نقد و بررسی
نقد بازی فردا (Tomorrow's Game) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به گذشته، بازنگری در میراث «Tomorrow’s Game» از ترکیب آشنایی بهره میگیرد: نوجوانی که دلبستگی چندانی به بیسبال ندارد، ناگهان در دل تاریخ این ورزش قرار میگیرد و ناچار میشود معنای پیوند خانوادگیاش را از نو کشف کند. دانیل در روزی که عمویش در آستانه ورود به تالار مشاهیر بیسبال است، با گذشتهای روبهرو میشود که برایش نه خاطرهای زنده، بلکه مجموعهای از افتخارات دور و بیارتباط به نظر میرسد.
سفر به سال ۱۹۵۷، او را در موقعیتی میگذارد که دیگر نمیتواند از تاریخ خانوادهاش فاصله بگیرد؛ گذشته اکنون پیرامون او جریان دارد و هر تصمیمی ممکن است بر میراثی که از آن میگریخت اثر بگذارد. فیلم این چارچوب را برای روایت داستانی درباره خانواده، هویت و ارزش تجربههای مشترک به کار میگیرد، بیآنکه از همان ابتدا خود را بیش از اندازه جدی بگیرد.
فیلمی خانوادگی با قواعد ساده یکی از امتیازهای فیلم، روشنبودن مسیر کلی داستان است. تماشاگر لازم نیست در پیچیدگیهای سازوکار سفر در زمان یا مناسبات تاریخی گم شود؛ موقعیت مرکزی بهسرعت شکل میگیرد و انگیزه دانیل برای همراهی با دوستان تازهاش قابلفهم باقی میماند. همین سادگی، اثر را برای تماشای خانوادگی مناسب میکند و امکان میدهد کودکان نیز با ماجراجویی آن همراه شوند.
« فیلمی خانوادگی با قواعد ساده یکی از امتیازهای فیلم، روشنبودن مسیر کلی داستان است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در عین حال، سادگی همیشه به معنای انسجام نیست. گاه اتفاقها بیشتر به این دلیل رخ میدهند که قصه به حرکت نیاز دارد، نه آنکه از شخصیتها و شرایط داستان به شکلی طبیعی برآمده باشند. این فاصله میان ایده جذاب و اجرای نهچندان محکم، در بخشهایی از فیلم احساس میشود. دانیل و کشف تدریجی گذشته دانیل در آغاز، نسبت به بیسبال و افتخارات عمویش بیتفاوت است؛ بیتفاوتیای که برای داستان نقشی اساسی دارد.
اگر از همان ابتدا شیفته ورزش و تاریخ خانواده بود، سفر زمانی چه چیزی را در او دگرگون میکرد؟ مواجههاش با گذشته فرصتی میشود تا آنچه را از نزدیک نمیفهمید، لمس کند: تلاشهای نسل پیشین، دشواری ساختن اعتبار و معنای افتخاری که اکنون برایش بدیهی به نظر میرسد. این تحول از نظر مضمون قابلدفاع است، هرچند گاهی فیلم آن را بیش از اندازه آشکارا توضیح میدهد.
بهجای آنکه هر لحظه را به رفتار و واکنش دانیل بسپارد، دیالوگها بعضاً خودِ پیام را بازگو میکنند و در نتیجه از ظرافت کشف شخصی او میکاهند. سالی؛ انرژی و حضور بهیادماندنی سالی، با بازی Miranda Meadows، از شخصیتهایی است که به فیلم نیرو میدهد. او تنها همراهی برای پیشبرد ماجراجویی نیست؛ شور و اطمینانش نسبت به بیسبال، نقطه مقابل بیاعتنایی دانیل قرار میگیرد و فرصتی برای مواجهه دو نگاه متفاوت فراهم میآورد.
« در عین حال، سادگی همیشه به معنای انسجام نیست. »
شخصیتها و اجرا
بازی Meadows حضوری پرتحرک و بهیادماندنی دارد و در صحنههایی که روایت نیازمند سرزندگی است، به اثر کمک میکند. بااینحال، بیان پررنگ و نمایشی شخصیت در بعضی لحظات ممکن است با لحن طبیعیتر دیگر بخشها همخوان نباشد. نتیجه، شخصیتی دوستداشتنی اما نه همیشه یکدست است؛ نیرویی که هم به جذابیت فیلم میافزاید و هم گاه از هماهنگی کلی اجرا بیرون میزند.
طنز، رفاقت و جاذبه بازی بخش مهمی از دلنشینی فیلم از تعامل میان شخصیتها و موقعیتهای کمیک آن میآید. همراهی دانیل با سالی و شخصیتهای دیگر، از جمله جورج جوان، فضای ماجراجویانه را از حالت صرفاً آموزشی بیرون میآورد. شوخیهای فیزیکی و دستوپاچلفتیبودن گروه در برابر موقعیتهای تازه، لحظاتی سبک و سرگرمکننده میسازد.
بیسبال نیز فقط پسزمینهای تزئینی نیست؛ فیلم میکوشد هیجان رقابت را به تجربهای انسانی پیوند بزند و نشان دهد چرا این بازی برای کسانی که آن را دوست دارند، چیزی فراتر از نتیجه مسابقه است. در بهترین لحظات، شور شخصیتها نسبت به بازی به تماشاگر منتقل میشود، حتی اگر او طرفدار بیسبال نباشد.
