتر از یک دزدی روبهرو میشود: او وارد جمعی شده که قواعد خودش را دارد. دسیکا برای نقش، طنزی خشکتر و سنجیدهتر از انرژی پرجنبوجوش لورن فراهم میکند. حضور او به فیلم وزنی کمیک میدهد و در عین حال، فضای خانوادگی اثر را گسترش میبخشد. رابطهٔ پدر و دختر نیز صرفاً زمینهای برای شوخی نیست؛ این دو در نوعی همکاری دائمی به سر میبرند که در آن مهارت، تجربه و زیرکی میان نسلها دستبهدست میشود.
فیلم از این ایده بهرهٔ خوبی میبرد، گرچه فرصت چندانی برای کندوکاو جدیتر در آن پیدا نمیکند. گفتوگوها و ضرباهنگ کمدی گفتوگوهای تند و شوخطبعانه از نقاط قوت اصلی فیلماند. شخصیتها بهندرت در یک موضع ثابت میمانند: اتهام بهانهای برای معاشقه میشود، توضیح به فریب میانجامد و هر پاسخ میتواند آغاز دور تازهای از سوءتفاهم باشد.
این چرخشهای زبانی، بهویژه در صحنههایی که لینا میکوشد خود را از دردسر بیرون بکشد، به روایت سرزندگی میبخشند. بااینحال، فیلم همیشه در حفظ شتاب موفق نیست. بعضی موقعیتها پس از آنکه شوخی اصلیشان روشن شده، بیش از اندازه ادامه مییابند و برخی گرهها نیز آنقدر آشنا هستند که غافلگیری چندانی ایجاد نمیکنند.
« هر یک دیگری را به بازی میگیرد و همین کشمکش، رابطه را از یکنواختی نجات میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ریتم، در بخشهایی پرشتاب و در بخشهایی کشدار میشود؛ گویی فیلم گاهی به جذابیت بازیگران و موقعیتهای کمیک تکیه میکند، بیآنکه روایت را با همان دقت پیش ببرد. این نوسان، لذت تماشای اثر را از میان نمیبرد، اما از انسجام آن میکاهد. فیلمنامه و محدودیتهای روایت فیلمنامه بر طرحی ساده استوار است و بیشتر از آنکه بر تحول درونی شخصیتها تمرکز کند، آنان را در زنجیرهای از موقعیتهای تازه قرار میدهد.
این رویکرد برای کمدی سبک و پرتحرک مناسب است؛ زیرا هر صحنه فرصتی برای بازی، فریب یا واکنش تازه فراهم میکند. بااینهمه، مسیر کلی داستان چندان پیچیده نیست و بعضی پیچشها را میتوان زودتر از وقوع حدس زد. ضعف دیگر، تکرار الگوی پایهٔ شوخیهاست: پائولو به حقیقتی نزدیک میشود، لینا یا خانوادهاش او را از مسیر خارج میکنند و ماجرا با شکلی تازه ادامه مییابد.
این ساختار در آغاز سرگرمکننده است، اما چون فیلم همواره عمق یا تغییری متناسب به آن نمیافزاید، اثر در نیمههایی از روایت احساس میشود که دور خود میچرخد. با وجود این، فیلمنامه برای نمایش توانایی بازیگران و ساختن کمدی موقعیت کارآمد است و از هدف اصلیاش، یعنی سرگرمکردن، دور نمیشود.
جایگاه فیلم در کارنامهٔ بازیگران «Too Bad She’s Bad» بهسبب کنار هم قرار گرفتن لورن و ماسترویانی نیز اهمیت دارد؛ فیلم نخستین همکاری سینمایی این دو بازیگر به شمار میرود. تماشای شکلگیری هماهنگی آنان در اثری که هنوز رابطهشان را در قالب کشمکشی سبک و بازیگوشانه میآزماید، جذابیت ویژهای دارد.
« این نوسان، لذت تماشای اثر را از میان نمیبرد، اما از انسجام آن میکاهد. »
قوتها و کاستیها
در کنار آنها، دسیکا حضوری دارد که از پیوند میان کمدی و تجربهٔ بازیگری بهره میگیرد و مجموعهٔ بازیها را متنوعتر میکند. فیلم همچنین از آن دسته کمدیهایی است که بیش از آنکه با طرحی ماندگار شناخته شود، با کیفیت حضور بازیگران در ذهن میماند. شخصیتها در متن داستانی محدود حرکت میکنند، اما اجراها به آنان جلوه و تمایز میبخشند.
همین تکیه بر کاریزما گاهی جانشین بسط دراماتیک میشود؛ بااینحال، در فیلمی با چنین لحن سبکی، این انتخاب تا اندازهای مؤثر است. جمعبندی «Too Bad She’s Bad» کمدیای خوشقریحه و پرتحرک است که نقطهٔ قوت اصلیاش را در بازیهای پرانرژی Sophia Loren، Marcello Mastroianni و Vittorio De Sica مییابد.
رمِ زنده، گفتوگوهای شوخ و کشمکش میان فریب و شیفتگی، به فیلم حالوهوایی دلپذیر میبخشند. در سوی دیگر، پیرنگ کممایه، شوخیهای گاه تکراری و ضرباهنگ نامتوازن مانع از آن میشوند که اثر به کمدیای کاملاً منسجم و غافلگیرکننده بدل شود. بااینهمه، فیلم در محدودهٔ خود موفق است: سرگرمیای سبک و صمیمی که بیش از پیچیدگی داستان، بر حضور بازیگران و بازیگوشی موقعیتها تکیه دارد.
تماشاگرانی که از کمدیهای کلاسیک ایتالیایی و برخورد شخصیتهای متضاد لذت میبرند، در آن اثری دلنشین خواهند یافت؛ اثری که شاید قصهاش در ذهن نماند، اما شور و جذابیت اجراهایش بهسادگی فراموش نمیشود.
« شخصیتها در متن داستانی محدود حرکت میکنند، اما اجراها به آنان جلوه و تمایز میبخشند. »
ثبت دیدگاه