« بازی Meadows حضوری پرتحرک و بهیادماندنی دارد و در صحنههایی که روایت نیازمند سرزندگی است، به اثر کمک میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
گذشتهای که بیشتر حس میشود تا بازسازی شود بازگشت به دهه پنجاه، امکان جذابی برای ساخت فضایی نوستالژیک فراهم میکند. لباسها، محیطهای ورزشی و وسایل مرتبط با پخش مسابقه، به فیلم کمک میکنند تا فاصله زمانی را ملموس سازد. دستگاهی که در قصه با سفر در زمان پیوند دارد نیز عنصری خیالانگیز است و به ماجراجویی رنگی کودکانه میبخشد.
بااینهمه، فیلم بهجای آنکه دوره تاریخی را با جزئیات فراوان و چندلایه بازآفرینی کند، بیشتر از نشانههای آشنا برای ساختن حالوهوای گذشته بهره میبرد. این انتخاب با مقیاس خانوادگی اثر سازگار است، اما گاهی حس میشود زمینه تاریخی ظرفیت بیشتری برای پرداخت داشته است. موضوع نابرابری و دیدهنشدن برخی بازیکنان نیز در دل قصه حضور دارد، ولی توسعه آن به اندازهای نیست که به محور دراماتیک کاملاً پرقدرتی بدل شود.
ریتمی که گاه از نفس میافتد نقطهضعف آشکار فیلم، ریتم آن است. با وجود آنکه داستان بر پایه سفر زمانی و ماجراجویی شکل گرفته، حرکت روایت همیشه به اندازه ایده مرکزی پرشتاب نیست. بعضی گفتوگوها طولانیتر از نیاز صحنه ادامه مییابند و تأکید مکرر بر مضمونها، از انرژی لحظهها میکاهد. فیلم گاهی میان شوخی، احساسات خانوادگی و پیام اخلاقی رفتوآمد میکند، بیآنکه گذار میان این لحنها کاملاً روان باشد.
« لباسها، محیطهای ورزشی و وسایل مرتبط با پخش مسابقه، به فیلم کمک میکنند تا فاصله زمانی را ملموس سازد. »
قوتها و کاستیها
از همینجا است که بعضی جزئیات اجرایی آزاردهنده میشوند: نه لزوماً به سبب بزرگی یک خطا، بلکه چون انباشت انتخابهای کمدقت، تماشاگر را از جریان داستان بیرون میکشد. قصهای که میتوانست با حذف مکثهای اضافی سرزندهتر باشد، در بخشهایی کشدار و کماثر به نظر میرسد. میان سادگی دلپذیر و آبکیشدن «Tomorrow’s Game» فیلمی نیست که بخواهد پیچیدگیهای روانشناختی یا تاریخی را با عمق فراوان واکاوی کند.
زبان روایت ساده است و شخصیتها عموماً در خدمت حرکت داستان و انتقال پیام قرار میگیرند. این رویکرد برای مخاطب کمسنتر میتواند مزیت باشد؛ رابطه خانوادگی، اهمیت پشتکار و احترام به گذشته بدون دشواری فهمیده میشوند. اما همین رویکرد گاه به سطحیشدن میانجامد. برخی موقعیتها بیش از آنکه پیامد عاطفی قانعکنندهای داشته باشند، صرفاً وسیلهای برای رساندن داستان به مرحله بعد هستند.
بنابراین فیلم در لحظاتی میان گرمای صمیمانه و احساس آبکیبودن نوسان میکند: عاطفهاش صادقانه است، ولی همیشه با پرداخت کافی پشتیبانی نمیشود. جمعبندی «Tomorrow’s Game» ماجراجویی خانوادگی خوشقلبی است که سفر در زمان را بهانهای برای نزدیکشدن دانیل به گذشته خانواده و جهانی میکند که پیشتر برایش اهمیتی نداشت.
« قصهای که میتوانست با حذف مکثهای اضافی سرزندهتر باشد، در بخشهایی کشدار و کماثر به نظر میرسد. »
جمعبندی
بازیهای دلنشین، طنز سبک، فضای دوستانه و حضور پرجاذبه سالی از نقاط قوت آناند. در سوی دیگر، ریتم کند، گفتوگوهای کشدار و اجرای نابرابر بعضی جزئیات مانع میشوند که ایده اصلی به تجربهای کاملاً منسجم و اثرگذار بدل شود. فیلم بیش از آنکه برای تماشاگرانی ساخته شده باشد که انتظار روایتی پیچیده و پرداخت تاریخی دقیق دارند، به مخاطبی پاسخ میدهد که خواهان قصهای ساده، بامزه و خانوادگی است.
حاصل، اثری بینقص نیست، اما گرمایی دارد که میتواند برای یک تماشای جمعی دلپذیر کافی باشد.
« بازیهای دلنشین، طنز سبک، فضای دوستانه و حضور پرجاذبه سالی از نقاط قوت آناند. »



ثبت دیدگاه